آرشیو وبلاگ
      علم , دانش , فناوری و هنر (جدیدترین مقالات علمی)
مزایای ربات‌های جراح نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٧

استفاده از ربات‌ها هنگام جراحی موجب افزایش دقت جراح حین عمل می‌شود. ربات‌ها قادرند بدون لرزش و با دقت بالا برش‌های مورد نظر جراح را ایجاد کنند، از جهتی دیگر استفاده از این ربات‌ها موجب صرفه‌جویی در وقت می‌شود. از مزایای این روش برای بیمار می‌توان به کاهش دردهای بعد از عمل، اسکار کمتر، خونریزی کمتر و خطر کمتر عفونت و همچنین کوتاهی دوره بستری در بیمارستان و تسریع دوره بهبودی و بازگشت سریع‌تر به فعالیت روزمره اشاره کرد.

2 نمونه پیشرفته از ربات‌های جراح

 

مرکز پزشکی دانشگاه مریلند هم اکنون از پیشرفته‌ترین فناوری رباتیک به نام سیستم جراحی داوینچیS استفاده می‌کند

که از 3 قسمت اصلی تشکیل شده است:

1. ربات اصلی که درکنار بیمار قرار می‌گیرد و 4‌‌بازو و یک دوربین اندوسکوپ با قدرت بزرگنمایی بالا دارد که در خدمت دست و چشم جراح هستند.

2. محلی برای نشستن و کنترل ربات توسط جراح.

3. یک رایانه که آنچه دوربین می‌بیند را به تصاویر سه بعدی تبدیل می‌کند.

رباتیک و جراحی surgery of the robot

یکی از مزایای این دستگاه این است که جراح در وضعیت نشسته و با راحتی بیشتر جراحی را دنبال می‌کند.

مهندسان دانشگاه دوکا نیز در حال کار روی ربات‌های جراحی هستند که قادرند به دور از اتاق عمل و با کمک یا بدون کمک انسان کار خود را انجام دهند. از این ربات‌های مجهز به هوش مصنوعی می‌توان برای درمان فضانوردان استفاده کرد. همچنین این ربات‌ها قادر خواهند بود در میدان‌های جنگ جابه‌جا شوند و هر جا سربازی زخمی یافتند، وی را مداوا کنند. ربات آزمایشی گروه دوکا از فناوری سونوگرافی سه بعدی به همراه یک نرم‌افزار هوش مصنوعی استفاده می‌کند. سرپرست این گروه که استفان اسمیت نام دارد، می‌گوید: «این ربات می‌تواند داخل بافت ارگان‌ها را مشاهده کند، در حالی که تاکنون فقط ظاهر ارگان‌هایی که در مقابل دوربین قرار می‌گیرند، قابل مشاهده بودند.»

این ربات دوربینی دارد که قادر است 30‌‌تصویر سه بعدی را در ثانیه به پردازنده رایانه ارسال کند. به عنوان مثال هنگام جراحی پروستات، رایانه با کمک تصاویر جمع‌آوری شده، تصاویری سه‌بعدی از پروستات می‌سازد. سپس این تصاویر را برای ربات و جراح ارسال می‌کند. پس از پردازش تصاویر رایانه دستورات لازم را به مغز ربات می‌فرستد.

دکتر اسمیت می‌گوید: «نکته حائز اهمیت این است که این ربات می‌تواند جراحی را در یک دهم زمان و با دقت 10 برابر نسبت به انسان جراح به پایان برساند.»

رباتیک و جراحی surgery of the robot

جراحی رباتیک در ایران

بحث جراحی رباتیک به کمک رایانه، پدیده نسبتا جدیدی در دنیاست، اما در عین حال رشد قابل توجهی داشته است و تحقیقات دانشکده‌های مهندسی پزشکی دانشگاه‌های معتبر دنیا به این سمت جهت گرفته است. در ایران نیز پروژه‌ای از طرف وزارت صنایع با مضمون هدف‌گذاری و تدوین استراتژی برای حوزه تجهیزات پزشکی در بخش ابزارهای جراحی توسط دکتر فرزام فرهمند انجام شد. در آ‌ن پروژه، طی مطالعه جامعی درباره ابزار جراحی، حوزه ابزارهای جراحی و کاربرد رباتیک و سیستم‌های رایانه‌ای به عنوان زمینه‌ای برای سوق دادن تحقیقات آتی به آن برگزیده شد. در همین خصوص آزمایشگاهی با عنوان جراحی رباتیک به صورت مشترک بین دانشکده مهندسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف و مرکز تحقیقات علوم و فناوری در پزشکی، در محل مرکز تحقیقات تاسیس شد. هدف اولیه این آزمایشگاه بررسی فناوری‌های جدید و کاربرد آنها در لوازم و تجهیزات جراحی و معرفی آنها به پزشکان است. البته قدم بعدی طراحی و پیاده‌سازی ابزارهای منتخب خواهد بود.

«روبولنز» یک نگهدارنده دوربین جراحی لاپاراسکوپیک است که به عنوان اولین محصول کامل این آزمایشگاه، وارد بخش بالینی شده است. چیزی که اهمیت دارد، این است که تولید ایده و فکر نباید متوقف شود و این افکار باید عملی شده و مورد آزمایش قرار گیرند تا دستگاهی جدید ساخته و به کار گرفته شود. با توجه به پیشرفت‌هایی که تاکنون صورت گرفته است، استفاده از ربات‌های پیشرفته جراح در اتاق‌های عمل داخلی در آینده‌ای نزدیک دور از انتظار نخواهد بود.

 

منبع: جام جم آنلاین ، roboticomology

  نظرات ()
طب مکمل چیست ؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٦

فهرست:

طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟

ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا

تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان

چکیدهای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM

سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM

چرا طب مکمل و جایگزین؟

 

 

طب مکمل و جایگزین (CAM) چیست؟

 

هر روش درمانی که خارج از محدوده‌ی روش‌های درمانی پزشکی جدید باشد، طب مکمل و جایگزین و یا به اختصار CAM نامیده می‌شود (CAM مخفف Complementary and Alternative Medicine).

سازمان NCCAM یا مرکز ملی طب مکمل و جایگزین آمریکا که از مراکز وابسته به وزارت بهداشت (HSS) و مرکز ملی بهداشت (NIH) کشور آمریکا می‌باشد و با سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد در این زمینه همکاری نزدیک دارد، CAM را به شاخه‌های زیر تقسیم نموده است:

انرژی درمانی – Energy Therapies
در این روش درمانی از حوزه‌های انرژی برای درمان بیماران استفاده می‌گردد. از نمونه‌های این روش می‌توان از ری کی (REI KI)، کی گونگ (Qi Gong)، درمان از طریق لمس با دست (Therapeutic Touch) و... نام برد.
 

درمان از طریق حرکت دادن اعضای بدن – Manipulative and body based
از نمونه‌های این روش می‌توان از ماساژ (massage)، کایروپراکتیک (Chiropractic) و... نام برد.
 

سیستم‌های پزشکی جایگزین – Alternative Medical Systems
این سیستم‌ها تئوری و روش‌های درمان مخصوص به خود را دارند که با پزشکی جدید تفاوت بنیادی دارند. مانند: هامیوپاتی، داروهای سنتی چینی ((Traditional Chinese Medicine (TCM) و...
 

درمان بیماری‌های جسمی از طریق ذهن - Mind-Body Interventions
در این سیستم با تکنیک‌های مختلف سعی در بالا بردن ظرفیت ذهن در تاثیر گذاری بر عملکرد جسم و در نهایت درمان دارند. از نمونه‌های این روش می‌توان از مدیتیشن (Meditation)، دعا (prayer)، درمان ذهنی (Mental Healing)، استفاده از هنر و موسیقی برای درمان و... نام برد.

نکته‌ی مهم: مطابق این تقسیم بندی، فرادرمانی در این شاخه قرار می‌گیرد.
 

درمان بیولوژیکی Biologically Based Therapies
در این نوع درمان از گیاهان دارویی، مواد غذایی و ویتامین‌ها برای درمان بهره برده می‌شود. از نمونه‌های این روش می‌توان از درمان از طریق مکمل‌های غذایی (Supplements Dietary) و محصولات دارویی گیاهی و. .. نام برد.


منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت سازمان ملل متحد
مرکز تحقیقاتی NCCAM زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: What Is CAM
 

_____________________________________________


 

ارایه‌ی خدمات طب جایگزین و مکمل CAM در بیمارستان‌های آمریکا

 

بر اساس آخرین مطالعات انجام شده در سال 2005، تعداد 1400 بیمارستان در سراسر کشور آمریکا خدمات طب جایگزین و مکمل CAM را به مراجعین خود ارائه کرده‌اند.

1400 بیمارستان (27 درصد از بیمارستان‌های آمریکا) از بیمارستان‌هایی که در این مطالعه مورد بررسی قرار گرفته‌اند، حداقل یکی از روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند. محبوب ترین روش‌های درمانی CAM که در این بیمارستان‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند، عبارتند از:

  • انرژی درمانی (Therapeutic Touch)

  • استفاده از یوگا (yoga)، تای چی (Tai Chi)، کی گونگ (Qi Gong) که در این روش از انرژی Qi برای درمان استفاده می‌شود.

  • ماساژ درمانی

بر اساس این گزارش...

  • 61 درصد از بیمارستان‌هایی که روش‌های درمانی CAM را ارائه کرده‌اند، دلیل آنرا تاثیر گذار بودن این روش‌ها اعلام کرده‌اند.

  • 87 درصد بیمارستان‌ها دلیل آنرا بخاطر درخواست و علاقه بیماران اعلام کرده‌اند.

  • 81 درصد بیمارانی که از CAM در این بیمارستان‌ها بهره برده‌اند، بابت آن پول پرداخت نموده‌اند که 37 درصد آن را بیمه‌های خدمات درمانی متقبل شده‌اند.


منبع گزارش:
مرکز تحقیقاتی NCCAM زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: CAM Offerings in U.S.Hospitals
 

_____________________________________________

 

 

تحقیقات برای استفاده از طب جایگزین و مکمل CAM در درمان سرطان

 

مرکز ملی سرطان کشور آمریکا از دهه 1940 مطالعات خود را بر روی تاثیر CAM در درمان سرطان آغاز نمود که بر اساس نتایج جالب تحقیقات انجام شده و سیاست این مرکز مطالعاتی برای گسترش مطالعات بر روی روش‌های جدید درمان بر اساس CAM، مرکز مطالعات طب مکمل و جایگزین برای سرطان (OCCAM- office of Cancer Complementary and Alternative Medicine) در سال 1998 پایه‌گذاری گردید.
 

هدف از ایجاد این مرکز تحقیقاتی جهت دهی و ارتقائ سطح تحقیقات در ارتباط با استفاده از CAM در درمان سرطان می‌باشد. این تحقیقات استفاده از CAM را در جلوگیری، تشخیص و درمان سرطان و همچنین درمان تاثیرات مخرب داروهای ضدسرطان را مورد بررسی قرار می‌دهد.
در سال 2005، مرکز ملی سرطان کشور آمریکا مبلغ 121077000 میلیون دلار را در جهت انجام تحقیقات در این زمینه اختصاص داده است که حدوداً 400 پروژه در این رابطه را در بر می‌گیرد.

منبع گزارش:
مرکز ملی سرطان کشور آمریکا NCI زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت آمریکا
عنوان گزارش: NCI CAM History and Role of OCCAM
 

_____________________________________________

 

 

چکیدهای از گزارش سازمان جهانی بهداشت وابسته به سازمان ملل متحد در ارتباط با طب مکمل و جایگزین CAM

 

مطابق نظریه‌ی سازمان بهداشت جهانی هر انسانی اجازه دارد که روش درمان خود را شخصا تعیین کند و هیچ جریانی اجازه‌ی تحمیل مستقیم و یا غیر مستقیم روش و یا روش‌هایی را برای درمان دیگران ندارد و نقض آن در واقع نقض حقوق بشر می‌باشد. بدیهی است در صورتی که روشی بدون وجود دلایل موجه و دنیا پسند و بدون طی نمودن مراحل مطالعاتی و تحقیقاتی، منع قانونی پیدا کند، بیماران را به طور غیرمستقیم از تجربه‌ی آن روش محروم نموده است که باید در پیشگاه وجدان بشری مورد مواخذه قرار بگیرد.

از اینرو، روز به روز کشور‌هایی متوجه‌ی حقوق حقه‌ی بیماران شده و به جمع طرفداران طب مکمل و جایگزین می‌پیوندند تا بیماران بتوانند با تجربه‌ی آن شانس بهبود و درمان خود را افزایش دهند.

تحقیقات بر روی اکثر شاخه‌های طب مکمل و جایگزین بسیار آسان و بر اساس زیر نظر قرار دادن آن شاخه و بررسی آماری نتایج حاصل از آن (مطابق با آنچه که علوم تجربی به آن می‌پردازد،) صورت می‌گیرد و به صرف زمان‌های طولانی و تحقیقات پرخرج نیز نیازی نمی‌باشد(مانند فرادرمانی). تعدادی از کشور‌هایی که در زمینه طب مکمل و جایگزین فعالیت دارند و نمونه‌هایی از فعالیت‌های آن‌ها که در گزارش ذکر گردیده عبارتند از:

  • سازمانها و موسسات تحقیقاتی ملی یا دانشگاهی کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا، نیجریه، چین، کره جنوبی و ایتالیا. این کشور‌ها در زمینه طب جایگزین فعالیت‌های تحقیقاتی گسترده ای دارند.

  • کشور‌هایی مانند هند، اندونزی، ژاپن، استرالیا، امارات، آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا و نیجریه از طب جایگزین در بیمارستان‌های دولتی خود بهره می‌گیرند.

  • کشور‌هایی مانند هند، سریلانکا، اندونزی، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، غنا و نیجریه دارای واحد یا دپارتمانی برای طب جایگزین CAM در وزارت بهداشت خود می‌باشند.

  • در کشورهایی مانند آلمان، نروژ، انگلستان، کانادا، آمریکا، ژاپن و استرالیا استفاده کنندگان از طب جایگزین زیر پوشش بیمه‌های خدمات درمانی قرار می‌گیرند.


موسساتی که در تحقیقات در زمینه طب جایگزین و مکمل CAM، سازمان جهانی بهداشت را یاری می‌کنند عبارتند از:

  • موسسه ملی تحقیقات در زمینه طب جایگزین NCCAM آمریکا زیر نظر وزارت بهداشت آمریکا

  • دانشگاه ایلینویز- شیکاگو آمریکا

  • دانشگاه ایالتی میلان ایتالیا

  • هفت موسسه تحقیقاتی از کشور چین

  • دو موسسه تحقیقاتی از کشور کره جنوبی

  • دو موسسه تحقیقاتی از کشور ژاپن

  • یک موسسه تحقیقاتی از کشور سودان

  • یک موسسه تحقیقاتی از کشور غنا

  • یک موسسه تحقیقاتی از کشور ماداگاسکار

  • یک موسسه تحقیقاتی از کشور مالی

  • یک موسسه تحقیقاتی از کشور کره شمالی

  • یک موسسه تحقیقاتی از کشور ویتنام


در گزارش سازمان جهانی بهداشت در صد کسانی که در پنج کشور جهان حداقل یکبار از طب جایگزین استفاده نموده‌اند، به شرح ذیل می‌باشد:
 

بلژیک

 31 %

آمریکا

 42 %

استرالیا

 48 %

فرانسه

 49 %

کانادا

 70 %



براساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، سرمایه گذاری در امر تحقیقات در زمینه طب جایگزین CAM در آمریکا افزایش شدیدی داشته است:
 

سال 1992

 2 میلیون دلار

سال 1993

 2 میلیون دلار

سال 1994

 4 میلیون دلار

سال 1995

 5.5 میلیون دلار

سال 1996

 7.8 میلیون دلار

سال 1997

 11.5 میلیون دلار

سال 1998

 19.5 میلیون دلار

سال 1999

 49.9 میلیون دلار

سال 2000

 68.3 میلیون دلار


منبع گزارش:
سازمان جهانی بهداشت- وابسته به ساز مان ملل متحد
عنوان گزارش: WHO Traditional Medicine Strategy 2002-2005
 

_____________________________________________

 

 

سیاست کشور‌های جهان در قبال طب مکمل و جایگزین CAM

 

در کشور آمریکا از سال 1990تا 1997 تعداد افراد بالغی که از روش‌های مکمل یا جایگزین CAM جهت درمان استفاده نموده‌اند، از تعداد 60 میلیون نفر به 83 میلیون نفر افزایش داشته است در صورتی که افراد مراجعه کننده به پزشکی مدرن در این سال‌ها تغییری نداشته است.  تعداد دفعات مراجعه به مراکز CAM در همین مدت 47% افزایش داشته که 243 میلیون از تعداد مراجعان به پزشکان بیشتر بوده است.

بر اساس آمار جمع آوری شده در سال 1997، بیماران در کل آمریکا حدودا 12،2 میلیارد دلار بیشتر از آنچه در بیمارستان‌ها و مراکز پزشکی آمریکا پول پرداخت کردند، جهت بهره‌مندی از روش‌های جایگزین و مکمل CAM هزینه پرداخت نموده‌اند. همچنین قابل توجه است که بر اساس تحقیقات انجام شده بین سال‌های 1990 تا 1996 تعداد شکایت‌ها و همچنین ضرر‌های وارده بابت صدمه دیدگی‌ها و. .. مندرج در شکایات به نسبت شکایات از پزشکان از اهمیت و خطر کمتری برخوردار بوده است.

بر اساس آخرین تحقیقات انجام شده بین 50 تا 83 درصد از بیماران سرطانی در کشور آمریکا حداقل از یکی از روش‌های درمان CAM برای درمان بهره می‌برند.
با مطالعه گزارش‌های مجالس و کمیته‌های کشور‌های مختلف در زمینه درمان مکمل و جایگزین CAM هیچ کشوری با آنها مخالفت نداشته بلکه شدیدا انجام تحقیقات و پروژه‌های مرتبط با آنها را پشتیبانی می‌نمایند.

در لایحه‌های ارائه شده در این کشور‌ها (همانند آمریکا، انگلستان و...)، اطمینان از اینکه درمانگران دوره‌های آموزشی مربوط به روش‌های درمان CAM را در یکی از مراکز تخصص دیده باشند، تاکید شده ولی اجباری نبوده ولی در بعضی از ایالت‌ها این امر توسط آن ایالت اجباری شده است.

لازم به ذکر می‌باشد با توجه به تحقیقات انجام شده کشور‌هایی مانند آمریکا، انگلستان، کانادا، استرالیا، سویس، آلمان، اسپانیا و... هیچ مانعی در جهت درمان‌های مکمل و جایگزین در قوانین خود نداشته و فقط بعضی از ایالت‌ها داشتن گواهینامه معتبر درمانگری از یکی از سازمان‌های رسمی در این زمینه را به عنوان شرط فعالیت در این زمینه تعیین نموده‌اند. این سازمان‌ها خصوصی بوده و وظیفه آموزش درمانگران را در رشته‌های خاص دارند.

با توجه به تحقیقات انجام شده، مراکز و سازمان‌های دولتی که مسئولیت بهداشت و سلامت جامعه را بر عهده دارند، در اکثر کشور‌های دنیا موارد ذیل را در سیاست خود در قبال CAM در پیش گرفته‌اند:

  • تشکیل مراکز، سازمان‌ها و گروه‌های تحقیقاتی خصوصی متخصص در زمینه CAM به شکل رسمی و قانونی جهت سازماندهی، آموزش درمانگران و همچنین کمک به بحث تحقیق در زمینه CAM.

  • تحقیقات در زمینه تاثیر گذاری و امن بودن روش‌های مختلف طب مکمل و جایگزین CAM 

  • بیماران از جهت انتخاب روش درمان خود مختار هستند. (درصورتی که اثبات نشده باشد روش درمان مورد استفاده مضر می‌باشد)

 

قابل توجه است که در سال 2000، علاوه بر بودجه اختصاصی وزارت بهداشت آمریکا مبلغ 92،7 میلیون دلار از طرف سایر مراکز تحقیقاتی در این زمینه اختصاص یافته که جمع کل بودجه در این سال را به 161 میلیون دلار می‌رساند.

سازمان جهانی بهداشت نیز با توجه به علاقه و توجه روز افزون مردم جهان به CAM به عنوان طب مکمل یا جایگزین تحقیقات گسترده‌ای را با همکاری سازمان‌های ملی و دانشگاه‌های کشور‌های مختلف آغاز نموده که یکی از مهمترین و پرکارترین این مراکز دولتی، سازمان NCCAM (مرکز ملی طب جایگزین و مکمل) زیر نظر وزارت بهداشت کشور آمریکا می‌باشد که در جدول ذیل بودجه اختصاص یافته در این مرکز جهت انجام پروژه‌های تحقیقاتی را جهت اطلاع ارائه می‌کنیم:
 

سال 1995

 5.5 میلیون دلار

سال 1996

 7.8 میلیون دلار

سال 1997

 11.5 میلیون دلار

سال 1998

 19.5 میلیون دلار

سال 1999

 49.9 میلیون دلار

سال 2000

 68.3 میلیون دلار

سال 2001

 72.4 میلیون دلار

سال 2002

 100.1 میلیون دلار

سال 2003

 113.8 میلیون دلار

سال 2004

 116.2 میلیون دلار

سال 2005

 121.1 میلیون دلار

سال 2006

 122.7 میلیون دلار



در ضمن مراکز علمی و دانشگاهی ذیل نیز در زمینه CAM تحقیقات گسترده ای انجام می‌دهند:

  • دانشگاه ایلینویز شیکاگو

  • دانشگاه ایالتی لوییزیانا

  • دانشگاه ایالتی تگزاس

  • دانشگاه ایالتی اوهایو

  • دانشگاه سالفورد

  • کالج هامیوپاتیک کانادا

  • دانشگاه بدفورد شایر

  • دانشگاه وست بروک

  • دانشگاه هاروارد

  • دانشگاه مریلند

  • دانشگاه مینسوتا

  • دانشگاه ایروین-ایالت کالیفرنیا

  • دانشگاه سان فرانسیسکو-ایالت کالیفورنیا

  • دانشگاه علوم متافیزیکی کالیفرنیا و مینسوتا

  • دانشگاه هنر درمانگری کلرادو

  • دانشگاه بستیر

  • مرکز تحقیقاتی پالمر

  • سازمان تحقیقات پزشکی میناپولیس

  • سازمان تحقیقات در ارتباط CAM انگلستان


منابع:
کمیته ریاست جمهوری طب مکمل و جایگزین (سیاست در قبال طب مکمل و جایگزین)
مرکز ملی طب مکمل و جایگزین (زیر نظر وزارت بهداشت و سازمان ملی بهداشت کشور آمریکا)
(طرح استراتژیک پنج ساله مرکز ملی طب مکمل و جایگزین)
سازمان جهانی بهداشت
جمعیت مبارزه با سرطان کشور آمریکا
مجله پزشکی آمریکا JAMA
جمعیت درمان پولاریتی آمریکا
کتابخانه‌ی ملی دارو (زیر نظر سازمان ملی بهداشت آمریکا)
 

_____________________________________________

 

 

چرا طب مکمل و جایگزین؟


طب مکمل و جایگزین دارای محاسن بی‌شماری است که در زیر به چند مورد قابل اهمیت آن اشاره شده است:

پوشش دادن کلیه‌ی بیماری‌های جسمی، روانی و ذهنی:
از آنجا که در طب مکمل و جایگزین چیزی به نام کنترل معنی ندارد و اگر این روش‌ها موثر باشند، قطعا به درمان منجر گردیده است، لذا درمان به معنای واقعی در ابعاد جسم و روان و ذهن در آن مشهود است.
 

نداشتن عوارض جانبی:
به علت این که در طب مکمل و جایگزین از هیچگونه مواد شیمیایی استفاده نمی‌شود و در بعضی رشته‌ها اساساً دارویی وجود ندارد، و حتی نیازی به لمس کردن نمی‌باشد، لذا عوارض جانبی وجود ندارد. در نتیجه بیمار با مشکل عوارض جانبی درگیر نخواهد شد.
 

ارزان بودن درمان:
یکی از محاسن عمده‌ی طب مکمل و جایگزین، ارزان بودن و حتی در بعضی از مواقع رایگان بودن آن است (از جمله فرادرمانی) و اگر در مواردی مبالغ هنگفتی دریافت می‌شود، به واسطه‌ی وجود موانع قانونی در سر راه همگانی شدن آن است که در این صورت افراد با طرح ادعاهای خاص و افسانه‌ای موفق می‌شوند به صورت مخفی و زیرزمینی و یا به صورت خصوصی مبالغ گزافی دریافت نمایند، در حالی که با علنی بودن و ایجاد ضابطه‌ی آشکار آن به این نتیجه می‌توان رسید که در خیلی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین، همه قادر به ارائه‌ی درمان‌های غیر متعارف هستند و نیازی به داشتن ویژگی‌های خاصی نیست (مانند فرادرمانی). برای مثال پولاریتی درمانی که در یکی از دانشگاه‌های آمریکا در خلال چند دهه‌ی گذشته به عنوان یک شاخه از انرژی درمانی به صورت رشته‌ای آکادمیک در دنیا گسترش پیدا کرده است، نشان داد که با تحت تاثیر قرار دادن حوزه‌ی پولاریتی بدن بیماران توسط حوزه‌ی پولاریتی دست درمانگر، می‌توان تبادلات یونی و الکترونی سلول‌های بدن آن‌ها را از اختلال خارج نموده (مطابق قانون دست راست در فیزیک) و اگر مشکل بیماری آن‌ها با این موضوع ارتباط داشته باشد، آن را برطرف نماید و این اساس درمان از طریق دست کشیدن بر سر و بدن بیمار می‌باشد. بدیهی است کسانی که با این رشته‌ی دانشگاهی برخورد نکرده باشند، از دور می‌توانند تصور کنند که با دست کشیدن بر بدن بیمار، درمانی صورت بگیرد.
 

عدم تاثیر خطاهای تشخیص:
خصوصا در بعضی از شاخه‌های طب مکمل و جایگزین تشخیص بیماری هیچ جایگاهی ندارد (مانند فرادرمانی). در حالی که در طب رایج خطاهای پزشکی یکی از مهمترین عوامل مرگ بیماران می‌باشد. برای مثال، خطا‌های پزشکی سومین علت مرگ در آمریکا می‌باشد که سالانه 225000 قربانی می‌گیرد. (نقل از مجله‌ی نظام پزشکی-آبان 85-ص 92)

 

پیشرفت تکنولوژی و زندگی مدرن، علیرغم تمام تاثیرات مثبتی که در زندگی امروز بشر داشته، باعث افزایش و بروز بیماری‌های خاص این دوران گردیده است. پزشکی مدرن برای پاسخگویی به نیاز بیماران روزانه در صدد معرفی راه‌های جدیدی جهت درمان این بیماری‌ها برآمده اما عوارض جانبی ناشی از استفاده از دارو‌ها (و این که دارو‌ها صرفا نقش کنترل بیماری را به همراه دارد و نه درمان قطعی را،) باعث تشویق مردم به آزمایش CAM شده و نتیجه‌ی درخشان و باور نکردنی آن موجب افزایش مراجعات مردم به روش‌های درمان جایگزین و مکمل در سرتاسر دنیا گردیده است. با توجه به این که مردم در تجربه‌ی روی بیماری خود هرگز اشتباه نمی‌کنند، لذا استقبال آنان از این روش‌ها خود نشان دهنده‌ی کارآمد بودن طب مکمل و جایگزین CAM می‌باشد. حتی در خیلی از موارد بیماران جهت درمان عوارض جانبی دارو‌های مدرن، مجبور به استفاده از روش‌های درمانی مکمل می‌گردند. موفقیت روز افزون طب مکمل و جایگزین که در جهان به طور چشم‌گیری خود را نشان داده است، مقاومت‌هایی را در مقابل خود برای بخش‌هایی که چشم دیدن این پیروزی را ندارند، ایجاد نموده است به طوری که حتی حاضر به باز کردن چشم‌های خود و دیدن نتیجه‌ی این جریان نیستند و صرفا با استناد به قوانین پوسیده و کهنه‌ی قدیمی که دیگر کاربرد ندارد، چنگ و دندان نشان می‌دهند. اما دیگر دیر شده است و بیماران راه اساسی برای درمان خود را پیدا نموده‌اند و این تلاش‌های مذبوحانه فقط روسیاهی برای مخالفین به جای خواهد گذاشت و نام تک‌تک آنان را در لیست سیاه تاریخ پیشرفت‌های بشری وارد خواهد کرد. این مقاومت‌ها از سوی منابع آگاه و نا آگاه سازماندهی می‌گردند که می‌توان آن‌ها را به مواد زیر دسته بندی نمود:

  • مافیای جهانی داروسازی از سرسخت‌ترین عوامل در مقابل طب مکمل و جایگرین CAM می‌باشد زیرا با رشد این جریان، مصرف دارو به شدت کاسته شده و سود سرشار حاصل از این تجارت با کاهش قابل ملاحظه‌ای روبرو خواهد شد. لذا این مافیا در چهارگوشه‌ی جهان با استفاده از عوامل خود که راه را بر هرگونه تحقیقات در این زمینه سد نموده و افراد صاحب فکر را با کمک مزدوران خود متوقف نموده و از سر راه برمی‌دارند. در پاره‌ای از موارد نیز با تحریک عوامل ناآگاه ذینفع را تحت عنوان‌هایی قانون، موجب متوقف شدن تحقیقات این افراد و دلسرد شدن و منزوی نمودن آنان می‌شوند.

  • اصناف ذینفع که ممکن است با جبهه‌گیری‌های حرفه‌ای، تنگ‌نظری‌ها و توجه یک‌جانبه به منافع صنفی خود، با این تصور که رشد CAM از اهمیت شغلی و منافع مادی آنان بکاهد، در صدد مبارزه برآمده و بدون توجه به نتایج عملی و تجربی حاصل از طب مکمل، شروع به طرح و اشکال تراشی و ایجاد سد و مانع و تحریک محافل قانونی می‌نمایند. در حالی که پزشکان بسیاری با روی آوردن به CAM با اقبال بسیار زیادی روبه‌رو شده‌اند که هرگز در موقعیت قبلی نمی‌توانستند از آن برخوردار شوند و این اندیشه‌ی غلطی است که با رشد CAM پزشکان از کار بی کار می‌شوند. این همان تصوری است که خیاط‌ها به هنگام اختراع چرخ خیاطی داشتند و فکر می‌کردند که با این اختراع آن بیکار خواهند شد و به مخترع این وسیله حمله نموده و اختراع او را نابود کردند. برای مثال چنین جریان‌هایی مدت دویست سال در برابر طب هومیوپاتی جنگیده‌اند.

  • جریان‌های ذینفع مختلف که با محبوبیت افرادی که باعث وحدت فکری سایرین و تجمع آنان شود، اصولا مخالفت دارند. در واقع گروه‌هایی که واهمه‌های سیاسی و بدبینی مرضی داشته و تصور می‌کنند که هرگونه تجمعی، ممکن است ایجاد معضلات سیاسی نماید.

  • علم گرایان که همه چیز را صرفا در چارچوب علم محض نگاه کرده و در مقابل هر تفکر نویی ایستادگی می‌کنند، زیرا به احتمال زیاد، تفکرات نو در ابتدا به واسطه‌ی این که سابقه‌ی قبلی ندارند، با نقصان مدارک کافی روبرو بوده و ممکن است برای ارائه و قانع نمودن این دسته از افراد، مدارک لازم در اختیار نباشد. در ابتدای این راه‌ها معمولا تجربه است که حرف اول را می‌زند و علوم تجربی خود بر مبنای بررسی عملی تجربه‌ها حاصل گردیده است، در حالی که در نهایت تعجب، این گروه علم‌گرا در این مرحله تجربه را قبول نداشته و منکر همه‌ی تجربه‌های عینی می‌شوند. تاریخ پر است از لکه‌های ننگی که مقاومت کوردلان و علمای جاهل که به نام علم، پیشرفت بشر را به تاخیر انداختند. همان علمایی که داروین را مسخره کردند، همان آکادمی علمی فرانسه که هیپنوتیزم را که آنتوان مسمر ارائه نمود، شیادی نامیدند و شناخت ضمیر ناخودآگاه انسان را چند قرن به عقب انداختتد و... جالب اینجاست که این گروه در طول تاریخ، در همه‌ی موارد با شکست ننگینی مواجه گردیده‌اند و نام همه‌ی آن‌ها در لیست سیاه دنیای علم ثبت شده است و روز به روز پیشرفت‌های تکنولوژیکی درهای متافیزیک را که مورد قبول این عده نیست، به روی بشر گشوده است. هاله‌ی انسان عکس برداری شد و به اثبات رسیده، طب سوزنی الکترونیک ایجاد گردید در حالیکه تا چند دهه قبل آن را یک شیادی معرفی می‌کردند. حوزه‌ی پولاریتی بدن نقشه‌برداری شد و پولاریتی درمانی یا درمان بادست در آمریکا به صورت دانشگاهی آغاز شد

  • .shafagar.com
  نظرات ()
ریشه طب مدرن: پاستور و تئوری میکروب نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٦

دو دانشمند فرانسوی: "ماتیاس شلیدن"- Matthias Schleiden- و "تئودور شوان" – Theodor Schwan- تئوری جهانشمول سلولی را بنا نهادند. بر مبنای این تئوری وجود تمام موجودات زنده از سلولها ساخته شده و رشد و نمو آنان نیز در گرو فعالیت و رشد و نمو این سلولها میباشد. تئوری سلولی همچنین اعلام میداشت که سلولها بافتها را بوجود می آورند، بافتها اعضا، اعضا دستگاهها و بالاخره دستگاهها بدن موجودات زنده را میسازند. پیدایش علومی چون: جنین شناسی، آسیب شناسی سلولی، فیزیولوژی سلولی، و ایمنی شناسی و بسیاری علوم بیولوژیک دیگر بر پایه همین تئوری سلولی بنا شده است. تئوری سلولی همچنین باور دارد که سلولهای بسیار کوچک و ذره بینی به نام باکتری و ویروسها و تک سلولیهای دیگر وجود دارند که در خارج از بدن موجودات زنده و در محیط اطراف زندگی کرده قادر هستند به بدن گیاهان، یا حیوانات حمله نموده و صرف نظر از هر عامل دیگری از جمله صرف نظر از شرایط درونی و میزان سلامت آن موجود باعث بیماری و حتی مرگ او گردند. بجز این دو نفر، تعداد دیگری از دانشمندان هم عصر پاستور از جمله خود او نیز این نظریه را عرضه نمودند



من مداوما در تلاش این بوده ام که مغزم را آنقدر باز نگه دارم که هر باور کهنه ای را هرقدر هم گرامی و هر قدر درست به محض این که حقایق ضدش را ثابت کردند کنار بگذارم. به راستی نیز که چاره ی دیگری نداشتم جز این که چنین عمل کنم چارلز داروین در سال 1939



دو دانشمند فرانسوی: "ماتیاس شلیدن"- Matthias Schleiden- و "تئودور شوان" – Theodor Schwan- تئوری جهانشمول سلولی را بنا نهادند. بر مبنای این تئوری وجود تمام موجودات زنده از سلولها ساخته شده و رشد و نمو آنان نیز در گرو فعالیت و رشد و نمو این سلولها میباشد. تئوری سلولی همچنین اعلام میداشت که سلولها بافتها را بوجود می آورند، بافتها اعضا، اعضا دستگاهها و بالاخره دستگاهها بدن موجودات زنده را میسازند. پیدایش علومی چون: جنین شناسی، آسیب شناسی سلولی، فیزیولوژی سلولی، و ایمنی شناسی و بسیاری علوم بیولوژیک دیگر بر پایه همین تئوری سلولی بنا شده است. تئوری سلولی همچنین باور دارد که سلولهای بسیار کوچک و ذره بینی به نام باکتری و ویروسها و تک سلولیهای دیگر وجود دارند که در خارج از بدن موجودات زنده و در محیط اطراف زندگی کرده قادر هستند به بدن گیاهان، یا حیوانات حمله نموده و صرف نظر از هر عامل دیگری از جمله صرف نظر از شرایط درونی و میزان سلامت آن موجود باعث بیماری و حتی مرگ او گردند. بجز این دو نفر، تعداد دیگری از دانشمندان هم عصر پاستور از جمله خود او نیز این نظریه را عرضه نمودند. هرچند پاستور به دلیل شهرتی که در جامعه علمی آن زمان فرانسه داشت و همچنین به دلیل موقعیت علمی محل کار و تحقیقاتش بیش از دیگران معروف گردیده تئوری سلولی را به او نسبت دادند. پاستور در سال 1864 با نشان دادن و اثبات وجود باکتریها و اجرام ذره بینی نتیجه گیری کرد که این موجودات همچنانکه عامل ایجاد بیماری در موجودات زنده آزمایشگاهی می باشند میتوانند در بدن انسان نیز تولید بیماری کنند. پس عامل بیماری در انسان میکروبها و موجودات ذره بینی مختلف میباشند که به وفور و به انواع و اقسام در محیط زیستی ما وجود دارند. او همچنین اعلام کرد که این موجودات ذره بینی قادرند در بیرون از بدن موجود زنده به تکثیر و تولید مثل پرداخته سپس به بدن موجودات زنده ازجمله انسان حمله کرده باعث ایجاد بیماری در آنان شوند. تئوری میکروب بعنوان عامل بیماری باعث تغییر و تحولات بزرگی در سیستم درمان و برخورد به بیماری و شخص بیمار گردید. اولا این تئوری مطلقا مسئولیت شخص بیمار را در ایجاد بیماری خویش به واسطه نوع زندگی و تغذیه غلط را حذف نموده و عوامل شریر محیطی و خارجی را که گویی تنها دلیل زیستشان حمله کردن به بدن موجودات دیگر و تسخیر آن و ایجاد بیماری میباشد موجب بیماری اعلام نمود. به شخص بیمار آموخته شد که او در بوجود آوردن بیماری خود از هرگونه تقصیری مبراست و حتی اگر تمام اصول سلامت را نیز مراعات کند هرآن در معرض خطر حمله این عوامل خارجی و از پا درآمدن میباشد. بعلاوه این تئوری به طور کامل باعث شد که مسئولیت بهبودی نیز از گرده شخص بیمار برداشته شده به شخصی به نام پزشک که قادر به شناخت و معالجه بیماری میباشد واگذار گردد. این موضوع باعث تغییر و تحول عمیقی در رابطه بیمار با پزشک و با بیماری و سلامت خویش و رابطه پزشک با بیمار و بیماری گردید. پس از آن به مردم آموخته شد که از باکتریها و ویروسها ترسیده مدام در فکر سر به نیست کردن آنها و حفاظت بدن و محیط اطراف خود از این موجودات باشند. بر مبنای تئوری میکروب مسئله انتقال بیماری از یک شخص به شخص دیگر یا از حیوانات به انسان و بالعکس نیز مورد قبول و باور قرار گرفت. مردم امروزه باور دارند که بهبودی نیازمند عاملی قوی و خارج از بدن شخص میباشد، چیزی مانند آنتی بیوتیکها، تا با عامل بیماری (میکروب) مبارزه نموده آن را سر به نیست کند. پاستور در حقیقت یک شیمیدان و فیزیست بود و از بیولوژی و علوم مربوط به بدن موجودات زنده کمتر اطلاع داشت. هرچند به دلیل تشخص و مورد قبول بودنش در جامعه علمی آن زمان فرانسه تئوری میکروب و نتایج حاصله از این تئوری بسیار سریع پذیرفته شد. نتیجه این پذیریش تغییر 180 درجه علم پزشکی و سلامت از "سیستم طبیعی و سنتی روش درمان" به نوع نگاه پزشکی "مدرن" بود. آنگاه وحشت از میکروب و مبارزه شبانه روزی با ان و غلبه برآن سرآمد کار پزشکان و شرکتهای دارویی گردید. این نوع نگاه که بیماری را پدیده ای خارج از بدن و سوای نوع زندگی و تغذیه فرد بیمار میداند به سایر شعب پزشکی نیز کشیده شد و در نتیجه در مورد بیماریهای غیرعفونی نیز که عامل ویروسی یا میکروبی شناخته شده ای برای آنان مقرر نگردیده بود همین روش مبارزه از طریق دارو اعمال گردید. عامل ارثی بعنوان ایجاد یا انتقال بیماری که این روزها بسیار باب و مد شده است نیز از همین نگرش سرجشمه میگیرد که بیماری نه بر اثر روش نادرست تغذیه و زیستی بلکه توسط عواملی خارجی که بدن را از بیرون مورد حمله و یورش قرار میدهد ایجاد میشود. شخص بیمار در مورد ایجاد بیماری خود بیگناه بوده هیچ مسئولیتی در این مورد به عهده ی او نیست. بیماری پدیده ای خارجی است و ارتباطی به شرایط بدن شخص بیمار ندارد. مسئولیت بهبود بیماری به عهده پزشک میباشد که به کمک دارو یا اعمال جراحی باید بیمار را معالجه نماید و اگر پزشکی توان معالجه بیماریی را نداشت حاذق نیست و باید به سراغ پزشکهای دیگری که از این توان برخوردارند رفت. در نتیجه بیمار در مورد سلامت خود نیز مسئولیتی به عهده نداشته شخصی منفعل است که تنها به علت بد شانسی یا مورد حمله میکروبها قرار گرفته و یا عوامل بد ارثی را از والدین و نزدیکان خود به ارث برده است. سپس جامعه پزشکی همچنین به مردم توصیه کرد که برای خلاصی از شر میکروبها غذاهای خود را به طور کامل پخته و نوشیدنیهایی از قبیل آب و شیر را نیز پیش از نوشیدن به درجه جوش برسانند. پختن غذاها و «پاستوریزه» کردن شیر برای از بین بردن میکروبها که باعث از بین رفتن مواد زنده موجود در آنان از قبیل ویتامینها، آنزیمها و بخش بزرگی از مواد معدنی میگردید به کمبود این مواد در بدن انجامیده خود بیشتر و بیشتر به ایجاد بیماریها دامن میزد. از سوی دیگر مبارزه با میکروبها از طریق ساختن داروهای مختلف ضد میکروب مانند آنتی بیوتیکها و همچنین مواد شیمیایی و پاک کننده ها نیز آغاز گردید که خود باعث عوارض جانبی فراوان و ایجاد بیماریهای دیگری در مصرف کنندگان آن میگردید. در همان زمان دانشمند دیگری به نام «رابرت کخ» که معاصر پاستور بود تئوری میکروبی را از طریق ارائه اصول زیر زیر سئوال برد: 1- اگر میکروب باعث بیماری میشود پس باید نشان دهیم که در هر نمونه ای از یک بیماری مشخص آن میکروب خاص تولیدکننده ی آن نیز در بدن وجود دارد. 2- اگر بیماری وجود ندارد آن میکروب خاص هم نباید در بدن وجود داشته باشد. 3- میکروبی که باعث بیماری میشود باید قادر به ادامه زندگی به طور مستقل در خارج از بدن موجود زنده باشد. 4- باید قادر به وارد شدن به بدن موجود زنده بوده و ورودش باعث ایجاد بیماری شود. 5- باید هربار که میکروبی وارد بدن میشود باعث ایجاد بیماریی که به آن میکروب نسبت داده میشود گردد؛ وگرنه ایجاد رابطه علت و معلولی بین آن جرم و بیماری را نمی توان درست دانست. امروزه پزشکان و دانشمندان به خوبی به این مسئله آگاهند که در تمام موارد بیماریهای عفونی نمی توان میکروب ایجاد کننده آن بیماری را در بدن یافت. در 28 تا 40% نمونه های دیفتری، باسیل دیفتری غایب می باشد. این مثال در مورد بسیاری از نمونه های بیماری سل، تب حصبه، عفونت ریه و بسیاری از بیماریهای دیگر صادق است. در مورد اصل دوم کخ همه به خوبی میدانیم که بسیار اوقات میکروبهای «بیماری زا»ی مختلف در بدن حیوانات و انسان زندگی می کنند که هیچگونه عارضه ی بیماری تولید نمی نمایند. همچنین چنان که در مقاله ای تحقیقی که در سال 1977 توسط "باب زورا" – Bob Zuraw- و "باب لوینسکی"-Bob Lewunski – منتشر گردید، نشان داده شد، وارد نمودن میکروب به بدن بسیاری از حیوانات و انسانها چه از طریق دهان، سیستم تنفسی یا حتی از راه خون تولید هیچگونه بیماری نمی کند. بنابراین تمام اصول نامبرده توسط کخ عملا در مورد تئوری جرم و بیماری صادق نبوده و با نظریه پاستور و تئوری میکروب به مثابه عامل بیماری در تضاد قرار میگیرد. "کلود برنار –Claude Bernard (1878-1813) دانشمند بزرگ دیگر فرانسوی نیز بارها تئوری پاستور را زیر سئوال برده اعلام میکرد که وضعیت عمومی و سلامت بدن فاکتور مهمی در ایجاد بیماری میباشد؛ ولی این ایده از طرف سازمان پزشکی و در نتیجه مردم مطلقا نادیده گرفته گردید. برنارد و پاستور بارها و بارها در زمان خود در مورد اهمیت محیطی که باعث میشود میکروبها در آن به زیست و نشو و نما ادامه دهند مجادله و بحث کردند. براین مبنا میکروبها تنها در بدن یا ارگانی که در حال پوسیدگی و فرتوتی است توان رشد و نمو داشته و حضور آنان در یک بدن سالم توان ایجاد هیچگونه عارضه ای را ندارد. آنها باعث بیماری نبوده؛ بلکه در عضو یا بدنی که در اثر عوامل دیگر که از آنان نام خواهیم برد پوسیده و فرتوت گردیده اند توانِ رشد و نمو پیدا نموده با رشد خود باعث تجزیه سلولهای فاسد، مرده و نابود شده میگردند. چنان که از یادداشتهای شخصی و نظریات بعدی او پیداست پاستور خود در مطالعات بعدی اش دچار شک و تردید در مورد نظریه میکروب بعنوان عامل بیماری گردید. او در طول مطالعات خود دریافت که میکروبها در زمان حیات خود بر مبنای شرایط محیطی دچار تغییرات فراوان گردیده قادر به تغییر شکل بوده از فرمی به فرم دیگر در می آیند. مقاومت در برابر آنتی بیوتیکها و سایر مواد ضدمیکروبی یکی از جلوه های همین تغییر فرم میباشد. براین مبنا پاستور در سال 1880 در «تصحیح» نظریه میکروبی اعلام نمود که باکتریها در شرایط طبیعی در محدوده ی خود زندگی کرده فاقد قدرت ایجاد هرگونه ماده سمی یا بیماری زا می باشند. اما هنگامی که این شرایط تغییر کرده و میزبان آنان در اثر عوامل دیگر ضعیف میگردد، آنگاه توان رشد و نمو در محیطی را پیدا می نمایند که قبلا بدانان این اجازه را نمیداد. بنابراین یک بدن سالم در برابر بیماریها مقاوم بوده هیچ موجود یا عامل خارجی بر آن اثر ندارد. تنها زمانی که این بدن در اثر تغذیه و روش زندگی غلط به ضعف و فرتوتی گراییده است باکتریها که محیط زیست مناسبی برای رشد و نمو پیدا میکنند، نه برای ایجاد بیماری؛ بلکه به منظور تجزیه مواد مرده و در حال مرگ بعنوان بستر رشد خود شروع به فعالیت می نمایند. بارها و بارها بیمارانی را دیده ام که مثلا دارای کلسترول بالا یا دارای بیماری ازدیاد فشار خون هستند. برای من به خوبی روشن است که دلایل این بیماری ها تغذیه ی غلط و مصرف مواد حیوانی است؛ ولی سعی دارم این نکته را با واداشتن بیمار به تفکر از زبان خود او بشنوم و همواره بدون استثناء در جواب این سئوال که فکر میکنید چه عاملی باعث بالا رفتن کلسترول یا بالا بودن فشارخون شما می باشد، میگویند: "ارثی است. در خانواده ما خیلی ها دارای کلسترول یا فشار خون غیرمعمولی هستند." با در نظر گرفتن این که معمولا تغذیه افراد یک خانواده بسیار بهم شبیه است جای تعجب نیست که افراد یک خانواده بیماریهای مشترکی داشته باشند. این نگرش عدم مسئولیت شخص بیمار در ایجاد و یا درمان بیماری از همین تئوری میکروب پاستور سرچشمه میگیرد. عمل مثبت باکتریها در بدن باکتریها در طبیعت به حالت سمبیوسیم با دیگر موجودات زندگی میکنند. آنان بخش نرمال و طبیعی بدن تمام موجودات زنده می باشند. آنان در حالت همزیستی Symbiotic - با دیگر موجودات زندگی کرده به آنان در تجزیه و دفع مواد زائد و سمی کمک میکنند. در این راستا باکتریها همچنین به تولید بخشی از مواد غذایی حیاتی و مورد نیاز بدن آن موجود زنده می پردازند. در دستگاه گوارش انسان به طور طبیعی چندین نوع باکتری مفید و لازم زندگی می کنند که وجودشان برای سلامت و عمل طبیعی دستگاه گوارش ضروری است. این باکتریها کمک به تجزیه و جذب مواد غذایی کرده، حرکات دودی معده و روده ها را که در جذب و دفع مواد نقش دارد تحریک و تنظیم نموده، استفاده از مواد غذایی و تغذیه سلولی را تضمین کرده، بالاخره باعث کمک به دفع مواد سمی و ایجاد مدفوع نرم و قابل دفع می گردند. عمل دیگر این باکتریهای مفید جلوگیری از رشد بی رویه باکتریهای مضر در محیط روده و معده میباشند. این باکتریها همچنین عامل مهمی در تولید ویتامین B2 و ویتامینK و هزاران نوع ماده کوچک و ارزشمند دیگر در روده انسان میباشند. باکتریها بخشی حیاتی از زنجیره غذایی در طبیعت میباشند. مواد آلی موجود در گیاهان و جانوران توسط این موجودات ریز ذره بینی تجریه گردیده به مواد بسیار ساده تبدیل شده به خاک برگردانده میشوند تا دوباره توسط گیاهان جذب گردیده از این راه وارد بدن جانوران و انسان شوند. باکتریها در حقیقت نقش آشغال زدایی و از بین بردن مواد زائد تولید شده بر کره زمین از طریق تجزیه تحلیل آن مواد را برعهده دارند. اگر باکتریها نبودند کره زمین و تمام موجودات آن تا به امروز در کثافت و آشغال روزمره تولید شده مدفون شده بودند. باکتریها عین همین نقش حیاتی را در داخل بدن انسان و سایر موجودات زنده بر عهده دارند. بدون باکتریها زندگی غیرممکن است. برخلاف تئوری پاستور میکروبها اولا بدن را مورد حمله قرار نداده ثانیا در بدن ایجاد بیماری نمیکنند. زمانی که میزان مواد سمی در بدن انسان یا حیوانات به دلایل مختلف از حد قابل قبول سلامت بدن بیشتر گردیده، باعث به خطر انداختن حیات ارگانیسم می شود، باکتریها که در دهان، در دستگاه گوارش و در پوست و سایر مخاط بدن زندگی می کنند خود را به عضو یا قسمت بیمار و سمی می رسانند تا با تجزیه این مواد سمی، بدن را از شر آنان خلاص نموده سلامت و بقای آن موجود را به او بازگردانند. زمانی که در بخشی از بدن در اثر مواد سمی مختلف حاصله در محیط یا در مواد غذایی التهاب و عفونت ایجاده شده باشد بدن از طریق دستگاه گردش خون باکتریهای طبیعی موجود در بخشهای مختلف را بدان نقطه منتقل میکند. چرک و عفونت عضو بیمار در حقیقت سلولهای مرده و از بین رفته و یاگلبولهای سفیدی هستند که برای کمک به رفع عفونت به محل آمده اند. آنگاه باکتریها بر روی این چرک و عفونت شروع به کار کرده تا آن را سریعتر تجزیه نموده عمل دفع آن را برای بدن آسانتر نمایند. از این طریق باکتریها خود از تغذیه این مواد عفونی رشد و نمو میکنند. اما با این رشد و نمو، خود در عین حال خدمت گرانبهایی نیز به آن موجود دچار عفونت و بیماری می نمایند. آنچه در این پروسه تولید میشود البته سمی است و باید که توسط بدن دفع شود. بطور خلاصه باکتریها در تولید بیماری نقشی نداشته؛ بلکه موجودات بسیار مفیدی می باشند که کمک به تجزیه و دفع مواد مرده و زاید بدن می نمایند. به همین دلیل در مناطقی از بدن که دچار التهاب یا عفونت می باشند دیده میشوند و به غلط آنها را عامل عفونت و بیماری دانسته اند. براستی باکتریها در پروسه بیماری (درحقیقت بیماری زدایی) نقش مهمی ایفا میکنند ولی عامل ایجاد بیماری نیستند. البته آنان در پروسه تجزیه مواد سمی و مرده ی بدن ایجاد محصولات ((by Products مختلفی میکنند که سمی بوده و باید از بدن خارج شوند. در حقیقت مدفوع و ادرار آکنده از این مواد تولید شده توسط باکتریها در پروسه آشغال زدایی شان میباشند. باکتریها همانا که نقش نظافتچی و مرده خوار بدن ما را بازی می کنند و در این راه خود نیز به نوایی رسیده به رشد و نمو خود ادامه میدهند. پس از پاکسازی، آنان به حالت منفعل بازگشته منتظر می مانند تا دوباره شرایط مشابهی برای پاکسازی و در نتیجه رشد و نمو فراهم آید. شرایط و حمله اصلی تولید کننده ی بیماری در حقیقت نه از طرف باکتریها؛ بلکه از طرف خود ما به بدنمان ایجاد میشود. ما همه روزه و در هر لحظه در حقیقت دهها حرکت ضد سلامت و بیماری زا برای بدن انجام میدهیم، از جمله مصرف مواد سمی به عنوان خوردنیها و آشامیدنیها، مصرف داروهای مختلف، کم خوابی، استرس، پرخوری، که همه و همه بدن را از نیروی حیاتی تهی نموده، باعث خستگی مفرط بدن و از بین رفتن سلامت میشوند. این نکته دیگر امروزه ثابت شده که باکتریها موجودات ثابت و تغییر ناپذیری نبوده، قادر به تغییر شکل و موتاسیون می باشند و بر مبنای محیط زندگی و مواد غذایی در دسترس (شدت عفونت و سمی بودن بخش مبتلای بدن) به اشکال_ سمی و غیر سمی_ Virulent وnon Virulent در می آیند. بر طبق تئوری میکروب پاستور برای هر بیماری خاص یک میکروب خاص وجود دارد. امروزه بر ما روشن شده است که باکتریها در حقیقت قادر به تغییر و تبدیل به یکدیگر می باشند. این موضوع نظریه بالا را سست و بی اساس می کند. در سال 1968 دکتر رنه دوبوسDr. Rene Dobus برنده جایزه پولیتزر نشان داد که میزان سمی بودن میکروبهای مختلف در شرایط خاص متفاوت است. حتی زمانی بسیار دورتر از این یعنی در سال 1914 در ژورنال بیماری عفونی مقاله ای توسط دکتر ای سی رایزنوE.C. Risenow به چاپ رسید. این دکتر توسط آزمایش و تحقیقات نشان داده بود که میکروب استرپتوکوک (میکروب قسمتهای چرکی) به آسانی قابل تغییر شکل به میکروب پنوموکوک (میکروب پنومونیا یا سینه پهلو) بوده و این دو میکروب در حقیقت با اندکی تغییر در محیط زندگیشان قابل تبدیل به یکدیگر می باشند. دو باکتریولوژیست دیگر در نیویورک با آزمایش مشابهی با تغییر محیط و شرایط تغذیه میکروبهای کوکسی (گرد) را به باسیلها(میکروبهای دراز) تبدیل و دوباره به شکل اولیه بازگردانند. این مسئله در حقیقت نشان میدهد که باکتریها می توانند اشکال و فرمها و عمل متابولیک خود را بر اثر تغییر شرایط محیطی تغییر داده به فرمهای جدید تبدیل شوند. کما این که توسط آزمایش نشان داده شده که مثلا میکروب پنومونیا که گردوکوکسی است در اثر تغییر شرایط تبدیل به میکروب تیفوئید که باسیلی شکل است گردیده سپس با بازگرداندن محیط به شکل سابق دوباره به شکل قبلی خود تبدیل می شود. ** از کلیه مباحث بالا میتوان این نتیجه را گرفت که در حقیقت این میکروبها نیستند که ایجاد بیماری می کنند؛ بلکه این بدن است که در اثر شرایط نامناسب و مضر برای سلامت شروع به عکس العمل نموده در جهت درمان و دفع عامل یا عوامل بیماری زا میکوشد. در این راه توسط ایجاد سلولهای فاسد و مرده، محیطی مناسب برای رشد باکتریهای مختلف موجود در بدن فراهم می آورد. در این محیط میکروبها برای تجزیه مواد فاسد به رشد و نمو پرداخته و در حین تجزیه مواد فاسد ایجاد محصولات سمی نیز میکنند که باید توسط بدن دفع گردد. میکروبها برای آن که بتوانند تکثیر نموده به فرم سم زدایی تبدیل گردند باید در محیطی که سرشار از مواد زائد و بافتهای مرده است قرار گیرند. زمانی که موجودی، چه انسان و چه حیوان، زنده و سالم است با آن که میلیاردها میکروب در اطراف و در درون او قرار دارند هیچیک از آنان توانایی لطمه زدن به این موجود را ندارد. حال آن که موجود مرده یا عضوی مرده و ضعیف شده از بدن بهترین منبع تغذیه و رشد میکروبهاست. این میکروبها دست به کار می شوند تا طبیعت را از شر وجود آن عفونت پاک کنند. اگرچه باکتریها در همه جا حضور دارند اما آنها تنها زمانی رشد و نمو کرده به مرحله تولید سم و سم زایی می رسند که بدن موجود زنده در اثر شرایط محیطی و تغذیه غلط به مرحله بیماری و ضعف رسیده باشند. باکتریها همانقدر در ایجاد بیماریها نقش دارند که مگسها در تولید آشغال و کثافت. در قسمتهای مختلف بدن انسان به طور طبیعی میلیونها باکتری زندگی می کنند و در حقیقت بدن سالم کنترل بسیار سخت و حساب شده ای بر روی تعداد این باکتریها داشته و توسط گلبولهای سفید و سیستم لنفاوی از رشد و ازدیاد آنان اگر به نفع بدن نباشند به شدت جلوگیری می کند. در حقیقت هر روزه به طور تصادفی میلیونها باکتری و موجودات ذره بینی دیگر از راه دستگاه گوارش وارد سیستم گردش خون می شوند و بلافاصله توسط گلبولهای سفید مورد حمله قرار گرفته نابود می شوند. تا بدن موجودی در اثر عوامل سمی و شرایط نامساعد آماده بیماری نبوده و محیط مناسبی برای رشد میکروبها فراهم نیاورد هیچ میکروبی نمی تواند به بدن لطمه ای بزند. باکتریها مانند هر موجود زنده ی دیگر برای زنده ماندن و تکثیر نیاز به غذا و محیط مناسب دارند. این شرایط را تنها محیط یک بدن بیمار میتواند فراهم آورد. سلولهای سالم و قوی غذای مناسبی برای رشد باکتریها نمی باشند. تنها سلولهای بیمار و ملتهب و در حال فساد و تجزیه می توانند میزبان این موجودات ذره بینی گردند. جان کلام این که این موجودات ذره بینی نیستند که به بدن حمله کرده و آن را بیمار می کنند. این بدن است که در اثر عوامل مختلف محیطی، تغذیه و روش زندگی غلط، سموم مختلف وارد شده به بدن چه از طریق هوا، غذا، آب آشامیدنی و مواد مختلف شیمیایی پاک کننده ها بر پوست ضعیف و ملتهب گشته محیط مناسبی را برای رشد باکتری فراهم می آورند؛ زیرا باکتریها علاقه به مواد فاسدشده داشته و از طریق تجزیه آنان رشد و نمو می کنند. در نتیجه لازمه سلامت بدنی عاری از مواد سمی مختلف، سیستم گوارشی قوی در نتیجه تغذیه درست، و سیستم ایمنی قوی به واسطه رعایت ملزومات سلامت میباشد نه وجود یا عدم وجود باکتریها. فصل دوم بدن انسان، معجزه آفرینش دانشمندانی که به تحقیق در پدیده ی حیات می پردازند مانند گمشدگانِ جنگلی پیچ پیچ در میانه درختانی جادویی اند که مدام در حال تغییر شکل و مکان می باشند. اکثر سئوالات دانشمندان درباره ی معمای بدن آدمی بی جواب می ماند؛ زیرا که انسان از سایه هایی توی درتو ساخته شده که در میانه ی آن حقیتقتی دست نیافتنی قد برافراشته است. دکتر الکس کارول؛ «ناشناخته انسان» بگذارید چند لحظه ای در موضوع بدن آدمی اندیشه کنیم. از لحظه ای که اسپرم و تخمک باهم یکی شده و در رحم مادر تخم را بوجود می آورند معجزه شکل گیری بدن انسان شروع میشود. تقسیم پیاپی و رشد یک تخم به میلیونها سلول، شکل گیری خودبخودی، منظم، با برنامه و بدون ذره ای اشتباهِ تمام اعضای بدن از سر و تنه و دست و پا، چشمها و بینی و کلیه اعضای داخلی و بالاخره تشکیل مغز و بوجود آمدن هوش بدون دخالت هیچ عامل خارجی طبق برنامه ای از پیش تعیین شده و منظم به خودی خود یکی پس از دیگری صورت گرفته بدن انسان را با تمام وظایف مختلف پیچیده ی سلولی و بافتی را بوجود می آورند. در تمام این پروسه تنها نیروی در کار نیروی خودبخودی هوش و درایت بدن آدمی است بدون حتی اندکی نیاز به دستکاری یا کمک از نیرویی خارجی. این ذکاوت، دانش و توانایی بدن در پیشبرد اعمال مورد نیاز همواره و تا آخر عمر با بدن ما همراه است. این نیرو و هوش سرشار می داند که چگونه اعمال حیاتی مختلف بدن را در زمانهای مناسب و لازم به انجام برساند، چگونه غذا را هضم و جذب کرده و اضافات آن را دفع نماید، چگونه بالانس شیمیایی و حیاتی بدن را همواره در همه شرایط تنظیم کرده، میلیونها ملکول آنزیمهای مختلف، هورمونها، مواد آلی و معدنی را یا از غذاها و از محیط جذب کرده و یا خود از ترکیب مواد مختلف ساخته در اختیار اعمال حیاتی بدن قرار دهد. این دستگاه هوش سرشار به خوبی می داند که در هر لحظه بدن ما برای سوخت و ساز، برای ساختمان سازی، برای ترمیم، برای مبارزه با سلولهای بیمار، برای دفع مواد سمی، برای حفظ هوموستازی و بالانس محیط داخلی بدن برای مبارزه با سرما یا گرما و ... چه باید بکند. این دستگاه عظیم هوش بخوبی می داند چگونه سلولها یا بافتهای صدمه دیده را ترمیم کند، چگونه میزان آب و مواد معدنی بدن را در بالانس نگهدارد، چگونه مواد شیمیایی تحمیل شده بر بدن از طریق محیط زندگی را تجزیه و تحلیل کرده توسط کبد یا کلیه ها دفع کند. این نیروی هوش سرشار بین مواد زاید و مواد لازم و ضروری برای بدن فرق گذارده یکی را به هر طریق ممکن دفع و دیگری را با هزار روش جذب خون می کند. و جالبتر از همه این که همه این برنامه ها، همه ی این کنترل و بالانس دقیق و منظم بدون ذره ای دخالت از طرف ما به خودی خود انجام می شود. در هرلحظه در بدن ما بر مبنای نوع عملی که انجام می دهیم از تنفس تا فکر کردن، خواندن، نوشتن، غذاخوردن، و ... هزاران نوع فعل و انفعال شیمیایی بدون دخالت یا حتی آگاهی ما در حال انجام می باشد. همچنان که بدن قادر به پاکسازی از مواد سمی و ناخواسته ی خارجی می باشد تا از ذخیره ی آنان در بدن و ایجاد خسارت توسط آنان جلوگیری کند. همچنین می تواند به کار تعمیر نیز دست زند. بعنوان مثال وقتی انگشت خود را می بریم، پس از چند ثانیه خون لخته گردیده و بند می آید. سپس در عرض یکی دو روز شکاف ایجاد شده در اثر بریدگی با ترمیم و بازسازی شروع به بهبود نموده و پس از چند روز دیگر اثری از آثار زخم باقی نمی ماند. همه این اعمال شگفت انگیز که به نظر ما عادی و روزمره می نمایند ولی در حقیقت نمایانگر هوش و توانایی بی حدوحصر حیات می باشند بدون دخالت یا خواست ما و بطور خودبخودی صورت می گیرد. استخوان شکسته را ممکن است شکسته بند یا دکتر استخوان راست نموده در امتداد درست هم قرار دهد؛ ولی این بدن آدمی است که شکستگی را ترمیم نموده و باعث جوش خوردن استخوان می شود. در هر لحظه در بدن ما هزاران سلول بیمار و سرطانی ایجاد می شود. بدن به طور خودبخودی مانند یک نگهبان همواره بیدار به حراست از تمام سلولها و بافتها و اندامها پرداخته سلولهای بیمار سرطانی را احاطه و هضم و جذب کرده و سپس، آنها را توسط دستگاه لنف یا دستگاه خونی از بدن دفع می نماید. سالها پیش از آن که یک تومور سرطانی به مرحله ای از رشد برسد که توسط دستگاههای پیشرفته ی عکسبرداری و یا توسط دستگاههای ماموگرام، اندوسکوپی و ... دیده شود بدن با تمام نیرو و امکان سعی در یافتن و دفع این سلولهای بیمار و سرطانی کرده و تنها زمانی در این جنگ دچار شکست می شود که بر اثر عوامل مختلف از قبیل استرس، کم خوابی، غذاهای صنعتی، پر چربی و حیوانی که تماما به شکل سم در بدن عمل می کنند مقاومتش ضعیف بوده توان پاکسازی و ترمیم را از دست داده باشد. بقراط، پدر دانش پزشکی که مطالعات عمده ای بر روی رابطه سلامت انسان و محیط زندگی اش و تاثیرات آب و هوا، غذا و مشاغل مختلف بر روی سلامتی بدن انجام داده بود، می نویسد:«طبیعت بهترین پزشک بیماری های ماست» بقراط در توضیح این گفته خود می افزاید که هر کس در درون خود نیرویی طبیعی برای مبارزه با هر بیماری دارد که آن را «نیروی درمانگر طبیعت» می نامید. بر مبنای همین باور بقراط به عنوان معالجه ایجاد بهترین شرایط برای بازگشت بالانس به بدن توسط خواب و استراحت کافی، غذای اندک و سالم و فعالیت مناسب بدنی را تجویز می نمود. بعدها این نظریه تا زمان ارسطو هم ادامه پیدا کرده کاملتر شد. ارسطو باور به وجود هوموستازی (Homeostasis) یا بالانس بدن داشت. او باور داشت که نیرویی همواره بدن را در هر شرایطی در حالت بالانس نگه داشته و یا بدنی را که تحت شرایط بیرونی از بالانس خارج شده بود به بالانس بر می گرداند. از نظر او هر چیز در طبیعت در یک حالت موازنه یا بالانس بسر می برد. بدن آدمی نیز مجموعه ای از نیروهای روانی و جسمی است که در ارتباط تنگاتنگ و تاثیر متقابل بسر برده و در هر شرایطی سعی در حفظ و ایجاد موازنه ی بدن برای انجام اعمال حیاتی را دارند. هیچ چیز بطور جداگانه و گسسته کارایی نداشته و همه وجود برای انجام اعمال حیاتی نیازمند یک سیستم بهم پیوسته و درهم تنیده ی کار و فعالیـت تمامی ارگانهای بدن است. بیش از هزار سال پس از بقراط و ارسطو در دوران قرون وسطی در اروپا نیز این باور به نیرویی حیاتی و درونی بدن و تمایل این نیرو در ایجاد بالانس بین جسم و روح هنوز برقرار بود به همین مناسبت در این دوران پزشکان برای درمان بیماریها استراحت، تغذیه مناسب، خواب فراوان و ورزش و باور به نیرویی خودانگیخته و آگاه و فراسوی درک بشر را تجویز می نمودند. جالب این جاست که این ایده در مورد مسئله بیماری و سلامت و توانایی بالقوه بدن در مبارزه با بیماریها و برگرداندن سلامت (بالانس و هوموستازی) به بدن کاملا با باورهای برخی قبایل اولیه در مورد بیماری تفاوت دارد. در آن زمان و در آن قبایل بیماری را نتیجه یک روح پلید و شیطانی می پنداشتند که در جایی و محلی خارج از بدن قرار داشته سعی دارد بر روح و بدن شخص بیمار غلبه نموده او را به تسخیر خود درآورده و سرانجام باعث مرگ او گردد. این باور در مورد بیماری اگرچه دیگر امروز پذیرش همگانی نداشته و به نظر بسیاری دور از واقعیت می آید؛ اما جالب توجه شباهت این تئوری با تئوری «میکروب» به عنوان تولید کننده بیماریست که اول بار توسط پاستور در ابتدای قرن بیستم عرضه گردید. بر مبنای تئوری پاستور میکروبها عامل ایجاد بیماری می باشند. بر اساس این نظریه این موجودات ذره بینی دقیقا شبیه ارواح خبیثه ی تئوری باستانی بیماری در فکر به تسخیر درآوردن جسم فرد بوده، با غلبه و تسخیر او باعث ایجاد بیماری می گردند. بر این مبنا، درمان بیماری نیز همانند آن تئوری باستانی مبارزه با این عامل خارجی حمله ور شده به بدن می باشد. تفاوت تنها در سلاحِ مورد استفاده است. سلاح مبارزه ما در این زمان آنتی بیوتیکها و آنتی سپتیکها برای کشتن میکروبها بوده و در آن زمان خوانش اوراد و اجرای مناسک مختلف برای فراری دادن یا کشتن روح شیطانی حمله کننده است. مقایسه این دو عمل با یکدیگر اگرچه به طور کامل صحیح نیست. برای روشن شدن مطلب بگذارید بعنوان مثال دو بیماری بالا بودن فشار خون یا بیماری ترشی معده را در نظر بگیریم. اگر شخصی از هریک از این دو بیماری رنج می برد بر مبنای تئوری متکی بر باور هوموستازی و بالانس می توان چنین نتیجه گیری کرد که بروز این نشانه ها بدین معناست که بدن شخص به دلایلی از بالانس خود خارج گردیده وا این نشانه ها زبان گفتگوی بدن با ما هستند تا این عدم موازنه را به اطلاع شخص برسانند. در نتیجه برای از بین بردن این نشانه ها هدف باید بازگردانیدن توازن درونی بدن باشد. اما براساس تئوری میکروب یا عامل خارجی بعنوان عامل ایجاد بیماری، این نشانه ها دلالت بر «مبتلا» شدن بدن به بیماری در نتیجه ی هجوم عامل شناخته یا ناشناخته خارجی دارند. در نتیجه برای معالجه آن باید به پزشک (فردآگاه به بیماریها) و دارو (سلاح مبارزه با بیماری) متوسل گردید. تئوری میکروب علم پزشکی را زیرورو نموده پایه گذار علم پزشکی «مدرن» گردید که در آن ایجاد سلامت از گرده ی شخص و بدن او برداشته شده و مسئولیت سلامت انسان به دست پزشک، دارو، جراحی و تکنولوژی واگذار گردید. در این باره در فصل آینده به طور مبسوط سخن خواهیم گفت. ** بدن این معجزه طبیعت دارای سیستم پیچیده و دقیق چک و بالانس بوده و به واسطه این توانایی هرزمان که بدن به دلیلی از توازن خارج گردد سلولهای عصبی مختلف توسط پیامهای الکتریکی به نقاط مربوطه در مغز باعث تحریک سیستمی می گردند که به نحوی توازن را به محیط داخلی بدن بازگردانند. ایجاد موازنه می تواند در اثر ترشح هورمون، تاثیر بر روی ماهیچه یا رگ، ایجاد یا کاهش عمل سلول یا بافتها و امثالهم صورت پذیرد. برای روشن شدن مطلب مثالی می زنیم: غلظت قند خون بعد از مصرف شکر یا غذایی شیرین بالا می رود. این بالا رفتن قند خون بدن را از حالت طبیعی و لازم برای ادامه ی اعمال حیاتی خارج می نماید. در نتیجه هورمونی به نام انسولین که مسئول تنظیم قند خون می باشد ترشح می گردد تا در اسرع وقت به تجزیه و جذب مواد قندی پرداخته و موازنه ی درونی بدن را برقرار سازد. مثال ساده ی دیگر ایجاد گرما در بدن هنگام ورزش و کار بدنی ست. افزایش حرارت بدن باعث اختلال در اعمال حیاتی می گردد در نتیجه برای تنظیم حرارت عروق خونی سطحی گشاد گردیده بدین وسیله گرمای بیشتری را دفع می کنند. همچنین ایجاد تعرق در این زمان به کاهش درجه حرارت بدن کمک می کند. عمل دیگر بدن انسان برای حفظ و ادامه ی حیات که بازهم به طور خودکار و بدون هیچ گونه نیاز به عامل خارجی صورت می گیرد عمل هماهنگ سازی (آداپته شدن) با تعییرات محیطی ست. دوباره به مثال بریدن انگشت توجه کنیم. پس از بریدن انگشت، بالافاصله سیستم بسیار پیچیده و منظمی از فعل و انفعالات شیمیایی، ترشحات هورمونی و پیامهای عصبی سلولها و مواد لازم برای لخته کردن خون را به محل زخم می رسانند تا با لخته کردن خون از خونریزی جلوگیری نمایند. در همان حال میلیونها یاخته از جمله گلبولهای سفید و سایر یاخته های محافظ به محل زخم فراخوانده شده عمل پاکسازی از مواد خارجی را شروع می نمایند. همزمان سلولها و مواد دیگری به کار بازسازی و ترمیم و جوش دادن بریدگی می پردازند. می بینیم که این چنین حادثه ای که به نظر ما روزمره و ساده می نماید اگر در آن دقت شود نمایانگر چه هوشمندی و خودآگاهی عظیمی در بدن موجودات زنده می باشد. مثالِ دیگر توانایی هماهنگ سازی، رشد ماهیچه و عضلانی شدن بدن در اثر کار بدنی یا ورزش است. کار بدنی یا ورزش نیاز به نیروی اضافه ی ماهیچه ها دارد. وسیله فراهم آوردن این نیروی اضافه ی مورد احتیاج رشد ماهیچه هاست. بدن از این طریق به این نیاز پاسخ داده خود را با آن هماهنگ می گرداند. ** متاسفانه عمل هماهنگ سازی بدن همواره مفید و یا بی زیان نبوده گاه ادامه مداوم محرک باعث از توان درانداختن اندام مربوطه یا کل بدن می گردد. بعنوان مثال کبد را در نظر بگیریم. یکی از اعمال حیاتی کبد تصفیه کردن مواد سمی وارد شده در بدن است. هرچند اگر میزان مواد شیمیایی یا سمی اضافه شده و یا مداوما صورت پذیرد توانایی سلولهای کبدی را دچار اخلال نموده نهایتا به تورم و التهاب و حتا مرگ آنان می انجامد. چنین موضوعی در مورد تاثیر مواد شیمیایی خارجی بر بدن نیز صادق است. وجود مواد شیمیایی مختلف در محیط زیست، در مواد غذایی مصرفی و یا به شکل داروهای مختلف اندک اندک بدن را تحلیل برده زمینه را برای ایجاد بیماریهای مختلف آماده می کنند. بدن انسان جهانی از سلولهای مختلف است. جهانی پیچیده که تحت شرایط عادی در هارمونی کامل به سر می برد. بدن انسان در اعصار متمادی توسعه پیدا کرده و در طول میلیونها سال خود را تکامل بخشیده است. اعمال حیاتی بدن نیز همانند و همراه چرخش طبیعت دارای ریتم و چرخه می باشند. هرگونه عامل اختلالی در این ریتم باعث در اختلال در عمل بدن می گردند. بدن به کمک انرژی حیاتی ذاتی و به یاری هوشی از اندازه بیرون قادر به جذب اکسیژن و مواد خام از محیط خارج و تبدیل آن به مواد حیاتی مورد نیاز می باشد تا با مصرف آنان حیات موجود را ممکن سازد. بدن انسان بدون شک پیچیده ترین ماشینی است که تا به امروز ساخته شده است. در بدن انسان بیش از 600 ماهیچه و بیش از 200 استخوان وجود دارد که پا دقیق ترین و حساب شده ترین حرکات زمانی هماهنگ و زمانی متضاد یکدیگر حالت و موازنه ی بدن را فرم می دهند. بدن ما هر روز حدود 300 تا 800 بیلیون سلول(ده میلیون سلول در هر ثانیه) را از دست داده آنها را با سلولهای جدید جانشین می کند. حدود 25 تریلیون سلول مختلف در دستگاه گردش خون ما وجود دارد با عمر متوسطی حدود 30 روز. این سلولها مدام توسط بدن پاکسازی شده و توسط سلولهای نوین جایگزین می گردند. همچنان که در حال خواندن این جمله هستید بدن شما حدود 7 تا 10 میلیون سلول جدید خونی ساخته و تقریبا همان تعداد را نابود و پاکسازی کرده است. دستگاه گردش خون ما شامل (صد تا صد و بیست هزار کیلومتر رگهای خونی و لنفاوی است که به طرز شگفت انگیزی خود را در بدن کمتر از دو متری جایسازی کرده، وظیفه رسانیدن مواد غذایی و بازگردانیدن مواد زائد به و از کلیه سلولهای بدن را به عهده دارند. برای انجام این وظیفه قلب در عمر متوسط یک انسان دو و نیم بیلیون مرتبه می تپد تا در هر تپش حدود چندین لیتر خون را در بدن به گردش درآورد. در مورد مغز انسان تخمین زده شده که 50 بیلیون سلول مغزی (نورون) وجود دارد که بطور مدام مشغول گرفتن و فرستادن پیغام به مغز و به نقاط مختلف بدن هستند. ثابت شده که بطور متوسط هر فرد سالم در حالت نرمال صدهزار سلول مغزی را از دست می دهد با این همه بعد از گذشت 150 سال تنها ده درصد ظرفیت مغز از بین رفته است. دستگاه تنفس ما روزانه بیش از چندین میلیون متر مربع هوا را توسط بیست و دو هزار دم و بازدم به درون کشیده و خارج می کند. این عمل روزانه مساوی تصفیه کردن صدوبیست و پنج بشکه خون از گاز کربنیک و سایر گازهای سمی است. تا به همین جا عظمت کار این پدیده شگفت آفرین یعنی بدن انسان بر ما آشکار است. و برای جلوگیری از اطاله کلام از پرداختن به جزییات عمل سایر اعضاء و دستگاههای بدن جلوگیری می کنیم؛ ولی بر هر گوشه بدن نگاهی بیندازیم سیستمی خارق العاده و حساب شده در حال کار است. عجیب تر آن که همه این سیستم هماهنگ و یکپارچه بطور اتوماتیک همه ی این وظایف را که سنگین تر از کار هر ماشین ساخت بشر است انجام داده و جالب تر آن که برای ادامه کار این سیستم هماهنگ تنها چیزی که مورد نیاز است رعایت اصول سلامت از قبیل تغذیه سبک و گیاهی، اجتناب از سموم، ورزش و فعالیت بدنی متعادل، خواب و استراحت کافی، افکار مثبت و باور به وجود نیرویی مافوق ماست که اساس عالم را در دست دارد. بدن ما دارای هوش و توانی ذاتی در هماهنگ کردن و پیشبرد اعمال حیاتی است که از تصور ما خارج بوده قابل شناخت و دست یافتن نیست. کوچکترین و ساده ترین عمل بدن مثلا خوردن یک سیب را در نظر بگیرید در یک سیب کوچک حداقل 191 ماده ی مختلف شناخته شده وجود دارد. پس از خوردن سیب حدود 1300 فعل و انفعال مختلف شیمیایی انجام میپذیرد تا سیب را تجزیه نموده مواد حاصله از آن را درست به نقاطی که مورد نیاز در بدن هستند ارسال دارند. «پکتین» به روده بزرگ، ویتامین «ث» به پوست و ویتامین «آ» به شکبیه چشم و ... دستگاه گوارش قادر است گیاهان مختلف را تجزیه کرده و بعنوان ماده خام در اختیار بدن قرار دهد تا از آن سلولهای مغزی، ماهیچه، پوست، استخوان، چشم، مو، قلب و .... بسازند. تنها و تنها خود بدن است که می داند در هرزمان به چه نیاز داشته چه وظیفه ای آنی در پیش روی دارد و چگونه باید آن را به انجام برساند.. هیچ پزشکی، هیچ دارویی، هیچ قرص ویتامین و شربتی نه قادر به این تشخیص بوده و نه توان برآوردن آن نیازها را دارد.. تنها بدن با هوش بی همتای خویش است که می داند چه باید کند تا موجود را سالم و زنده و فعال نگهدارد. در حقیقت تمام تلاش بدن نیز همین است که در همه حال در بقای موجود کوشیده بهترین شرایط زیستی و سلامت وی را فراهم کند و در راه پیشبرد این مقصود بدن به طور مرتب سلولهای مختلف زاید از جمله سلولهای بیمار و سرطانی را شناسایی کرده نابود می کند، زخمها را التیام می دهد، شکستگی ها را جوش و خرابی ها را تعمیر می نماید. چنان که ذکر شد سالها و سالها پیش از آن که دستگاههای تکنولوژیک مانند دستگاههای عکسبرداری مختلف و آندوسکوپی های گوناگون قادر به تشخیص و دیدن تومور در نقطه ای از بدن باشند خودِ بدن این سلولها را شناسایی کرده و با تمام قوا در از بین بردن آنان کوشیده است. متاسفانه اکثر اوقات با مدل غلط و مضر زندگی و تغذیه و مصرف داروها نادانسته نه تنها به این توانایی ذاتی بدن کمک نرسانده ایم؛ بلکه این عمل طبیعی را مسدود هم کرده ایم. میزان هوش، اطلاعات و توانایی که تنها در یک سلول بدن دریک DNA انباشته است بسیار بیشتر و بالاتر از هوش و دانش آگاه تمام افراد بشر می باشد.. به هیچ وجه ممکن نیست که ما بتوانیم بطور دقیق نیازهای بدن را شناسایی کنیم. هیچ دارو یا ماده ساخت دست بشر در هیچ میزان و مقیاسی قادر نیست که نیازهای این سیستم پیچیده و مداوما در حال تغییر و تحول را پاسخگو باشد. تنها بدن ما خود قادر است با هوش و دانش ذاتی خود که در اثر میلیونها سال تکامل در طبیعت در آن ذخیره گردیده قادر به شناسایی و برآورد کردن نیازهای خود باشد. توانایی بدن در تنظیم اعمال حیاتی مانند تنظیم قند خون، متعادل نگه داشتن حرارت بدن، تنظیم فشار خون و ضربان قلب و بالانس اسیدی/بازی در بدن و بالاخره حفظ هوموستازی بدن همه و همه سخن از سیستمی بسیار پیچیده و هوشمند بهم پیوسته و متکی و مداوماٌ در حال تحول و تغییر را دارد که از توان درک نگرش خطیِ سیستم علم و منطق امروز بشر خارج است. بگذارید سلامت بدن را به بدن واگذاریم و در برابر این کهکشان هوش و توانایی سر تعظیم فرود آوریم.


منبع - انتشارات نارجستان

www.narangestan.com
 

  نظرات ()
تمساع آهنی یا ” روبو کروکودیل ” ( Robo-Croc ) معجزه دنیای دامپزشکی است نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

پیچ و مهره آرواره های تمساع آهنی یا  ” روبو کروکودیل “  را بهم متصل نگه می دارد .

در پی عبور یک ماشین از روی آرواره های یک تمساع ۱۰ فوتی تمساع تقریبا به حالت مرگ افتاد . حیوان قادر نبود آرواره های خود را حرکت دهد . و پزشکان از بهبود او نا امید بودند . آرواره های او خرد شده بود و دیگر موجودی خطرناک نبود زیرا حتی نمی توانست صورت خود را حرکت دهد .

 ۸۷۶۹۵۵۵۹۸۷۰۹.jpg

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز ،  این خزنده بزرگ و ترسناک را را به باغ وحش میامى انتقال دادند تا در آنجا جان دهد .  اما دام پزشک باغ وحش آقای داگ میدر، به جای خشک کردن خزنده قول پیکر سعی کرد زندگی دوباره به او ببخشد .

 ۸۷۵۹۵۹۸۵۹۷۸.jpg

این دام پزشک در یک معجزه پزشکی زندگی دوباره به این خزنده بخشید . و با یک جراحی فوق العاده و طولانی زندگی را به این حیوان برگرداند .

سخنگوی باغ وحش گفت : ما می توانستیم بگذاریم که او با درد و آرام بمیرد و ما از جنازه او یک کروکودیل خشک شده بسیار زیبا داشته باشیم . اما راه سختر را برگزیدیم و سعی کردیم نسل این خزنده که در حال منقرض شدن هست را حفظ کنیم .

۵۴۸۸۷۶۹۸۹۷۰۹.jpg

دکتر داگ میدر ،با استفاده از ۴۱ پیچ و مهره و میله آهنی توانست قسمت های خرد شده آرواره را به جمجمه تمساع اتصال دهد .

اینک سه ماه است که آرواره های این حیوان در پیچ و مهره است و او در این مدت قادر به تکه کردن و بلعیدن از راه دهان خود نبوده است . البته اینک مسئولین باغ وحش منتظر هستند تا او بتواند از راه دهان تغذیه کند . در صورت بهبودی این حیوان این بزرگترین اتفاق در سی سال گذشته در این باغ وحش است .

به احتمال زیاد شما در آینده نزدیک این تمساع آهنی را همراه با پیچ و مهره های اطراف آرواره اش در فیلم های ترسناک و تخیلی خواهید دید . او اینک از یک خزنده مرده به یک هنرپیشه تبدیل خواهد شد .

pezeshk.us

  نظرات ()
بررسی زایمان، وضع حمل و نفاس طبیعی به شکل تخصصی جهت ماماها نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

بررسی زایمان، وضع حمل و نفاس طبیعی به شکل تخصصی جهت ماماها
زایمان یک روند فیزیولوژیک است که باعث تغییرات گسترده ای در مادر می‌شود و وضع حمل جنین را از طریق مجرای زایمان میسّر می‌سازد. این روند با افاسمان پیشرونده سرویکس، دیلاتاسیون و یا هر دو مشخص می‌گردد که از انقباضات رحمی حاصل می‌شود این انقباضات حداقل هر ۵ دقیقه تکرار می‌شود و ۶۰-۳۰ ثانیه طول می‌کشد. قبل از شروع زایمان حقیقی معمولا تعدادی وقایع فیزیولوژیک آماده سازی، رخ می‌دهد که به برخی از آن ها اشاره می‌گردد :

پایین رفتن رَحِم به سمت لگن (lightening)
دو هفته یا بیشتر قبل از زایمان سر جنین در اکثر زنان اوّل‌زا تا لبه لگن نزول می‌کند ولی در زنان مولتی‌پار این امر تا ابتدای زایمان صورت نمی‌گیرد. بدیهی است که فشار حاصله بر روی مثانه اغلب باعث تکرر ادرار می‌شود.

۵۴۶۸۶۴۶۴۹۷۷۷۷۷۷۷۷۷.jpg

زایمان کاذب  (false labor)
در طی هفته های ۸-۴ حاملگی رحم انقباضات غیر منظم پیدا می‌کند که بدون درد هستند و به صورت گاه و بیگاه (اسپورادیک) و موزون (ریتمیک) و با شدت خفیف ظاهر می‌شوند در ماه آخر حاملگی این انقباضات ممکن است بیشتر و گاهی اوقات هر ۲۰-۱۰ دقیقه و با شدت بیشتری تکرار شوند که انقباضات براکستون هیکس بوده و زایمان کاذب نامیده شده و همراه با دیلاتاسیون و افاسمان پیشرونده نیستند ولی در سه ماهه سوم این انقباضات را باید از زایمان زودرس، افتراق داد.

افاسمان گردن رحم (Cervical effacement)
قبل از شروع زایمان معمولا سرویکس در نتیجه افزایش محتوای آب و لیز کلاژن، نرم می‌شود افاسمان و نازک شدن سرویکس وقتی رخ می‌دهد که سرویکس بخشی از سگمان تحتانی شود. در نتیجه افاسمان توپی موکوسی داخل مجرای سرویکس ترشح می‌شود و بنابراین شروع زایمان ممکن است با عبور مقدار کم موکوس آغشته به خون از واژن (Bloody show)  مورد توجه قرار گیرد.

 ۴۶۵۴۶۵۴۶۴۵۱.jpg

جدول ۱ ـ خصوصیات زایمان طبیعی

چندزا  (multipara)

اوّل‌زا  (primipara)

ویژگی ها

۱۰-۲ ساعت

۸-۶ ساعت

طول مرحله اوّل

۲/۱ سانتی متر

۱ سانتی متر

سرعت دیلاتاسیون سرویکس در طول فاز فعال

۵ تا ۳۰ دقیقه

۳۰ دقیقه تا ۳ ساعت

طول مرحله دوّم

 صفر تا ۳۰ دقیقه

صفر تا ۳۰ دقیقه

طول مرحله سوم

مراحل زایمان
 

۱ ـ  شروع زایمان حقیقی (دردهای حقیقی) تا دیلاتاسیون کامل سرویکس

۲ ـ  دیلاتاسیون کامل سرویکس تا تولد نوزاد

۳ ـ  تولد نوزاد تا خروج جفت

۴ ـ  خروج جفت تا زمان تثبیت حال بیمار معمولا ۶ ساعت پس از زایمان

مراحل زایمان طبیعی

مرحله اوّل‌ زایمان
۱ ـ فاز نهفته که طی آن افاسمان سرویکس و دیلاتاسیون اوّلیه رخ می‌دهد.

۲ـ فاز فعال که در آن دیلاتاسیون سرویکس سریع‌تر صورت می‌گیرد.

در نتیجه نیروهای انقباضی عضله رحم (میومتر) و فشار عضو نمایش و یا پرده های جنینی در مرحله اوّل سرویکس بداخل سگمان تحتانی کشیده می‌شود.

طول مرحله اوّل
در خانم های اوّل‌زا، طول مرحله اوّل بیشتر از زنان چندزا است. طول این مرحله ممکن است تحت تاثیر عواملی نظیر داروهای آرام بخش و استرس قرار گیرد.

فاز فعال
زمانی آغاز می‌شود که سرویکس در حضور انقباضات رحمی منظم به میزان ۴-۲ سانتی متر دیلاتاسیون پیدا کند.

اقدامات بالینی در مرحله اوّل
 
 وضعیت مادر 
اگر مادر در وضعیت ایستاده باشد ارزیابی متناوب سلامتی جنین باید صورت گیرد و عضو نمایش در زمان پارگی پرده باید آنگاژه شده باشد. در حالت خوابیده باید تشویق به حالت خوابیده به پهلو شود، تا از پرفوزیون واحد رحمی جفتی اطمینان حاصل شود.

تجویز مایعات
به علت کاهش تخلیه معده در حین زایمان بهتر است که از مصرف مایعات خوراکی اجتناب شود برای هیدراته کردن بیمار از کریستالوئیدها استفاده می‌شود.

مهیا نمودن بیمار
استفاده از تنقیه و تراشیدن ناحیه عانه و آماده کردن پوست بسته به نظر پزشک است. در بیمارانی که دچار یبوست هستند و مقادیر زیادی مدفوع در معاینه لگنی در رکتوم لمس می‌شود باید تنقیه صورت گیرد.

ارزیابی های آزمایشگاهی
ارزیابی هموگلوبین و هماتوکریت و Crossmatch  و گروه خون و RH در صورت نامشخص بودن و نمونه ادراری از نظر دفع پروتئین و گلوکز

مونیتورینگ مادری
نبض و فشار خون و تعداد تنفس و درجه حرارت در زایمان طبیعی هر۲-۱ ساعت اندازه گیری شود. برون‌ده ادراری و دریافت مایعات وریدی باید به دقت تحت نظر باشد.

مونیتورینگ جنینی
در بیماران بدون عوامل خطر قابل ملاحظه، ضربان قلب جنین در فاز فعال مرحله اوّل، هر ۳۰ دقیقه و در مرحله دوّم هر ۱۵ دقیقه یک بار باید سمع شود.

در بیماران دارای عوامل خطر در مرحله اوّل هر ۱۵ دقیقه و در مرحله دوّم هر ۵ دقیقه یک بار باید سمع گردد.

فعالیت رحمی
انقباضات رحمی باید هر ۳۰ دقیقه از لحاظ فرکانس و مدت و شدت، ارزیابی شود. در بیماران پرخطر این انقباضات همراه با ضربان قلب جنین بررسی می‌شود و این مورد در بیمارانی که از اکسی‌توسین برای تسریع زایمان استفاده می‌شود واجد اهمیت است.

معاینه واژن
در فاز نهفته اگر پرده ها پاره شده باشد معاینات واژن باید محدود باشد به علت جلوگیری از خطر عفونت داخل رحمی در فاز فعال هر ۲ ساعت سرویکس باید از نظر افاسمان دیلاتاسیون جایگاه و Position عضو نمایش و وجود  molding  یا Caput معاینه شود.

در صورتی که بیمار احساس فوری بیرون رانده شدن جنین را دارد یا ضربان قلب جنین کند می‌شــود (در مواقع پرولاپس بندناف) باید معاینات اضافی انجام شود.

 ۴۶۵۴۶۴۵۶۴۵۶۴.jpg

آمنیوتومی
پارگی عمدی یا مصنوعی پرده ها اطلاعاتی راجع به حجم مایع آمنیوتیک و وجود مکونیوم می‌دهد و باعث افزایش انقباضات رحمی می‌شود. اگر زایمان طولانی شود خطر کوریوآمنیونیت وجود دارد و اگر عضو نمایش آنگاژه نشده باشد خطر پرولاپس بند ناف وجود خواهد داشت.

مرحله دوّم زایمان
در آغاز مرحله دوّم با هر انقباض جنین به پایین رانده می‌شود. نزول جنین باید به دقت تحت نظر باشد در پرزانتاسیون سفالیک شکل سر جنین در طی زایمان تغییر می‌کند (molding) درجاتی از molding برای زایمان لازم است ولی در molding CPD  بیشتر است.

Caput 
ورم موضعی و ادماتو پوست سر جنین که به علت فشار سرویکس روی عضو نمایش از سر جنین بوجود می‌آید. مرحله دوّم در اوّل‌زاها از ۳۰ دقیقه تا ۳ ساعت و در چندزاها ۳۰-۵  دقیقه طول می‌کشد. بطور متوسط در اوّل‌زا ۵۰ دقیقه و در چندزا کمتر از ۲۰ دقیقه طول می‌کشد.

مکانیسم زایمان
شش حرکت، جنین را قادر می‌سازد تا خود را با لگن مادر وفق دهد:

۱ ـ  نزول
نزول توسط نیروی انقباضی رحمی علاوه بر تلاش مادر و جاذبه زمین، در صورتی که مادر ایستاده باشد، صورت می‌گیرد.

۲ ـ  فلکسیون
فلکسیون ناقص قبل از زایمان و در نتیجه تون طبیعی عضلات جنین بوجود می‌آید ولی در طول زایمان مقاومت حاصل از سرویکس، به دیواره های لگن و کف لگن باعث فلکسیون بیشتر ستون فقرات گردنی می‌شود و چانه جنین به قفسه سینه می‌رسد. در وضعیت OP ممکن است فلکسیون رخ ندهد.

چرخش داخلی
در پوزیسیون OA سر جنین با قطر عرضی یا مایل وارد لگن شده چرخش پیدا می‌کند طوری که اکسی‌پوت به سمت سمفیز پوبیس می‌چرخد. این چرخش زمانی رخ می‌دهد که سر جنین به عضلات کف لگن برخورد می‌کند و هنگامی که عضو نمایش به سطح خارهای ایسکیال می‌رسد تکمیل می‌شود. در OP اکسی‌پوت به سمت عمق ساکروم می‌رود.

۵۶۷۸۶۹۴۶۸۹۴۹۶۸۸۸۸۸۸۸۸۸.jpg

اکستانسیون
سر خم شده در پوزیسیون OA در لگن نزول می‌یابد و چون خروجی واژن رو به بالا و جلو می‌باشد قبل از این که سر بتواند از آن رد شود اکستانسیون باید صورت گیرد پس از آن Crowning (ظاهر شدن فرق سر جنین در دهانه متسع رحم در حین زایمان) حاصل می‌شود. در این زمان Station + ۵ حاصل می‌شود و سر با اکستانسیون سریع خارج می‌گردد. ایجاد اپی‌زیوتومی ممکن است به کاهش مقاومت پرینه و اجتناب از پارگی پرینه کمک کند. در OP سر از طریق ترکیبی در فلکسیون و اکستانسیون خارج می‌شود.

چرخش خارجی
در OA و OP سری که خارج شده به پوزیسیون اوّلیه خود به زمان آنگاژمان بر می‌گردد تا در امتداد پشت و شانه های جنین قرار گیرد. چرخش بیشتر سر هنگامی رخ می‌دهد که شانه ها چرخش داخلی پیدا کنند تا خود را با محور قدامی خلفی لگن در یک امتداد  قرار دهند.

بیرون رانده شدن
بدنبال چرخش خارجی شانه قدامی از زیر سمفیز پوبیس خارج شده و بعد شانه خلفی و بعد تنه بیرون می‌آید.

اقدامات بالینی در مرحله دوّم : اقدامات زیر باید صورت گیرد:

وضعیت مادر
در هر وضعیتی به جز طاقباز مادر می‌تواند زور بزند. بیمار پرایمی در حالت Crowning و بیمار مولتی وقتی که دیلاتاسیون کامل شده به روی تخت وضع حمل برده می‌شود.

 ۴۵۶۵۷۵۶۷۵۶۷۵.jpg

زور زدن رو به پایین
با هر انقباض مادر، نفس خود را حبس کرده و زور می‌زند به خصوص در زنانی که بی حسی موضعی دریافت کرده اند چون حواس رفلکسی آن ها مختل شده است، باید از مادر خواست که در هنگام انقباض رحم، زور بزند.

مونیتورینگ جنین
ضربان قلب جنین هر ۵ دقیقه یک بار در بیماران پر خطر باید ارزیابی شود. کند شدن ضربان قلب جنین در حین انقباض (فشار روی سر یا بند ناف) و طبیعی شدن آن بعد از انقباض طبیعی است.

وضع حمل جنین
بیمار در وضعیت لیتوتومی قرار می‌گیرد پوست ناحیه فرج و مقعد و پایین شکم و ران ها شسته می‌شود. وضع حمل در وضعیت طاقباز و خم کردن ران ها صورت می‌گیرد. ولی کسانی که تغییر شکل مفاصل هیپ یا زانو دارند در وضعیت خوابیده به پهلوی چپ صورت می‌گیرد در وضعیت Crowning برش اپی‌زیوتومی داده می‌شود. ولی گاهی اوقات تحقیقات نشان داده است که اپی‌زیوتومی باعث پارگی های درجه ۳ و ۴ می‌شود و متعاقبا باعث بی اختیاری معقدیِ گاز یا مدفوع شود. برای تسهیل وضع حمل سر جنین از مانور ریتگن استفاده می‌شود. در این مانور دست راست که با یک حوله پوشیده شده فشار رو به بالا بر جسم پرینه متسع و سپس چانه جنین وارد می‌کند و با دست چپ فشار رو به پایین بر اکسی‌پوت وارد می‌شود فشار رو به بالا اکستانسیون سر را افزایش داده و فشار رو به پایین از اکستانسیون سریع سر جلوگیری کرده و وضع حمل را کنترل می‌کند. به محض خروج سر سوراخ های بینی و دهان باید توسط ساکشن از خون و ترشحات تخلیه شود. ولی اگر دیسترس جنینی یا مایع آغشته به مکونیوم وجود داشت باید ساکشن حلق و بینی به طور کامل صورت گیرد و از ایجاد Gasping و آسپیراسیون محتویات حلق، جلوگیری نمود.

پس از پاک شدن راه های هوایی باید وجود بند ناف دور گردن را چک کرد اگر بند ناف شل وجود داشت از روی سر جنین دور می‌کنیم ولی اگر سفت بود می‌توان آنرا بین دو کلامپ قطع کرد. بدنبال خروج سر شانه قدامی توسط فشار بر پایین بر سر و چرخش خارجی خارج شده و سپس شانه خلفی توسط فشار بر بالا روی سر خارج می‌شود. پس از وضع حمل اگر نوزاد، پایین تر از کانال باشد خون از جفت بداخل بدن او منتقل می‌شود. در این حالت اگر کلامپ بندناف بیشتر از ۲۰-۱۵ ثانیه طول بکشد باعث هیپربیلیروبینمی نوزاد می‌شود. سپس نوزاد زیر دستگاه گرمکن مخصوص قرار می‌گیرد.

مرحله سوم زایمان
بلافاصله پس از وضع حمل نوزاد، سرویکس و واژن باید از نظر پارگی بررسی شوند. توصیه می‌شود این معاینه قبل از خروج جفت انجام شود زیرا پس از خروج جفت خونریزی رحمی میدان دید را محدود می‌کند.

 ۷۶۵۷۶۵۷۶۵۷۶۵.jpg

وضع حمل جفت
معمولا در عرض ۱۰ـ۲ دقیقه پس از پایان مرحله دوّم، صورت می‌گیرد فشار روی فوندوس برای تسریع این کار مناسب نیست چون ممکن است باعث عبور سلول های جنینی بداخل جریان خون مادر شود.

علائم جدا شدن جفت 
·        جریان خون تازه از واژن

·        بلند شدن طول بندناف

·        بالا رفتن فوندوس رحم

·        سفت و کروی شدن رحم

فشار روی سمفیز پوبیس و فوندوس جهت اطمینان از نزول جفت به داخل واژن ضروری است. بعد از خروج جفت باید نسبت به باقی ماندن تکه های جفت و خونریزی محل چسبندگی آن دقت شود.

انفوزیون داخل وریدی ۲۰ واحد اکسی‌توسین و ماساژ رحمی باعث کاهش خونریزی می‌شود. جفت باید معاینه شود تا از جدا شدن کامل آن و یا وجود ناهنجاری ها اطمینان حاصل شود.

پارگی ها
·        درجه اوّل : پارگی در اپیتلیوم واژن یا پوست پرینه

·        درجه دوّم : گسترش پارگی به بافت های ساب اپی‌تلیال یا پرینه با یا بدون درگیری عضلات پرینه

·        درجه سوم : پارگی اسنفنکتر مقعد

·        درجه چهارم : پارگی به مخاط رکتوم رسیده باشد.

مرحله چهارم
فشار خون، تعداد نبض و خونریزی رحمی باید به دقت کنترل شود. خونریزی پس از زایمان به صورت شایع در این دوران رخ می‌دهد که معمولا به خاطر شُل شدن رحم، باقی ماندن قطعه های جفت یا پارگی های ترمیم نشده رخ می‌دهد. هماتوم واژن به صورت درد لگنی ظاهر می‌شود. افزایش تعداد نبض که نامتناسب با فشارخون است نشانه هیپوولمی است.

القاء و تحریک زایمان
القاء (Induction) روندی اسـت که طــی آن زایمـان بـه طریقـه مصنوعـی آغـاز می‌شـود. تحریـک  (augmentation) تحریک مصنوعی زایمانی است که به طور خودبخود آغاز شده است افاسمان و نرم شدن سرویکس قبل از شروع زایمان خودبخود رخ می‌دهد ولی در القاء باید مهیا شدن سرویکس قبل از القاء صورت گیرد چرا که موفقیت وابسته به این تغییرات در سرویکس می‌باشد. روش های مکانیکی و فارماکولوژیک خاصی برای مهیا نمودن سرویکس وجود دارد.

یکی از این روش ها کاربرد موضعی پروستاگلاندین ها به صورت ژل پروستاگلاندین E۲ به داخل سرویکس یا پروستاگلاندین واژینال است، گرچه گاهی اینها باعث تحریک بیش از حد رحمی می‌شود. روش دیگر قرار دادن لامیناریا می‌باشد. جدا کردن کوریوآمنیون از سگمان تحتانی رحم با دست لزوما شروع زایمان را تسریع نمی‌کند ولی پاره کردن مصنوعی و عمدی پرده ها ممکن است فعالیت رحمی را افزایش دهد.

در کل القاء زایمان قبل از زمان ترم، فقط وقتی بکار می‌رود که استمرار حاملگی با خطر قابل ملاحظه ای برای مادر و جنین همراه باشد. در این موارد می‌توان ظرف ۴۸ـ۲۴ ساعت با استفاده از گلوکوکورتیکوئیدها بلوغ ریه های جنین را تسریع نمود. در هنگام ترم در مورد پارگی زودرس پرده ها می‌توان از القاء  استفاده کرد. در غیر این صورت القاء در زمان ترم بطور مرسوم مناسب نیست.

تکنیک القاء و تحریک
ارزیابی احتمال موفقیت در القاء و تحریک با استفاده از معاینه لگن و تعیین امتیاز Bishop صورت می‌گیرد.

در امتیاز بالا (۱۳-۹) احتمال وضع حمل واژینال زیاد است. در امتیاز پایین > ۵ احتمال موفقیت حــدود ۸۰-۶۵ درصد است. قبل از آغاز القاء ، گروه خون بیمار باید تعیین شده باشد. 

انفوزیون اکسی‌توسین
چند نکته باید در این روش مورد نظر قرار گیرد:

·  اکسی‌توسین باید به صورت وریدی مصرف شود تا در صورت هیپرتونی رحم به سرعت قطع شود. توضیح اینکه نیمه عمر آن ۵-۳ دقیقه است و پس ۳۰-۱۵ دقیقه از قطع دارو اثرات آن بطور کامل از بین می‌رود.

·  انفوزیون باید به صورت رقیق استفاده شود و از یک راه فرعی به داخل راه وریدی اصلی جریان یابد تا در صورت لزوم راه فرعی را قطع کرده بدون این که راه اصلی قطع شود.

· دارو بهتر است از طریق پمپ، انفوزیون شود.

·  القاء زایمان نباید بیش از ۷۲ ساعت صورت گیرد. در صورت وجود دیلاتاسیون و افاسمان پرده ها پاره می‌شوند اگر ظرف۱۲ ساعت پیشرفت کافی حاصل نشد ممکن است C/S  توصیه شود.

· اگر پیشرفت کافی در زایمان بوجود آمد سرعت و غلظت انفوزیون را می‌توان طی مرحله دوّم کاهش داد. دو برنامه برای القاء وجود دارد : دوز پایین (۴ـ۱ میلی واحد در دقیقه) و دوز بالا (۶۰-۴ میلی واحد در دقیقه) فاصله زمانی هر بار افزایش نباید کمتر از ۲۰ دقیقه باشد تا از خطر‌ تحریک بسیار شدید (هیپراستیمولیشن) جلوگیری شود.

در هنگام زایمان خودبخودی رحم حساسیت بیشتری نسبت به اکسی‌توسین در مقایسه با زایمان القاء شده دارد و بنابراین بهتر است از دوز پایین و افزایش تدریجی تر و کندتر استفاده شود.

آمنیوتومی
آمنیوتومی سنتز و ترشح پروستاگلاندین را تحریک می‌کند. در مجموع القاء رسیدن عضو نمایش به سگمان تحتانی را تسهیل می‌کند در نتیجه اگر پرده ها بعدا پاره شود احتمال پرولاپس بند ناف را کاهش می‌دهد.

جدول ۳ ـ موارد وجوب (اندیکاسیون) و ممنوعیت (کنتراندیکاسیون)  های القاء زایمان

موارد ممنوعیت (کونترااندیکاسیون ها)

موارد وجوب (اندیکاسیون ها)

جنینی

مادری

جنینی

مادری

ـ جنین نارس بدون بلوغ ریوی          

ـ پرزانتاسیون غیر طبیعی

ـ  دیسترس حاد جنینی

 

ـ تنگی لگن 

ـ سابقه جراحی رحمی مثل میومکتومی و متروپلاستی

سابقه جراحی قبلی رحم 

ـ سابقه سزارین کلاسیک

ـ رحم بیش از حد اتساع یافته

 

ـ حاملگی طول کشیده        

ـ اختلال رشد داخل رحمی

ـ تست غیر طبیعی عدم تناسب  RH  جنینی     

ـ آنومالی جنینی

ـ پارگی زودرس کیسه آب        

ـ کوریوآمنیونیت

 

ـ پره اکلامپسی           

ـ دیابت ملیتوس          

ـ بیماری قلبی

ـ زایمان غیرطبیعی (در صورت وجود فعالیت ناکافی رحمی)

ـ فاز نهفته طولانی            

ـ فاز فعال طولانی

عوارض اکسی‌توسین
۱ ـ هیپراستیمولاسیون و پیدایش دیسترس جنینی ناشی از ایسکمی و در حالات نادر پارگی رحم

۲ ـ اثرات آنتی دیورز و باز جذب آب از فیلتره گلومرولی و به ندرت مسمومیت با آب و بروز تشنج و اغماء

۳ ـ مصرف طولانی مدت اکسی‌توسین باعث خستگی عضله رحم (عدم پاسخدهی به دارو) و آتونی رحم پس از زایمان (هیپوتونی) می‌شود که خطر خونریزی را افزایش می‌دهد.

نفاس
عبارتست از دوره ۶  هفته ای پس از زایمان که اعضای تناسلی و فیزیولوژی مادری به حالت غیر بارداری بر می‌گردد.

کوچک شدن رحم
در طی ۳ هفته رحم از وزن ۱۰۰۰ گرم به ۲۰۰-۱۰۰ گرم می‌رسد و سرویکس سفت می‌شود.

ترشحات رحم
لوشیاروبرا (lochia rubra) که به خاطر وجود اریتروسیت ها می‌باشد و قرمزرنگ است. Lochia alba  پس از ۴-۳ روز بوجود می‌آید و بی رنگ شده و در روز دهم سفید یا زرد می‌شود. بوی بد ترشحات احتمال آندومتریت را مطرح می‌کند.

سیستم قلبی ـ  عروقی
بلافاصله پس از وضع حمل افزایش در مقاومت عروقی داریم برون ده قلبی و حجم پلاسما طی ۲ هفته به دوران قبل از بارداری بر می‌گردد.

تغییرات روانی ـ  اجتماعی
درجات خفیفی از افسردگی پس از وضع حمل نسبتا شایع است و به دو دلیل هیجانی و هورمونی است.

بازگشت قاعدگی و تخمک گذاری
در مادران غیرشیرده ظرف ۸-۶ هفته قاعدگی بر می‌گردد. در زنان شیرده ممکن است تا چند ماه تخمک گذاری صورت نگیرد ولی باید Contraception مناسب صورت گیرد.

 ۴۵۷۶۵۷۶۵۸۷۶۸۷۶۱.jpg

بررسی زایمان، وضع حمل و نفاس طبیعی جهت آشنایی زنان باردار

* علائم شروع زایمان عبارتند از:
درد ناحیه زیر شکم و یا کمر که به تدریج طول مدت درد بیشتر و فاصله بین آن کوتاه تر میشود.
بروز هر نوع ترشح خونی از واژن یا مهبل
آبریزش از مهبل یا واژن

* فرآیند زایمان معمولاً به سه مرحل تقسیم می شود :
مرحلۀ اول : از زمان شروع دردهای زایمانی تا باز شدن کامل دهانۀ رحم می باشد .
مرحلۀ دوم : از باز شدن کامل دهانۀ رحم تا خروج نوزاد می باشد .
مرحلۀ سوم : از خروج نوزاد تا خروج جفت می باشد .

* مرحله اول:
مرحله اول نیز سه قسمت دارد : دردهای ابتدایی، دردهای فعال ، مرحلۀ انتقالی . تمامی مرحلۀ اول ممکن است ۱۲-۱۴ ساعت برای شکم اولها و ۵-۶ ساعت برای مادرانی که قبلاً هم زایمان کرده اند طول بکشد . نیروی انقباضات رحمی ، دهانۀ رحم را باز می کند و میزان این باز شدن معمولاً با سانتیمتر بیان می شود که در معایتۀ داخلی که با یک یا دو انگشت صورت میگیرد ، تعیین می شود . باز شدن کامل دهانۀ رحم ۱۰سانتی متر می باشد .
دردهای ابتدایی : از شروع انقباضات واقعی زایمانی تا هنگامی که دهانۀ رحم ۴ سانتی متر باز شده باشد می باشد .
دهانۀ رحم علاوه بر باز شدن ، نازک هم شده است . این قسمت معمولاً از همۀ مراحل قابل تحمل تر می باشد . و از آنجایی که این قسمت از مرحلۀ اول حدود ۶ ساعت طول میکشد ، بسیاری از خانم ها ترجیح می دهند این مرحله را در منزل به سر ببرند . باز شدن دهانۀ رحم در این مرحله بسیار کندتر از مرحلۀ بعدی است . برای مثال برای عبور ۲ سانتی متر به ۴ سانتی متر زمان بسیار بیشتری می برد تا این که از ۶ سانتی متر به ۸ سانتی متر بروید ، هر چند که در هر دو ، ۲ سانتی متر پیشرفت کرده اید.
درد های فعال : از زمانیست که دهانۀ رحم ۴ سانتی متر باز شده تا هنگامی که به ۷ سانتی متر برسد . وقتی که دهانۀ رحم ۶ سانتی متر باز شد ، انقباضات بسیار قوی تر گردیده اند و دفعات آنها نیز بتدریج افزایش می یابند و زمان بیشتری به طول می انجامند . برای مثال هر دو دقیقه یک انقباض ۶۰ثانیه ای ممکن است رخ دهد . در این مرحله احتمالا ًاحساس گرمی می کنید ، دهانتان خشک می شود ، کمی خسته می شوید و کمرتان نیز درد می گیرد . بهتر است مرتب تغییر وضعیت بدهید ولی به پشت نخوابید . مرتب ادرار کنید( ساعتی یکبار ) و در صورت امکان حولۀ گرمی به کمرتان بگذارید . صورتتان را بشویید ( برای رفع احساس گرما ) و نفسهای عمیق بکشید .
مرحلۀ انتقالی : زمانی است که دهانۀ رحم ۸ سانتی متر باز شد تا وقتی که به ۱۰ سانتی متر برسد . این مرحله به عقیدۀ بسیاری زنان ، دردناک ترین مرحله است و البته خوشبختانه کوتاه ترین مرحله ( معمولاً ۹۰-۲۰ دقیقه طول می کشد ) در این مرحله احساس دفع مدفوع بشما دست می دهد و این نشان می دهد که سر جنین به راست رودۀ شما فشار می آورد و نزدیک زایمان هستید .
سایر علامتهای این مرحله عبارتند از : تحریک پذیری ، نشانۀ خونی ، لرز ، تهوع و استفراغ ، گرفتگی پا و تعریق ( البته ممکن است هیچ یک از این علامتها را نداشته باشید ). سعی کنید بدنتان را شل کنید و نفسهایتان را سریع تر کنید . اگر احساس گیجی می کنید ، درون دستهای بسته تان تنفس کنید . مرتب تغییر وضعیت دهید و در صورت نیاز هیچ اشکالی ندارد که سر و صدا کنید .


ناگهان یک احساس کاملاً متفاوتی به شما دست می دهد . شما یک فشاری در لگنتان حس می کنید و یک تمایل غیر قابل کنترل برای زور زدن به شما دست می دهد . اما اگر دهانۀ رحمتان ۱۰ سانتی متر باز نشده باشد نباید زور بزنید چرا که باعث صدمه زدن به دهانۀ رحم خود می شوید .
با فشارهای شما و انقباضات رحمی ، سر جنین پایین تر می آید و به کف لگن فشار وارد می کند بطوری که با عضلات خارجی این ناحیۀ لگن ، بنام پرینه ، مماس می گردد . همچنانکه سر جنین به آرامی پرینه را متسع می سازد ، شما هم یک احساس ناراحت کننده کشیدگی و سوزش در این منطقه می کنید . خوشبختانه این احساس فقط لحظه ای است چونکه فشار سر جنین به پرنیه یک نوع بی حس
ی طبیعی ایجاد می کند . این مرحله یک مرحلۀ بسیار بحرانی برای جنین شما می باشد . البته اینجا آخر کار نیست ممکن است این مرحله طولانی شود و تا خروج کامل جنین ۹۰ دقیقه طول بکشد ولی معمولاً کوتاه تر است مخصوصاً اگر در این مرحله عمل چیدن پرنیه ( اپیزیاتومی ) توسط ماما یا پزشک صورت گیرد که باعث می شود مرحلۀ دوم سریع تر انجام شود و فشار کمتری به سر جنین وارد گردد و از پارگی احتمالی عضلات این ناحیه ( که ترمیم آن ها نیز مشکل تر می باشد ) جلوگیری کند . بعد از اتمام مرحلۀ سوم ، با انجام چند بخیه اپیزیاتومی ترمیم می شود . معمولاً در همۀ شکم اولها این اقدام ( اپیزیاتومی ) صورت می گیرد و اکثر شکم دوم ها نیز بی بهره نیستند ولی شکم سوم ها به بعد معمولاً احتیاجی به این عمل ندارند چرا که عضلات پرنیه شل تر شده اند و مقاومت چندانی در مقابل عبور جنین نشان نمی دهند و مرحلۀ خود به خود سریع تر صورت می گیرد .

* جنین در این مرحله چگونه است ؟

با شروع و پیشرفت دردهای زایمانی ، سر جنین ( که در روزها یا هفته های آخر بارداری وارد لگن شده بود ) به عریض ترین قسمت لگن حرکت می کند و در این حین مرتب تغییر وضعیت می دهد و می چرخد و البته به مثانه و راست رودۀ شما بیشتر فشار وارد می شود .
در طی زایمان و بیشتر در مرحلۀ دوم ، جمجمۀ جنین تحت فشار بدن شما قرار می گیرد و بطور مرتب تغییر شکل می دهد . به همین علت اگر سر نوزادتان کشیده به نظر می رسد و یا قسمتی از آن به نظر تغییر شکل یافته می رسد ، نگران نباشید چون این حالت به علت همین فشارهای لگن به سر جنین ایجاد شده است و بعد از یکی دو روز کاملاً برطرف می شود . استخوان های جمجمۀ جنین در همه جا کاملاً سفت نشده اند و نقاط نرمی بنام فونتانل و یا ملاج در جلو و پشت سر نوزاد وجود دارند . این نقاط نرم به استخوان های جمجمه اجازه می دهند که برخی نقاط بر روی هم بخوابند و در مجرای زایمانی بهتر جای گیرند .
بطور طبیعی نوزاد با سر به دنبا می آید . البته می تواند با پاها ، باسن ، صورت و ابرو ( حالتی بین سر و صورت ) نیز به دنیا بیاید ولی مطلوب ترین حالت همان حالت سر می باشد و از حالتهای مختلف سر ، حالتی بهتر و شایع تر از بقیه است که صورت به پشت مادر باشد .
زایمان نوزاد با پاها ( بریچ ) تقریباً ۳% کل زایمان ها را تشکیل می دهد . در این حالت البته زایمان طولانی تر و مشکل تر خواهد بود ( مخصوصاً درد کمر ) . زایمان طبیعی در این حالت هم برای شما دردناک تر خواهد بود ، هم برای جنین پر خطرتر و البته برای ماما یا پزشکتان هم مشکل تر . بیشتر حالتهای بریچ را سزارین می کنند ( مخصوصاً در شکم اول ها و شکم دوم ها ) .

۷۶۵۷۶۸۷۸۹۷۹۸۷.jpg

* مرحلۀ دوم : تولد نوزاد

برای زایمان احتمالاً شما را به اتاق زایمان و تخت زایمان راهنمایی می کنند ( گاهی با برانکارد می برند ) . احتمالاً تخت زایمانی را در مطب ماما یا پزشکتان دیده اید ، بیشتر شبیه به صندلی بزرگ و بلندی است که دو پایه در انتها دارد که پاهای شما را روی آنها قرار می دهند . ناحیۀ تناسلی شما با مواد ضد عفونی کننده شسته می شود و روی شکم و پاهایتان پارچه های استریلی پهن می گردد .
هنگامی که دهانۀ رحمتان ۱۰ سانتی متر باز شد ، ماما یا پزشکتان به شما می گوید که می توانید به طرف پایین زور بزنید ( معمولاً بطور ناخود آگاه چنین احساسی را خواهید داشت ) . بهتر است زور زدن شما همراه با یک بازدم آهسته باشد . بش از ۶-۵ ثانیه نفستان را حبس نکنید . در صورتی که پس از ۳۰ دقیقه پیشرفتی نکرده اید و جنین نزول نکرده است ( پایین نیامده است ) ، وضعیت سر پا نشستن نیز می تواند کمک کند . نزول جنین در مجرای زایمانی به کمک فشارهای شما و انقباضات ماهیچه های شکمی و دیافراگم ( عضله کف قفسه سینه ) صورت می پذیرد . هر چند این مجرا حدود ۱۰ سانتی متر بیشتر نیست ولی ممکن است ۲۰ دقیقه تا دو ساعت ( در زایمان های مشکل ) طول بکشد تا او این مسیر را طی کند .
هنگامی که سر جنین کاملاً پایین آمد و به پرنیه فشار آورد ، اپیزیاتومی می تواند انجام گیرد . آخرین انقباض قبل از زایمان سر ، احتمالاً باعث یک احساس سوزش و کشیدگی می شود . بعد از تولد سر ، یک شانه و سپس شانۀ بعد و بلافاصله بقیه بدن به دنیا می آید . قسمت مشکل زایمان در درجۀ اول همان سر می باشد . زایمان شانۀ اول نیز مقداری ایجاد درد می کند اما بقیۀ بدن تقریباً به بیرون لیز می خورد .
معمولاً دهان و بینی نوزاد تمیز می شود و شما برای اولین بار صدای گریۀ او را می شنوید ( که هیجان انگیزترین مرحلۀ زایمان و حتی عمرتان می باشد !) در این مرحله نوزاد هنوز از طریق بند ناف به شما متصل است . ماما یا پزشکتان بند ناف را در دست می گیرد و هنگامی که ضربان آن تمام شد اول با دو پنس آن را می بندد و سپس می چیند . سپس یک گیرۀ پلاستیکی در فاصلۀ ۳-۲ سانتی متری شکم نوزاد ، بر روی بند ناف می بندد و بقیۀ آن را می چیند .
از عجایب خلقت است که پس از آن همه سختی و درد و خستگی و احتمالاً بی خوابی ، با تولد نوزاد ، تقریباً همۀ دردها از بین می روند . بخصوص هنگامی که نوزاد کوچک و قشنگ تان را ( که ۹ ماه در انتظار دیدارش بودید ) می بینید ، همۀ درها حتی فراموش می شوند !
البته توجه دارید که کل مدت دردهای ناراحت کننده زایمان طبیعی شاید به اندازۀ مدت یک دندان درد ساده باشد ! ولی متأسفانه همیشه آن چنان از دردهای زایمانی و شدت و مدت آن ها نقل شده است که باعث وحشت مادران جوان می گردد.

* فورسپس و واکیوم ( زایمان با دستگاه )

برخی مواقع ممکن است دردهای زایمانی به خوبی پیشرفت کند ولی در انتها خروج جنین با کمی اشکال مواجه شود و یا از این لحاظ مشکلی نباشد منتها به علت زجر جنین و یا حالت اضطراری دیگری خروج سریع جنین اجباری باشد . در این حالت ممکن است پزشکتان تشخیص دهد که استفاده از فورسپس و یا واکیوم بهتر از اجرای سزارین باشد و البته در بسیاری از موارد هم همینطور است و عوارض آنها کمتر سزارین می باشد ، البته تنها هنگامی که شرایط استفاده از این وسایل وجود داشته باشد که این تشخیص را باید به عهده پزشکتان بگذارید .
یک فاکتور مهم در هنگام به کار بردن هر دو وسیله این است که باید شرایط اجرای سزارین اورژانس مهیا باشد چرا که ممکن است از این وسایل نتیجه به دست نیاید و بیمار فوراً باید تحت عمل سزارین قرار گیرد . احتمال عدم موفقیت با واکیوم بیشتر از فورسپس می باشد و ایجاد ضربه به پوست سر جنین بیشتر است .
مسأله ای که حائز اهمیت است این است که اگر به پزشکتان اعتماد دارید ، مطمئن باشید او فقط در جایی که لازم و ضروری است از فورسپس و یا واکیوم استفاده می کند و همیشه سلامت شما و نوزادتان را نسبت به همه چیز ارجح می داند .

* مرحلۀ سوم : خروج جفت

جفت عضوی است که در طول حاملگی به دیوارۀ رحم متصل است و از طریق بند ناف به جنین وصل می باشد . مسئولیت تغذیه و اکسیزن رسانی به جنین و دفع ضایعات جنین به عهده جفت می باشد .
پس از تولد نوزاد ، انقباض رحم متوقف می شود و می تواند پس از آن همه فعالیت کمی استراحت کند . پس از چند دقیقه دوباره منقبض می شود. این انقباضات جفت را از دیوارۀ رحم جدا کرده و آن را به بیرون هدایت می کنند که معمولاً با خروج مقداری خون نیز همراه می باشد .
پس از خروج جفت ، ماما یا پزشکتان اقدام به ترمیم اپیزیاتومی می کند ( در صورتی که انجام شده باشد ) بخیه ها را با نخهای قابل جذب انجام می دهند که در عرض ۲۰-۱۵ روز جذب می شوند . نوزادتان کاملاً بررسی می شود و به شما داده می شود . بهتر است هر چه زودتر او را شیر دهید . این کار هم ارتباط عاطفی نوزاد و مادر را تقویت می کند ، هم جریان شیر زودتر برقرار می شود و هم رحم زودتر به حالت اولیه بر می گردد ( به علت هورمون های مترشحه در اثر مکیدن پستان ) .
حداقل تا دو ساعت در زایشگاه خواهید ماند و ماما یا پرستار آن بخش، خونریزی رحمی شما را کنترل می کند . در صورتی که رحم شما منقبض شد و خونریزی تان کنترل گشت ، شما را به اتاقتان در بخش منتقل می کنند .
هر چند پس از آن همه تلاش احساس خستگی می کنید ولی احتمالاً برای خوابیدن بیش از اندازه هیجان زده هستید و بعد از خبر دادن به فامیل و آشنایان حتماً بیشتر از هر کاری تمایل دارید عضو جدید خانواده تان نگاه کنید و او را تجلیل نمایید و البته هر کسی هم به دنبال شباهت تازه وارد عزیز با خود می باشد .
* مراقبتهای پس از زایمان:
زمان ترخیص بطور معمول در زایمان طبیعی ۲۴ ساعت بعد از زایمان و در سزارین ۷۲ ساعت بعد از زایمان می باشد. شش هفته اول بعد از زایمان دوران نقاهت یا نفاس نامیده می شود. در این مدت نیز لازم است مادر در روز دهم و روز چهلم پس از زایمان به
مراکز بهداشتی مراجعه نماید. تا از نظر وجود علائم خطر مورد بررسی قرار گیرد.

* علائم خطر پس از زایمان:
تب و لرز
خونریزی بیش از میزان قاعدگی در هر زمان یا ادامه خونریزی بیشتر از حد لکه بینی بعد از ده روز
درد و ورم ناحیه بخیه ها
هر گونه درد، قرمزی و تورم پستان ها
لمس توده یا درد و تورم و خروج ترشحات چرکی از محل بخیه ها
خروج ترشحات چرکی و بدبو از مهبل
درد زیر دل یا درد ساق پا
بی اختیاری دفع ادرار و مدفوع، درد یا سوزش هنگام ادرار کردن و تکرار ادرار
افسردگی شدید
سرگیجه و رنگ پریدگی

مرور وقایع زایمان :

مرحله اول یا دردهای زایمانی

در این مرحله با شروع انقباضات رحمی، گردن رحم تدریجا نرم و منبسط می شود تا به۱۰ cm برسد. این مرحله خود به مراحل سه گانه فاز ابتدایی، فاز اکتیو و فاز انتقالی تقسیم می شود.

فاز ابتدایی

فاز ابتدایی فازی است که در آن رحم به صورت منظم منقبض می شود. این انقباضات بر خلاف انقباضات براکستون هیکز که نا منظم و بی درد هستند، به تدریج دردناک می شوند.

ریتم و سرعت زایمان در هر خانم باردار ممکن است خصوصیات مخصوص به خود را داشته باشد. بعضی ها حتی متوجه انقباضات اولیه نیز نمی شوند در حالیکه دهانه رحم چندین سانتیمتر باز شده است. وقتی که گردن رحم شروع به باز شدن می کند، وضعیت آن در لگن تغییر می کند و به سمت جلو آمده و نرم می شود. برای اینکه بتوانید تفاوت این دو را بهتر درک کنید نوک بینی خود را لمس کنید، سفت و عضلانی است؛ حالا لبهای خود را لمس کنید، نرم و شل است. سرویکس یا گردن رحم از حالت سفت به حالت شل در می آید.

چه می توان کرد؟

شما می توانید در خانه چرخی بزنید، برای قدم زدن بیرون روید، یک فیلم تماشا کنید، یک حمام گرم بگیرید. چرت بزنید یا استراحت کنید.. تنقلات میل کنید؛ خوراکی های غنی از کربوهیدرات بهترین انتخاب هستند. اگر انقباضات دردناک است، ماساژ و تکنیک های آرامش بخشی و دوش آب گرم مفید واقع می شوند.

فاز فعال

ماما ها و پزشکان فاز فعال را مرحله ای می دانند که در آن سرویکس باز شده و انقباضات شما نزدیک به هم و قوی تر شده اند. سرانجام فواصل سه یا چهار دقیقه ای به فواصل ۶۰ تا ۹۰ ثانیه می رسند و انقباضات شدید می شوند.

چه می توان کرد؟

زمانی که رفتن به بیمارستان یا زایشگاه از ماندن در خانه بهتر به نظر می رسد، موقع عزیمت است. اگر در خانه زایمان می کنید به مامای خود اطلاع دهید. انقباضات پشت سر هم می آیند، وضعیت های مختلف را امتحان کنید تا ببینید در چه وضعیتی احساس راحتی بیشتری می کنید. تمرین تنفس و تکنیکهای آرامش بخشی در این مواقع مفیدند.

توجه کنید که می توانید یک دوش آب گرم بگیرید که برای کاهش درد بسیار مفید است و همچنین زایمان را سرعت می بخشد. حتی می توانید زایمان در وان آب را انتخاب کنید.

گاهی اتفاق می افتد که در طی زایمان باز شدن سرویکس کند شده یا متوقف می شود. در این هنگام قدم زدن، ماساژ و حتی گریه کردن کمک می کند که اضطراب عاطفی از بین رفته و جریان زایمان سریع تر شود. اگر کیسه اب پاره نشده باشد، ماما با پاره کردن کیسه آب، پروسه زایمان را سرعت می بخشد. می توان از مسکن ها و بی حسی های نخاعی هم استفاده کرد.

فاز انتقالی یا مرحله گذر

طی این فاز سرویکس از ۸ تا ۱۰ سانتیمتر باز می شود. هر بار که انقباض زایمانی شروع می شود ۱ تا یک و نیم دقیقه به طول می انجامد و تقریبا هر ۳ دقیقه تکرار می شوند. این مرحله معمولا دوره سختی از مراحل زایمانی است.

چه می توان کرد؟

زایمان بسیار نزدیک است. وضعیت راحتی را برای خود انتخاب کنید. در فواصل انقباضات آرام باشید. تنفس خود را منظم کنید، از بینی نفس بکشید و از دهان بیرون دهید. اشکالی ندارد اگر بخواهید برای تحمل بهتر درد فریاد بزنید.

مرحله دوم یا تولد نوزاد
در این فاز رحم نوزاد را به بیرون می راند تا از کانال زایمانی یا همان واژن به دنیای بیرون بیاید. در این هنگام همراه انقباضات، شما سر نوزاد را بین پاهای خود حس می کنید. در ابتدای انقباض، نوزاد به بیرون رانده شده و انتهای انقباض کمی به داخل کشیده می شود. وقتی سر نوزاد در واژن قرار می گیرد، ماما از شما می خواهد که کمتر فشار بیاورید تا نوزاد به آرامی بیرون آید و ریسک پارگی در شما کمتر شود. اگر شما قبلا زایمان کرده باشید این فاز برای شما ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد. اگر زایمان اول شما باشد این فاز ممکن است ساعتها طول بکشد.

چه می توان کرد؟

به بدن خود توجه کنید. وقتی قدرت دارید زور بزنید. سعی کنید هنگام فشار آوردن نفس خود را حبس نکنید. در هر انقباض چندین بار زور بزنید. از کشش زمین استفاده کنید، ایستاده یا در حالت چمباتمه قرار بگیرید. اگر خیلی خسته شده اید، به پهلوی چپ بخوابید. اگر بی حسی نخاعی دارید، ماما به شما می گوید که چه زمانی زور بزنید. احتمالا وی توصیه خواهد کرد تا زمان دیده شدن سر نوزاد زور نزنید.

مرحله سوم یا خروج جفت
شروع این فاز از زمانی است که نوزاد بطور کامل بیرون آمده و در این فاز جفت بیرون می آید. جفت سیستم حمایتی جنین است که مسئول رساندن مواد مغذی به جنین و دفع مواد زائد از آن می باشد. پس از اتمام مرحله تولد نوزاد، انقباضات تا مدت کمی ادامه می یابد . خروج کامل جفت و ضمائم بیش از ۵ تا ۱۰ دقیقه طول می کشد.

چه می توان کرد؟

شما احتمالا این فاز را حس نمی کنید چون تمام توجه شما به نوزاد معطوف است. گذاشتن نوزاد روی قفسه سینه سبب ترشح هورمونهایی می شود که به جدا شدن جفت از رحم کمک می کنند. در این هنگام شما یا بسیار ضعف داشته و یا بسیار هیجان زده هستید. بعضی از مادران به علت زایمان طولانی و دردناک قادر به توجه کافی به نوزاد نیستند. بیشتر خانمها در این مرحله نیاز به استراحت و تغذیه مناسب دارند.

حال نوزاد خود را تحسین می کنید. دستها و پاهای او را بررسی می کنید. او را در بغل می گیرید. اگر می خواهید نوزاد را با شیر خود تغذیه کنید از همین الان شروع کنید. تعجب نکنید اگر نوزاد تمایلی نشان نمی دهد. اگر حتی او را به سینه تان بفشارید کافیست و او خیلی زود به خوردن شیر تمایل پیدا می کند.

*  مزایای زایمان طبیعی بر سزارین:
از نظر پزشکی سزارین یک عمل جراحی بزرگ محسوب می شود و مانند سایر اعمال جراحی نیاز به بیهوشی دارد، خطر ابتلاء به خونریزی، عفونت، احتمال نیاز به انتقال خون و خطرات ناشی از بیهوشی در مادران سزارین شده بیشتر است.
مدت بستری شدن مادر بعد از زایمان طبیعی خیلی کمتر از سزارین است.
مادرانی که زایمان طبیعی دارند در امر شیردهی و دادن آغوز به نوزاد موفق تر هستند. زیرا مادر بلافاصله بعد از زایمان نوزاد خود را در آغوش گرفته و او را شیر می دهد و از همان ابتدا می توان رابطه عاطفی بین مادر و نوزاد برقرار نمود. در حالیکه در زنان سزارین شده نوزاد تا چندین ساعت ازآغوش مادرش دور می ماند.
زایمان طبیعی از نظر اقتصادی به نفع خانواده و جامعه است.
در زایمان طبیعی خانم ها تناسب اندام خود را با انجام ورزش های مناسب سریعتر از مادران سزارین شده بدست می آورند.

pezeshk.us

  نظرات ()
آشنایی با مراحل لقاح تا رشد جنین انسان نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

تمام موجودات زنده تولید مثل می کنند. در انسان تولید مثل به وسیله دو نوع سلول انجام می پذیرد. اسپرم ها که به وسیله بیضه های مرد ساخته می شوند و تخمک ها که به وسیله تخمدان های زن تولید می شوند. هر یک از این سلول ها نیمی از مجموعه DNA (ماده ژنتیک) را در خود دارند. آنها از طریق مقاربت جنسی، کنار هم قرار می گیرند؛ اگر یک اسپرم وارد یک تخمک شود و آن را بارور کند، DNA مرد و زن ترکیب شده، سلول های جدیدی حاصل می شوند. بارداری زمانی رخ می دهد که این سلول ها خود را در رحم جای می دهند. در طول بارداری که حدود۴۰ ‌هفته (۹‌‌ماه) طول می کشد، این سلول ها تکامل یافته، نوزاد را به وجود می آورند.

آغاز بارداری

۱۴۸۴۷۸۳۴۳۲۴۳۵۴۳۵.jpg
سلولی که از اتصال تخمک و اسپرم حاصل می شود، تخم نام دارد. در عرض۲ ‌روز پس از بارداری، تخم سفر خود را از طریق لوله حمل تخمک به سمت رحم آغاز می کنند که این امر با فعالیت عضلات جدار لوله میسر می شود. در همین زمان، تخم خود را مکرراً‌ تقسیم می کند تا مجموعه ای از سلول ها به نام مورولا حاصل شود. پس از۵ ‌تا۷ ‌روز این مجموعه سلول به رحم می رسد. این مجموعه خود را به صورت امنی در آندومتر (سطح داخلی رحم) جای می دهد و به رشد خود ادامه می دهد. از این لحظه به بعد از بارداری به خوبی تثبیت می شود. یک بخش از مجموعه سلولـی به داخل آندومتر رشد می کند و تبدیل به جــفت می شود کـه نوزاد در حال تکامل را تغذیه می کند. بقیه سلول ها که نوزاد به وسیله آنها رشد خواهد کرد، تبدیل به جنین می شوند
از تخمک تا جنین 
با تقسیم سلول های در حال عبور از لوله حمل تخمک،‌ تعداد آنها هر ۱۲ ‌ساعت دو برابر می شود. وقتی مجموعه سلولی به رحم می رسد، شامل صدها سلول است. وقتی سلول ها در سطح داخلی رحم جای می گیرند،‌ تکامل خود را برای تشکیل یک جنین آغاز می کنند
چگونگی تغذیه جنین

 ۲۸۷۴۵۶۸۹۵۶۵.jpg
جنین برای برآوردن نیازهای خود به اکسیژن، مواد غذایی و پادتن های ضد عفونت و همچنین برای دفع مواد زاید خود به مادرش وابسته است. این مواد در داخل جفت که عضوی متصل به سطح داخلی رحم است و از طریق طناب نافـی به نـوزاد مرتبـط مـی شود، بین خـون مادر و خـون جنیـن مبادله مـی شوند. در جفت، خون مادر و جنین نزدیک هم قرار می گیرند ولی واقعاً مخلوط نمی شوند .

عروق خونی در جفت
 عروق خونی طناب نافی در جایی که به جفت می رسند، ساختارهایی به نام پرز را تشکیل می دهند و پرزها به سمت نواحی حاوی خون مادر پیشروری می کنند. کوریون که غشایی است که مواد غذایی و سـایر مـواد از طـریق آن عبــور مـی کنند، آنها را محصور می کند
تکامل جنین

 ۳۶۵۹۸۶۸۵۶۵.jpg
جنین در کیسـه ای در داخـل رحم تـکامـل می یابد. مایع آمنیوتیک مثل یک ضربه گیر برای این کیسه عمل می کند و تغذیه آن نیز به وسیله خون بندناف انجام می گیرد. محصول بارداری در۸ ‌هفته اول، رویان نام دارد. در این مدت، اندام ها، سر و ظاهر صورت شکل می گیرد؛ بیشتر اعضا تشکیل می شوند و قلب شروع به ضربان می کند. رویـان بعـد از۸‌‌ ‌هـفـتـه، جنیـن نامیـده مـی شود. تکامل ساختارهای بدن در سراسر بارداری ادامه می یابد 

عموما در انسان ھا دوران بارداری تقریبا ۳۸ هفته طول می کشد ‏که از زمان لقاح، یا از حاملگی، ‏تا تولد محاسیه می شود. در مدت ۸ هفته بعد از لقاح، ‏آن انسان در حال رشد را جنین می نامند، ‏که معنی آن “بزرگ شدنی در داخل” است. ‏این زمانی که دوران جنینی نامیده می شود، ‏با تشکیل سیستمھای اصلی بدن ‏مصادف می باشد.

از زمان تکمیل ۸ هفته ای تا آخر وضع حمل، ‏” انسان در حال رشد را رویان می نامند،” ‏که به معنی “اولاد زاییده نشده” می باشد. ‏در خلال این دوران، که دوران رویانی نامیده می شود. ‏بدن بزرگتر شده و سیستمهای آن شروع به کار می کنند.

۴۹۶۵۹۶۵۶۵.jpg

تمام سنین جنینی و رویانی در این برنامه ‏به زمان آغاز شده از زمان لقاح اشاره می کنند.

از دیدگاه زیست شناسی، ‏”رشد انسان از لقاح شروع می شود،” ‏وقتیکه یک زن و یک مرد ‏از هر دو ۲۳ کروموزوم خود را بواسطه ‏اپیوند سلولھای تناسلی خود ترکیب می کنند.

سلول تناسلی یک زن را عموما “تخمک” می نامند ‏ولی کلمه صحیح آن اوسیت است.

‏ھمچنین، سلول تناسلی یک مرد را بیشتر افراد ‏به عنوان “اسپرم” می شناسند ‏ولی اصطلاح صحیح آن منی دانه (اسپر ما تو زون) است.

۵۹۶۵۹۸۶۹۵۶۵.jpg

‏بعد از رھا شدن اوسیت تولید از تخم دان زنی در نتیجه عملی که آن را ‏تولید اوول کردن نامیده می شود. ‏اوسیت و اسپرماتوزون ‏در داخل یکی از مجری ھای رحمی متحد می گردند، ‏که غالبا بنام لوله فالوپ نامیده می شوند.

‏این مجری ھای رحمی تخم دان ھای زن را ‏به بچه دان یا رحمش متصل می کنند.

‏این باعث ایجاد یک جنین تک سلولی که زیگوت نامیده می شود، میگردد.، ‏که معنی آن “جفت یا به ھم وصل شده” می باشد.

۴۶ کروموزوم زیگوت ‏نسخه بی نظیر ‏کامل ژنتیکی فرد جدید را نمایش می دهد. ‏این طرح کلی ‏در ملکولهای بهم پیچیده DNA قرار دارد. ‏آنها حاوی دستورالعملهای رشد ‏برای تمام بدن ھستند.

۶۹۸۴۳۷۹۸۴۳۳.jpg

‏مولکل ھای DNA شبیه یک نردبان مارپیچ می باشند ‏که آن بنام مارپیچ دوبل می شناسند. ‏پله ھای این نردبان از مولکل ھای جفتی ‏یا پایه هایی که گوانین، ‏سیتو سائین، ایندنائین، و تایمائین می نامند،ساخته می شود.

گوانین فقط با سیتو سائین جفت می شود، ‏و ایندنائین با تایمائین. ‏ھر سلول انسان تقریبا ۳ میلیارد از ‏این جفت ھای بنیادی را دارا است.

‏DNA یک تک سلولی حاوی اطلاعات بسیار زیادی است ‏که اگر این اطلاعات در بصورت کلمه آنهم ‏فقط با حرف اول نمایش داده شوند ‏به ۵/۱ میلیون صفح نیاز خواهیم داشت!

‏اگر آن را سرتاسری پخش کنیم ‏در یک سلول انسان این DNA برابر با ۳/۱ ۳ فوت ‏یا یک متر خواهد شد.

اگر ما ھر یک از DNA در داخل ۱۰۰ تریلین سلولھای فرد را، ‏می توانستیم باز کنیم، ‏طول آن به متجاوز از ۶۳ میلیارد مایل می رسید. ‏این مسافت ۳۴۰ برابر مسافت بین ‏زمین و خورشید است.

۷۰۳۷۴۹۸۸۳۴۳.jpg

تقریبا ۲۴ تا ۳۰ ساعت بعد از لقاح، ‏زیگوت نخستین تقسیم سلولی را ‏با استفاده از فرآیند میتوز انجام می دهد ‏یک سلول به دو قسمت، دو به چهارشنبه و به همین صورت این کار ادامه مییابد

بعد از ۲۴ تا ۴۸ ساعت بعد از شروع لقاح، ‏آبستنی را می توان با شناسایی یک هورمون ‏که به آن “عامل آبستنی اولیه” می گویند آبستنی را تایید کنند.

در مدت ۳ تا ۴ روز بعد از لقاح، ‏سلولهای تقسیم شونده جنین دارای یک شکل کروی می گردند. ‏و این جنین را مورولا می خوانند.

‏در مدّت ۴ تا ۵ روز، در داخل توپ سلولی حفره ای ایجاد می شود. ‏و پس از آن این جنین بلاستوسیست نامیده می شود.

‏سلولھایی که در داخل بلاستوسست ھستند ‏توده داخلی سلول نامیده می شوند. ‏و رشد سر، بدن و ساخت ھای دیگر را ‏که برای انسان در حال رشد حیاتی است را باعث می شود.

‏سلولھای داخل توده سلولی داخلی ‏سلولھای بنیادین نامیده می شوند چون آنها توانایی ساخت ‏بیش از ۲۰۰ نوع سلول که در بدن انسان ‏هستند را تشکیل دهند.

بعد از جابجا شدن بطرف پایین مجرای رحمی، ‏جنین ابتدایی خود را در دیوار داخلی رحم مادر ‏جاسازی می کند. ‏این عمل را القاء می نامند، که ۶ روز بعد از لقاح ‏آغاز و ۱۰ تا ۱۲ روز بعد از آن به پایان می رسد.

‏سلول ھا از جنین ر حال رشد شروع به تولید کردن ھورمون می کنند ‏که نام آن کوریونک گونادوتروفین انسانی ، یا HCG می باشد. ‏ماده ای که در اکثر آزمایشهای آبستنی شناسایی می شود.

‏HCG ھورمن ھای مادری را ‏برای اینکه بعد از لقاح آبستنی را ادامه دهد ‏ بسوی قطع کردن دوره قاعدگی عادی زنان متوجه می سازد. ‏سلولھایی که پیرامون بلاستوسیست قرار گرفته اند ‏قسمتی از یک ساخت را فعال می کنند که آن را جفت جنین (مشیمه) می نامند، ‏که میان سیستمھای گردش خون مادر و جنینی ‏نقش واسطه را ایفا می کند.

‏مشیمه مادری اکسیژن، مواد مغذّی، ھورمن ھا، و داروھا را ‏به انسان در حال رشد می رساند؛ ‏ھمه مواد زائد را برطرف می کند؛ ‏و خون مادر را از مخلوط شدن با خون جنین و رویان ‏باز می دارد.

‏و ھمچنین این مشیمه ھورمن ھا را تولید کرده ‏و درجه حرارت بدن جنینی و رویانی را کمی بالاتر از ‏درجه حرارت بدن مادر نگاه می دارد.

‏این مشیمه بواسطه رگ ھای ریسمان نافی با انسان در حال رشد ‏ارتباط برقرار می کند.

‏توانائی ھای شیمه با دستگاه ھای مراقبت ویژه که در بیمارستان ھای ‏امروزی یافت می شوند رقابت می کند.

در مدّت ۱ هفته، سلولھای توده داخلی سلول دو تا لایه را تشکیل می دھند ‏که آنھا را ‏هیوبلاست و. ‏و اپی بلاست می نامند.

‏غشاء داخلی جنین ‏کیسه محتویات نطفه را ایجاد می کند. ‏که یکی از ساختارهایی است ‏که مادر بواسطه آن مواد مغذّی را ‏برای جنین اولیه تامین می کند.

‏سلولھایی از اپی بلاست ‏پرده ای را تشکیل می دھد که آن آمنیون می نامند ‏که در داخل آن جنین ‏و بعد از آن تا زمان تولد ‏رویان رشد می کند.

در مدت تقریبا ۵/۲ هفته، ‏اپی بلاتست ۳ بافت تخصصی ‏یا طبقات سلول ابتدایی جنین ‏را تشکیل داده است ‏که آنھا را اکتودرم ‏ایندودرم و ‏میزودرم (لایه وسطی جرثومه) می نامند.

۸۴۳۷۴۷۳۶۴۳۴۳.jpg

‏اکتودرم ‏منشاء ساختارهای بسیاری است ‏مانند مغز، ‏نخاع، ‏عصب ھا، ‏پوست، ‏ناخن ھا، ‏و مو.

‏ابندودرم دستگاہ تنفس و مسیر ھاضمه ‏را ایجاد می کند، ‏نیز یخشھایی از اعضای اصلی را بوجود می آورد ‏مانند جگر ‏و لوز المعده.

‏مزودرم قلب، ‏کلیه ھا، ‏استخوان ھا، ‏غضروفها، ‏عضلات، ‏یاخته ھای خون، ‏و ساختھای دیگر را تشکیل می دھد.

در مدّت ۳ هفته ‏مغز به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود ‏که آنھا را جلو مغز ‏مغز میانی ‏و عقب مغز می نامند.

‏رشد دستگاه ھای تنفّس و ھاضمه ھم ‏در پجریان است. در ابتدا یاخته ھای خون ‏در کیسه محتویات نطفه ظاهر می شوند، ‏رگ ھای خونی در سرتاسر ‏جنین تشکیل می شوند، ‏و قلب لوله ای پدیدار می شود.

‏تقریبا بلافاصله، ‏قلب با رشد سریع بزرگ شدنی ‏در خود ‏محفظه هایی را ایجاد ‏و شروع بع رشد می کند.

‏۳ هفته و یک روز ‏بعد از لقاح ‏قلب شروع به تپیدن می کند.

‏دستگاه گردش خون ‏یا گروهی از اعضای مربوطه نخستین دستگاه بدن است که ‏به حالت عملیاتی می رسد.

بی ۳ و ۴ هفته ‏نقشه بدن پدیدار می شود ‏مانند مغز، ‏نخاع، ‏و قلب جنین ‏در کیسه محتویات نطفه ‏به آسانی شناخته می شود.

‏رشد سریع موجب پیچیدن ‏نسبتا جنین مسطح می شود. ‏این عمل شامل پیچیدن قسمتی از کیسه محتویات نطفه ‏را در داخل آستر ‏دستگاه ھاضمه ‏می گردد ‏و قفسه سینه ‏و حفره های شکمی انسان در حال رشد را ‏تشکیل می دھد.

در مدّت ۴ هفته ‏مشیمه زلالی ‏جنین را در کیسه پر از مایع احاطه می کند. ‏این مایع استرلیزه، ‏که مائع مشیمه نامیده می شود، ‏محافظت از جنین در برابر آسیب را برعهده می گیرد.

قلب در یک دقیقه عموماً ۱۱۳ مرتبه ضربان می کند.

‏توجه کنید که رنگ قلب چگونه عوض می شود و خون وارد محفظه ها ‏گردیده و آن را ترک می کند.

‏قبل از تولد قلب تقریبا ‏۵۴ میلیون مرتبه ضربان می کند ‏و در کل دوره ۸۰ ساله زندگی ‏متجاوز از ۲/۳ میلیارد مرتبه می تپد.

بواسطه تبدیل کردن ظواھر جلو مغز، ‏وسطی مغز، ‏و عقب مغز ‏نمود سریع مغز قابل مشاهده است.

با ظھور جوانه های دست و پا رشد عضو بالا و زیرین ‏در مدّت ۴ هفته شروع می شود.

در این مرحله پوست شفاف است ‏زیرا که ضخامتش فقط برابر یک سلول است.

‏هنگامی که پوست ضخیم می شود، ‏این شفافیت را از دست خواھد داد، ‏یعنی ما فقط قابل دیدن اعضاء داخلی خواھیم شد ‏که آنھا برای حدود یک ماه دیگر رشد می کنند.

زنـدگی شـمـا بـا لـقـاح یـافـتـن یـک اسپرم و یک تخمک آغاز گــردیده. در این لحظه ۴۶ کروموزوم با ۳۰ هزار ژن با یکدیگر  ترکـیب می گردند تا تمام مشخصات فیزیکی شما همچون جـنـسیت، تـیـپ بـدن، ویـژگــیهای چهره، رنگ پوست،مو و چـشمـان شمـا را تعیـیـن کنـنـد. هنـگـامی که لقاح صورت می گیرد زیگوت ایجاد می گردد. این زیگوت یا همان تخمک بــارور شده  تکثیر یافته و  پس از گذشت ۵ روز از یک سلول به ۱۰۷ سلول میرسد.

شما در طول مدتی که درون رحم قرار دارید توسط کیسه آمنیوتیک احاطه گشته اید. کیسه آمنیوتیک کیسه ای ست نازک که درون آن از مایع آمنیوتیک پر گردیده است. وظیفه این کیسه محافظت از جنین (شما) در برابر صدمات و همچنین تنظیم درجه حرارت بدن جنین میباشد. شما توسط عضوی بنام جفت که به شکل یک کیک تخت میباشد به رحم متصل گردیده اید. جفت وظیفه تبادل مواد متابولیک را میان شما و مادر به عهده دارد. در واقع شما غذا، خون، اکسیژن را از مادر دریافت کرده و دی اکسید کربن ودیگر مواد زائد را از طریق جفت دفع میکنید. البته شما مستقیما به جفت متصل نشده اید و این بند ناف است که با ۲ سرخرگ و یک سیاهرگ شما را به جفت متصل میسازد. تمام سطح بدن جنین نیز از هفته ۲۰ م به بعد کاملا از یک لایه پنیری و مومی شکل پوشیده میگردد که از پوست جنین در برابر مایع آمنیوتیک محافظت میکند. در غیر اینصورت پوست جنین بسیار چروکیده خواهد شد.

 ۹۴۳۵۴۷۳۶۴۳۴۳.jpg

تقریبا از روز هفتم پس از لقاح جنین ریز در رحم مادر لانه گزینی میکند. از روز ۱۰م نیز قاعدگی مادر متوقف میگردد. از روز ۱۸م قلب و چشمها شروع به شکل گیری میکنند و از روز ۲۱ م به بعد تپش قلب جنین آغاز گردیده و خون جنین را در بدنش به گردش در می آورد البته این خون با خون مادر ارتباطی نداشته و گروه خونی متفاوتی نیز دارا میباشد.

از روز  ۲۸م  به بعد چشمها، گوشها و سیستم تنفسی شروع به شکل گیری میکند. از روز ۴۲م اسکلت بدن کامل میگردد (غضروف) و امواج مغزی قابل ثبت است.

از هفته ۵ م دستها، پاها و چشمها شروع به رشد میکنند. از هفته ۷م پلکها و انگشتان شکل میگیرند و بینی متمایز میگردد. در هفته ۸ م تمام سیستمهای بدن شکل گرفته اند و رشد ناخنها آغاز میگردد.

از هفته ۱۱م (ماه دوم) جنین شروع به تنفس مایع آمنیوتیکی میکند. این روند تا زمان زایمان ادامه می یابد. البته کودک با این عمل خفه نمیشود زیرا اکسیژن را از طریق جفت دریافت میکند. نقش جریان یافتن این  مایع تنها به تکامل و شکل گیری ششها و دیگر اعضای تنفسی مربوط میگردد.

* قلب جنین ۱۲۰ تا ۱۶۰ بار در دقیقه میزند.

* در هـــفته ۸ م شما بصورت یک انسان با ابعاد مینیاتوری میباشید. با ۳ ساتنی متر قد و وزن یک گرم!

* در هـفـتـه ۹ م اثــــر انگشت شما شکل می گـیـرد و کف دستتان حساس به لمس میگردد. اگر کف دست یک جنین را در این زمان لمس کنیم جنین دستانش را مشت خواهد کرد!

*  اگر  یـک جــنـیـن ۸ هفـتـه ای را قـلـقلـک دهیم سرش را بسمت عقب خم خواهد کرد!

* در هفته ۷م تمام جوانه دندانهای شیری شکل گرفته اند. و جنین معمولا انگشتان خود را می مکد!

* جوانه های  چشایی در شما از هفته ۱۳ م تا ۱۵ م  به بعد فعال میگردند!

* پـس از گـذشـت تنـهـا ۱۴ هـفـتـه از لـقـاح جـنـین قادر به شـنـیدن است اما از هفته ۲۶ م به بعد جنین قادر است به صـدا واکـنـش نشـان دهـد. جـالــب است بدانید جنین درون
رحـم تـمام صداهای محیط اطراف را همچون شما میشنود  امـا ۱۰ دسی بـل ضعـیـف تـر. هرگاه جنین  در معرض صدای بـلنـد قـرار گیـرد دست خود را مقابل گوشهایش قرار خواهد داد! جنین اصوات بم را بهتر از اصوات زیر می شـنـود. الـبته ایـن پـایان مـاجـرا نیست چرا که جنین درون رحم در معرض انواع سرو صدا قرار دارد:صدای قلب مادر،سیستم گوارشی  مادر و تنفس مادر نیز توسط جنین باید تحمل گردد. تــصویر روبرو واکنـش جنـیـن را هنـگام شنـیـدن صـدای بـلند نشان میدهد:

* جنین انسان از ۶ ماهگی به بعد به یک انسان احساسی بدل خواهد گشت.

* از ۴ ماهگی به بعد  چنانچه شکم مادر مقابل نور شدیدی قرار گیرد جنین دستانش را مقابل صورتش خواهد گرفت تا مسیر نور را سد کند!

* جنین انسان از هفته ۲۰ م به بعد قادر است مانند یک انسان بالغ درد را حس کند. اما یک جنین ۸ هفته ای نیز قادر به احساس درد است. چنانچه کف دست یک جنین را با یک شیء نوک تیز فشار دهیم، جنین دهانش را باز کرده و دستش را نیز میکشد!

* جنین ۹ هفته ای میتواند سکسکه کند!

* جنین ۹۰ درصد وقت خود را در رحم در خواب سپری میکند.

* از هفته ۱۱ م به بعد جنین قادر است اشیاء را  با دستانش بگیرد!

* از هفته ۱۷ م جنین قادر است خواب ببیند!

* از هفته ۱۸ م تارهای صوتی جنین شکل گرفته و میتواند گریه کند!

* در هفته ۱۶ م اندامهای تناسلی جنین کاملا تمایز یافته و کودک میتواند لگد بزند، شنا کند، بچرخد و یا معلق بزند!

* در ماه ۴ و ۵ برای نخستین بار مادر حکت جنین را درون شکمش احساس میکند.

* در هفته ۲۰ م جنین در سر مو داشته ،۴۵۰ گرم وزن و ۳۰ سانتی متر قد دارد.

* جنین درون رحم میتواند بخندد و یا خمیازه بکشد!

pezeshk.us/

  نظرات ()
ایدز چیست ؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

در لاتین این کلمه متشکل از حرف اول کلماتی است که به معنای سندرم نقص ایمنی اکتسابی می باشند

میزبان اصلی عامل عفونت گلبولهای سفید خون از نوع لنفوسیت های کمکی (CD۴) می باشند . حمله ویروس ایدز به این سلولها باعث اختلال در عمل کرد سلولهای دفاعی می شود و تکثیر آن در داخل سلولهای دفاعی منجر به کاهش قابل ملاحظه آنها می شود .این صدمات به سیستم ایمنی ، بدن را در مقابل عفونت های فرصت طلب و سرطانهای فرصت طلب که اکثرا شدید و کشنده هستند بی دفاع می نماید.

عامل بیماری

عامل عفونت ایدز ، ویروس نقص ایمنی (HIV) است . ویروس ها ذرات میکروسکوپی هستند که برای تکثیر و رشد خود ننیاز به ورود به سلول موجودات زنده دارند و می توانند باعث آسیب رسانی به سلولهای میزبان و در نهایت خود میزبان شوند.

ویروس ایدز از خانواده رترو ویروس می باشد و خواص ژنتیک آن در زنجیر RNA وجود دارد . تاکنون دو نوع از این ویروس شناخته شده است .

HIV-۱  که بیشتر در کشور های صنعتی دیده می شود

HIV-۲  که عمدتا در آفریقا گسترده است و از لحاظ بیماری زایی ضعیف تر از نوع یک می باشد.مشابهت ژنتیک این دو گونه محدود بوده و HIV-۲ مشابهت ژنتیکی بیشتری با ویروس SIV که در میمونها دیده میشود دارد

ساختمان ویروس 

لایه خارجی که دارای گیرنده اختصاصی است و امکان اتصال به سلول های لنفوسیت کمک کننده (CD۴) را فراهم می کند . لایه میانی شامل پروتئینهای داخل ویروس هستند که عمل حفاظت از ساختمانهای ژنتیکی رل به عهده دارند. در لایه داخلی ، ساختمان های ژنتیکی و آنزیمهای کنترل کننده فعالیت های ویروس قرار دارد .

اپیدمیولوژی

شدت بیماری و گسترش آن در جهان بعد از اولین گزارش که در سال ۱۹۸۱ میلادی (۱۳۶۰ شمسی) بوده است ، بیماری ایدز را در شماریکی از مهمترین معضلات بهداشتی ، درمانی ، اجتماعی و اقتصادی قرار داده است .

با گزارش ۲۳ میلیون فوت بعلت ایدز از ابتدای اپیدمی تا پایان ۲۰۰۱ ایدز چهارمین عامل مرگ در جهان و اولین عامل آفریقای زیر صحرا شناخته شده است اکثر این قربانیان جوان بوده و ۵ میلیون نفر از آنان را کودکان زیر ۱۵ سال تشکیل می دهند. در حال حاضر وجود ۴۰ میلیون فرد آلوده و بیمار در جهان تخمین زده میشود.

۹۵% مبتلایان جهان در کشور های در حال توسعه زندگی می کنند .

از نظر سازمان جهانی بهدا شت دنیا به ده منطقه جغرافیایی تقسیم شده است و میزان آلودگی در هر منطقه متفاوت است .

در سال ۱۹۹۸ در هر ساعت ۲۲۰۰۰ نفر آلوده شده اند که یک سوم مبتلایان در گروه سنی زیر ۲۵ سال قرار داشته اند این عده در دهه بعد یعنی قبل از ۳۵ سالگی فوت خواهند کرد امید به زندگی که در قرن ۲۰ با افزایش بهداشت و بکارگیری واکسن های مختلف حتی در آفریقا افزایش پیدا کرده و به مرز ۵۹ سالگی در ابتدای ۱۹۹۰ در جنوب افریقا رسیده بود تا سال ۲۰۰۵ و ۲۰۱۰ به مرز ۴۵ سالگی سقوط خواهد نمود .

تا به امروز ۱۴ میلیون کودک به علت فوت والدین بخصوص مادران خود به علت بیماری ایدز یتیم شده اند .

بر اساس گزارشات بهداشت جهانی منطقه خاورمیانه و شمال افریقا که ۹۸ % مردم آن مسلمان هستند یکی از پاک ترین مناطق دهگانه محسوب می شوند که مهم ترین علت آن پایبندی مسلمانان به اصول اخلاقی است . متاسفانه گسترش بیماری در معتادان تزریقی که اشتراک سرنگ و سوزن داشته اند باعث شده است که کشورهایی مثل بحرین ، ایران ، تونس مصر و پاکستان نیز در معرض خطر جدی قرار گیرند .

در تاریخ ۱/۷/۱۳۸۱ تعداد گزارش شده آلودگان و بیماران ایدز در کشور ۴۲۳۷ نفر بوده که ۱۸۹ نفر آنا زن و ۶ در صد کل موارد از راه اعتیاد مبتلا شده اند .

راه های انتقال :

احتمال آلودگی با تعداد ویروس ،   قدرت تهاجم ویروس ، راه ورودی آن و در نهایت وضعیت ایمنی شخص دریافت کننده آلودگی رابطه مستقیم دارد.

 

ایدز سه راه انتقال عمده دارد :

۱- جنسی 

انتقال از طریق آمیزش جنسی که اولین راه و در حال حاضر شایعترین راه نیز می باشد ، شناخته شده است . 

 

تماس جنسی با فرد آلوده  :

در جهان ۸۰-۷۰ در صد آلوده شدگان از طریق ارتباط جنسی به بیماری مبتلا شده اند . آلودگی از مرد به زن ، زن به مرد و مرد به مرد منتقل می شود زنان نسبت به مردان۵-۳ برابر بیشتر در خطر ابتلا قرار دارند.

وجود سابقه اولین ارتباط در سنین پایین ، تعدد شرکا جنسی و سابقه عفونتهای مقاربتی همگی احتمال انتقال بیماری را افزایش می دهند .

درتماس جنسی ویروس از مرد به مرد ، زن به مرد و مرد به زن منتقل می شود که مرد به مرد بیشترین خطر انتقال و زن به مرد کمترین خطرانتقال را داراست .

در هر بار تماس جنسی ۱/۰-۱ % خطرانتقال از زن به مرد ۳- ۵ % خطرانتقال از مرد به زن وجود دارد. اما به علت تعدد دفعات تماس و طولانی بودن دوره باروری وباردهی      ۷۰-۸۰% بیماران در این گروه قرارمی گیرند.

وجود شرکاء جنسی متعدد و روابط جنسی پر خطر احتمال آلودگی را افزایش میدهد. وجود عفونت های التهابی آمیزشی مثل سوزاک و کلامید یا احتمال آلودگی در اثر تماس با ویروس HIV را ۳ الی ۵ برابر افزایش میدهد . وجود عفونت های زخم دار در دستگاه تناسلی ۵ الی ۱۰ برابر خطر آلودگی را افزایش میدهد .بالاترین گزارش در افزایش ابتلاء و یا انتقال ویروس HIV دربیماران با تاریخچه عفونت دستگاه تناسلی ۲۰ برابر است .

همچنین انتقال از راه آمیزش برای جوانان پر مخاطره تر می باشد . هر چه سن شروع آمیزش پائین تر باشد احتمال آلودگی در این گروه بیشتر است. مطالعات نشان داده که دختران و پسران جوان اولین تجربه های جنسی خود را با افراد بزرگتر ،  با تجربه تر و پر خطرتر کسب می کنند. تصادفی بودن آمیزش ، عدم آگاهی به راههای پیشگیری و آمیزش با آسیب و جراحت بیشتر عوامل اصلی افزایش ابتلاء می باشد

۲-مادر به کودک  

از طریق مادر آلوده به جنین و نوزاد : 

مادر آلوده در دوران بار داری ، هنگام زایمان و حین شیر دهی در ماههای اول بعد از زایمان ، بیماری را به نوزاد خود منتقل میکند . ۱۰ درصد از افراد آلوده جهان را کودکان آلوده تشکیل میدهند . اکثر این کودکان ساکن آفریقا هستند.

 

در کشور های آفریقایی به دلیل وجود کمبود های غذایی به خصوص کمبود ویتامین A ، بالا بودن تعداد حاملگی ، وجود عفونتهای مختلف مقاربتی و عدم امکان دارو درمانی احتمال انتقال آلودگی از مادر به نوزاد ۵۰-۳۰ در صد می باشد .

 

آخرین راه انتقال ، انتقال از طریق مادر به فرزند است که می تواند درطی دوران بارداری در اثر عبور ویروس از جفت آسیب دیده، در حین زایمان به علت تماس مخاط بدن نوزاد با خون مادر در کانال زایمانی و یا در هنگام شیردهی صورت بگیرد. شایعترین مرحله آلودگی هنگام تولد است که نوزاد با ترشحات و خون آلوده در تماس نزدیک قرار میگیرد.

در کشورهای آفریقایی که مادران فقر غذایی بخصوص کمبود ویتامین  A دارند، فاصله حاملگی ها بعلت عدم تنظیم خانواده کوتاه بوده و آمار بیماریهای مقاربتی نیز در آنها بالاست احتمال آلوده شدن کودک از مادر آلوده ۳۰-۵۰ % است و بر عکس در کشورهای پیشرفته عدم فقر غذایی ، رعایت تنظیم خانواده ، درمان بیماریهای مقاربتی در هنگام حاملگی و دارو درمانی با سه داروی ضد ویروس  HIV، احتمال تولد کودک آلوده را به ۳-۵ % کاهش داده است .)

۳– خون و فراورده های خونی

الف ) تزریق خون و فرآورده های خونی

ب: ورود اجسام تیز و برنده آغشته به خون آلوده در پوست

ج : اشترک سرنگ در معتادان تزریقی

خون و فرآورده های خونی

(پرخطرترین راه انتقال ، دریافت خون آلوده است که بیش از ۹۰ در صد احتمال آلودگی از این طریق وجود دارد اما در حال حاضر در دنیا فقط ۳ درصد آلوده شدگان از این طریق آلوده شده اند به خصوص در سالهای اخیر با انجام آزمایشهای تشخیصی ، کلیه خونهای مشکوک معدوم می شوند و اصولا با پیشرفت علم پزشکی نیاز به دریافت خون کاهش یافته است .

اما راه آلودگی از طریق اشتراک سرنگ در معتادان تزریقی با وجود ورود میزان کمی خون آلوده به مراتب شایع تر از دریافت خون آلوده است .

درمیان معتادان تزریقی به علت مصرف مواد مخدرسیستم ایمنی دچارتضعیف شده و همچنین به علت ورود مستقیم مقداری ازخون استفاده کننده قبلی سرنگ به درون سیستم عروقی فرد معتاد خطرابتلاء دراین افراد به شدت افزایش پیدا می کند ( ۶۰% ) واین افراد می توانند به عنوان کانون گسترش عفونت عمل کنند. افراد معتاد تزریقی استفاده کننده از سرنگ مشترک در زندان ۵/۵ برابر بیشتر در معرض ابتلاء به عفونت هستند .

 ده در صد آلوده شدگان جهان از این راه آلوده شده اند و آمار در برخی از کشور ها به حداکثر ۸۲ در صد می رسد هر وسیله بهداشتی درمانی تیز و برنده که احتمال آغشته شدن به خون آلوده را داشته باشد ، در صورت ضد عفونی نشدن و ایجاد کردن زخم ، می تواند فرد سالم را آلوده نماید . لذا ابزار پزشکی و دندان پزشکی ، لوازم خال کوبی ، سوزاندن مو، سوراخ کردن گوش ، حجامت ، تیغ سلمانی و مسواک ممکن است باعث انتقال آلودگی شود .کمتر از یک دهم در صد افراد آلوده در دنیا از این راه مبتلا شده اند . ویروس بسیار ضعیف است و قادر به ادامه حیات در خارج از بدن به مدت طولانی نمی باشد .

بیماری از طریق دست دادن ، بوسیدن در یک اتاق خوابیدن ، و از یک ظرف غذا خوردن و همچنین استفاده از حمام مشترک ، استخر مشترک ، توالت مشترک ، و نیش حشرات منتقل نمی شود)

علائم بالینی:

پس از ورود ویروس به داخل بدن و شروع آلودگی فرد آلوده تا پایان عمر علائم مختلفی را تجربه می کنند این علائم بستگی به بیماری زایی ویروس ، تعداد ویروس ، را انتقال و وضعیت ایمنی میزبان در مراحل مختلف دارند . عفونت های مختلف به خصوص عفونت های ویروسی در شخص آلوده باعث افزایش تکثیر ویروس HIV در سلولهای دفاعی و تسریع در پیشرفت بیماری می شوند همچنین بر خلاف اکثر عفونت ها ، ایدز دارای ۲ مرحله بیماری است یکی در ماههای اول ورود ویروس و دیگری در انتها و بعد از دوره بی علامت است.

مراحل آلودگی و بیماری ایدز عبارتند از :

۱ مرحله حاد

۲ مرحله بی علامت

۳- مرحله بزرگی غده لنفاوی منتشره پایدار

۴- مرحله سندرم ایدز

الف : علائم عمومی

ب : علائم عصبی

ج: عفونتهای ثانویه

د: سرطانهای ثانویه

هـ : سایر موارد

۱- مرحله حاد:

دراین مرحله یکسری علائم شایع از جمله تب ، بزرگ شدن غدد لنفاوی ،ضایعات پوستی وگلودردوجود دارد که حالتی شبیه منونوکلئوسیس ایجاد می کنند وهمچنین یکسری علائم که شیوع کمتردارند مثل سردرد ، اسهال ، تهوع ، ستفراغ ، کاهش گلبول سفید و پلاکت .

 مرحله حاد :

اکثر افراد آلوده ۲ الی ۴ هفته ( بر اساس بعضی گزارشات حد اقل ۶ روز و حد اکثر ۶ هفته ) پس از ورود ویروس ، طیف وسیعی از علائم بالینی را نشان می دهند ، این علایم به مدت یک الی چندین هفته ( ۴ الی ۵۶ روز ) باقی می مانند. با تولید پادتن بر علیه ویروس علایم بیماری بهبود پیدا می کنند .

این علائم عبارتند از : تب ، گلو درد خفیف ، بزرگی غدد لنفاوی ، سر درد ، ضعف و کوفتگی ، درد مفاصل و ماهیچه ای ، بی اشتهایی و کاهش وزن ، تهوع ، استفراغ و اسهال که ممکن است ازشدت متفاوتی بر خوردار باشند . همچنین ممکن است علائم مغزی مثل مننژیت ، انسفالیت ویروسی و نیز درگیری پوست و مخاط نیز ایجاد شوند.

در این مرحله در صورت بروز کاهش شدید قدرت سیستم ایمنی امکان وجود عفونتهای فرصت طلب پیش می آید اما با افزایش مجدد سلولهای دفاعی این عوارض بهبود  می یابد . تاکنون هیچ مورد مرگ و میر در این مرحله گزارش نشده است .)

 مرحله بی علامت :

دراین مرحله فرد مانند افراد عادی جامعه است وممکن است دچارخستگی ، عرق شبانه ، اسهال متناوب وتب خفیف باشد که این علائم می تواند درکم خونی ها ، اختلالات دستگاه غدددرون ریز وبیماریهای روانی هم مشاهده شود

مرحله بی علامت

با بهبودی مرحله حاد که بر اساس شدت علائم از یک تا چندین هفته طول می کشد بیماری به یک مرحله نهفته و بی علامت وارد می شود که مدت آن در کشور های پیشرفته به علت وجود امکانات خوب بهداشتی ۱۵-۱۰ سال و در کشور های در حال توسعه ۱۰-۸ سال تخمین زده می شود . این دوره برای بیماران مونث کوتاه تر و برای کودکان و افراد سالمند بسیار کوتاه است . در حقیقت در مرحله بدون علامت با وجود تکثیر فعال ویروس ( حدود ۱۰ بیلیون در روز ) سیستم دفاعی بدن توان مبارزه با آن را داشته و تعداد سلولهای لنفوسیت کمکی ) CD۴) تقریبا ثابت می ماند . افراد آلوده در این مرحله ، عفونت های شایع در جامعه غیر آلوده ، مثل تبخال آفت و درماتیت سبوریک را مکرراً تجربه میکنند ولی عوارض آنها شدید تر و طولانی تر از افراد طبیعی می باشند . )

 ۳ - مرحله بزرگی غدد لنفاوی منتشر پایدار :

غدد لنفاوی در اندازه های نیم تا دو سانتی متر ، بدون درد در بیش از دو نقطه بدن ظاهر میشوند ناحیه کشاله ران در این محاسبه قرار نمی گیرد غدد لنفاوی اکثرا به صورت دو طرفه بزرگ می شوند . حداقل ۳ ماه به این صورت باقی می مانند و امکان دارد اندازه آنها تغییر پیدا کند. 

بزرگی غدد لنفاوی پایدارومنتشر(PGL) :

که درآن گره های لنفاوی دربیش از ۲ ناحیه ازبدن که عمدتا“‌درنواحی گردنی ،‌پشت گردن ، زیربغل وناحیه فک است بطوردوطرفه بزرگ می شوند که درمعاینه درد ندارند ، متحرک وچرمی هستند. البته چون PGL درسارکوئیدوز، سیفلیس ثانویه وهوچکین لنفوم هم دیده می شود بنابراین برای تشخیص نهایی باید از یافته های هیستوپاتولوژیک استفاده کرد که درآن طرح Follicular hyperplasia مشاهده می شود.)

 ۴- مرحله پایدار :

در این مرحله ویروس ایدز به تمام سیستم ها و ارگانهای بدن حمله کرده و به تنهایی و یا به کمک عوامل مختلف مانند ( میکروب ها قارچ ها- انگل ها- ویروس ها ) عفونتهای مختلف را ایجاد می کند . یکی از شایع ترین علایم بیماری وجود تب طولانی بیشتر از یک ماه ، اسهال به مدت بیشتر از سه ماه و کاهش وزن شدید ( بیشتر از ۱۰ در صد در مدت کمتر از ۴ ماه ) است . سل یکی از مهمترین بیماریهایی است که با گسترش اپیدمی ایدز در دنیا مجددا افزایش یافته است . بیماری سل حتی در کشورهای پیشرفته نیز بعلت شیوع ایدز از کنترل خارج شده است در مراحل نهایی بیماری که سلولهای دفاعی بدن بسیار آسیب دیده اند ، عفونت های فرصت طلب مثل سینه ، پهلو به علت قارچ پنوموسیستیس کارینی و سرطان کاپوسی و لنفوم عارض می شود.

 همچنین ویروس مستقیما به سلولهای بخش خاکستری مغز که مرکز یادگیری است حمله میکند و با از بین بردن سلولهای آن سبب ایجاد اختلال در حافظه بیمار می شود.

 

ایدز   AIDS:

شروع این مرحله زمانی است که شمارلنفوسیت های CD۴+ کمتراز ۲۰۰ شود ویا علائم بالینی اختصاصی ظاهرگردد.این مرحله  دارای ۴ خصوصیت بالینی مهم می باشد:

الف) عفونت فرصت طلب : دراین مرحله هرنوع میکروارگانیسمی می تواند دربدن ایجاد عفونت  کندولی احتمال درگیری فرد با این عفونتها تحت تاثیر۴ فاکتور زیر است :

اولین فاکتورخود میکروارگانیسم است Exposure to the organism

دومین فاکتورتوان بیماریزایی میکروارگانیسم Relative virulance

سومین فاکتورپروفیلاکسی که با داروهای مختلف انجام می شود Chemoprophylaxis

آخرین و مهمترین فاکتورکفایت سیستم ایمنی است Immuno competence

لازم به ذکر است این تقسیم بندی دیگر مورد استفاده نمی باشد.

براساس یافته هایی که تا اینجا گفته شد علاوه برتقسیم بندی اولیه که براساس علائم بالینی بودتقسیم بندی دیگری بنام والتررید (walter Reed) بیان شد که ازصفرتا ۶ درجه بندی شده است و۴ پارامتردرآن دخیل می باشد.

ب) عوارض مغزی :

تظاهرات عصبی درمرحله ایدزمی تواند بصورت موضعی وسیستمیک ویا حتی تظاهرات روحی روانی باشد وعلت آن درگیری مستقیم مغزباویروس HIV ، عفونتها و سرطانهای فرصت طلب وهمچنین داروهایی که فرد مبتلا مصرف می کند می باشد.

ج ) عوارض کلی :

یکسری علائم غیراختصاصی ازجمله تب ،‌اسهال و‌کاهش وزن می باشد که علت خاصی برای آنها نمی توان ذکرکرد که این علائم درآفریقا بیشترگزارش می شود چون امکانات تشخیصی درآنجا ضعیف تراست ودرنتیجه دردسته علائم بی علت قرارمی دهند.

مطالعات وتحقیقات درزمینه ایدزهمچنان ادامه داردوآخرین تقسیم بندی موجود که بعداز تقسیم بندی اولیه CDC و walter Reed بیان شد به قرارزیراست که درآن از دوفاکتورعلائم بالینی وشمارش لنفوسیت CD۴+ استفاده شده است.

 

C

B

A

³۵۰۰

۲۰۰-۴۹۹

<۲۰۰

۱-    دسته A : شامل عفونت حاد ، بزرگی غدد لنفاوی (P.G.L) و بی علامت

۲-   دسته B :علائم مرحله عفونت HIV (که نه درمرحله A ونه درمرحله C دیده می شود)

۲-   دسته C :علائم اختصاصی مرحله ایدز

 پیشگیری :

آمارنشان می دهد که ازسال ۹۲ به بعد تعداد بیماران مبتلا به HIV از ۱۳ میلیون نفربه بالغ بر ۵۰ میلیون نفررسیده است وبه مرز فاجعه آمیز نزدیک شده است بنابراین مردم ومسئولان به فکرراه حلی جدی برای جلوگیری از این فاجعه افتاده اند.

اهمیت پیشگیــری از اینجا مشخص می شود که ازبین بردن عامل بیماری دربدن ممـکن نمی باشد ونیز واکسن موثری هنوز برای آن ساخته نشده است. ولی قطع چرخه انتقال بیماری به وسیله پیشگیری کاملاً امکان پذیراست وشعارسازمان بهداشت جهانی درسال ۱۹۹۹ (Listen, Learn ,live) اهمیت پیشگیری را نشان می دهد.

پیشگیری به طورموفق عملی نمی شود مگربوسیله آگاهی دادن به مردم که این آموزش دردرجه اول به عهده پزشکان وجامعه پزشکی ودرجه دوم به عهده هرکس دیگری است که ازایدز آگاهی دارد ودرقبال دیگران احساس مسئولیت می کند.

برای آگاهی وآموزش باید از تمام امکانات موجود ورسانه های گروهی استفاده کرد. همچنین زمان وسن خاصی برای آموزش وجودندارد چون هرشخص می تواند از حدود ۹ سالگی تا ۶۵ سالگی اعتیادرا شروع کند ونیز اززمانی که بالغ می شود تا اواخرعمرروابط جنسی را داشته باشد همچنین انتقال خون ، آرایشگاهها واعمال دندانپزشکی درهرسن وزمانی می تواند صورت گیرد.ولی کسانی که درمعرض رفتارهای پرخطرمی باشند یا کسانی که دارای تفکرات وباورهای غلطی هستند برای آموزش دراولیت قراردارند.

راههای پیشگیری :

 اجتناب از وارد کردن هرجسم نوک تیز نامطمئن به داخل پوست استفاده از سرنگ یکبارمصرف درتزریقات ونیز بودن یکنفرهمراه تا برتزریق نظارت داشته باشد کنترل خون وفراورده های خونی ، عدم استفاده از تیغ یا استفاده از تیغ یکبارمصرف درآرایشگاهها ،استریل کردن وسایل پزشکی ودندانپزشکی دربین مریض ها ونیز استفاده از وسایل ایمنی برای خود پزشک یا دندانپزشک، خویشتنداری ودوری از روابط جنسی نامطمئن با افراد مختلف ،  نداشتن شرکای جنسی متعدد ، بالابردن سن اولین تماس جنسی واینکه فرد فقط یک شریک جنسی داشته باشد ومطمئن باشد که خود تنها شریک جنسی طرف مقابل است ، استفاده از روشهای پوششی مانند کاندوم ، حامله نشدن مادرآلوده و در صورت آلودگی پیشگیری از آلودگی فرزند در درجه اول یا استفاده از داروهای ضد ویروسی مانند زیدوودین به طور جدی کمک خواهد کرد و  مساله مهم دربرنامه های مبارزه با ایدز این است که ما با خود بیماری مبارزه می کنیم نه با بیمار، بایدبا بیمار  به صورت سالم زندگی کرد وارتباط داشت واورا ازجامعه طردنکرد چون طرد این افراد علاوه براینکه ازلحاظ انسانی واخلاقی درست نمی باشد باعث ایجاد مشکلات روانی دربیمارمی شودو احتمال آلوده کردن عمدی سایرافراد جامعه را بالا می برد.

غول ایدز را باید به وسیله آگاهی از بین برد. ترس راه درستی نمی باشد. با ید دست دردست هم دهیم وازفاجعه وانفجارجهانی جلوگیری کنیم . باید نسل آینده ما دنیایی روشن وپرامید را پیش رو داشته باشد . نسل آینده قطعـا“ از ما درباره کارهـایی که می توانستیم انجام دهیم و نداده ایم سئوال خواهدکرد که ایدزیکی ازآنهاست.

باورکنیم وبدانیم که وقت کم است. ازهمین امروز شروع کنیم . شاید فردا دیرباشد.

مشکل عمده درمورد بیماران معتاد تزریقی این است که بعد از تزریق فرد به دلیل عدم تعادل روانی وجسمی ممکن است سرنگ خودرا درهرمکانی رها کند وباعث آلوده شدن افراد شود. همچنین بـه دلیل بـی بندوباری دراین افـرادونیز اینکه ممکن است ازلحاظ مالی برای تهیه مواد مخدر درمضیقه باشند و دست به خودفروشی بزنندودرهمین حال روابط جنسی نامطمئن داشته باشند ،  تمام این موارد به پیشرفت بیماری کمک می کند

برای مبارزه با ایدز یکی از موثرترین موارد مبارزه با اعتیاد است وبه همین دلیل باید قدرت نه گفتن را درجوانان خود تقویت کنیم. 

درمان:

فرضیه های درمانی :برای درمان این بیماران بطورکلی دوفرضیه عمده وجوددارد.

       ۱) حذف کامل ویروس از بدن از طریق تحریک ژنوم ویروس ، ایجاد ترانسفورمیشن ((Transformation وساخته شدن پروتئین نامناسب وتزریق پیش داروهای غیرسمی که درسلول آلوده سمی می شوند.

       ۲)  جلوگیری ویا کاهش سرعت تکثیرویروس

روش های درمان :

A : جلوگیری از چسبندگی GP۱۲۰ به سلول :

۱) سنتزAnti-Idiotype

۲) تزریق CD۴+

۳) استفاده از سولفات دکستران

B : جلوگیری از نفوذ ویروس به سلول ( (Anti GP۴۱ activity  استفاده از AL۷۲۱

C : جلوگیری از انجام اعمال آنزیمها که مفصلا“ درمبحث بعدی توضیح داده خواهد شد.

D : مهارنواحی ژنی : غیرفعال کردن ژنوم tat که تکثیرویروسی را تحریک میکند ویافعال کردن ژنوم nef که بازدارنده تکثیرویروسی است.

E : جلوگیری از رهایی ویروس از سلول :

۱) افزایش PH

۲) استفاده اینترفرون ها (IFN)

داروهای ضد ویروسی موجود :

  ۱-بازدارنده آنزیم ترانس کریپتاز معکوس Reverse transcriptase inhibitors

A)Nucleoside reverse transcriptase inhibitor

      ۱.Zidovudin(ZDV)(AZT)

    ۲.Didnozine(ddI)

    ۳.Zalcitabine(ddc)

    ۴.Stavudine(D۴t)

    ۵.lamivudine(۳ tc)

       ۶.Abacavir

B)Non-nucleoside reverse transcriptase inhibitor

       ۱.Nevirapine

               ۲.Delaviridine

  ۲-بازدارنده آنزیم پروتئاز    Protease inhibitors

       ۱.Saquinavir

       ۲.Ritonevir

       ۳.Indinoevir

       ۴.Neffinavir

       ۵.Amprenavir

۳-بازدارنده آنزیم انتیگراز    Integrase Inhibitors

به علت Cytotoxicity بسیارشدیدی که دارندهنوز درفهرست داروهای درمانی قرارنگرفته اند.

درمان چند دارویی         Combination therapy

درمان ترکیبی مزیت های بسیارزیادی نسبت به درمان تک دارویی دارد که این مزایاشامل دوزمصرفی پائین تر،کاهش سمیت ، تاخیرمقاوم شدن ویروس نسبت به داروها ، هدف قراردادن قسمتهای  مختلف چرخه ویروس و  .

دردرمان چنددارویی بطورعمده دوشیوه وجوددارد:

۱-درمان دودارویی ،                     

۲- درمان سه دارویی

آنچه که باتوجه به نتیجه تحقیقات تاکنون پیشنهادشده است استفاده از دوتابازدارنده آنزیم ترانس کریپتازمعکوسی و یک بازدارنده آنزیم پروتاز  است  .

ترکیب بعضی از داروها  اثرات کاهنده برروی یکدیگرAntagonistدارند مانندZDV+d۴I وترکیب بعضی از داروها باهم تقویت کننده (Synergist) هستند مثل ZDV+۳TC

استراتژیهای درمان

اولین اقدام پزشک برای رویارویی با این بیماران روان درمانی است. باید بیماردرخود احساس امنیت کند که بیماری او رو به بهبودی است

بیمارمی بایست که ازمراحل درمان تاحدودی آگاهی داشته باشد،کلیه مسائل مربوط به پیشگیری به این بیماران آموخته  شودوتمامی ریسک فاکتورها  برای آنها بازگو  شود.

تعیین زمان شروع دارو:

  ۱-Early therapy

  ۲ -Late therapy.

 پس ازشروع درمان معمولا“ بعد از دوتا چهارهفته آثاردرمان کاملا“ آشکارمی شود.

مساله بسیارمهمی که درحال حاضر به عنوان یکی از معضلات درمان نیزمطرح می باشد هزینه درمان است. قیمت داروها بسیارگران است. روی هم رفته هزینه درمان یک بیمارباتوجه به آزمایشاتی که انجام می دهد به اضافه هزینه داروها حدود ۱۱۰۰ دلاردرهرماه است.

روشهای درمانی دیگری نیز برای درمان این بیماران وجوددارد که دراین روشها عمدتا“ برروی تقویت سیستم ایمنی کارمی شود. این روشهای درمان هنوزتحت مطالعه اند ونتیجه قطعی اثربخشی آنها هنوزبه اثبات نرسیده است.

روش علمی درمان درکلینیک ها درحال حاضردرایران به این صورت است که پس از شناسایی بیماران درمان با روش late therapy و با استفاده از درمان سه دارویی شامل موارد زیرانجام میگیرد.

تشخیص :

 ویروس حدودا ۶ هفته الی ۶ ماه پس از ورود به بدن سیستم ایمنی را   تحریک نموده که به دنبال آن در بدن علیه ویروس پادتن تولید می شود  این زمان ممکن است به کوتاهی ۵ روز باشد. و یا تا ۱۶ ماه نیز طول  بکشد . فاصله بین ورود ویروس تا ایجاد پاد تن دوره پنجره ای گفته می  شود . در این دوره نتیجه آزمایش تشخیص ایدز منفی است .مراکز انتقال خون در مراکز استان های کشور همگی مجهز به وسایل و امکانات انجام تست ، تشخیص آلودگی به ایدز می باشند . توصیه میشود که افراد اگر در معرض خطر قرار گرفته اند با مراجعه به پزشک یا مراکز بهداشت استانها یا شهرستانها و یا مراجعه مستقیم به مراکز انتقال خون در خواست انجام آزمایش را بنماید .

نکات مهم

پاسخ منفی نمی تواند دلیل عدم وجود آلودگی باشد و بر اساس زمان آلودگی ممکن است فرد آزمایش شده در دوره پنجره ای باشد

پاسخ مثبت نمی تواند مرحله بیماری را مشخص کند و تنها نشان دهنده آلودگی است ، علائم بیماری و یا بررسی میزان سلولهای لنفوسیت کمکی در خون و یا اندازه گیری میزان ویروس ، مرحله بیماری را مشخص می نماید .

 

تشخیص بیماری ایدز

  تستهای آزمایشگاهی درمراحل تشخیص ودرمان بیماری ایدز اهمیت فراوانی دارند ونقش آزمایشگاه به عنوان مطمئن ترین مرجع برای تشخیص قطعی بیماری بسیارپراهمیت است. درسالهای پیش از تولید   انبوه روشهای آزمایشگاهی این بیماری تنها براساس علائم کلینیکی  تشخیص داده می شد تااینکه در سال ۱۹۸۵ روشELISA برای تست  روتین مورد استفاده قرارگرفت .

  بطورکلی روشهای آزمایشگاهی به دودسته تقسیم می شوند دسته اول  روشهای مستقیم هستند مانند کشت که تست قطعی تشخیصی است اما به دلیل وقت گیربودن وخطراستفاده ازآن درآزمایشگاه ، عملاً مورد استفاده قرارنمی گیرد.دسته دوم روشهای سرولوژیک هستند که کاربرد بیشتری  دارند. دراین روشهاAgو یاab  را درسرم یا پلاسمای آلوده تشخیص می دهیم

  درتشخیص هدف نهایی پروتئینهای ویروسی هستند که درسردسته  زیرجای می گیرند.

۱)  گلیکوپروتئینهای خارجی پوشش مثل gp۱۶۰, gp۴۱,gp۱۲۰

۲)  پلی مراز پروتئینها مثل e۱p۳۱,rt p۷۶

۳)  پروتئینهایی  مثل (gag) p۲۴  

علائم آزمایشگاهی ابتلا به بیماری hiv ۶-۸ هفته پس از تماس باویروس همزمان با تولید p۲۴ درخون آغازمی شود که این پروتئین را میتوان با روش ELISA بطوراختصاصی شناسایی کرده سپس با Western blott تایید کرد.

اولین روش سرولوژیک شناسایی پاد تن روش ELISA است که gag,gp۱۶۰,gp۱۲۰ را تشخیص می دهد این تست نیاز به تائید دارد اما از حساسیت ۵/۹۹ % واختصاصیت ۸/۹۹% برخورداراست همچنین باید به مساله تداخلگرهایی مثل واکسن آنفولانزا، Ab ضد میتوکندری وبدخیمیها که تولید مثبت کاذب می کنند توجه شود. اگرتست منفی شد چند ماه بعد تکرارمی شود. تفسیرنتایج western Blott با ELISA به این صورت است که اگرتست ELISA اولیه منفی شد حضورAb ضدHIV نفی میشود اما اگرمثبت شد باید تکرارشود درصورتیکه ELISA  دوم منفی شد نیز حضورAb نفی می شود اما اگرELISA مثبت شد western blott انجام می شود که اگرمثبت شد حضور    Ab ضدHIV ثابت می شود اما اگرمنفی شد باید مساله window period درنظرگرفته شود.

روش بعدی Radio Immuno Assay است که تست تائیدی جایگزین  western blott است وبا gp۱۲۰   وgp۱۶۰  واکنش می دهد. هدف ازتست تشخیص مقادیرکم Ab وپیگیری افراد مبهم است اما این روش نیاز به نگهداری کشت سلولی وحمل ونقل مواد نشانگرومهارت تکنیکی دارد بنابراین استفاده ازآن محدود است.

روشهایی نیز وجوددارند که ساده وسریع هستند مثل p۲۴ capture assay که درطبقه بندی افراد آلوده وقدرت تاثیردارو اهمیت دارند وهدف ازآن تشخیص آنتی ژن p۲۴ است که این تست چند هفته قبل از seroconversion مثبت می شود.

روشهای جدیدی نیز برای شناسایی پروتئینهای اختصاصی ویروس ویا شناسایی مستقیم اسید نوکلئیک وجوددارد مانند روشهای PCR که اخیراً بسیارمورد توجه قرارگرفته و ویژگی  وحساسیت بالایی دارند وانتظارمی رود درآینده گسترش بیشتری پیدا کنند

pezeshk.us

  نظرات ()
راهنمای ایدز -بررسی بیولوژی ویروس اچ آی وی نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

۱) معرفی

اچ آی وی ویروسی است که به بیماری مرگبار ایدز منجر می شود.

این ویروس با حملات بی امان خود سیستم دفاعی بدن را چنان تضعیف می کند که حتی کوچکترین عفونت ها جان بیمار را به خطر می اندازند.

تاکنون دست کم ۲۸ میلیون نفر در سراسر جهان در اثر ابتلا به ایدز جان خود را از دست داده اند.

در حالی که ۲۰ سالی است که از شناخته شدن اچ آی وی می گذرد، هنوز هیچ واکسنی برای این ویروس و معالجه ای برای ایدز کشف نشده است.

با این حال نسل تازه داروها، طول عمر افراد آلوده به اچ آی وی را به طور چشمگیری افزایش می دهد.

۲) ویروس اچ آی وی

اچ آی وی (Human Immunodeficiency Virus) به سیستم دفاعی، یعنی دقیقا همان سیستمی که معمولا در مقابل عفونت ها از بدن دفاع می کند، هجوم می برد.

این ویروس به یک نوع خاص از سلول های سفید خون به نام “سی دی ۴ +” حمله می کند.

اچ آی وی این سلول را ربوده، ژن های خود را وارد دی ان ای آن می کند و از آن برای تولید بیشتر ذرات ویروسی استفاده می کند.

این ذرات سپس سایر سلول های سالم سی دی ۴ + را آلوده می کنند.

آن دسته از سلول های سی دی ۴ + که میزبان ویروس اچ آی وی هستند در نهایت از بین می روند.

نحوه نابودی این سلول ها هنوز برای دانشمندان مجهول است.

با کاهش شمار سلول های سی دی ۴ + توانایی بدن برای مبارزه با بیماری ها افت می کند و به تدریج به سطحی خطرناک می رسد.

از این مرحله به بعد بیمار به ایدز (Acquired Immune Deficiency Syndrome) مبتلا شده است.

اچ آی وی نوع خاصی از ویروس به نام “رتروویروس” (retrovirus) است.

هرچند این رتروویروسها از ویروس های معمولی ساده تر هستند، اما غلبه بر آنها دشوارتر است.

ژن های رتروویروسها در داخل دی ان ای سلول ها لانه می کنند. به این ترتیب هر سلول جدیدی که از سلول میزبان تکثیر می شود حاوی ژن های این رتروویروس خواهد بود.

رتروویروسها همچنین ژن های خود را با ضریب خطای بالا در سلول میزبان کپی می کنند.

ادغام این خصیصه با سرعت بالای تکثیر اچ آی وی، باعث می شود این ویروس با همان سرعتی که منتشر می شود، تغییر شکل نیز بدهد.

علاوه بر این “پوششی” که ذرات ویروس اچ آی وی در آن محفوظ است، جنسی مشابه سلول های بدن دارد که باعث می شود سیستم دفاعی بدن نتواند ذرات ویروس را از سلول های سالم به راحتی مجزا کند.

اچ آی وی چگونه تکثیر می شود

۱) ویروس خود را می چسباند: خوشه های پروتئینی در سطح بیرونی ذرات ویروس، به دریافت کننده های پروتئینی در گلبول سفید”سی دی ۴ +” در سلول مقصد “ملحق” می شوند.

۲- ژن ها کپی می شوند: ویروس اچ آی وی نمونه ای از اطلاعات ژنتیکی خود را کپی می کند.

۳- تکثیر: ویروس این کپی از ژن های خود را وارد دی ان ای سلول میزبان می کند. وقتی سلول میزبان شروع به تکثیر می کند، بخشهای تشکیل دهنده ویروس اچ آی وی را هم تکثیر می کند.

۴- ویروس جدید آزاد می شود: بخشهای تشکیل دهنده ویروس اچ آی وی در نزدیکی جداره سلول جاسازی می شوند. آنها یک “جوانه” را تشکیل می دهند که از سلول جدا می شود و به یک ذره جدید اچ آی وی تبدل می شود.

۳) آلودگی

اچ آی وی در خون، مایعات تناسلی افراد و همینطور شیر مادر آلوده حضور دارد.

این ویروس همراه با این مایعات وارد بدن دیگران می شود.

راه های سرایت اچ آی وی:

- آمیزش جنسی با فرد آلوده بدون رعایت اقدامات پیشگیرانه

- استفاده اشتراکی از سرنگ آلوده یا ابزاری که برای سوراخ کردن اعضای بدن استفاده می شود و آلوده هستند

- تزریق خون آلوده

- در معرض تماس قرار دادن زخم یا بریدگی در بدن با مایعات آلوده به اچ آی وی

- نوزادان مادران آلوده ممکن است در دوران بارداری، هنگام تولد یا از طریق تغذیه از شیر مادر آلوده شوند.

اچ آی وی در بزاق دهان شخص آلوده وجود دارد، اما میزان آن کم تر از حدی است که بتواند بیماری را منتقل کند.

زمانی که مایعات حامل ویروس خشک شده باشد، خطر انتقال ویروس نزدیک به صفر خواهد بود.

برای پیشگیری از انتقال اچ آی وی، بهترین راه خودداری کردن از برقراری رابطه جنسی با فرد آلوده به ایدز و استفاده از کاندوم های جنس “لاتکس” (نوعی پلاستیک) است.

ذرات با ابعاد اچ آی وی نمی توانند از کاندوم لاتکس عبور کنند و اگر به درستی و به طور منظم استفاده شوند شیوه کاملا موثری در کاهش خطر انتقال بیماری محسوب می شوند.

هرچند تنها شیوه صد در صد موثر خودداری کامل از آمیزش جنسی است.

معتادین تزریقی می کنند می توانند با خودداری از مصرف سرنگ های مشترک خطر آلودگی به اچ آی وی را کاهش دهند.

۸۶۴۶۸۴۶۴۲.jpg

توهمات پیرامون اچ آی وی

اچ آی وی به طرق زیر غیر قابل سرایت است:

- از طریق هوا، سرفه و عطسه

- از طریق بوسیدن، تماس پوستی یا دست دادن

- از طریق استفاده مشترک از لوازم آشپزی مانند دیگ و چاقو

- از طریق تماس با صندلی توالت

- از طریق حشرات، نیش یا گاز حیوانات

- از طریق شنا در استخرهای عمومی

- از طریق خوردن غذایی که توسط فرد آلوده به اچ آی وی تهیه شده باشد

۴) مراحل آغازین

حدود نیمی از افرادی که به تازه به اچ آی وی آلوده شده اند در عرض دو تا چهار هفته به علائمی شبیه آنفولانزا مبتلا می شوند.

این علائم شامل تب، خستگی، ناراحتی پوستی، درد مفصل، سردرد و تورم در غدد لنفاوی است.

نمودار سمت راست فرآیند تدریجی آلودگی به اچ آی وی را نشان می دهد.

شمارش سلول های سی دی ۴ + براساس تعداد آنها در هر میلیمتر مکعب از خون حساب شده است. با پیشرفت ویروس از تعداد آن کاسته می شود.

یک سیستم دفاعی سالم دارای ۶۰۰ تا ۱۲۰۰ سلول سی دی ۴ + در هر میلیمتر مکعب است. اگر این رقم به ۲۰۰ عدد کاهش یابد، فرد یک بیمار ایدز محسوب می شود.

“بار ویروسی” شمار ذرات ویروسی در میلیمتر مکعب است. در ابتدا، این رقم با تکثیر سریع ویروس در خون به اوج می رسد.

در برخی از افراد آلوده به اچ آی وی سالها طول می کشد تا بیماری ایدز ظاهر شود و در این مدت آنها احساس سلامت کرده و هیچ علائم بیرونی حضور این ویروس در آنها دیده نمی شود.

در سایر افراد آلوده به اچ آی وی ممکن است علائمی مانند کاهش وزن، تب، عرق، کهیر و برای مدتی کوتاه از دست دادن حافظه نمود کند.

آزمایش های اچ ای وی:

- در جریان عمومی ترین آزمایش برای تشخیص اچ آی وی، یک نوع خاص از پادتن ها یا همان پروتئین های ضدبیماری ردیابی می شود

- با این که پادتن ها در واکنش به حضور اچ آی وی در بدن تولید می شوند، اما این اتفاق شش تا دوازده هفته پس از آلودگی رخ می دهد

- در حالی که این پادتن ها خود در مبارزه با ویروس اچ آی وی چندان موثر نیستند، اما به عنوان نشانه وجود ویروس در بدن قابل اعتماد هستند

- در چند هفته ای که ردیابی آلودگی بی ثمر و جواب آزمایش منفی است، فرد آلوده می تواند ویروس اچ آی وی را به سایرین منتقل کند.

۵) تولید ایدز در بدن

سیستم دفاعی بدن، که از حمله ویروس صدمه دیده است، قوای خود را برای مبارزه با بیماری ها از دست می دهد و هر نوع عفونتی می تواند جان بیمار را تهدید کند.

کسانی که به اچ آی وی مثبت آلوده هستند در مقابل بیماری هایی مانند سل، مالاریا و ذات الریه آسیب پذیرتر می شوند و با افت شمار گلبولهای سفید سی دی ۴ +، آسیب پذیری آنها از قبل هم بیشتر می شود.

بیماران مبتلا به اچ آی وی همچنین در مقابل آنچه به “عفونت های فرصت طلب” معروف است آسیب پذیر هستند.

این نوع از عفونت ها از باکتری های شایع، قارچ ها و انگل هایی نشات می گیرند که یک بدن سالم قادر به مبارزه با آنهاست، اما می تواند در افرادی که سیستم دفاعی بدن آنها آسیب دیده ایجاد بیماری کند و گاه آنها را از پا در آورد.

برخی از این عوامل بیماری زا زمانی که شمار سی دی ۴ + زیاد است به بدل حمله می کنند، اما اکثر آنها زمانی که شمار این سلولها به کمتر از ۲۰۰ رسیده است، یعنی نقطه آغاز ظهور ایدز، فعال می شوند.

در صورتی که مراقبتهای کامل پزشکی در دسترس باشد، آن وقت می توان به بیمار داروهای درمانگر و محافظ در برابر برخی از این عفونت ها را داد.

البته این داروها گاه گران است و می تواند عوارض جانبی داشته باشد.

 برفک و زونا

برفک (candidiasis) یک عفونت قارچی است که معمولا به دهان، گلو یا دهانه رحم حمله می کند.

ویروس زونا، “هرپیس سیمپلکس” (herpes simplex)، می تواند در دهان یا رحم ایجاد شود. هر دو عفونت شایع هستند، اما درصد وقوع آنها در میان افراد مبتلا به اچ آی وی افزایش می یابد و حتی می تواند افرادی را که شمار سلول های سی دی ۴ + آنها هنوز بالاست مبتلا کند.

علائم: برفک باعث پیدایش برآمدگی های سفیدرنگ در پوست و خشکی دهان می شود و فرآیند بلعیدن غذا را دشوار می سازد. زونا باعث پیدایش تاول های دردناک در ناحیه مبتلا می شود.

 سل

متن: سل عامل اصلی مرگ و میر در میان مبتلایان به ایدز در سراسر جهان است، و بسیاری از کشورها همزمان با اپیدمی اچ آی وی و سل روبرو هستند.

سل ناشی از یک نوع باکتری است که بسیاری از مردم حامل آن هستند، اما تنها در برخی افراد باعث بیماری می شود.

اگر افرادی که این باکتری را حمل می کنند به اچ آی وی هم آلوده شوند، احتمال بروز سل در آنها ۳۰ برابر افزایش می یابد.

سل ابتدا به ریه حمله می کند، اما می تواند به غدد لنفاوی و مغز هم سرایت کند.

علائم: سرفه شدید، درد سینه، سرفه همراه با خون، خستگی مفرط، کاهش وزن، تب و تعرق شبانه.

سرطان سیستم دفاعی بدن*

افراد آلوده به اچ آی وی بیش از دیگران در معرض ابتلا به سرطانهای سیستم دفاعی بدن، موسوم به ان اچ ال (Non-Hodgkin’s Lymphomas)، قرار دارند.

ان اچ ال می تواند به هر بخشی از بدن از جمله نخاع و مغز حمله کند و می تواند ظرف یک سال بیمار را از پا درآورد.

این بیماری می تواند، صرف نظر از شمار گلبولهای سفید سی دی ۴ + در بدن بیمار اچ آی وی، بروز کند. شیمی درمانی راه مقابله با این نوع سرطانهاست.

علائم (ان اچ ال): تورم غدد لنفاوی، تب، تعرق به هنگام خواب و کاهش وزن.

می تواند در هر شمارشی از سی دی ۴+ رخ دهد*

زیر ۲۵۰

زخم های بدخیم (کی اس)

کی اس (Kaposi’s sarcoma) یک نوع بیماری مشابه سرطان شایع در میان مردان آلوده به اچ آی وی است.

این بیماری موجب ظهور زخم های (لیژن) قرمز یا بنفش رنگی می شود که معمولا روی پوست ظاهر می شود.

این بیماری همچنین می تواند دهان، غدد لنفاوی، دستگاه گوارش و ریه ها را تحت تاثیر قرار دهد و مرگبار باشد.

این بیماری معمولا به بیمارانی که شمار سی دی ۴ + آنها کمتر از ۲۵۰ است حمله می کند، اما در کسانی که شمار این سلول در آنها کمتر است وخیم تر خواهد بود.

علائم: زخم، نفس تنگی در صورتی که به ریه حمله کرده باشد، و خونریزی در صورتی که به دستگاه گوارشی حمله کرده باشد.

ids.jpg

زیر ۲۰۰

 ذات الریه (پی سی پی)

موضع: ریه

پی سی پی (Pneumocystis pneumonia) یکی از عفونت های “فرصت طلب” است که باعث ذات الریه می شود.

این عفونت معمولا به ریه حمله می کند اما همچنین می تواند غدد لنفاوی، طحال، کبد یا مغز استخوان را نیز هدف قرار دهد.

این بیماری همواره از علل عمده مرگ و میر در میان بیماران آلوده به اچ آی وی بوده است، اما اکنون به کمک دارو قابل پیشگیری و معالجه است.

این بیماری اغلب افرادی را که شمار سلول های سی دی ۴ + در آنها کمتر از ۲۰۰ است مبتلا می کند.

علائم: تب، سرفه خشک، حس فشردگی در قفسه سینه و دشواری در عمل تنفس.

زیر ۱۰۰

عفونت های مغزی

بیماران اچ آی وی همچنین در مقابل دو نوع عفونت که عموما به مغز حمله می کند آسیب پذیر هستند.

توکسوپلاسموسیس (Toxoplasmosis)، که از یک انگل در حیوانات ناشی می شود، می تواند باعث پیدایش زخم در مغز شود.

کریپتوکوکوس (Cryptococcus) - نوعی قارچ در خاک - اغلب باعث مننژیت می شود.

این بیماری پرده نخاع و مغز را دچار عفونت می کند و می تواند به اغما و مرگ منجر شود.

این عفونت ها در بیمارانی که شمار سی دی ۴ + در آنها کمتر از ۱۰۰ است شایع است.

علائم: سردرد، تب، مشکلات بینایی، تهوع و استفراغ، ضعف در یک طرف بدن، دشوار شدن تکلم و راه رفتن (توکسوپلاسموسیس)، گرفتگی عضلات گردن (مننژیت).

۸۶۷۸۴۵۴۳.jpg

زیر ۷۵

 عفونت شکم (ام ای سی)

ام ای سی یا ام ای آی (Mycobacterium avium complex) عفونتی است که از باکتری های موجود در آب، گرد و غبار، خاک و مدفوع پرندگان ناشی می بشود است.

این بیماری به لایه بیرونی معده و روده حمله می کند و در نهایت می تواند در خون و سایر بخش های بدن منتشر شود.

ام ای سی اغلب کسانی را که شمار گلبولهای سفید سی دی ۴ + آنها کمتر از ۷۵ است، مبتلا می کند.

علائم: شکم درد، تهوع و استفراغ که به تب می انجامد، تعرق در خواب، بی اشتهایی، کاهش وزن، خستگی، اسهال.

زیر ۵۰

خطر نابینایی (سی ام وی)

سی ام وی (Cytomegalovirus) یک عفونت مرتبط با ویروس زونا (هرپیس) است و در بیماران اچ آی وی اغلب باعث ابتلا به تورم شبکیه چشم (retinitis) می شود.

این بیماری با مرگ سلول های شبکیه در ناحیه عقب چشم همراه است و در صورتی که معالجه نشود به سرعت می تواند باعث نابینایی شود.

سی ام وی توسط دارو قابل مهار است.

این ویروس همچنین می تواند بر سایر بخش های بدن اثر بگذارد.

این بیماری به ندرت به افرادی که شمار سلول های سی دی ۴ + آنها بیش از ۱۰۰ است حمله می کند، و اغلب افراد با شمار کمتر از ۵۰ را مبتلا می کند.

علائم: مشکل بینایی مانند دیدن لکه های سیاه متحرک، تاری در دید و پیدایش نقاط کور.

۶) داروهای ضد اچ آی وی

از زمان آغاز اپیدمی اچ آی وی، مجموعه ای از داروها ساخته شده اند که از طریق مهار توانایی این ویروس به تکثیر عمر افراد مبتلا به اچ آی وی مثبت را به طور قابل ملاحظه ای افزایش می دهند.

این داروها از سرعت نابودی گلبولهای سفید سی دی ۴ + بیماران می کاهد و می تواند بروز ایدز را به تاخیر بیاندازد، اما آن را معالجه نمی کند.

در مجموع چهار دسته دارو وجود دارد که در مقاطع مختلف آلودگی و رشد اچ آی وی و ایدز عمل می کنند:

۱) بازدارنده های ورودی : این داروها به پروتئین های موجود بر سطح بیرونی ویروس اچ آی وی می چسبد و از پیوستن و ورود آن به سلول های سی دی ۴ + جلوگیری می کند.

تاکنون تنها یک نمونه از این دارو، به نام “فیوزیئون” (Fuzeon)، وارد بازار شده است.

۲) بازدارنده های ان آر تی (Nucleoside reverse transcriptase): این بازدارنده ها، ویروس اچ آی وی را از نسخه سازی از ژنهای خود باز می دارد.

نوکلیوسایدها مصالح ساختمانی این ژنها هستند.

این داروها فرآیند نسخ سازی را از طریق تولید نمونه های معیوبی از این مصالح ساختمانی مختل می کند.

۳) بازدارنده های ان ان آر تی (Non-nucleoside reverse transcriptase): این بازدارنده ها نیز فرآیند نسخه سازی را مختل می کنند. آنها با چسباندن خود به آنزیمی که این فرآیند را کنترل می کند نسخه سازی را مختل می کنند.

۴) بازدارنده های نوع پروتیز (Protease): این داروها به آنزیم دیگری به نام پروتیز، که نقشی اساسی در جمع آوری ذرات ویروس تازه دارد، می چسبند.

داروهای ضدویروس ایدز باید به صورت ترکیبی مصرف شوند.

معمولا سه نوع داروی مختلف از حداقل دو دسته مختلف از داروها به طور همزمان به بیمار تجویز می شود.

با تغییر شکل دادن ویروس اچ آی وی، برخی نمونه ها از این ویروس در مقابل داروها مقاوم می شوند.

بنابراین شانس کنترل اچ آی وی در صورت استفاده از چند دارو بیشتر خواهد بود.

در برخی موارد از آلودگی ها ی تازه، ویروسهایی ردیابی شده اند که حتی پیش از آغاز معالجات در برابر داروهای موجود مقاومت نشان می دهند.

باکس:

عوارض جانبی

عوارض جانبی شایع:

- تهوع، استفراغ، سردرد، خستگی مفرط، کهیر، اسهال، بی خوابی، بی حسی در اطراف دهان، معده درد

سایر عوارض جانبی

- التهاب لوزالمعده، آسیب به کبد و لوزالعمده، زخمهای درون دهان، تغییر شکل بدن، آسیب به اعصاب، کم خونی، درد عضلانی و ضعف.

pezeshk.us

  نظرات ()
ایدز و زنان نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

امسال تمرکز برنامه های  جهانی برای موضوع زنان ، دختران ، HIV و ایدز می باشد و سازمان جهانی بهداشت شعارهایی را برای این امر در نظر می گیرد مانند:
۱- خشونت علیه زنان باعث افزایش سرعت گسترش آلودگی به HIV می گردد .  خشونت نباید  تحمل گردد .
۲-  رهبران زنان باید درباره ایدز صحبت کنند .
۳- زنان منبع بزرگی از نیرو برای  مبارزه با HIVو AIDS  هستند .
 ۴- بسیاری از زنان و دختران بحاطر رفتارهای دیگران در  معرض خطر ایدز هستند .
۵-  در  کل جهان زنان و دختران  ۵/۲ برابر نسبت به آلودگی حساسترند .
و در نهایت اینکه سلامت زنان سلامت تمام جامعه است .
 و ایدز جزء معدود  بیماریهای تاریخ بشری است که مبارزه با آن تماماً بستگی به دانش رفتاری دارد و  فردا دیر است و امروز باید چاره ای اندیشید و از ایدز پیشگیری نمود و مبارزه با ایدز مسئولیتی است همگانی .
 بر اساس آخرین آمار ۸/۱۱ میلیون جوان (۲۴-۱۵ ساله آلوده به عفونت HIV یا مبتلا به بیماری ایدز هستند که از آن میان ۳/۷ میلیون زن  جوان و ۵/۴  میلیون مرد  جوان می باشند و آلودگی روزانه ۶۰۰۰ جوان ۲۴-۱۵ سالهنیز گزاش شده است .
 تنها تا پایان سال ۲۰۰۱ از ۵/۱ میلیون مرگ ومیر رخ داده بدنبال عفونت ایدز ۴۷۰ هزار نفر زن و  ۳۵۰ هزار نفر  کودک زیر ۵ سال بوده اند .
حدود ۸/۱۴  میلیون زن  آلوده به HIV در سراسر دنیا  حضور دارند .

اپیدمی بیولوژی ایدز


 AIDS اولین بار در  سال ۱۹۸۱  شناسایی شد  از شال ۱۹۸۵  تا ۱۹۹۸ در زنان ودختران جوان  ۳ برابر شد
CDC(Contorol of Diseae Center) گزارش  کرده است که ۱۵۰۰۰ بچه آلود به HIV از زنان HIV مثبت متولد شده است و احتمال  عفونت در زنان سیاهپوست بیشتر است .

 اتیولوژی


  عامل AIDS یک RNA ویروس بنام Human Immunode  ficincy نوع ۱و ۲ می باشد. که در اکثر نقاط  جهان ۱HIV عامل بیماری است و۲ HIV  در آفریقای  جنوبی بصورت آندمیک دیده می شود .

راههای انتقال


 ۱-     تماس جنسی بخصوص mail hemo sexual راه اصلی انتقال است .
۲-     خون ومحصولات خون آلود.
۳-      مادر به  جنین یا نوزاد

پاتوژنز


  بیماری بالینی با HIV یا ایدز  به علت مهار شدید سیتسم ایمین بدن می بادش  که عمدتا ایمنی سلولی  درگیر می شود و سبب تظاهر عفونتهای فرصت طلب و  نئوپلاسم ها می گردد .
 لفنوسیت  مشتق  از تیموس یا لنفوسیت T از نظر فنوتیپی  با آنتی  ژن سطحی ‍CD۴ مشخص می گردد .
جایگاههای CD۴ بعنوان یک گیرنده برای ویروس می باشد که پس از تماس ، ویروس وارد سلول میزبان شده و با استفاده از آنزیم DNA,Reverse  Trans Criptase وRNA ژنوتیپ خود را  کد می کند .
 پس از عفونت اولیه سطح ویروس به حد set point کاهش می یابد  به بیماران با  حداکثر ویرومی سریعا به سمت AIDS پیشرفت کرده و می میرند .
 پس از عفونت به تدریج تعداد لنفوسیت T کاهش می یابد و سبب مهار شدید سیستم  ایمنی می گردد .  ماکروفاژها ی منوسیت  نیزعفونی  می گردند و عفونت  سلولهای میگرو لگیال  مغز سبب  اختلالات نوروسیکاریک می گردد . افراد عفونی شده با HIV احتمال بیشتری برای  نئوپلاسم بخصوص سارکوم کاپوزنی ،لنفون نان   - هوچکین ، لنفوم B-cell  و کارسینوم دارند .

تظاهرات بالینی


   دوره کمون بیماری معمولا چند روز تا چند هفته است ، بیماری  حاد شبیه سایر بیماریهای ویرال دیگر کمتر از ۱۰ روز به پایان می رسد .
 

علائم و نشانه های شایع


  تب                            لنفدونوپاتی
تعریق شبانه               فارنژیت
خستگی                      آرتراشری
راش                          تهوع و استفراغ
سردرد                      اسهال
 پس از فروکش کردن علائم ویروسی مزمن شروع می گردد . عاملی  که سبب پیشرفت بیشتر از ویروسی بدون علامت تا سندرم  نقص ایمنی AIDS می شود  نامشخص است  زمان متوسط آن ۱۰ سال است .
ترومبوسیتوپنی ، اوسری ها آفتی ، لنفادنوپاتی ژانرالیزه ، oral Hairy luclco plachia  شایع است .
عفونت های فرصت طلب زیر نیز شایع است .
۱-     کاندیدیاز ریوی و ازوفاژیال
۲-      هرسپس سیمپلکس یا واریلا زوستر پایدار
۳-     Muloscum  contagiosumo
۴-     ترکسوپلاسموزیس
۵-     بیماریها نورولوژیک با شیوع ۵۰ درصد در بیماران

علت زمینه ساز آسیب پذیری زنان


 ۱-     فقر اقتصادی و فرهنگی و بهداشتی
۲-      ازدواج دختران  جوان با مردان مسن که قبلاً پارتزهایی نیز داشته اند .
۳-    وجود اماکنی مانند زندان ، خانه های فساد،  مراکز تهیه و  توزیع فیلمهای مبتذل و مواد مخدر که در گریزان شدن  زنان بویژه دختران ا ز کانون گرم خانواده تاثیر گذار است .
 بسیاری از زنان ( دختران جوان)  جهت پرداخت شهریه مدرسه یا آموزشگاه ، کمک به خانواده و یا اداره زندگی شخصی خود به میل خود و یا  به اجبار و خشونت به مسایل غیر اخلاقی روی می آورند .
۴-     آسیب پذیری  فیزیولوژیکی و آناتومیکی زنان بویژه دختران جوان که هنوز رشد تکامل جسمی کاملی ندارند و فقر اطلاعاتی این زنان و کمبود و یا نبود مراکز مشاوره در پیگیری مشکلات جسمانی  خود مزیر بر علت است .
۵-     بسیاری از زنان  سریعتر از مردان به خویشاوندان ، دوستان  خانوادگی ، کارفرمایان و سایر بزرگسالان خود اعتماد کرده و مورد خشونت قرار می گیرند .
۶-     بسیاری از زمان دنیا درگیر کسب درآمدهای نامشروع  از  فعالیتهای اجتماعی -  فرهنگی و جنسی اند . بویژه   در دختران زیر ۱۵ سال و کودکان زیر ۱۰ سال  که  سود استفاده در این سنین بدلیل ترس بشدت مخفی نگاه داشته می شود و بسختی می توان اطلاعاتی ار بدست آورد.
و علت اینکه مشتریان کودکان و دختران  جوان را برای  تجارت انتخاب می کنند احتمال آلوده نبودن این افراد به ویروس HIV می باشد .
۷-زنان و کودکان خیابانی و افردی که د ر حاشیه  شهرها زندگی می کنند بیشتر آسیب پذیرند.
چرا که این افراد قربانیان  جنگ ، فقر ، خشونت های خانوادگی   که آزاد واذیت روحی و جسمانی و بیماری ایدز به شمار می آیند ومبارزه هرروزه این افراد برای بقا هر گونه نگرانی احتمالی  در مورد بیماری که ممکن است در طی سالهای آینده آنها را به کام مرگ بکشاند از بین می برد .
این افراد برای دریافت پول ، کالا ، دریافت کمک و حمایت های غیر قانونی و گاهاً قانونی تن به رابطه  جنسی  داده اند .
۸-برقراری رابطه با هم جنس بویژه هم  جنسانی که قبلا با  مردان هم جنس باز در ارتباط بوده اند و ننگ اجتماعی و خشونتی  که افراد دارای رابطه جنسی با هم جنس خود با آن مواجه هستند میزان خطر ابتلا به عفونت HIV را عظیم تر جلوه می  دهد . این روابط در زندانها ، پرورشگاهها ، خوابگاه ها و… رخ می دهد و دراغلب  اوقات پنهان نگه داشته می شود .
۹- آوارگی و ویرنی های ناشی از درگیریهای مسلحانه قومی و قبیله ای و  حتی بین کشورها که متعاقب آن باعث از  هم پاشیدگی  کانون خانواده ها و  جامعه می شود و در آن خدمات بهداشتی ، زیر بناهای آموزشی و حمایتهای قانونی فرو می  ریزد. بیشتر این آوارگان  زنان وکودکان  می باشند که به مراقبتهای  بهداشتی دسترسی ندارند .
 دربسیاری از نقاط دنیا سربازانی که حدود ۱۰ سال سن دارند بعنوان نامه رسان ، دربان، آشپز و .. هستند که با خود اسلحه حمل میکنند و مورد سوء استفاده نیز واقع می شوند .
 در بسیاری از  کشورها دختران جوان  بدلیل از دست دادن والدین خود و یا جهت مراقبت از والدین  بیمار واز کار افتاده  و دیگر کودکان خانواده از تحصیل و مدرسه دست می کشند و بدلیل تبعیض    عدم استطاعت  در پرداخت هزینه ها مورد سوء استفاده واقع شدند .
۱۰- مصرف مواد مخدر و استفاده از سرنگ های مشترک و استفاده از یک سرنگ در  چندین مرتبه بویژه در زندانها و خوابگاهها و..
۱۱- ضعف  ساختار آموزشی و مشاوره ای  جوامع و اینکه یک زن بداند پس از  سوء استفاده جهت مشاوره به کجا مراجعه کند ویا آموزش  وی به  حدی باشد که او را در برابر برقراری ارتباطات غیر اخلاقی  متعهد کند.
اگر یک زن به HIV آلوده شود  علاوه بر عفونتهای  فرصت طلب نامبرده احتمال ابتلابه بیماری های زیر بصورت اختصاصی بیشتر می شود .
۱-     بیماری های بدخیم زنان ( سرطان سرویکس تا ۶-۵ برابر بویژه در درجات بالا) می یابد .
۲-            احتمال ابتلا به کوندیلومای ژینتال، ولوواژینال انیترالاپی تلیال نئوپلاسما  تا ۱۶ برابر بیشتر است . در مطالعه انجام شده بین المللی افراد فوق به درمانهای رایج پاسخ نمی دهند .
۳-            PID یا عفونت لگن  با احتمال ۲۲-۷ برابر بیشتر ( در بررسی های  انجام شده افراد مبتلا به HIV با  مشکل همزمان PID لکوپنی یا WBC بلیل تضعیف  سیستم ایمنی دارند .
۴-                 احتمال سیفلیس  و سوزاک ( توره ) 
۵-                 احتمال توده های آدنکسال
۶-                  احتمال آبسه های توبواوارین
۷-                  احتمال آبسه های باکتریال واژینوزیس
۸-                  احتمال آبسه ای اندومتریت
۹-                  اختلالات mwnstral( الیگومنور ، آمنوره ، دسمینور)
۱۰-               ابتلا به Sexvally Transmitied Diseae syndron با احتمال ۵-۲ برابر بیشتر.
۱۱-               هرپس سیمپلکس HIV  آکریتنیوسایتها  زخمهای Type۲ هجوم لنفوسیتهای CD۴
۱۲-              سانکرونید ( همو فیلوس دکری Dvcreyi Hemo philus)  انتی پاژیهای T-cull
که در آن ژن درگیری gp۴۷جهش می یابد  و این جهش  ژن  در ایدز نیز دیده می شود .
HIV و بارداری
 میزان باروری زنان HIV مثبت در مقایسه با افراد HIV منفی کاهش می یابد .
 شواهدی وجود ندارد  که حاملگی با افزایش سرعت HIu( کاهش سریعتر CD۴ و یا افزایش سریع مقدار ویروس ) همراه باشد . و همینطور وشاهدی وجود ندارد که HIV سبب  نقایص زمان تولد گردد.
 خطر زایمان  زودرس تا ۲۰ درصد و سقط خودبخودی و stillvirth و وزن کم  موقع تولد Ivav تا ۲۴ درصد  شایع است .
راههای انتقال آلودگی از مادر به  جنین و نوزاد
۱-     قبل از تولد
۲-      حین زایمان
۳-    Pot pavtum
۴-     از طریق شیر مادر
انتقال آلودگی از مادر به جنین در هر زمان از بارداری می تواند رخ دهد که در  مجموع از  ۴۵- ۲۵ درصد است که با حد اختلاف  مناسب تا ۲% نیز می توان کاهش داد .
در صورت تشخیص در اوایل  حامگی می توان با  سقط  انتخابی به  حاملگی  خاتمه داد .
 انتقال ورتیکال ( مادر به جنین )  در زایمان زودرس شایعتر است  و بویژه اگر با پارگی طولانی مدت پرده های جنین همراه باشد .
 میزان انتقال پری  ناتال HIV ارتباط دقیقی با اندازه گیری RNA ویروسی پلاسما دارد  و سطح پلاسمایی RNA ویروس HIV۱ بهترین پیشگوئی کننده خطر انتقال پری ناتال است .
با کپی کمتر از cc/۱۰۰۰  عفونت نوزادی تا ۵%
با کپی بیشتر از cc/۱۰۰۰۰۰  عفونت نوزادی تا ۴۰%
در صورتیکه مادر سروپازیتیو  و بدون علامت باشد میزان موربیدیته ومورتالیته مادران با حاملگی  افزایش نمی یابد . ولی برعکس عوارض جنینی با عفونت HIV مادری افزایش می یابد .
 ناگفته نماند تست بررسی HIV در مادران باردار در  کشورهای اروپائی و استرالیا و  کانادا و آمریکا  جزء آزمایشات روتی روران بارداری می باشد .
راههای
کاهش خطر انتقال HIVبه کارکنان بهداشتی و درمانی
۱-      پرهیز از تماس با خون و ترشحات زنان قبل و حین و پس از زایمان و حین مراقبت از مادران و نوزادان عفونی .
۲-       استفاده از دستکشهای  غیر قابل  نقوذ به مایع ، عینک
۳-       استفاده اجباری از دستکش در سرازین و زایمان تا زمانی جفت دستکاری می شود و خون ومایع  از بدن نوزاد پاک می گردد .
۴-     
 از ساکشن دهانی برای پاک کردن راه هوای پرهیز شود .
۵-     در صورت پارگی دستکش و یا فرو رفتم سوزن به انگشتان (و یا هر شی دیگر مثل پنس و پنست که ایجاد  جراحت کند)بلافاصله دستکش تعویض و با  خارج کردن  سوزن و یا وسیله آلوده اقدامات لازم   انجام شود و پوست و  مخاط  غیرسالم ، آلوده و عفونی  فرض شود .

اقدامات ضروری در صورت Needie stick


 ۱-       استفاده از زیرو ودین : y۲۰۰  ، ۳ بار در روز برای ۴ هفته
۲-        رامی و  ودین g ۱۵۰ ، دوبار در روز برای ۴ هفته
اگر فرد منبع AIDS پیشرفته داشته باشد یا  کسانی با داروی آناموگ نوکلئوزید درمان می شوند باید یک مهار کننده پروتئاز مثل Indinavin ۲۰۰g ۱ Tds اضافه گردد .
 

راههای کاهش خطر انتقال HIV از مادربه نوزاد
 ۱-      استفاده از داروهای آنتی ویرال در طول حاملگی ( ترجیحا بجز ۱۴-۱۱۱۲ هفته اول بارداری )
۲-       استفاده از  داروهای آنتی ویرال در طی لیبر
۳-       سزارین بویژه قبل  شروع لیبرو پارگی پرده های  جنین خط انتقال  را تا ۵۰%  کاهش می دهد .
۴-    پرهیز از شیردهی کاهش خطر تا ۱۶ %  چرا که شیردهی تا   خطر انتقال را دارد . اگر چه  که در بسیاری از کشورها بدلیل آلودگی  آب و آموربیدیته در اثر اسهال و عفونت تنفسی استفاده از شیر خشک  غیر قابل اجراست .

مزایای استفاده از داروهای آنتی ویرال  ترکیبی


  ۱- سیر گسترش HIV   کمتر می شود .
۲- سطح خونی ویروس منفی یا غیر قابل  اندازه گیری می گردد.
 ۳- به جلوگیری از عفونتهای مرتبط با AIDS کمک می کند.
درمان مادر باردار با افراد  غیر حامله تفاوتی ندارد . هنوز اثرات این دارو ها بر جنین ناشناخته است .
در فوریه سال ۲۰۰۲  public Heal lthservice توصیه کرد برای زنان باردار حتی  در ۱۴ هفته اول بارداری نیزمی توان از زیروودینی استفاده کرد و در طول حاملگی و لیبر ادامه داد .
 و حتی برای پیشگیری  از عفونت در ۶ هفته تولد نیز می توان استفاده کرد .
 ومصرف همزمان زیدوودینی با مهارکننده ها پروتکئاز ۳-۲ برابر خطر  HIV مثبت در زمان تولد را کاهش می دهد .
 در مادران HIVمثبت پرهیز از  استفاده از پروسچرهای زیر توصیه شده است :
۱-     آمینوسنتز
۲-      نمونه گیری از سر جنین
۳-      آمینوتومی
 ترکیب سزارین و درمان داوئی پری ناتال  ، حین زایمان و دوره نوزادی تا ۸۵% در مقایسه با سایر روشهای زایمان ریسک انتقال را کاهش می دهد .
Who    در مناطقی   که بیماری های عفونی و سوء تغذیه علل اولیه مرگ نوزاد است B/F توصیه شده است  .
 همواره پیشگیری بر درمان  مقدم است .
پیشگیری مهمترین عامل کاهش و در نهایت غلبه بر AIDS است .

 استراتژیهای  پیشگیری


 ۱-     مداخلات رفتاری Behavirg Intervention
 الف- شریک سالم safesex
ب- کاندوم Condom Usage
ج- عدم استفاده از الکل ومواد مخدر Nodrug or alchol
  ۲-          Medical inter Vention
 داروهای آنتی ویرال ، ویتامین A ،  تقویت سیستم ایمنی ، درمان موارد STDS
۳- مداخلات مامایی ( همه بیماران آلوده  فرض شوند  مگر اینکه  حذف آن ثابت شود .
که مورد بحث قرار گرفت . پرهیز از  تکنولوژی های  تهاجمی  ، استریلیزاسیون  NOB/F
۴- Health  Considevatior

در امر پیشگیری باید با  توجه به نکات زیر  انجام شده


 ۱-    شرایط موجود محلی و متناسب با تفاوتهای میان پسران ودختران ، جوانان مناطق شهری و روستایی ، کودکان مدرسه ای و غیر مدرسه ای  ، نوجوانان و  جوانان مجرد و متاهل  .
۲-     سیاستمداران باید بپذیرند که باید از  حقوق جوانان به ویژه دختران دفاع کنند.
۳-     تلاشهایی که در برابر پیشگیری از AIDS صورت می گیرد باید  به نیازهای اصلی  جوانان  برای داشتن غذاو مسکن ونیزکسب درآمد از طریقی مطمئن  و بدون بهره کشی ، توجه داشته باشد و بیش از آنکه عفونت  HIV و بیماری ایدز  به معضلی بهداشتی در سطح ملی تبدیل شود  دولت می تواند با  صرف هزینه ای پائین برای پیشگیری  و اطلاع رسانی  و حمایت از نیاز جوانانی که به شدت در معرض آلودگی  قرار دارند از شیوع عفونت HIV جلوگیری کنند .

 اقدامات ده مرحله ای پیشگیری از گسترش ایدز:


 ۱-    به سکوت،ننگ و شرم  خاتمه داده شود و این امر توسط روسای جمهور ، نخست وزیران ، رهبران ، جوانان ، هنرمندان ، چهره های ورزشی ، رهبران مذهبی و سایر افراد  صاحب نفوذ صورت گیرد. و در مورد تمایلات  جنسی نوجوانان ، خشونت علیه زنان ودختران ، اعتیاد به مواد  مخدرر  سخن بگویند.
۲-      دانش واطلعات  از طریق  زیر د راختیار  زنان ودختران جوان قرار گیرد :
۱: مدارس  ۲: جوامع محلی و TNAO ۳: رسانه های ارتباط جمعی ۴: آموزش از طری همسن وسالان
۳-                  زنان و دختران  جوان به حمایتهای زندگی مجهز شوند تا دانش خود را به مرحله عمل در آورند .
۴-                  خدمات بهداشتی دوستدار  جوانان ارائه شود .
۵-                   مشاوره و آزمایش داوطلبانه و محرمانه HIV ترویج یابد .
۶-                  با  جوانان  کار و مشارکت آنها گسترش یابد .
۷-                   جوانان آلوده به عفونت  HIV ترویج یابد .
۸-                  محیطهای  حمایتی و امن برای  جوانان و زمان فراهم شود.
۹-                  به جوانانی بویژه زنانی که با بیشترین  خطرات مواجهند رسیدگی شود .
۱۰-               همکاریها تقویت و پیشرفت کار پایش شود.

  نظرات ()
وضعیت ایدز در جهان نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠
وضعیت ایدز در جهان

امروز در جهان ۴۲ میلیون نفر، یعنی معادل حدود دو سوم کل جمعیت ایران، به ویروس “اچ آی وی” آلوده اند. 

بیش از دو سوم این تعداد در کشورهای جنوب صحرای آفریقا زندگی می کنند.

وخامت گسترش این بیماری در این منطقه به گونه ای است که در برخی از این کشورها از هر سه بزرگسال یکی به ویروس اچ آی وی آلوده است.

با توجه به این که هر روز ۱۴ هزار نفر به جمع افراد آلوده به ویروس ایدز در جهان اضافه می شود، بیم آن می رود که اچ آی وی آسیا را نیز تسخیر کند.

آفریقا
کشورهای جنوب صحرای آفریقا بیش از هر منطقه دیگر جهان از شیوع ایدز آسیب دیده اند. 

اپیدمی ایدز در این منطقه در اواخر دهه ۱۹۷۰ از امتداد غرب آفریقا آغاز شد و تا اقیانوس هند ادامه یافت. این روند سرانجام به سمت کشورهای جنوبی تر سرایت کرد و هم اکنون همین کشورها بیش از سایرین در چنگال ایدز اسیرند.

آفریقای جنوبی با پنج میلیون مورد آلودگی به این ویروس، در جهان اول است.

بوستوانا” و “سوازیلند” دارای بالاترین درصد افراد آلوده به اچ آی وی هستند.

در اکثر کشورهای این منطقه، اپیدمی از میان گروه های آسیب پذیرتر، از جمله معتادان و زنان روسپی، به سایر اقشار جامعه سرایت کرده و حالا در میان عموم مردم جای پای محکمی پیدا کرده است.

آفریقا در ۲۰۰۱
کشورهای جنوب صحرای آفریقا بیش از هر منطقه دیگر جهان از شیوع ایدز آسیب دیده اند. 

اپیدمی ایدز در این منطقه در اواخر دهه ۱۹۷۰ از امتداد غرب آفریقا آغاز شد و تا اقیانوس هند ادامه یافت. این روند سرانجام به سمت کشورهای جنوبی تر سرایت کرد و هم اکنون همین کشورها بیش از سایرین در چنگال ایدز اسیرند.

آفریقای جنوبی با پنج میلیون مورد آلودگی به این ویروس، در جهان اول است.

بوستوانا” و “سوازیلند” دارای بالاترین درصد افراد آلوده به اچ آی وی هستند.

در اکثر کشورهای این منطقه، اپیدمی از میان گروه های آسیب پذیرتر، از جمله معتادان و زنان روسپی، به سایر اقشار جامعه سرایت کرده و حالا در میان عموم مردم جای پای محکمی پیدا کرده است.

سرعت گسترش
سرعت شیوع “اچ آی وی” در آسیای مرکزی و اروپای شرقی بیش از هر منطقه دیگر جهان است. 

در فاصله سال های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۲ شمار افراد آلوده به اچ آی وی در این مناطق سه برابر شد.

تا اواخر دهه ۱۹۹۰ اینطور به نظر می رسید که این مناطق از اپیدمی اچ آی وی - ایدز جسته باشد، اما ناگهان آمار موارد ابتلا به ایدز به شدت بالا رفت و عمده علت آن هم استفاده از سرنگهای آلوده توسط معتادان به مواد مخدر بود.

با این حال شمار افراد آلوده در آسیای مرکزی و اروپای شرقی در مقایسه با قاره آفریقا هنوز ناچیز است.

وضعیت منطقه ای
ویروس اچ آی وی در میان آسیب پذیرترین گروه ها، از اقلیت هیا قومی آمریکای شمالی گرفته تا معتادان در هند، شیوع یافته و هیچ منطقه ای در جهان از گزند آن در امان نبوده است. 

آمار مربوط به آلودگی در کشورهای درحال توسعه همچنان رو به افزایش است، و این درحالی ویروس اچ آی وی در میان آسیب پذیرترین گروه ها، از اقلیت های قومی آمریکای شمالی گرفته تا است که مراحل اولیه اپیدمی در کشورهای پرجمعیت جهان به تنهایی باعث شده میزان آلودگی در سطح جهانی به طور چشم گیری روند صعودی داشته باشد.

استرالیا و زلاند نو
استرالیا یکی از اولین کشورهایی بود که از وجود این بیماری خبر داد، اما موارد ابتلا به ان از سال ۱۹۸۴ به سرعت سیر نزولی را طی کرده است. 

شمار تلفات ناشی از ایدز نیز در این کشور رو به کاهش بوده، که بخشی از علت آن آغاز روند درمان از طریق داروهای ضدویروس ایدز است.

برنامه های توزیع سوزن و سرنگ نیز در پیشگیری از این بیماری در میان معتادان موفقیت آمیز بوده است.

کارائیب
منطقه کارائیب پس از آفریقا دارای بزرگ ترین شمار افراد آلوده به اچ آی وی است. 

در بسیاری از کشورهای این منطقه، از جمله هائیتی و باهاما، ایدز اکنون بزرگ ترین عامل مرگ و میر است.

سازمان ملل متحد می گوید گستردگی بیماری ایدز در این کشورها عمدتا ناشی از ترکیب مرگبار دو عامل است: نه تنها افراد فعالیت های جنسی خود را در سنین پایین آغاز می کنند، بلکه تعداد شرکای جنسی آنها هم زیاد است.

شرق آسیا و اقیانوسیه
در این منطقه میزان آلودگی عموما پایین است، اما شیوع ایدز در ابعادی کوچکتر و در سطح محلی بحرانی جدی قلمداد می شود. 

همچنین با هجوم مهاجران روستایی نشین به شهرهای بزرگ، میزان استفاده از مواد مخدر و شیوع بیماری های جنسی درحال افزایش است.

تخمین زده می شود حدود یک میلیون انسان آلوده به اچ آی وی در چین زندگی می کنند.

اروپای شرقی و آسیای مرکزی
گسترش ویروس “اچ آی وی” در این منطقه، به خصوص روسیه، از هر جای دیگر جهان سریع تر بوده است. 

تزریق مواد مخدر، به ویژه در میان جوانان، بیش از هر چیز به این بحران دامن می زند.

سازمان ملل با توجه به خطر انتقال بیماری از طریق استفاده مشترک از سرنگ و واقعیت غیرقابل انکار فعالیت جنسی این افراد جوان، هشدار داده است بروز یک اپیدمی بزرگ قریب الوقوع به نظر می رسد.

آمریکای لاتین
بالاترین میزان آلودگی به اچ آی وی در این منطقه، به آمریکای مرکزی و برزیل مربوط می شود. 

در این منطقه از جهان ایدز عمدتا از طریق آمیزش جنسی شایع شده است.

گسترش اچ آی وی از طریق سرنگ مشترک برای تزریق مواد مخدر نیز در شماری از کشورها به خصوص آرژانتین، برزیل، شیلی، پاراگوئه و اوروگوئه سبب نگرانی فزاینده شده است.

  

شمال آفریقا و خاورمیانه
میزان آلودگی به “اچ آی وی” در آفریقای شمالی و خاورمیانه در حال افزایش است، اما هنوز چشمگیر نیست. 

با این حال سازمان ملل متحد هشدار می دهد که انکار واقعیت ایدز از سوی برخی رهبران سیاسی و اجتماعی در برخی کشورهای منطقه، محیط را برای گسترش اپیدمی ایدز مساعد کرده است.

این بیماری بیش از هرجا در سومالی و سودان شایع است، اما ایران و لیبی نیز شاهد رشد آن هستند.

آمریکای شمالی
به گفته سازمان ملل متحد درحالی که معالجات تازه با داروهای ضدویروس ایدز، امکان یک زندگی بهتر را برای افراد مبتلا فراهم کرده است، اما مبارزه برای پیشگیری از شیوع این بیماری در آمریکا و کانادا به مرور متوقف می شود. 

گسترش اچ آی وی بیش از پیش در محله های فقیرنشین و محروم متمرکز شده و به خصوص زندگی جمعیت زنان را با مخاطره روبرو کرده است.

در آمریکا، جوانان اقلیتهای قومی در مقایسه با پنج سال قبل بیشتر در معرض خطر هستند.

جنوب و جنوب شرق آسیا
اپیدمی “اچ آی وی” در آسیا با تاخیر آغاز شد، اما ۱۵ اکنون ۱۵ درصد موارد آلودگی در جهان در این منطقه دیده می شود. 

هند، که شمار افراد مبتلا در آن ۳.۹ میلیون نفر تخمین زده می شود، با فاصله ای زیاد در مقایسه با دیگر کشورهای منطقه، دارای بیشترین موارد آلودگی در این بخش از آسیاست.

این آمار، به استثنای آفریقای جنوبی، از هر کشور دیگر دنیا بیشتر است.

اما اگر موارد آلودگی نسبت به جمعیت را ملاک قرار دهیم، دو کشور تایلند و کامبوج بیش از سایر کشورهای منطقه آلوده هستند.

استفاده غیربهداشتی از سرنگ برای تزریق مواد مخدر و آمیزش با جنس مخالف عامل اصلی شیوع ایدز در این مناطق است.

کشورهای جنوب صحرای آفریقا
بیش از دو سوم افرادی که در اثر ابتلا به ایدز در جهان جان می بازند در کشورهای واقع در جنوب صحرای آفریقا زندگی می کنند. 

انتظار می رود میزان تلفات همچنان افزایش یابد و عواقب آن به بدترین شکل در دهه آینده میلادی و پس از آن احساس خواهد شد.

بسیاری از کشورهای منطقه اقدامات برای ارتقا روشهای خود در مبارزه و پیشگیری از این بیماری را آغاز کرده اند.

اما میزان بالای ابتلا به ایدز بدان معنی است که حتی اگر مبارزه در این کشورها کاملا موفق هم باشد تاثیر آن در پایین آوردن میزان مرگ و میر تدریجی خواهد بود.

اروپای غربی
درحالی که بهبود شیوه های درمان، کیفیت زندگی افراد مبتلا به ایدز را بهتر کرده است، اما به نظر می رسد تدریجا از شتاب تلاشها برای پیشگیری از این بیماری کاسته می شود. 

نشانه هایی وجود دارد مبنی بر این که پایبندی جمعیت همجنس گرا به رعایت احتیاط در آمیزشهای جنسی رو به کاهش بوده و این در حالی است که مصرف مواد مخدر از طریق تزریق در رگ رو به افزایش است.

یک پدیده نگران کننده دیگر در میان جوانان شماری از کشورهای اروپای غربی، کاهش در استفاده از کاندوم و افزایش عفونت های آمیزشی است.

پیش بینی موارد آلودگی در ۲۰۱۰: کشورهای اصلی

پیش بینی آینده گسترش “اچ آی وی” در سراسر جهان بسیار دشوار و مطالعات کمی در این زمینه انجام شده است. 

سازمان های اطلاعاتی آمریکا در یک گزارش تحلیلی، شمار زیادی از کشورهایی را که ممکن است در آینده شاهد انبوه تازه ای از موارد آلودگی به این ویروس باشند، بررسی کرده است.

این سازمان تخمین می زند که تا سال ۲۰۱۰ در چین ۱۰ میلیون نفر و در هند ۲۰ تا ۲۵ میلیون نفر آلوده خواهند شد.

سازمان ملل متحد نیز جریان های مشابهی را پیش بینی کرده است.


  نظرات ()
می خواهم ایدز نگیرم چکارکنم ؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

آنچه که ما در مورد ایدز می دانیم:

ما میدانیم :   ویروس ایدز چیست و چگونه  منتقل می شود.
ما میدانیم:    برای پیشگیری چه باید کرد .
ما میدانیم:    چگونه رد یابی و شناسایی این ویروس را آنجام دهیم .
مامیدانیم :    چگونه  از افراد آلوده حمایت و پشتیبانی کنیم.
ما میدانیم:    دارو های موجود ، موجب کاهش روندگسترش سریع این بیماری میشود و تنها نقش کنترل را دارد

ولی ما هنوز نمی دانیم درمان نهایی و قطعی این بیماری چیست ؟

قدم  اول :  عامل ویروس ایدز چیست؟ و چه عملکردی دارد؟

ویروس عامل بیماری اچ.آی وی  است که به محض ورود به اورگانیسم بدن این ویروس به گلبولهای سفید که نقش دفاعی بدن را بازی میکنند و ما را در برابر بیماری ها حفاظت میکنند , حمله می کنند و بسیار سریع شروع به زیاد شدن می کنند و کم کم تمامی نیرو و استقامت بدن را از بین می برند به طوری که بیمار شاید تنها از یک بیماری ساده مانند سرما خوردگی بمیرد بنابرین خود ویروس به تنهایی موجب مرگ بیمار نمی شود بلکه با ناتوان کردن سیستم دفاعی فرد آلوده  موحب مرگ می شود
ولی باید این را خاطر نشان کنیم که این ویروس بسیار ضعیف بوده و تنها در شرایط خاصی قادر به حیات است ولی وای به زمانی که ویروس وارد بدن انسان شود آن موقع تبدیل به هیولایی غیر قابل مهار خواهد شد که میزبان خود را طی مدتی (بستگی به پیشرفت بیماری و مصرف داروهای بیشگیری کننده از زیاد شدن ویروس دارد) از پای در خواهد آورد .

a2.bmp

قدم دوم: تحولات عفونتی توسط ویروس


پس از آلوده شدن فرد توسط ویروس ایدز می تواند سالها بدون علایم بیماری سپری شود  و در طول این مدت بیماری بروز نکند اما بعد از اینکه متوجه شدیم آلوده به ویروس هستیم بسیار مهم و با اهمیت است که توسط یک متخصص و یا یک پزشک  تحت نظر قرار بگیریم و از داروهای بخصوصی استفاده کنیم .


در واقع ما امروزه درمان نهایی ایدز را نمی دانیم دارو ها تنها پیشرفت بیماری را بسیار کند می کنند و با قطع کردن دارو بیماری خودش را دوباره نشان خواهد داد و شروع به پیشروی سریع و حمله خواهد کرد



بعد از اینکه ما به این بیماری مبتلا شدیم ! در صورتی رعایت اصول پیشگیری را انجام ندهیم می توانیم ویروس را به دیگران منتقل کنیم .! انتقال می تواند همان موقعیت را برای فرد دیگری ایجاد کند حتی اگر شخص بیمار نشانه ای از بیماری نداشته باشد .

قدم سوم : راههای انتقال بیماری ویروس ایدز میتواند در مدت یک رابطه حنسی بدون محافظت (ابزار های کنترل مانند کاندوم )و یا از طریق خون یک شخص آلوده منتقل شود.

۱) در مدت یک رابطه حنسی بدون کاندوم :



یک مرد آلوده به ویروس می تواند بیماری را به زن منتقل کند .
یک زن آلوده به ویروس می تواند بیماری را به یک مرد منتقل کندیک مرد آلوده به ویروس می تواند بیماری را به یک مرد منتقل کند.

۲)در مدت استفاده از یک سرنگ و یا یک سوزن که قبلا توسط یک شخص آلوده استفاده شده .

 وسیله ای است برای اتنقال خون آلوده بر جای مانده در سرنگ یا سوزن به شخص دیگر و ما در صورت استفاده از یان سرنگ آلوده به ویروس می شویم .حتی تمام ابزارهای برنده(چاقو تیغ …..) که موحب جراحت و تماس با خون آلوده می شود وسیله ای هستند برای انتقال بیماری به افراد دیگر !

۳)ویروس میتواند از طریق مادر الوده به فرزند منتقل شود در دوران حاملهگی ویا شیر دادن نوزاد یا زایمان


بنابرین راههای انتهال محدود و قابل کنترل است


۱) آیا در یک محیط کاری با شخص الوده به ایدز احتمال سرایت وحود دارد ؟

 در یک محیط کاری مانند اداره و یا در بخشهای مختلف اجتماع کارهای روزانه ای همچون دست دادن یا روبوسی کردن و یا در آغوش گرفتن و یا از نزدیک حرف زدن …….. موحب انتقال نمی شود بنابرین رفتار ما با شخص آلوده باید همحون یک فرد سالم باشد

 ۲) ایا استخر رفتن با شخص الوده به ایدز خطری برای سایرین ندارد؟

  ویروس در بدن شخص آلوده  با رابطه جنسی و یا انتقال مادر به جنین و نوزاد و یا انتقال از سرنگ آلوده و فراورده های خونی و یا تماس با خون فرد آلوده با داشتن زخم در بدن خود که خون فرد آلوده به روی زخم ما بریزد و یا استفاده از تیغ و وسایل آرایشی دارای نوک تیز و برنده قابل انتال است . پس نگرانی نداشته باشید و راحت با دوستتان به استخر بروید

۳)آیا همسر شخص آلوده  به ایدز با خوابیدن در یک مکان و در یک محیط مشترک در خطر این بیماری نیست؟

همسر ان فرد آلوده به ایدز تنها باید در مسایل حنسی و موارد گفته شده در بالا دقت مضاعفی انحام دهتد چرا که این خطر بیشتر آنها را تحدید می کند با استفاده از کاندوم این ریسک بسیار کاهش می یابد و در سایر موارد خطری وحود ندارد تنها استفاده از کاندوم نباید فراموش شود حتی برای یک بار !!

۳)آیا حشرات مانند پشه این بیماری را منتقل می کند ؟

خوشبختانه حشره به خاطر مکیدن هیچگاه خون را به بدن فرد دیگر وارد نمی کند تنها خون را می مکد تاکنون موردی از انتقال بیماری بوسیله پشه گزارش نشده است.

۴) آیا در سلمانی ها و آرایشگاه ها احتمال انتقال ایدز از فرد آلوده به شخص سالم وجود دارد؟

متاسفانه خطر انتقال ویروس ایدز در این مکانها در صورت رعایت نکردن  نکات بهداشتی بسیار زیاد است به همین خاطرلازم است هر فرد برای خود لوازم شخصی جهت آرایش مو داشته باشد داشته باشد و در هر مراجعه با خود به آرایشگاه ببرد .و اگر در آرایشگاهی متوحه شدید که آرایشگر وسایلی مانند تیغ یا شانه یا قیحی را استریل نمی کند انجام این اعمال بهداشتی را به او آموزش بدهید  .  و اگر دیدید آن فرد بدون احساس مسیولیت به کارش به شکل گذشته ادامه می دهد در اولین فرصت  مرکز بهداشت را در حریان این امر قرار دهید ولی به خاطر بسبارید به آرایشگاهی بروید که اطمینان کافی به رعایت نکات بهداشتی را انحام می دهد .

  ۵) در صورت جراحت یک شخص آلوده حه باید انحام دهیم؟

در قدم اول فراموش نکنید که او هم انسان است و به کمک شما احتیاج دارد پس باید به او کمک کنید جراحت او برای شما مشکلی نخواهد داشت در صورت داشتن زخم و یا جراحتی در دست یا بدن خود شما بهتر است از دستکش استفاده کنید و بعد با خیال راحت به پانسمان و برطرف کردن زخم او بپردازید

 ۶)  آیا بیماری از طریق راههایی همچون روبوسی . دست دادن . عطسه کردن . صحبت کردن از نزدیک . و یا از طریق تلفن عمومی قابل انتقال است 

خیر . در رفتار های عادی و روز مره خطری وجود ندارد 


۷)  آیا استخر . دستشویی های عمومی و یا استفاده از حمام شخص آلوده موحب انتقال بیماری می شود؟ 

خیر تنها از طریق انتقال خون و سایر موارد قابل انتقال است

  ۸)  آیا این بیماری از طریق یک ظرف غذای مشترک و یا یک فنجان مشترک و یا وسایل شخصی قابل انتقال است؟

ظرف مشترک و فنحان مشترک خیر ولی وسایل مشترک مانند مسواک و برس احتمال انتفال بیماری وجود دارد چرا که گاهی به علت بیماری در دهان احتمال خونریزی وحود دارد و یا به علت نوک تیز برس و یا شانه ممکن است موجب جراحت پوست شده و مقدار کمی خون بیاید و همین مقدار اندک برای انتقال  بیماری کافی خواهد بود .


بنابرین بهترین کار استفاده از لوازم شخصی خودمان است

pezeshk.us

  نظرات ()
ایدز و HIV نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

می‌گویند در کشورهای پیشرفته ایدز را درمان می‌کنند، آیا حقیقت دارد؟

همان گونه که قبلا اشاره شد اچ.آی.وی درمان قطعی ندارد یعنی آن که تاکنون هیچ دارو یا روشی کشف نشده است که بتوان با آن ویروس را از بدن فرد مبتلا برای همیشه حذف کرد. داروهایی که تاکنون کشف شده‌اند فقط سرعت پیشرفت بیماری را کند می‌کنند و طول عمر مبتلایان را می‌افزایند.

۱- داروهای ضد ویروسی

داروهای ضدرتروویروس ( ARV ) نخستین روش درمان HIV می باشند . داروهای ضدویروسی ، HIV/AIDS را علاج قطعی نمی کنند اما زندگی مبتلایان به HIV را طولانی می کنند . در ضمن برای جلوگیری از مقاوم شدن ویروس به دارو معمولاً چند داور همزمان به فرد مبتلا داده می شود . ۴ دسته داروهای ضدویروسی برای استفاده درمانی وجود دارد که جلوی ویروس به باخته های دیگر را می گیرند یا تکثیر آن را در یاخته های آلوده مختل می کنند .

۲- داروهای ضد عفونتهای فرصت طلب

مبتلایان به ایدز برای پیشگیری از عفونتهای فرصت طلب یا درمان آنها نیاز به مصرف مداوم برخی داروهای آنتی‌بیوتیک دارند.

۳- داروها و مکمل‌های غذایی تقویتی

افراد اچ.آی.وی مثبت یا مبتلا به ایدز بهتر است در رژیم غذایی خود دقت کنند و از ویتامینها و مواد مغذی مختلف به مقدار کافی مصرف کنند. کتابچه های راهنمای خاصی در این زمینه تهیه شده است که می‌توان به آنها رجوع کرد.

——————————————
اهمیت آموزش

ناآگاهی سبب گسترش بیشتر بیماری می شود. موثرترین روش مبارزه با این روند «آموزش» است. آموزش همیشه بخش مهمی از اقدامات رویارویی با بیماریها به ویژه ایدز است که گاهی مورد غفلت قرار می گیرد. اگر افراد بدانند که برخی رفتارها و بی احتیاطی های کوچک چه آسیبهای بزرگ و جبران ناپذیری به آنها خواهد رساند، به احتمال بسیار از آن رفتارها دست خواهند کشید.

ارزیابی برنامه های آموزش سلامت در نقاط مختلف جهان نشان دهنده کارآمد بودن این برنامه ها و کاهش رشد شمار مبتلایان به ایدز بوده است. مثلا در برخی کشورهای غربی، تایلند و اوگاندا می توان گفت که گسترش سریع ایدز تا حد زیادی مهار شده است. یکی از عوامل بسیار مهم این موفقیت، آموزش همگانی گسترده و درست بوده است.

* چگونه می توان به رفتارهای سالم یا سلامت رفتاری دست یافت؟

برای رسیدن به رفتارهای سالم باید مراحل زیر را پشت سر گذاشت:

۱- آگاهانیدن: پیش از هر چیز ضروری است مردم اطلاعات درست و معتبری درباره ایدز و بیماریهای آمیزشی داشته باشند. نکته مهم آن است که اطلاعات باید به صورت کاملا صادقانه در اختیار آنان قرار گیرد. اغراق در ابعاد مشکل یا بزرگ نمایی عوارض و اثرات منفی باعث بی اعتمادی آنان می شود. نتیجه چنین بی اعتمادیی دور شدن آنان از خانواده و جامعه و تشدید مشکلات خواهد بود.

۲- ایجاد نگرش صحیح: اگر چه داشتن اطلاعات و آگاهی درباره ایدز و یماریهای آمیزشی لازم است، کافی نیست. نمونه آن پزشکی است که با آن که می داند مصرف سیگار منجر به سرطان و بیماری های قلبی-عروقی و… می شود، باز هم سیگار می کشد. به همین دلیل گامی فراتر از مرحله آگاهی و اطلاعات ضروری است و باید تغییر نگرش صورت گیرد. نگرش مثبت نسبت به مصرف مواد مخدر یا ارتباط های پرخطر می تواند به گسترش اینها بینجامد.

۳- مهارت آموزی یا توانمندسازی رفتاری: اگر چه وجود آگاهی و نگرش مناسب در زمینه رفتارهای پرخطر لازم است، کافی نیست. آیا برای رانندگی در سطح شهر کافی است که اطلاعات نظری در مورد اتومبیل داشته و به رانندگی بسیار علاقمند باشید؟ آیا تنها با گوش دادن به اطلاعاتی درباره رانندگی یا خواندن کتابی در این زمینه می توان راننده شد؟ مسلما نه. بلکه، باید مدتی را به تمرین عملی رانندگی پرداخت و این مهارت را آموخت و بر آن مسلط شد. در مورد مهارت یا توانایی های سالم زیستن نیز چنین است و علاوه بر آگاهی و نگرش نیاز به مهارت نیز وجود دارد.

* رفتارهای پرخطر

چرا از آموزش به عنوان راهکاری اساسی برای رویارویی با ایدز و بیماریهای آمیزشی یاد میشود؟ برای سالم زیستن و پیشگیری از بیماریها نخست افراد باید شیوه های زندگی سالم را بیاموزند. بنابراین یکی از هدفهای مهم این آموزشها، پیشگیری است.

رمز پیشگیری، پرهیز از رفتارهای پرخطر است. رفتارهایی که می‌توانند خطرهایی برای حال و آینده زندگی ما ایجاد کنند، «رفتارهای پرخطر» یا رفتارهای ناسالم نامیده می‌شوند. سیگار کشیدن، اعتیاد، روابط جنسی بی‌محابا، نجوشاندن کنسرو غذا پیش از مصرف، نوشیدن الکل، ورزش نکردن، زیاده روی در خوردن غذاهای ناسالم و بی‌ارزشی مانند پفک، رانندگی با سرعت غیرمجاز، عدم استفاده از کلاه و کمربند ایمنی، عدم استفاده از دودکش مناسب برای وسایل گرمایشی، جوشکاری بدون ماسک محافظ و بسیاری موارد دیگر نمونه‌هایی از رفتارهای پرخطر هستند که می‌توانند سلامت انسان را به خطر بیندازند و حتی سبب مرگ شوند. رفتارهایی که در مقابل این مثالها قرار می‌گیرند رفتارهای سالم نام دارند.

گاهی امکان ندارد یک بیماری را به طور کامل از میان برداشت و ریشه‌کن کرد، بلکه می‌توان با کاهش رفتارهای پرخطر و زندگی به شیوه ای سالم، تاحد امکان از ابتلا به آن بیماری جلوگیری نمود. بیماریهای قلبی و ایدز مثالهای خوبی در این زمینه هستند. مهمترین راه کنترل بیماری ایدز بهداشت جنسی، خویشتنداری و پرهیز از هر گونه رابطه جنسی بی‌محابا است.

* روش های پیشگیری

-الف) مهارتهای رفتاری

مهارتهای رفتاری لازم برای پیشگیری از اچ.آی.وی / ایدز کدامند ؟

تصمیم گیری

یکی از مهارت های مهم سالم زیستن، مهارت تصمیم گیری است. این مهارت به افراد کمک می کند تا موقعیت های تصمیم گیری درباره انجام دادن یا ندادن رفتارهای پرخطر را شناخته، و پیامدهای هر اقدامی را پیش از انجام آن دریابند تا بتوانند تصمیم درستی بگیرند و سلامت خود را تضمین کنند. تصمیم گیری منطقی تنها تصمیم گیری سالم است که براساس تفکر نقادانه، بررسی، و ارزیابی صورت می گیرد.

حل مسأله

مهارت حل مسئله به افراد کمک می کند تا به صورت منطقی و منظم به حل مسائل و مشکلات خود بپردازند. . هر چه مهارت فرد در حل مسئله بیشتر باشد، در زندگی خود موفق تر و سالم تر خواهد بود. ضعف یا ناتوانی در مهارت حل مسئله با مشکلات و مسائل مهم بهداشتی و اجتماعی مرتبط است از جمله خودکشی، اعتیاد، ابتلا به ایدز و بیماریهای آمیزشی، بزهکاری و… تحقیقات نشان می دهند

قاطعیت

قاطعیت را ابراز وجود، جرات ورزی یا جسارت نیز می نامند. و عبارت است از ایستادگی بر نظرات شخصی و بیان افکار، احساسات، و باورها به صورت مستقیم، صادقانه، و متناسب به گونه ای که به حقوق دیگران نیز احترام گذاشته شود.

در رفتار قاطعانه باید اصول زیر رعایت شده باشد:

· رفتار قاطعانه از نظر اجتماعی پسندیده است.

· در رفتار قاطعانه آرامش، احساسات، و حقوق دیگران در نظر گرفته می شود.

· رفتار قاطعانه بیان صادقانه و مستقیم افکار و احساسات است.

* چگونه قیافه قاطعانه به خود بگیریم؟

حالت بدن و چهره فرد در رفتار قاطعانه اثر مهمی دارد. هر چه حالت بدن و صورت فرد جدیت و قاطعیت وی را بیشتر منعکس کند، او نتیجه بهتری خواهد گرفت. افراد خجالتی و کمرو معمولا از نگاه کردن به چهره فرد مقابل می گریزند یا با حالت خیره به دیگران نگاه می کنند. برای آن که فرد قاطعیت خود را نشان دهد و بتواند در این زمینه موفق باشد، ضروری است که سر خود را بالا نگاه دارد و به چشمان فرد مقابل خود نگاه کند. فراد خجالتی و کمرو در ارتباطات اجتماعی خود با دیگران به اندازه ای دچار ناراحتی می شوند که رنگ صورت آنها می پرد، یا سرخ می شوند و علایم اضطراب و ناراحتی از چهره آنها مشخص است. در حالی که، برای بیان قاطعیت لازم است که حالت چهره، پیشانی، و صورت بدون گرفتگی و انقباض باشد. در چنین شرایطی، فرد جدیت و قاطعیت خود را بهتر نشان می دهد. حالت قوز کرده و خمیده نشان دهنده اضطراب و ناراحتی است و قاطعیت و جدیت فرد را نشان نمی دهد. بدین منظور، ضروری است که حالت بدن، شانه ها، فرم دست ها، و حتی حرکات بدن فرد نیز نشان دهنده جدیت و قاطعیت فرد در برخوردهایش باشد.

چگونه بیان قاطعانه داشته باشیم؟

افرادی که در مهارت قاطعیت ضعف دارند، جویده جویده صحبت می کنند، مِن و مِن می کنند، گفتار آنان پر از مکث و تکرار است. این عده، معمولا مرتب از دیگران معذرت خواهی می کنند؛ دلیل تراشی می کنند؛ حاشیه می روند، و…. در حالی که، در رفتار قاطعانه فرد جدیت خود را نشان می دهد. به همین دلیل، پاسخ قاطعانه باید روان و سیال باشد. چنین پاسخی حاکی از تسلط و جدیت فرد در برخوردهایش است. درضمن برخلاف آن چه تصور می شود، پاسخ قاطعانه بسیار کوتاه و مختصر است. دلیل تراشی، بهانه آوردن، معذرت خواهی، و… نه تنها نشانه ناتوانی در قاطعیت است، بلکه باعث طولانی شدن گفتار می شود که خود مقاومت در برابر فشارهای اطرافیان را کاهش می دهد. به همین دلیل، همیشه کوتاه ترین پاسخ را انتخاب کنید. پاسخ قاطعانه پاسخی کوتاه و موثر است. یعنی کم ترین حدی از پاسخ که اثربخش است. مثلا هنگامی که دوستان فردی را تحت فشار قرار داده اند که مواد مخدر مصرف کند، کوتاه ترین پاسخ موثر گفتن یک «نه» است و بس، نه آن که فرد شروع به معذرت خواهی کند و دلایل متعددی را مطرح کند.

افرادی که قاطعیت کمی دارند، با درنگ و تاخیر جواب می دهند. حتی گاهی ممکن است که بعد از چند روز دریابند که چگونه باید عمل می کردند. چنین تاخیرهایی نشان دهنده تردید و تزلزل فرد است. در حالی که، در رفتار قاطعانه فرد بدون تاخیر و در زمان مناسب واکنش مناسب را انجام می دهد.

انواع مختلفی از گفتار قاطعانه وجود دارد. همان طور که گفته شد گفتار قاطعانه کوتاه و موثر است. در گفتار قاطعانه لازم نیست فرد دلایل خود را برای دیگران توضیح دهد، بلکه مهم است که کوتاه، جدی، و محکم صحبت کند.

دوست من اصرار دارد که برنامه‌ام را عوض کنم و همراهش به سینما بروم، در حالی که من برنامه ریزی کرده‌ام که درس بخوانم. چه باید بکنم؟

در این مواقع می توانید از روش های زیر استفاده کنید:

از پیشنهاد او تشکر کنید، و دیدگاه خود را مطرح کنید.

مثال: از این که مرا به سینما دعوت می کنی ممنونم، ولی نمی توانم بیایم.

با او همدلی کنید، و دیدگاه خود را مطرح کنید.

مثال: می دانم که دوست داری با هم به سینما برویم، ولی نمی توانم بیایم.

فقط بگویید« نه» و بس.

یک دلیل بیاورید؛ فقط یک دلیل نه بیشتر.

مثال: نمی توانم سینما بیایم، چون برنامه ریزی کرده ام که به درس هایم برسم.

مطرح کردن پیشنهادی که مورد قبول دو طرف باشد

مثال: امروز نمی توانم بیایم، ولی شاید روز دیگری بتوانیم با هم سینما برویم.

عوض کردن موضوع صحبت

مثال: راستی نظرت درباره فیلم دیشب چیست؟

راستی امروز در دانشگاه چه خبر بود؟

استفاده از شوخی

مثال: این قدر درس دارم که خودم فیلم شده ام.

دادن این احساس که طرف مقابل بهتر می داند

مثال: تو که بهتر می دانی درس از سینما مهم تر است.

مطرح کردن گروه بندی متفاوت

مثال: ما خانوادگی، موقع درس این تفریح ها را کم می کنیم.

دوستان یا اطرافیان به من فشار می آورند که رفتارهای پرخطر انجام دهم یا من را به موقعیت هایی دعوت می کنند که امکان صدمه و آسیب وجود دارد، چه باید بکنم؟ در این مواقع بهتر است از روش های زیر استفاده کنید:

سوزن گیر کرده- آیا با گراموفون آشنا هستید؟ گاهی صفحه گرامافون خط می افتاد، و به همین دلیل سوزن گرامافون گیر می‌کرد و مرتب یک عبارت تکرار می شد. شنیدن یک جمله که پشت سرهم تکرار شود، احساس ناراحت کننده ای ایجاد می کند. به همین دلیل هنگامی که در شرایطی قرار گرفتید که اطرافیان شما را تحت فشار قرار می دهند، بهترین کار این است که سوزنِ گرامافون شما هم گیر کند و یک جمله و نه بیشتر را تکرار کنید. در این شرایط، دیگران از این که شما را تحت فشار قرار دهند خسته شده و دست از سر شما برخواهند داشت.

ترک موقعیت- چنان چه به هر دلیلی فرد احساس کرد که قادر به مقاومت در مقابل فشار دوستان نیست و احتمال دارد که در مقابل پیشنهاد ناسالم آنها مقاومتش بشکند، بهترین کار آن است که از آن موقعیت بیرون بیاید. مثلا سینا در موقعیت اول می توانست صحنه را ترک کند. این برخورد بسیار سالم تر از ماندن در موقعیت و انجام رفتار های پرخطر است. ممکن است عده ای این برخورد را نشانه ضعف بدانند، ولی باید به این نکته توجه کرد که رفتارهای پرخطر و ابتلا به ایدز به شدت ترسناک تر است. علاوه براین، هر ترسی نشانه ضعف نیست. بلکه ترس منطقی نشان دهنده واقع بینی و هشیاری فرد است. آیا کسی به مار کبری دست می زند؟ آیا این کار نشانه شجاعت است؟

اصرار در رد- روش های مختلفی برای شکستن مقاومت افراد در برابر رفتارهای پرخطر وجود دارد، ازجمله:

طرد کردن (اگر این کار را نکنی دیگر از ما نیستی)، اسم نامناسب گذاشتن (بچه ننه، بچه مثبت، بی عرضه، اُمل و…)، احساس گناه دادن (فکر می کردم دوست منی که این پیشنهاد را دادم) و… .

مهم آن است که در این شرایط، فرد همچنان به رد کردن و امتناع از انجام رفتار پرخطر اصرار داشته باشد، مثلا بگوید:

جزو شما باشم یا نه، این کار را نمی کنم.

هر چه می خواهید به من بگویید، این کار را نمی کنم.

دوست تو هستم، ولی این کار را نمی کنم.

دختری که جوان شروری مزاحم او شده است چه باید بکند؟ می تواند از واکنش با افزایش تدریجی استفاده نماید:

§ نگاه کردن توام با اخم و جدیت به جوان،

§ تشدید اخم و جدیت،

§ ایستادن و به صورت او نگاه کردن،

§ اعتراض با صدای بلند و خواستن از او که مزاحم نشود،

§ اعتراض با صدای بلند و محکم و گفتن این که اگر مزاحم شود، مردم یا پلیس را خبر خواهد کرد، و
——————————————————
زندگی با اچ.آی.وی چگونه است؟

افرادی که مبتلا به اچ.آی.وی هستند تا سالها می توانند به راحتی به زندگی عادی خود و اشتغال مثمر ادامه دهند و با مصرف داروهای موجود سالها با حفظ سلامت زنده بمانند، هر چند اچ.آی.وی در بدنشان ریشه کن نخواهد شد. البته فشار روانی، اجتماعی و ضعف جسمی و اقتصادی آنها را آسیب پذیر می‌کند. آنچه آنها نیاز دارند تأمین دارو، خدمات مشاوره‌ای و درمانی، حمایت و پرهیز از سوء ظن و انگ و تبعیض است. آنان را از خود طرد نکنیم و اجازه دهیم زندگی کنند. مسؤولان سیاسی و شخصیت های مذهبی و اجتماعی می‌توانند نقش مهمی در رفع انگ و تبعیض و تدارک خدمات لازم داشته باشند.

آیا افراد اچ.آی.وی مثبت می‌توانند کار کنند؟

بلی ایشان تا وقتی که توانایی جسمی و روحی داشته باشند می‌توانند در هر شغلی به کار و زندگی اجتماعی خود ادامه دهند و از نظر علمی منعی برای حضور ایشان در جامعه وجود ندارد. طبق بخشنامه دولت جمهوری اسلامی ایران نیز نمی‌توان افرادی را که با اچ.آی.وی ایدز زندگی می‌کنند از کار اخراج یا برکنار کرد.

چرا افراد اچ.آی.وی مثبت را در یک محل جمع و قرنطینه نمی‌کنند؟

چنین کاری از نظر علمی بیفایده و مردود است. بسیاری از این افراد شاغل و دارای خانواده هستند و می‌توانند زندگی تقریباً عادی داشته باشند. قرنطینه کردن این افراد بار روانی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی بسیاری دارد و متناقض با موازین حقوق بشر نیز می‌باشد. شکست تجربه قرنطینه معتادان به مواد مخدر در این زمینه پندآموز است. از طرفی ۹۰ درصد افراد اچ.آی.وی مثبت حتی خود هم از مشکل خویش بیخبرند و شناسایی ایشان تا وقتی خود داوطلبانه و آکاهانه (بر اثر سوابق رفتار پرخطر) به کلینیک‌های مربوطه مراجعه نکنند غیرممکن است.

آیا کودکان اچ.آی.وی مثبت خطری برای همکلاسی ‌های خود ندارند؟

خیر. هیچ‌گونه خطری همکلاسان و معلمان کودکان مبتلا را تهدید نمی‌کند. همان گونه که گفتیم راه انتقال اچ.آی.وی تماس‌های روزمره اجتماعی نیست. حتی در مواردی که این کودکان در حین ورزش دچار زخم‌های خونریزی دهنده شوند با رعایت نکات بهداشتی که در این مواقع (حتی برای کودکان عادی) معمول است خطر سرایت به دیگران وجود ندارد.

آیا افراد اچ.آی.وی-مثبتی که داروهای ضدویروسی مصرف میکنند می‌توانند تماس جنسی داشته باشند؟

استفاده مداوم و صحیح از کاندوم در تماس جنسی برای ایشان ضرورت دارد چون حتی با مصرف دارو هم امکان سرایت اچ.آی.وی وجود دارد.

آیا افراد اچ.آی.وی مثبت می‌توانند ازدواج کنند؟

ازدواج حق طبیعی و فطری هر انسان است و منع قانونی و طبی در این زمینه وجود ندارد. اما باید قبل از اقدام به ازدواج طرفین به طور کامل از واقعیت های بیماری آگاه شوند و آموزش ها و مشاوره های متعدد روانی، حمایتی و پزشکی بگیرند. همچنین لازم است در تمام مقاربت ها از کاندوم لاتکس استفاده کنند تا ویروس از یکی به دیگری سرایت نکند. به همین دلیل توصیه می‌شود قصد بچه دار شدن نکنند. حتی اگر هر دو زوج

اچ.آی.وی مثبت باشند لازم است این امر را رعایت کنند چون ویروس اچ.آی.وی زیرگونه های مختلفی دارد و سرایت یک زیرگونه جدید به فرد به او آسیب بیشتری می‌رساند. استفاده از سایر روشهای پیشگیری از بارداری به غیر از کاندوم به ایشان توصیه نمی‌شود و این ربطی به شدت ابتلاء آنان ندارد.

آیا راهی هست تا افرادی که با اچ.آی.وی/ایدز زندگی می‌کنند بچه‌دار شوند؟

همان گونه که گفته شد حتی با مصرف داروهای ضد ویروسی ممکن است فرزند در صورتی که مادر مبتلا باشد با اچ.آی.وی به دنیا بیاید. بنابراین در صورتی که مادر مبتلا باشد اما پدر سالم شاید بتوان در شرایط خاصی که پدر و مادر آگاهانه و با توانمندی‌های اجتماعی و اقتصادی تصمیم به بچه‌دار شدن بگیرند پس از مشاوره های لازم آنان را در این امر راهنمایی کرد. اگر پدر مبتلا و مادر سالم باشد با توجه به احتمال مبتلا شدن مادر و فرزند هر دو تقریباً غیرمعقول است که توصیه به فرزند داشتن کرد. بچه دار شدن حق طبیعی هر انسانی است اما در شرایطی که فرد بیماری لاعلاجی مانند اچ.آی.وی/ایدز دارد و نمی‌تواند از آینده خود و توانایی تربیت و بزرگ کردن فرزندان مطمئن باشد، چنین تصمیمی خطرناک است. یادآوری می‌شود که یتیمانی که پدر یا مادر خود را بر اثر ایدز از دست می‌دهند دچار مشکلات مختلف در زندگی شده و احتمال زندگی سالم داشتن از آنان بعید است. این وضعیت موقعی که پدر و مادر هر دو از دست رفته باشند بسیار تشدید می‌شود بنابراین در مواردی که پدر و مادر هر دو مبتلا باشند نیز توصیه به بچه‌دار شدن نامعقول است. همان‌گونه که ذکر شد تاکنون هیچ روش بیولوژیکی برای پاک کردن سلولهای زنده از اچ.آی.وی کشف نشده‌است.

آیا مادر اچ.آی.وی مثبت باید به بارداری خود خاتمه دهد؟‌

گرفتن حق حیات جنین از نظر اخلاق پزشکی ممنوع است مگر موجب به خطر افتادن سلامت مادر یا جنین باشد. در مورد اچ.آی.وی با توجه به اینکه با داروهای موجود و پرهیز از شیردهی مادر مبتلاء می‌توان در بیش از ۷۰-۹۵درصد از ابتلاء فرزند پیشگیری کرد لزومی به سقط جنین نیست. (به شرطی که مادر تحت درمان، حمایت و مراقب کافی در کلینیک بیماریهای رفتاری یا مراکز مشاوره مشابه باشد) پس از تولد در شش هفتگی و ۱۸ ماهگی آزمایش های اچ.آی.وی برای مشخص شدن وضعیت ابتلاء کودک انجام خواهد شد. در موارد استثنایی پس از تأیید پزشکی قانونی ممکن است اجازه ختم بارداری از راه سقط درمانی داده شود.

به نظر می رسد که شروع زودهنگام تغذیة مکمل می تواند باعث التهاب رودة نوزاد و در نتیجه تسهیل انتقال HIV شود. بنابراین در موارد ناچاری تغذیة انحصاری با شیر مادر به مدت ۶ ماه (بدون اینکه حتی به کودک آب داده شود) و سپس از شیر گرفتن آنی و سریع کودک مفید است.

اگر زنی از شیر سینه اش استفاده نکند، به شیشة شیر نیاز دارد تا به کودک شیر خشک دهد که این هزینة زیادی می برد. علاوه بر آن، کودک این زن بیشتر در معرض خطر مرگ، به علت اسهال و از دست دادن آب (که همگی قویاً با استفاده از شیر خشک و فقر مرتبط هستند) قرار می گیرد تا ویروس HIV ، مگر اینکه او بتواند آب را بجوشاند یا استریلیزه کند و امکانات مالی کافی در اختیار داشته باشد تا مطمئن شود که میزان کافی از شیر خشک به کودک می رسد.

بسیاری از زنان به علت ترس از بی آبرویی از شیر ندادن به کودک پرهیز می کنند و نیز اگر شیر خشک تمام شود، ممکن است منجر به تغذیة مخلوط که به نظر می رسد خطرسازترین عمل باشد، شود.

—————————————–
بیماری همه گیر ایدز و کودکان

* مرگهای ناشی از ایدز در جهان :

- هر دقیقه هر روز، یک کودک زیر ۱۵ سال به خاطر ایدز می میرد.

- ایدز جان سه میلیون نفر را در سال ۲۰۰۴ گرفت. یکی از هر شش نفر این جمعیت، کودکی زیر ۱۵ سال بود.

- در سال ۲۰۰۴، ۵۱۰۰۰۰ کودک زیر ۱۵ سال به خاطر ایدز فوت کردند.

* آلودگی به اچ آی وی میان کودکان و نوجوانان:

- هر ساله، ۶۴۰۰۰۰ کودک زیر ۱۵ سال به اچ آی وی آلوده می شوند. بدون درمان، نیمی از آنان قبل از تولد دومشان فوت خواهند کرد.

- تقریبا ۹۰ درصد آلودگی های جدید کودکان به اچ آی وی در آفریقای جنوب صحرایی صورت می گیرد، ولی تعداد این نوع آلودگی ها در دیگر نقاط به ویژه در آسیا در حال افزایش می باشد.

- هر ۱۵ ثانیه، یک نوجوان بین ۱۵- ۲۴ سال آلوده به اچ آی وی می شود.

- در ۲۰۰۴، بیش از دو میلیون نوجوان بین ۱۵- ۲۴ سال به تازگی به اچ آی وی آلودگی پیدا کردند.

* انتقال مادر به کودک:

- اکثریت فاحش کودکان زیر ۱۵ سال که اچ ای وی مثبت هستند توسط مادرانشان آلوده شده اند. ولی کمتر از ۱۰ درصد زنان باردار می توانند به خدماتی که از انتقال اچ آی وی به به کودکانشان جلوگیری کند، دسترسی پیدا کنند.

- بدون مداخلات پیشگیرانه، تقریبا یک سوم نوزادان این ویروس را در زمان بارداری، درد زایمان، زایمان و شیردهی از مادران اچ آی وی مثبت خود می گیرند.

* درمان دارویی برای اطفال :

- بنا بر یک تخمین، ۴ میلیون کودک، که بعضی از آنان بیماری اچ آی وی آنان تشخیص داده شده و بعضی از آنان از مادران اچ ای وی مثبت متولد شده اند ولی هنوز آلودگی آنان به اچ آی وی تشخیص داده نشده، به داروهای آنتی بیوتیک های ارزان قیمتی که آلودگی های کشنده را از بین می برد، نیازمندند.

- حدود ۶۶۰۰۰۰ کودک زیر ۱۵ سال وجود دارند که به درمان های رتروویروسی (ضد ایدز) احتیاج دارند.

- کمتر از ۵ درصد کودکان با اچ آی وی مثبت محتاج به درمان رتروویروسی (ضد ایدز) آن را دریافت می کنند.

* یتیمان و کودکان آسیب پذیر:

- بنا بر یک تخمین، تنها تا سال ۲۰۱۰ در آفریقای جنوب صحرا، بیش از ۱۸ میلیون کودک- بیشتر از کل کودکان انگلیس- حداقل یکی از اولیای خود را به ایدز از دست می دهند.

- کمتر از ۱۰ درصد کودکان یتیم و آسیب پذیر شده توسط ایدز، از حمایت اجتماعی برخوردارند.

* پیشگیری :

- اکثریت بیشتر نوجوانان به اطلاعات، مهارتها و خدماتی که در پیشگیری از اچ آی وی/ ایدز ضروری هستند دسترسی ندارند

بسیج همگانی کودکان و ایدز
در گزارش دبیر کل سازمان ملل در خصوص “پیشرفت در اجرای تعهدنامه اچ آی وی/ ایدز”آمده است که
کشورهایی که بیشترین تعداد مبتلایان را دارند اکنون در تلاش برای حمایت از کودکان یتیم و آسیب دیده از ایدز
هستند اما در عین حال سطح تلاشها و منابع ملی و کمکهای اهدایی برای جمعیت رو به رشد این بحران بسیار ناکافیست.

در پی مشاوره های گسترده، یونیسف با همکارانش از جمله سازمانهای حامی برنامه ایدز سازمان ملل،
تشکلهای غیر دولتی و دیگر سازمانهای اجتماعی تصمیم به برگزاری بسیجی همگانی علیه خطر ایدز برای
کودکان گرفتند تا از این طریق ضمن حمایت از بقای این کودکان، نیازهای آنان را در زمینه آموزش، سلامتی
ومراقبت دوران خردسالی مرتفع سازند.

این بسیج در حاشیه تعهدات بین المللی، اهداف توسعه هزاره و تعهدنامه اچ آی وی /ایدز اجرا میشود. هدف این
بسیج ایجاد یک مشارکت مثمرثمر، اجرایی، قابل ارزیابی و پایدار در راستای تلاشهای منطقه ای، ملی
و بین المللی برای متوقف ساختن و کاهش شیوع ایدز و تاثیرات آن بر کودکان و نوجوانان است.

اصول بنیادی

برنامه بسیج همگانی کودکان و اچ آی وی / ایدز ضمن جلب توجه عموم به میزان و خطر گسترش این
بحران در میان کودکان، منابع زیادی را نیز در زمینه مذکور فراهم نموده و برنامه های دولتی را برای
ایمن نگاه داشتن نسلهای آتی از آلودگی به اچ آی وی و کاهش تاثیر این بیماری بر کودکان و نوجوانان
آسیب پذیر بیش از پیش تقویت خواهد کرد.

این بسیج بر چهار محور اصلی متمرکز خواهد بود. این محورها با استفاده از مفاد مربوط به کودک
که در تعهدنامه ایدزِ ۲۰۰۱ سازمان ملل آمده است، انتخاب شده اند. اگر چه این موضوعات در سالهای
گذشته در بسیاری از برنامه های منطقه ای، کشوری و بین المللی مطرح شده اند اما باید آنها را تقویت
نمود تا بتوان از این راه تفاوتی حقیقی در متوقف کردن و کاهش شیوع ایدز در میان کودکان، نوجوانان
و جوانان ایجاد کرد.

این محورها به شرح ذیل می باشند :

پیشگیری اولیه: این بخش ازبسیج همگانی با مشارکت صندوق جمعیت سازمان ملل، مرکز علمی،
فرهنگی و آموزشی سازمان ملل (یونسکو)، سازمان بهداشت جهانی، جمعیت مبارزه با مواد مخدر
سازمان ملل و دیگر سازمانها، ضمن حمایت از برنامه های ملی و منطقه ای در جهت ارتقاء مهارتهای ارتباطی
، اطلاعاتی را در زمینه بهداشت باروری و جنسی با در نظر گرفتن سن و جنسیت و با هدف کاهش خطرات
و آسیب های مربوطه در اختیار کودکان، نوجوانان و جوانان قرار می دهد. این کمکها شامل دستیابی گسترده تر
به خدمات دوستدار نوجوان در زمینه سلامت، مشاوره، آزمایش و تشخیص بیماریهای منتقله از راه تماس جنسی
، پیشگیری از انتقال ویروس اچ، آی، وی از راه تزریق مواد و معرفی روشهای کم خطرتر در این زمینه است.

پیشگیریِ انتقال از مادر به کودک: این بخش از برنامه با مشارکت سازمان بهداشت جهانی و بسیاری از
سازمانها و نهادهای دیگر نظیر طرح اضطراری بوش برای کمک به برنامه های ایدز، دانشگاه کلمبیا،
بنیاد کلینتون، بنیاد ایدز کودکان الیزابت گریسر، و دیگر شرکاءء، اهداف زیر را دنبال می کند:

ارائه کمکهای فنی و تبلیغاتی برای برقراری سیاستها، دستورالعمل ها، برنامه های آموزشی و ارجاع به
مراکز مربوطه برای دسترسی همگانی به خدمات مراقبت و درمانی، ارائه کمکهای فنی و حمایتی برای
ادغام برنامه های درمانی ایدز و برنامه پیشگیری از انتقال مادر به کودک در خدمات جاری مربوط به
بهداشت مادر و کودک، تقویت ظرفیت های موجود برای تشخیص و ارائه خدمات به مادران و کودکان مبتلا
به ایدز، شامل دسترسی به آزمایش تشخیصی ایدز، داروهای پیشگیرانه، درمان ضدرتروویروسی(درمان ایدز)
و درمان عفونت های فرصت طلب

درمان ویژه کودکان : این برنامه با مشارکت سازمان بهداشت جهانی و بر اساس طرح ۳*۵ [۱]قصد دارد
داروهای پیشگیرانه ضدرتروویروسی را به طور گسترده تری در اختیار همه نوزادان متولد از می‌شود مادران
مبتلا به اچ ای وی قرار دهد تا از ابتلای آنها به اچ-آی-وی و عفونت‌های فرصت طلب جلوگیری شود. دیگر
اهداف برنامه عبارتند از بهبود روشهای بهداشت عمومی در درمان کودکان از طریق ارجاع به برنامه مرتبط
با سلامت کودکان ( شامل مکمل های ویتامین آ، مشاوره و حمایت از روشهای سالم تغذیه کودک و نوزاد،
ایمن سازی و ارائه پشه بند های آغشته به مواد حشره کش در مناطق مستعد مالاریا، آنتی بیوتیک های ضد ذات الریه
، درمان خوراکی اسهال[۲])، تاسیس مراکز درمانی نظارت و انجام آزمایش اچ آی وی برای کودکان متولد از مادران
مبتلا به اچ-آی-وی، ایجاد مراکز تغذیه درمانی نوزادان در مراکز درمانی برای کودکان بستری، ارائه امکانات
اولیه درمانی و داروهای درمان سل و ایدز برای بزرگسالان، تقویت ظرفیت های موجود برای آمادگی درمانی، آموزش
و آگاه سازی، درمان علامتی برای درد، برفک دهانی و غیره و درمان تسکین بخش[۳].

حمایت، مراقبت و کمک به کودکان مبتلا به اچ آی وی / ایدز: در این بخش با کمک شرکاءی جهانی و شرکاءی
درون سازمانی از برنامه هایی که در راستای حمایت و مراقبت از کودکان یتیم و آسیب پذیر مبتلا به ایدز عمل
می کنند حمایت خواهد شد. اصول هسته ای این بخش عبارتند از: توانمندسازی خانواده ها برای ارائه حمایت روحی
روانی، بسیج حرکت های اجتماعی، تضمین دستیابی کودکان یتیم و آسیب پذیر به خدمات ضروری از جمله آموزش
، مراقبت های بهداشتی، ثبت تولد و غیره ( شامل کمک به دولت در برنامه ریزی و لغو شهریه مدارس و کاهش
هزینه های جانبی آموزشی مثل کتب درسی و ابزار یادگیری)، برنامه های تغذیه در مدارس.

رهبری و مشارکت

در برنامه مشترک ایدز سازمان ملل، یونیسف با همکاری خانواده سازمان ملل رهبری بسیج همگانی را به
عهده داشته و گزارشات منظمی از نتایج وتجربیات بدست آمده و محدودیتها و فرصتهای پیش روی برنامه ایدز
سازمان ملل ارائه خواهد داد. این اطلاع رسانی از طریق کانالهایی چون گروه درون سازمانی برنامه ایدز سازمان ملل
و دیگر سازمان های مربوطه انجام خواهد شد.

این مبارزه نیازمند تبحر و تخصص مشترک کلیه بخشهای سازمان ملل، دولتها و شرکاءی اجتماعی است.

[۱] ۳ by ۵ initiative

[۲] Oral Rehydration Therapy

[۳] Palliative Care

مشاوره با شرکاء هم اکنون در حال انجام است و شورهای زیادی نیز با بخش های مختلف سازمان ملل
، تشکل های غیر دولتی و دولتهای اهداگر در سطح جهانی انجام شده است. در سطوح منطقه ای و کشوری نیز
مشاوره هایی آغازشده است.

این بسیج، ضمن تقویت مشارکت دولتها، سازمان ملل، تشکل های غیردولتی و غیره در زمینه مبارزه
با اچ آی وی ایدز در سطح جهانی، منطقه ای و کشوری، دستاورد نهایی را که همانا دستیابی به بهترین
نتایج برای کودکان است، افزایش می دهد.

این برنامه از همان آغاز به صورت هماهنگ با سایر برنامه ها مثل گروه کارموضوعی ایدز سازمان ملل[۱]
در سطح کشوری، طرح سازمان بهداشت جهانی برای تقویت درمان ایدز، برنامه کشوری کنترل اچ آی وی و ایدز و استراتژیهای ملی کاهش فقر و غیره اجراء خواهد شد.

[۱] ‘Three Ones’ principle (UNAIDS) on coordination at country level

” alt=”null” />
————————————–

روز جهانی ایدز

هم پیمان در برابر گسترش ایدز

روز جهانی ایدز امسال در حالی فرا می رسد که تا کنون بیش از ۲۸ میلیون نفر جان خود را از دست داده اند و
بیش از ۴۰ میلیون نفر با اچ . آی .وی زندگی می کنند . برخی کشورها موفق شده اند با تغییر رفتار جوانان در به
تأخیر انداختن سن اولین رابطه جنسی، محدود شدن به یک شریک جنسی و ترویج استفاده از کاندوم در روابط جنسی
میزان بروز موارد جدید ابتلا را کم کنند و برخی دیگر با ارائه خدمات و درمانهای مناسب و حمایت از بیماران زندگی
بهتری برای آنان فراهم نمایند. اما در اکثر کشورهای دنیا تعداد مبتلایان رو به افزایش است. میزان بروز عفونت در
بین جوانان به ویژه در اروپای شرقی و آسیا رو به افزایش است. علیرغم افزایش چشمگیر تعداد یتیمان ایدز ، نیمی از
کشورها راهبردی برای برخورد با این معضل ندارند و علیرغم آن که اکثر دولت ها راهبرد ملی برخورد با ایدز را
تدوین کرده اند اما اجرای آن عمدتا به دلیل کمبود منابع یا ظرفیت فنی با کندی مواجه است.

بر طبق پیش بینی های علمی اگر اقدامات به همین منوال ادامه یابد ۴۵ میلیون عفونت جدید تا سال ۱۳۸۹ رخ
خواهد داد . ( در ضمن ۴۰ میلیون مبتلای فعلی را هم در نظر بگیرید ) .

کشور ما نیز در این زمینه در معرض خطر است . آمار ابتلا به بیماریهای آمیزشی در سالهای اخیر روند صعودی
داشته است در این بین نسبت ابتلا در جوانان زیر ۲۰ سال نیز حدود ۱۰ درصد است . آمار رسمی ثبت شده ابتلا
به اچ.آی.وی در کشور در طی ۳ سال اخیر بیش از دو برابر شده است . آمار اعتیاد نیز کماکان روند صعودی دارد
و استفاده از مواد روانگردان نوظهور در ایران مانند اکستاسی ، شیشه و … رشد سرسام آوری داشته است . میزان ابتلا
مصرف کنندگان مواد به اچ.آی.وی - ایدز از حد متمرکز گذشته است و با توجه به اینکه حدود ۳۰ درصد مصرف
کنندگان مواد در کشور ما متأهل هستند و برخی نیز روابط جنسی خارج از حریم خانواده دارند احتمال سرایت به سایرین
زیاد است . تعداد دختران فراری ( که طبق برآوردهای موجود سوء استفاده جنسی از آنان در کمتر از یک روز رخ می دهد
) و افرادی که با آمیزش جنسی امرار معاش می کنند نیز در سالهای اخیر رشد چشمگیری داشته است . اگر آمار جرائم
جنسی را نیز در نظر بگیریم - که برخی گزارشهای آن را در صفحه حوادث روزنامه ها می خوانیم - تصویری هولناک
پیش رو داریم . در نظر داشته باشیم فقر ، کم سوادی ، بیکاری و تبعیض های جنسیتی عوامل اجتماعی مهم در گسترش اچ.آی.وی - ایدز هستند .

بر اساس تخمین های علمی بین ۷۰ تا ۱۲۰ هزار نفر در کشور مبتلا به اچ.آی.وی - ایدز هستند و بر اساس عوامل
خطری که برشمردیم اگر اقدامات عاجلی نشود رشد لگاریتمی آن دامنگیر کشور خواهد شد . در نظر بگیرید که در عرض
۳ تا ۵ سال ( و گاهی کمتر ) افراد مبتلا نیاز به داروهای خاص این بیماری پیدا می کنند که هزینه سالانه آن به
قیمت های فعلی برای هر بیمار ۱۰ میلیون تومان است و دور نخواهد بود روزی که پرداخت هزینه درمان مبتلایان
ایدز از توان دولت خارج شود .

از طرف دیگر هنوز صحبت درباره بلوغ ، بهداشت جنسی، و بیماریهای آمیزشی در خانواده‌ها مسکوت است و
طرح آموزش‌ مهارتهای زندگی در مدارس که موجب توانمندی نوجوانان در زندگی اجتماعی ، تصمیم گیری و
برنامه‌ریزی منطقی برای آینده و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی مختلف مانند بزهکاری، اعتیاد، رفتارهای پرخطر
و بیماریهایی نظیر ایدز در بین آنان می‌شود، در بایگانی مجلس و دولت نادیده انگاشته شده است. حمایت‌های اجتماعی
از جمله بیمه کامل، پذیرش بدون تبعیض بیماران در محیط کار ، اجتماع و مراکز بهداشتی و درمانی، آرزویی است
که هنوز برآورده نشده است.

متأسفانه میدان کار برای تشکل‌های مردمی نیز تنگ است و علیرغم توان بالقوه بالای این نهادها در برخورد مناسب
با آسیبهای اجتماعی مسؤولان و سازمانهای دولتی آنها را رقیبی برای خود حساب می‌کنند و سعی دارند منابع محدود
بین‌المللی را که برای تقویت فعالیتهای پیشگیرانه و حمایت از مبتلایان در نظر گرفته شده است، خود جذب کنند،
در حالی که اگر عزم جمعی مسؤولان برای اقدام مؤثر جزم شود نیازی به این کمکهای ناچیز ندارند. خوشبختانه
برخی دلسوزان در قوه قضائیه، مجلس و دولت پیگیر طراحی و اجرای اقدامات مؤثر هستند اما نیاز به حمایت
گسترده‌تری وجود دارد . تحقق عدالت اجتماعی که از آرمانهای جمهوری اسلامی ایران است زمینه خوبی برای
مهار گسترش اچ.آی.وی-ایدز می‌تواند باشد اما تا آن هنگام راه درازی در پیش است که با اقدامات دیگری باید پیمود.

برای موفقیت بایستی سیاستمداران و مسؤولان رده بالای کشور به طور شفاف سکوت و انکار درباره ایدز را بشکنند
و اقدامات عملی برای تأمین نیازهای گروه های مختلف اجتماعی در مقابله با ایدز انجام دهند. انگ و تبعیض را ریشه کن
کنیم و محیطی توانمندساز و حمایت کننده برای مبتلایان فراهم کنیم. عادات و رسومی که سلامت آحاد جامعه را به خطر می‌اندازند (مانند ازدواج اجباری، اختلاف زیاد سن یا طبقه اجتماعی در ازدواج، روابط جنسی بی محابا، خشونت جنسی،
تبعیض جنسیتی) کنار گذاشته شوند. آموزش مهارتهای زندگی برای نوجوانان و اطلاع رسانی همگانی بطور مستمر
انجام شود. زمینه فعالیت برای تشکل‌های مردمی بازتر شود. من و شما عهد کنیم در هر محفل و مجلسی از ایدز سخن
بگوییم، به ارزشها و سوگندهای اخلاقی، خانوادگی و اجتماعی خود وفادار باشیم و در یک کلام همه متعهد شویم برای حفظ سلامت خود و جامعه خود تلاش کنیم :

هم پیمان در برابر گسترش ایدز

.pezeshk.us

  نظرات ()
مروری بر ایدز و راه های ابتلا به آن و درمان های رایج نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٢٠

از زمان آلوده شدن بدن به HIV تا بروز ایدز ممکن است ۶ ماه تا ده سال و یا بیش‌تر طول بکشد در این مدت گرچه فرد به ظاهر سالم به نظر می‌رسد، اما ناقل بیماری است و می‌تواند افراد دیگر را آلوده کند.AIDS مخفف عبارت «نشانگان نقص ایمنی اکتسابی» به زبان انگلیسی است. بر اثر تخریب یاخته‌های دستگاه ایمنی بدن ناشی از اچ آی وی، برخی بیماریها و عفونتها فرصت مبتلاء کردن انسان را پیدا می‌کنند که موجب نشانه‌ها و علائم متنوعی در بدن می‌شود. برخی از این نشانه‌ها اولین بار در سال ۱۹۸۱ میلادی در افراد بالغ جوانی دیده شد که دچار نقص‌های ایمنی مادرزادی نبودند و این تعجب پزشکان را برانگیخته بود. به همین لحاظ مجموعة این علائم را «نشانه‌های نقص ایمنی اکتسابی» یا ایدز نام نهادند، چون نمی‌توانستند آن را به بیماری مشخصی نسبت دهند و هنوز اچ.آی.وی شناخته نشده بود. بنابراین ایدز مرحله‌ای است که اچ.آی.وی مدتها (چندماه تا چند سال) در بدن حضور داشته و موجب تخریب اکثر یاخته‌های دستگاه دفاعی بدن شده است و فرد مبتلاء مستعد بروز بیماریهای عفونی، سرطانها و مشکلات دیگر می‌گردد.اهمیت
اچ.آی.وی/ایدز معضلی پزشکی-بهداشتی است که ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن بسیار گسترده‌اند. از آغاز کشف اولین مبتلایان آن در خرداد سال ۱۳۶۰ تاآواخر سال ۱۳۸۳ در سراسر جهان بیش از ۶۳ میلیون نفر مبتلا شده‌اند و ۲۳ میلیون نفر فوت کرده‌اند. در حدود نیمی از کسانی که دچار ایدز هستند قبل از ۲۵ سالگی آلوده شده‌اند و بدون دارو اغلب قبل از ۳۵ سالگی می‌‌میرند. هر روز ۱۴۰۰۰ نفر جدید به مبتلایان اضافه می‌شود که نیمی زن هستند و نیز نیمی ۱۵ تا ۲۵ ساله هستند. زنان و دختران به دلائل زیستی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی بیش از مردان در معرض خطر ابتلاء و آسیب ناشی از ایدز هستند. در کشور ایران تعداد افراد مبتلای ثبت شده ۱۱۹۳۰ نفر تا اول فروردین ماه ۱۳۸۴ است که در طی ۳ سال گذشته بیش از دو و نیم برابر شده است، و رشدی لگاریتمی از خود نشان می‌دهد. تخمین زده می‌شود که بین ۶۰ تا ۱۲۰ هزار نفر مبتلای ناشناخته در ایران حضور داشته باشند. بنابراین لازم است همه و به ویژه نوجوانان و جوانان آموزشهایی در راستای پیشگیری ببینند چون تاکنون واکسن و یا علاج قطعی برای این مشکل کشف نشده است و در آینده نزدیک نیز امکان‌پذیر نیست.
a0245932.jpg

ایدز در ایران
در تاریخ ۲۷ مهر ۱۳۸۵ رئیس اداره ایدز وزارت بهداشت اعلام کرد که براساس آخرین آمار موجود در کشور، تعداد افرادی که تا اول مهرماه امسال (۱۳۸۵) در کشور به ویروس ایدز مبتلا شده و شناسایی شده‌اند ۱۳ هزار و ۷۰۲ نفر هستند. وی همچنین افزود که: “البته همچنان تخمین زده می‌شود که همکنون حدود ۷۰ هزار نفر در ایران ناقل این بیماری باشند”.

راه‌های انتقال
اچ آی وی در مایعات داخلی و مترشحه بدن انسان مبتلاء (بجز عرق و تا حدودی بزاق) وجود دارد، اما فقط از راه آمیزش جنسی، تبادل خون یا فرآورده‌های آن و از مادر مبتلاء به جنین قابل سرایت از فردی به فرد دیگر است.

۱) آمیزش جنسی اگر زن یا مردی به ویروس ایدز آلوده باشد، می‌تواند ویروس را از راه تماس جنسی به دیگری منتقل کند. تماس جنسی موقعی ممکن است منجر به سرایت اچ.آی.وی شود که یک طرف دچار اچ.آی.وی/ایدز باشد و تبادل یا تماس مایعات بدن طرفین رخ دهد. بنابراین تماس جنسی مرد با مرد، مرد با زن، زن با زن در این شرایط ممکن است موجب سرایت شود. لازم به ذکر است در مقاربتها حتی اگر انزال (خروج منی از آلت مرد) هم رخ ندهد امکان سرایت وجود دارد چون مایعات مترشحة قبل از آن هم حاوی ویروس هستند.

۲) تبادل خون انتقال خون و فراورده‌های آن اگر بدون اقدامات تشخیصی و ویروس زدایی انجام شود به احتمال بسیار زیادی موجب سرایت اچ.آی.وی می‌شود. امری که در کشور ما نیز برای بیماران هموفیلی و تالاسمی رخ داده است. لازم به ذکر است اهداء خون خطری برای سرایت به فرد اهداءکننده ندارد و فقط دریافت کنندگان خون در معرض خطرند. همچنین علیرغم انجام آزمایش‌های تشخیصی بر روی تمام نمونه‌های خون در حال حاضر اگر دوره پنجره را در نظر بگیریم که در آن نتیجه آزمایش منفی خواهد بود، بنابراین هر دریافت خون و فرآورده‌های آن باید برای آزمایش اچ.آی.وی اقدام کند. راه دیگر تبادل خون استفاده از سرنگ و ابزارهای تزریق مشترک (مانند پمپ دست ساز) است که مصرف کنندگان مواد مخدر تزریقی به ناچار یا ناآگاهانه از آنها استفاده می‌کنند. استفاده از هر نوع وسایل تیز و برنده‌ای که به خون فرد مبتلا به اچ.آی.وی/ایدز آغشته شده باشد، مانند سرنگ، سوزن، مسواک (در صورت ایجاد خونریزی لثه) و وسایل خالکوبی ممکن است ویروس را منتقل کند. راه دیگر هم سرایت از طریق پیوند اعضاء (کلیه، کبد، لوزالمعده و …) است.

۳) مادر به جنین یا نوزاد مادران باردار اگر مبتلاء به اچ.آی.وی باشند محتمل است که در حین بارداری یا هنگام زایمان ویروس به فرزند آنان سرایت کند. همچنین شیردادن مادران اچ.آی.وی مثبت به فرزندانشان ممنوع است چون ویروس درون شیر نیز ترشح شده و منتقل می‌شود. انتقال در مراحل مختلف بارداری بدون داروهای پیشگیرانه در ۲۵% تا ۴۰% رخ می‌دهد. در صورتی که خانم‌های اچ.آی.وی مثبت باردار بشوند لازم است داروهایی مصرف کنند که احتمال سرایت به فرزندشان را کم می‌کند. همچنین نوزاد متولد شده از این مادران باید مدتی داروی ضد اچ.آی.وی بگیرد و شش هفته و ۱۸ ماه پس از تولد آزمایش اچ.آی.وی بشود تا وضعیت ابتلائش مشخص گردد.

صورت ارتباط جنسی با شخص مبتلاء (مرد با زن / مرد با مرد)، احتمال آلوده شدن کدام یک بیشتر است؟
خطر انتقال ویروس اچ.آی.وی در مردان همجنسگرا بیشتر و تقریباً دو برابر مردان غیر همجنسگرا ست. درضمن خطر دریافت ویروس در بین مردان همجنسگرا در فرد مفعول بیشتر است. احتمال انتقال آلودگی در هر بار آمیزش جنسی از مرد به زن(نزدیکی مهبلی) در حدود ۱/۱ درصد است و احتمال انتقال آلودگی از زن به مرد (نزدیکی مهبلی) در حدود .۰.۳ درصد است. اما حتی یکبار تماس جنسی هم ممکن است منجر به سرایت اچ.آی.وی شود (این ارقام احتمال آماری است) بنابراین با این که احتمال سرایت در یک رابطه جنسی خیلی کم است اما صفر نیست!! و حتی مردانی وجود دارند که تنها با یک نزدیکی با زن اچ.آی.وی مثبت مبتلاء شده‌اند یا زنانی که با یکبار آمیزش با مردان اچ.آی.وی مثبت دچار شده‌اند.

در چه مواقعی احتمال سرایت از راه جنسی بیشتر می‌شود؟
اگر زخم یا عفونت تناسلی وجود داشته باشد، اگر تماس جنسی با خشونت یا اجبار باشد، اگر فردی شرکای جنسی متعدد داشته باشد و نیز در مقاربت خشک خطر سرایت بیشتر است. همچنین در آمیزش جنسی مقعدی (مقاربت از راه پشت) احتمال سرایت بیشتر از راه مهبلی است. ازدواج موقت (متعه، صیغه) چون معمولاً طرفین سابقه ازدواج‌های منجر به طلاق یا موقت متعدد با دیگر افراد هم دارند یک عامل گسترش بیماریهای مقاربتی و از جمله ایدز می‌تواند باشد.

آیا معاشقه (بدون آمیزش جنسی) باعث سرایت می‌شود؟
اچ.آی.وی از راه تماس‌های سطحی (بوسیدن، در آغوش گرفتن، لمس بدن) که عشق بازی یا معاشقه خوانده می‌شود و کارهایی مثل غذا خوردن در ظروف مشترک،انتقال نمی‌یابد.

آیا در اعمال پزشکی امکان سرایت وجود دارد؟
هرگونه عمل جراحی، اندوسکوپی، دیالیز با دستگاه، دندانپزشکی، ختنه، حجامت، تزریقات و طب سوزنی که در آن شرایط سترون سازی کامل رعایت نشود ممکن است موجب سرایت اچ.آی.وی و سایر ویروسها از یک فرد مبتلاء به دیگران شود. در این موارد لازم است تا حد ممکن از وسایل سترون یک بار مصرف استفاده شود، ابزارهای مقاوم به حرارت‌ (مثل برخی ابزارهای فلزی جراحی و دندانپزشکی) در اتوکلاو یا فور و ابزارهای غیرمصرفی نامقاوم (مثل آندوسکوپ) با مواد شیمیایی ضدعفونی شوند که این کارها باید برای هر بیمار انجام شود. البته با توجه به رعایت دقیق این احتیاطهای همه جانبه مواردی که ثابت شده باشد اچ.آی.وی از مکانهایی مانند دندانپزشکی سرایت کرده باشد در تمام جهان انگشت شمار است.

آیا کارکنان بیمارستانها و درمانگاه‌ها در معرض خطراند؟
پزشکان و پرستارانی که با بیماران اچ.آی.وی مثبت سر و کار دارند ممکن است در اثر تماس اتفاقی (فرو رفتن سوزن سرنگ یا تیغ جراحی) به اچ.آی.وی دچار شوند. در ضمن احتمال سرایت از بیمار اچ.آی.وی مثبت به پزشک بسیار بسیار بیشتر از احتمال سرایت از پزشک اچ.آی.وی مثبت به بیماران است. در هر صورت با مصرف به موقع داروهای ضدویروسی این احتمال به شدت کم می‌شود. در مواقعی که فرو رفتن سوزن یا موارد مشابه رخ می‌دهد باید در عرض ۳ روزشروع به مصرف داروهای ضد ویروسی شود. این امر با مراجعه به کلینیک‌ها و بخش‌های تخصصی بیماریهای عفونی امکان‌پذیر است. اره

آیا در آرایشگاه‌ها امکان سرایت وجود دارد؟
تراشیدن مو، خالکوبی، سوراخ کردن گوش که در آن شرایط سترون سازی کامل رعایت نشود ممکن است موجب سرایت اچ.آی.وی و سایر ویروسهای خطرناک از یک فرد مبتلاء به دیگران شود. در این موارد لازم است مشابه اقدامات پزشکی از وسائل یک بار مصرف (مانند تیغ) برای هر فرد استفاده شود یا ابزارها بطور کامل سترون شوند. توصیه می‌شود هر فرد هنگام مراجعه به آرایشگاه‌ها وسایل شخصی خود را به همراه ببرد (تیغ، قیچی، شانه، حوله و …) تا از سرایت بیماریهای عفونی جلوگیری شود. اپیلاسیون (کندن موها) ممکن است موجب آسیب به پوست و ایجاد زخم‌های بسیار ریز در محل کنده شدن موها بکند، بنابراین بهتر است از وسایل یکبار مصرف برای آن استفاده شود.

a2.bmp

راه‌های پیشگیری
با توجه به آنکه اچ.آی.وی برخلاف برخی ویروسهای بیماریزای سرماخوردگی یا اسهال راه انتقال محدودی دارد پیشگیری از آن با رعایت برخی اصول آسان است

خویشتنداری- پرهیز از هر گونه تماس جنسی پیش از ازدواج رسمی

وفاداری- پایبندی به تک‌همسری و حریم خانواده

کاربرد مداوم کاندوم- استفاده از کاپوت در هر بار تماس جنسی (و با هر نوع شریک جنسی یا همسر)

پرهیز از مصرف مواد و اعتیاد- هر گونه مواد روان‌گردان، توهم زا، شادی آور، محرک و مخدر حتی برای یکبار

در ضمن همیشه از وسائل شخصی مخصوص خودتان (مسواک، تیغ، ریش‌تراش و….) استفاده کنید.

پیشگیری پس از مواجههPost exposure Prophylaxis
برنامه‌ای شامل چند داروی ضد ویروسی است که چندین باردر روز پس از تجاوز جنسی یا مواجهه شغلی مصرف می‌شود. این داروها باید حداکثر در ۷۲ ساعت پس از مواجهه شروع شوند تا از آلوده شدن فردی به HIV چلوگیری شود. پیش از آغاز استفاده از PEP یک آزمایش HIV باید گرفته شود تا وضعیت فرد تعیین شود. اطلاعات و مشاوره باید به فرد داده شود تا وی را قادر به فهمیدن داروها، لزوم تحمل و پیگیری، لزوم تماس‌های جنسی سالم تر و آزمایش‌های HIV بعدی بکند .

جلوگیری از سرایت مادر به فرزند
انتقال HIV از مادر مبتلا به HIV به فرزند متولد نشده در سه مرحله اصلی اتفاق می‌‌افتد: وقتی مادر باردار است، زمان تولد یا هنگام شیر دهی.

انتقال در ۲۵% تا ۴۰% بدون درمان پیشگیرانه رخ می‌دهد. دو رژیم دارویی برای جلوگیری از انتقال مادر به فرزند در دسترس است. در افریقای جنوبی رژیم رایج، مصرف Nevirapine می‌‌باشد که معروف به NVP یا Viramune است و قرصی است که بانوان حین زایمان مصرف می‌کنند و به نوزاد بین ۲۴ تا ۷۲ ساعت بعد از تولد تجویز می‌شود. اگر مادر در طول دوران بارداری AZT مصرف کند و از شیردهی هم خودداری کند، میزان انتقال تا ۱۰ % کاهش می‌‌یابد. داروهای دیگر نیز برای جلوگیری از سرایت از مادر به فرزند در حال تهیه هستند. یک برنامه PMTCT مؤثر شامل: تأمین مشاوره و آزمایش آگاهانه، تهیه داور و مشاوره با زنان در مورد تغذیة نوزاد (بدون شیر مادر) می‌‌باشد.

ارتباط اعتیاد یا مصرف مواد با اچ.آی.وی/ایدز چیست؟
مواد روانگردان از دو جهت ممکن است فرد را در معرض ابتلاء به اچ.آی.وی ایدز قرار دهند:

اختلال در قوه ادراک: در این مورد هیچ تفاوتی ندارد که ماده مخدر (مثل هروئین،تریاک)، محرک (مثل اکستازی=اکس)، توهم زا (مثل حشیش، گرس، علف) یا انواع دیگر موادی (مثل مشروبات الکلی) باشد که مورد سوء مصرف قرار می‌‌گیرند. موقعی که قوای ذهنی انسان مختل باشد ممکن است رفتارهای پرخطری مانند انجام یک رابطه جنسی بی محابا انجام دهد که او را در معرض ابتلاء به اچ.آی.وی قرار دهد. طبق آمار رسمی بیش از ۴ میلیون نفر در کشور به مصرف انواع مختلف مواد می‌پردازند. در ضمن افرادی که در اعتیاد غرق شده‌اند مطمئناً به بروشورهای پیشگیری از ابتلا و انتقال اچ.آی.وی/ایدز توجهی نخواهند کرد.و راهکارهای برخورد با آنها تخصصی است.
استفاده از سرنگ مشترک در اعتیاد تزریقی: استفاده از سرنگ مشترک یا هر گونه ابزار تزریقی دست ساز (پمپ، لوله و …) برای تزریق مواد فعلاً در کشور ما بیشترین خطر را در انتقال اچ.آی.وی دارد. در حال حاضر حدود ۴۰۰۰۰۰ مصرف کننده تزریقی مواد (بویژه هروئین و مورفین) در کشور وجود دارد که تخمین زده می‌شود حدود ۴۰۰۰۰ نفر آنان به اچ.آی.وی دچار شده باشند.
فعلاً بیشترین افراد مبتلاء به اچ.آی.وی/ایدز ثبت شده در کشور ما مصرف کنندگان مواد تزریقی هستند (حدود ۶۱ درصد).

درمان
داروهای ضد رتروویروس (ARV) نخستین روش درمان HIV هستند. ARVها یکی از دو آنزیم ضروری برای تکثیر HIV را مهار می‌کنند. داروهای ضد ویروسی، HIV/AIDS را علاج قطعی نمی‌کنند اما زندگی مبتلایان به HIV را طولانی می‌کنند. درضمن برای جلوگیری از مقاوم شدن ویروس به دارو معمولاً چند دارو هم‌زمان به فرد مبتلا داده می‌شود. ۴ دسته داروهای ضد ویروسی برای استفاده درمانی وجود دارد: شبه نوکلئوزیدهای مهارکننده reverse transcriptase، مهارکننده‌های reverse transcriptase غیر نوکلئوزیدی، مهارکننده‌های پروتئاز و مهارکننده‌های ورود ویروس به باخته ها

مهارکننده‌های پروتئاز Protease Inhibitors
یک نوع ضد ویروس هستند که تکثیر HIV را متوقف می‌کنند. آنها قسمتی از HIV را که آنزیم پروتئاز نامیده می‌شود، مهار می‌کنند. وقتی آنزیم مهار شد HIV، نسخه‌های ناقصی از ویروس می‌سازد که نمی‌توانند یاخته‌های جدیدی را آلوده کند. معروفترین داروهای این گروه عبارت‌اند از indinavir،saquinavir،nelfinavir

بازدارنده‌های غیر نوکلئوزیدی ترانسکریپتاز معکوس
یک دسته داروهای ضد ویروسی می‌‌باشند که تکثیر HIV را به وسیله دخالت در یک آنزیم حیاتی ویروس کاهش می‌‌دهد. این آنزیم برای HIV ضروری است تا ماده ژنتیک خود را درون یاخته‌ها ترکیب کند. برخی داروهای NNRTI عبارت‌اند از nevirapine,delavirdine , efavirenza

Nucleoside anlogues (شبه نوکلئوزیدها)
نظیرهای نوکلئوزیدی مهارکنندة ترانسکریپتاز این آنزیم HIV را مورد هدف قرار می‌‌دهند و از تبدیل RNA ویروس به DNA ویروسی جلوگیری می‌کنند. معروفترین داروهای این گروه عبارت‌اند از zidovudine ،lamivudine، zalcitabine، abacavir،didanosineو stavudine

مهار کننده‌های ورود
این دسته اخیرا ابداع شده‌اند و جلوی ورود ویروس را به گویچه‌های سفید می‌گیرند. از این جهت متفاوت با سه گروه قبلی هستند چون آنها پس از این که ویروس یاخته‌ها را آلوده کرد جلوی تکثیر آن را می‌گیرند. تنها یک دارو از این دسته مورد تأیید مؤ‌سسه غذا و داروی ایالات متحده است که انفیوورتاید (تجاری- Fuzeon) نام دارد.

pezeshk.us

  نظرات ()
مفاهیم: مهندسی ژنتیک چیست؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٩
دانش- همشهری آنلاین- سپیده سمائی:
مهندسی ژنتیک را می‌توان به طور کلی شامل تکنیک‌هایی دانست که باعث بروز یک صفت خاص در یک جاندار می‌شود و یا منجر به تولید یک محصول به شیوه‌ای غیر از شیوه طبیعی می شود.

جداسازی، خالص سازی، وارد کردن و تظاهر یک ژن خاص در یک میزبان از جمله این تکنیک‌ها هستند.

کاربردهای مهندسی ژنتیک تقریبا نامحدود به نظر می‌رسد. این علم کاربردهای زیادی در علوم پایه و همچنین تولیدات صنعتی، کشاورزی و علوم پزشکی دارد. در زمینه علوم پایه ، بررسی‌هایی مانند مکانیزم‌های همانند سازی DNA و همچنین چگونگی ساخته شدن و تغییرات پروتئینهای داخلی سلول و همچنین مکانیزم ایجاد سرطان از جمله کاربردهای مهندسی ژنتیک است.

در زمینه کشاورزی (که زمینه بسیاری از کاربردهای مهندسی ژنتیک بوده است) تولید گیاهان مقاوم به آفات گیاهی و خشکی و تولید گیاهان پرمحصول را می‌توان نام برد. تشخیص بیماری‌های ارثی ، تولید انسولین انسانی ، تولید هورمون رشد انسان و ... از کاربردهای مهندسی ژنتیک در زمینه کاربردهای انسانی هستند.

تاریخچه مهندسی ژنتیک

سال 1953 واتسون و کریک ساختمان سه بعدی DNA را کشف کردند. این ساختمان نسبتا ساده باعث شد تا از آن پس دانشمندان سیستم‌های مختلف ژنتیکی را بررسی کنند و  از این اطلاعات استفاده کنند. به مرور دانشمندان تلاش کردند تا یک DNA را از یک موجود بگیرند و در موجود دیگر وارد کنند تا اثرات آن ژن در موجود ثانویه بروز کند.

 به این ترتیب علمی جدید جای خود را در میان دیگر علوم پیدا کرد. علمی که ابتدا با عنوانی چون «زیست شناسی مولکولی» خوانده می شد و به تدریج « مهندسی ژنتیک» نامیده شد.

انتخاب و جداسازی ژن مورد نظر، وارد کردن ژن مورد نظر در حامل، تکثیر ژن در میزبان مناسب، انتقال حامل ژن به سلول هدف، تکثیر سلول هدف و در نهایت تولید انبوه محصول یا ایجاد صفت مورد نظر مراحل مختلفی هستند که در مهندسی ژنتیک مورد استفاده قرار می‌گیرند.

برخی کاربردهای مهندسی ژنتیک

تخمیرهای میکروبی : تعدادی از محصولات مهم صنعتی بوسیله میکروارگانیزم‌ها ساخته می‌شوند که از بین آنها، آنتی بیوتیک‌ها مهمترین گروه هستند. بوسیله مهندسی ژنتیک می‌توان میکروارگانیزم‌هایی ایجاد کرد که آنتی بیوتیک بیشتری تولید کنند و یا مشتقی از آنتی بیوتیک اولیه را بسازند.

واکسن‌های ویروسی: واکسن ماده‌ای است که می‌تواند سیستم ایمنی را علیه یک عامل عفونی تحریک کند. معمولا از ویروس‌های کشته شده به عنوان واکسن استفاده می‌شود، ولی همواره این خطر احتمالی وجود دارد که ویروس به‌طور کامل غیر فعال نشده باشد. از آنجایی که معمولا قسمت فعال و ایمنی‌زایی ویروس، پروتئین‌های پوشش آن هستند، می‌توان پروتئین‌های پوششی را به تنهایی و بدون قسمت‌های دیگر تهیه کرد.

برای این کار ژن مربوط به پروتئین پوششی را در یک باکتری و یا در یک ویروس غیر بیماری‌زا کلون می‌کنند و از آنها به عنوان واکسنهای بی‌خطر استفاده می‌کنند.

تولید پروتئین‌های خاص: تولید پروتئین‌های خاص از نظر پزشکی و تجاری ارزش دارد. تولید تجاری پروتئینهای انسان از طریق استخراج از بافتها یا مایعات بدن غیر ممکن یا بسیار گران است. با کلون کردن ژن‌های مربوط به این پروتئینها در باکتریها، تولید تجاری این پروتئین‌ها امکان‌پذیر می‌شود.

تولیدحیوانات و گیاهان تغییر یافته ژنتیکی: علاوه بر تولید محصولات ارزشمند بوسیله میکروب‌ها، از مهندسی ژنتیک می‌توان به منظور ایجاد گیاهان و جانوران تغییر یافته ژنتیکی استفاده کرد.

به این گیاهان و جانوران تغییر یافته ژنتیکی، تراریخته یا ترانس‌ژنیک (Transgenetic) می‌گویند. تغییرات ژنی این موجودات، مواردی چون تولید محصولات بیشتر ، تغییر کیفیت گوشت و سبزیجات و تولید پروتئین‌های خاص که بوسیله باکتری‌ها، نمی‌توان تولید کرد، را در بر می‌گیرد.

این کار بطور کلی از طریق وارد کردن ژن‌های نوترکیب در دوران جنینی به جانوران و در کشت بافت به گیاهان انجام می‌شود. هدف نهایی از تولید حیوانات شبیه‌سازی شده‌ای چون رویانا در ایران نیز دسترسی به دانش تولید حیوانات ترانس‌ژنیک و استفاده از شیر آنها به منظور درمان برخی از بیماریهاست. (تولد بز به روش آی‌وی ام، خبری خوش برای هموفیلی‌ها)
البته استفاده از گیاهان تراریخته در تمام دنیا موافقان و مخالفانی دارد. کارشناسان محیط‌زیست از مخالفان سرسخت تولید این محصولات هستند.

تنظیم ژن‌ها و ژن درمانی: استفاده اولیه مهندسی ژنتیک در تولید محصولات مفید صنعتی و یا بهبود تولید بود، ولی مطالعات اخیر بر روی کنترل ژن‌های خاص بنا شده است. امروزه قسمت اعظم تحقیقات پایه در مهندسی ژنتیک بر روی Antisense RNA پایه گذاری شده است که نقش مهمی در تنظیم ژنتیکی بیان ژنها به عهده دارد. است.

همچنین مطالعات گسترده‌ای بر روی امکان درمان بیماریهای ژنتیکی از طریق وارد کردن ژن سالم یعنی ژن درمانی در حال انجام است.

تولید هورمون‌ها: تولید هورمون‌های انسانی یکی از کاربردهای مهندسی ژنتیک است. تولید هورمون انسولین انسانی اولین داروی تولید شده بوسیله مهندسی ژنتیک بود که مصرف عمومی پیدا کرد.

  نظرات ()
آشنایی با مواد فیلر یا پر کننده نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠

 

مواد فیلر از چه ساخته شده اند؟

مواد فیلر یا پر کننده ترکیبات مختلفی هستند که به منظور پر کردن چین و چروک ها یا افزودن حجم به بافت های مختلف استفاده می شوند. در گذشته بیشتر از سیلیکون برای این منظور استفاده می شد ولی به علت احتمال وجود عوارض نا خواسته امروزه بیشتر از ترکیبات هیالورونیک اسید استفاده می شود.

این ماده به طور طبیعی در پوست و دیگر بافتهای ما وجود دارد. ترکیبات موجود از این ماده به طور آزمایشگاهی و با روش تخمیر حاصل می شوند. بنا بر این خطر انتقال بیماری صفر و خطرایجاد حساسیت بسیار اندک بوده و نیازی به تست حساسیت نیز نخواهد بود. 
 
اثر این مواد تا کی در بدن باقی می ماند؟

هیالورونیک اسید توسط بدن ما پس از مدتی جذب میشود بنا بر این اثر این مواد دایمی نیست. معمولا در بافت های پر تحرکی مثل لب ها این مواد زودتر جدب میشوند ولی در سایر قسمت ها ممکن است تا یک سال نیزدوام داشته باشند. معمولا تزریقات بعدی با میزان کمترو برای مدت بیشتری باقی می مانند. 
 
آیا می توان از تزریق فیلر و بوتاکس به طور توام استفاده کرد؟

هیچگونه منعی برای استفاده توام این دو وجود ندارد. در واقع بوتاکس بیشتر برای بخش های فوقانی چهره و مواد فیلر برای قسمت های تحتانی کاربرد دارند. بنابر این با تزریق هردوی این مواد نتیجه بهتری عاید خواهد شد. 
 
روز تزریق

بهتر است روز تزریق آرایش نداشته باشید. همچنین چنانچه از ویتامین ای استفاده می کنید بهتر است از سه روز قبل از تزریق مصرف آن را قطع کنید. مصرف مسکن یا آرام بخش قبل از تزریق ممکن است به شما راحتی بیشتری بدهد. من برای تزریق این مواد غالبا از بلوک عصبی ناحیه استفاده میکنم بنابر این به هنگام تزریق تقریبا دردی احساس نخواهید کرد. گاه کبودی کوچکی در برخی نقاط تزریق ایجاد می شود که به سهولت با مواد آرایشی قابل پوشانیدن بوده و پس از چند روز از بین می رود. همچنین همانند هر تزریق دیگری ممکن است قرمزی و تورم در ناحیه تزریق ایجاد شود که آن نیز پس از چند روز از بین خواهد رفت.

زیبایی چهره شما چیزی است که تماما به خود شما متعلق است. متاسفانه هیچ روشی زیبایی دایم را برای شما تضمین نخواهد کرد و همانند هر دارویی هیالورونیک اسید نیز عوارض نا خواسته خود را دارد. بنابر این پیش از تزریق هر ماده میبایست سطح توقعات خود را معقولانه مشخص کنید. در این صورت است که تزریق این مواد با خشنودی شما همراه خواهد شد!

ضمنا تـوصیه من آن است که در صورتی که باردار هستید یا به کودک خود شیر می دهید از تزریق این مواد خودداری کنید.

/pezeshkan.org

  نظرات ()
چند مطلب درباره مو 2 نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠

هیرسوتیزم ، موخوره ، موی درون روییده ،

۸۷

هیرسوتیزم (HIRSUTISM) چیست؟

موهای از نوع ولوس (که در تمام بدن پراکنده میباشند)، بـر اثــر هورمونهای مردانه و یا آندروژن به موهای زبر از نوع ترمینال تبدیل میگردند .

هــورمونهای مردانه در زنان از تخمدان و غدد فوق کلوی آنها ترشح می گردد.

زمــانی کـــه ترشح این هورمون در بدن زنان افزایش میـیابد، مـوهای زیر بغل و نواحی اعضای تناسلی و صورت به خاطر آنکه به این هورمون بیشتر حساس میباشند، در ایـن نـواحـی موها سریعتر به نـوع تــرمینال تبدیل میگردند. بنابراین زنان دچار پرمویی می شوند .

الـبـتـه پـر مـویی در زنـان پس از یائسگی نیز بطور خفیفی مشاهده میگردد. کم کاری تیروئید، اسـتـفاده از داروی مینوکسیدیل و قرصهای جلوگیری از بارداری حاوی پروژسترون نیز موجب پر مویی میگردند.

درمان آن شامل :

۱- دکلره کردن و بی رنگ ساختن موهای صورت .

۲- کندن موها توسط موچین، ریش تراش، بند انداختن و الکترولیز

موخوره چیست؟

زمانی که ساقه مو از درازا شکاف برمیدارد و سر مو شاخ شاخ می گردد، به آن موخوره شدن مو می گویند. در این حالت کوتیکول محافظ مو آسیب میبیند و فـیبر داخلی مو فرسوده میگردد .

عوامل ایجاد موخوره :

۱- سشوار و اتو حالت دهنده مو چربی طبیعـی مــو را از میان برده که سبب موخوره میشوند
۲- کمبود آب بدن: آب فراوان بنوشید .
۳- برس کشیدن موهای خیس: چـون ســبب کشیدگـی ساقه مو شده و موها آسیب میبینند .
۴- از گیره و سنجاق سر کمتر استفاده کنید .
۵- در معرض زیاد نور خورشید قرار نگیرید .
۶- در محصولات مو حاوی الکل استفاده نکنید .
۷- استـفاده از رنـــگ مــو و فر کردن مو نیز سبب موخوره میگردد .

علت اصلی موخوره کاهش رطوبت و چربی مو میباشد. تــنها راه درمان آن قیچی کردن موخوره مو است. سـعی کنید سر موهای خود را برای پیشگیری از موخوره شدن هر ۶ هفته یکبار اندکی کوتاه کنید .

موی درون روییده (INGROWN HAIR) چیست؟ 

هـــــنگامی که سر مو بدرون پوست فرو میرود به آن موی درون روییده میگویند. علت اصلی آن این است که هـنگام تـراشـــیدن مو توسط تیغ و یا ماشین اصلاح، مـوهـا را بـر خلاف رویششان کوتاه میکنند. هــمواره موها را در جهت رویششان بتراشید. یک دلیل دیگر آن این می بـاشـــد که موها زیاد از ته تراشیده می شوند. مــوهای درون روییده می توانند سبب التـهاب، خـارش و یـا عـــفونت گردند اما
معمولا خودشان خودبخود برطرف می شوند .

چگونه مو ها را صاف و یا فر می کنند؟

همانطور که مطالب قبلی اشاره شد، مـو از پـروتـئـیـن کــراتین تشکیل یافته اسـت کـه قسـمت عـمده این پروتئین از اسد آمینه سیستئین (CYSTEIN) ایجاد شده است.

این اسید آمینه دارای ترکیب سولفور در ساختمان خود میباشد.هنگامی که دو سولفور با یکدیگر پیوند میخورند تشکیل پیـوند دی سـولفـیـد را میدهند که یک پیوند کوالانسی می بـاشـد .
هـمچـنـین در مــــو تعداد زیادی پیوند هیدروژنی مـوجــود می بـاشـــد. خیس شدن موها سبب از هـم گسسـتـن پیوندهای هیدروژنی و خشک شدن موها سبب میـگردد .
بنابراین شما با خـیس کـردن مـوها قـادر بـه حــالت دادن موهای خود می بـاشید . امـا بــرای فر کردن دائم موها از محصولات ویژه ای استفاده میگردد.

ایـن محصولات دارای دو جزء اصلی می بـاشند .

۱- جزء اول که سبب ازهم گسستن پیوندهای دیسولفید در مو می گــردند که مـعـمـولا از مــاده ای بنــام آمونیــوم تیوگلیکولات (AMMONIUM THIOGLYCOLATE) استفــاده میگردد .

۲- پـس از آنـکه مو را به حال دلخواه در آوردند از یک عامل اکسید کننده بنام هیدروژن پروکساید برای متصل ساختن مجدد پیوندهای دی سولفاید استفاده میکنند. به این طریق موهای شما فر میگردنـــد. برای صاف کردن موها نیز دقیقا از همین روش استفاده میشود .

 

 

رشد مو ، ریزش مو

۸۷

ریزش مو چیست؟ اکثر مردم روزانه بین ۷۰ تا ۱۵۰ تار موی سرشان را از دست می دهند، که عمدتا‎‏ً در حین شستشو، شانه زدن و یا بستن موی سر است.

معمولاً کم شدن موی سر هنگامی است که ریزش مو بیشتر از رویش مو باشد. کم مو شدن وقتی قابل توجه است که حدود ۴۰% از چگالی موی سر از دست رود.

علل عمده ریزش مو:

موروثی: علت اکثر طاس شدگی ها  استعداد ژنتیکی است. به عبارت دیگر، ریزش مو بخشی از آرایش ژنتیکی فرد است. این صفت ژنتیکی فردی صفت طاسی مردانگی است و معمولترین علت کاهش مو، طاسی ژنتیکی یا کم مو شدن ژنتیکی نام دارد.


بیماری، شرایط خاص فیزیکی یا معالجه بعضی از بیماریها: این مورد شامل تب بالا، بیماری تیروئید، زایمان، پروتئین ناکافی در غذا، کمبود آهن، معالجات سرطانی، استفاده از داروهای خاص و علل دیگر.
ریزش مو از دو طریق است:

ریزش موی تدریجی: نواحی مشخصی از مو ریزش می کند در حالی که باقی پوست سر یک پوشش کافی از مو را حفظ می کند.


ریزش موی کلی: کاهش یکنواخت مو در تمام سر بدون اینکه رشد معمول مو دیده شود.
دسته بندی های متفاوتی از طاسی وجود دارد که عبارت اند از:

طاسی آراتا: بیماری است که نواحی مشخصی به شکل تکه ای طاس می شود. معمولاً اگر درمان نشود ۶ تا ۱۲ ماه پس از بیماری بطور کامل طاس می شود.
طاسی توتالیس: یک وضعیت غیر عادی که کل موی سر ریزش می کند. علت این بیماری ناشناخته است
طاسی یونیورسالیس: ریزش کلی مو در همه بخشهای بدن است.
آندروژنتیک طاسی: طاسی است که به علت ژنتیکی است. این عامل می تواند تأثیرگذار بر مرد و زن باشد، اگرچه زنان استعداد به ارث بردن کامل طاسی را ندارند. این وضعیت می تواند در سنین نوجوانی، ۲۰ یا ۳۰ سالگی باشد.


جالب است بدانید!
در داستان سامسون و دلیله دیده می شود که در گذشته در تصور عوام، زور و نیرومندی با موی بلند ارتباط مستقیم داشته است. اینکه سرچشمه نیروی سامسون به علت موهایش بوده است. در ادامه دلیله برای تنبیه سامسون  سر او را تراشیده بود.

امروزه، این تصور غلط در بسیاری از جوانان غربی وجود دارد در حالی که مردان زیادی احساس راحتی با طاسی سر می کنند و حتی نامداران و پهلوانان زیادی با سرهای طاس ورزش می کنند بنابراین چنین نمونه هایی دلیلی بر نفی این افسانه است که سر پر مو برای جوانان یا مردان افتخار محسوب می شد.
 

ساختمان مو

هر مو همراه یک غده ترشحی مویی رشد می کند، که یک مجرای بسیار کوچکی از سلولها است که به سطح پوست منتهی می شود.هر تار مو یک ریشه و یک بدنه همراه این غده دارد.

اگر شما ناگهان موی خود را بکشید و آن را بالا نگهدارید تا انتهای روشن تر مو که همان ریشه مو است، آشکار می شود. ریشه مو پیازی متورم شده سفید رنگ در انتهای عمقی تار مو است. ریشه بین ۲ تا ۴ میلیمتر  زیر سطح پوست است. هدفش تولید موی حقیقی که همان بدنه موست، می باشد. بدنه مو دارای هیچ بافت زنده ای نیست. بدنه مو شامل مواد پروتئینی پیچ دار در یک نظم طناب مانند و خیلی نازک است. این بخشی از ساختمانی است که ما از اصطلاح معمول مو تصور می کنیم.

افزایش رشد مو

بسیاری از مردم در رشد موهاشان عجله دارند چون یا در آستانه ازدواج کردن هستند، یا قصد رفتن به مجلسی رسمی را دارند، یا در انتظار ملاقات همسرشان در آینده نزدیکند، یا قسمتی از پوست سرشان دیده می شود و می خواهند جای خالی بی مو در سر هر چه زودتر پر شود.

آنها خواستار توصیه ای اند که چگونه موهای کوتاهشان در چند هفته بلند شود. اگرچه شبیه چنین مقالات و تبلیغات و وب سایتهایی مبنی بر بلند شدن آنی مو را می بینید ولی طبق نظر متخصصان چنین رشد آنی مو امکان ندارد.

 منتظر معجزه نباشید عوامل زیادی می تواند باعث به حداکثر رساندن توانایی رشد موهاتان باشد اما بستگی به فاکتورهای مختلفی دارد که آنها نیز محدودیت هایی دارند. در این مقاله سعی شده نکاتی که می تواند برای شما در مورد افزایش سرعت رشد مو مفید باشد تقدیم گردد.

 بهترین موقع برای بلند شدن مو شب هنگام است که بیشترین رشد مو را دارید. ولی نه آنقدر که وقتی از خواب بیدار شدید  مو های شما یکی دو سانت رشد کرده باشد.

استثنائات نادری وجود دارد، اما تحقیقات علمی نشان داده است که موی سر اغلب مردم حداکثر ۶ اینچ ( در حدود ۱۵ سانتی متر) در سال رشد می کند. یکی از این استثنائات، شخصی به نام «کریستال گیل» است که بطور قابل توجهی نرخ رشد مویش از میانگین افراد سریع تر است.

موهاتان مرده است ــ اجازه دهید در آرامش استراحت کند.

متأسفانه بسیاری مردم از این موضوع بی خبرند مو می تواند بطور فوق العاده ای مرتجع شود. هر مو یکبار از میان پوست ظاهر می شود و امکان تجدید و ترمیم کردن دوباره خود را  ندارد.

تعداد استاندارد موی سر افراد معمولی ۱۰۰/۰۰۰ تاست که بطور میانگین سرعت رشد فقط نیم اینچ (۱٫۳ سانتی متر) در ماه است.

از نظر زمانی اگر انتهای مو رشد مستقیم رو به پایینی تا شانه داشته باشد، تقریباً ۲ سال زمان لازم است. در این باره فکر کنید دو سال زمان طولانی است تا مو روزانه در معرض استهلاک محیطی، شستشو، خشک کردن، شانه زدن و هر فرایند شیمیایی دیگری باشد!

مو شبیه یک تکه ابریشم یا پارچه نرمی است که حتی اگر بهترین مراقبت ممکن را از موتان بکنید باز هم بعد از ۲ سال رو به فرسودگی و کهنگی می رود و در دوره رشد مو، بهم فشرده و پیچیده می شود.

حداکثر دوره رشد مو

ویتامین ها و مواد معدنی نقش مهمی در حفظ سلامتی مو ایفا می کنند. هر کمبود مواد مغذی می تواند منجر به نازک شدن مو یا حتی طاسی کامل شود.

این یک حقیقت ثابت شده است که تیروئید کم کار می تواند در نتیجه باعث فرفری شدن و شکنندگی مو شود در حالی که در تیروئید پرکار، مو چرب و شل می شود.

دلیل اصلی باریک شدن مو نهایتاً به شرایط بدنتان برمی گردد. با بدن سالم و با تغذیه خوب، مو درخشان و باشکوهی خواهید داشت. اگر هر مشکلی از نظر سلامتی دارید یا هر کمبود غذایی را تحمل می کنید، موتان ممکن است توقف رشد یا آسیب را نشان دهد.

اگر بدنتان در سلامت خوبی باشد، دوره رشد ژنتیکی مو می تواند افزایش یابد. در این میان خوردن ترکیب مناسب اسیدهای آمینه، ویتامینهای B، همین طور B6، بیوتین، اینوزیتول و اسید فولیک در برنامه مواد مکملی مهم است. کشف شده برخی مواد معدنی شامل منیزیم، سولفور، سیلیکا و روی در حفظ سلامتی مو مهم اند.

همچنین بتاکاروتن برای رشد مو بسیار مهم است. به خاطر اینکه به ویتامین A که به عنوان یک نیاز بدن است تبدیل می شود، به ادامه رشد نرمال مو، رشد استخوان، حفظ پوشش رشته های عصبی، همچنین به سلامتی پوست، مو و ناخن کمک می کند. بتاکاروتن در سبزیجات و میوه های زرد و سبز یافت می شود.

پروتئین مهم است.

چون مو از پروتئین است، غذایی که پروتئین کمی دارد ممکن است باعث نازک شدن مو یا تأخیر در رشد مو شود. این حرف درست است که اگر غذای با پروتئین کافی بخورید در اغلب موارد پیامد آن بهبود رشد مو است.

بعضی کارشناسان تغذیه پیشنهاد می کنند بکارگیری رژیم غذایی جگر گاو، مخمر آبجو، گندم و روزانه ۲ قاشق سوپخوری از لسیتین دانه دانه شده، باعث افزایش رشد مو، استحکام و زیبایی مو می شود.

منابع غذایی خوب دیگر برای پروتئین شامل ماهی، تخم مرغ، انواع لوبیا و ماست است.

پروتئین سبوس دار هم به تحریک رشد مو کمک می کند. یک مطالعه از نتایج سبوس در مو بیان می کند که سبوس به تنهایی باعث تقویت مو نمی شود اما سبب رشد آن می شود.

موانع رشد

استرس بیش از اندازه و بعضی داروها شناخته شده اند که رشد مو را به تأخیر می اندازد. اما اگر در شرایط مصرف دارو هستید طبق دستور پزشک باید عمل کنید و توجهی به آسیب مو نکنید.

هشدار: همیشه قبل از اینکه هر نوع ویتامین، مواد معدنی یا دستور گیاهی از هر نوعی که می خواهد باشد را مصرف کنید، با پزشکتان مشورت کنید تا دخالتی در درمانی که شما تحت نظر هستید، نداشته باشد.

بهر حال اگر تحت استرس شدیدی هستید پزشک می تواند در کاهش استرس کمک کند، می دانید که عبادت یا استراحت راهی برای تقلیل هر نوع استرس مهم در زندگیتان است. مویتان عاشق زندگی بی استرس برای شماست. بخش دیگری از کمک به مو، استراحت و خواب است. دریافته اند که باعث رشد سریعتر می شود، مو نیاز به مقدار کافی خواب ( ۷ تا ۹ ساعت در شبانه روز ) دارد.

مکمل های رشد مو

تغذبه صحیح، ورزش، کاهش استرس، استراحت، حصول خواب زیاد راهی برای به حداکثر رساندن توانایی رشد مو است. همین طور می توانید مکمل های خوب محتوی ویتامین های ضروری و مواد معدنی را بخورید یا می توانید فرمول شخصی برای خود بسازید.

لیست مکمل ها

شیوه زندگی خود را تغییر دهید، هر روز مکمل های زیر را بخورید چون در افزایش رشد مو مؤثر است:

ویتامین B کمپلکس ــ ۵۰mg ویتامین های B مهم (شامل فولیت، بیوتین و اینوزیتول)
ویتامین B6 ــ ۵۰mg
ویتامین C همراه بیوفلاونویدها ــ ۱تا ۲ گرم در روز
ویتامین E، به میزان ۴۰۰ تا ۸۰۰ Iu
بتاکاروتن ۱۰۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ Iu در روز
توصیه در خوردن منیزیم، سولفور، روی (برای مصرف این مواد حتماً با یک متخصص مشورت کنید.)
سیلیکا ــ ۳۰۰mg در روز
انواع گیاه گزنه ۲۵۰mg سه بار در روز
روغن دانه کتان یک قرص
انواع رشد مو

بسیاری از متخصصان رژیم غذایی زیر را سفارش کرده اند که بسته به نوع مراقبت از مو، بسیار مفید است.

۱ــ سیگار کشیدن را ترک کنید یا کمتر مصرف کنید، نوشیدنی های کافئین دار و کربنات دار (نوشابه هایی مانند کوکاکولا) بدن را ضعیف می کنند و مانع حداکثر توانایی رشد مو می شوند.

۲ــ رژیم غذایی سالمی مصرف کنید. از غذاهایی که قند و چربی بالایی دارند اجتناب کنید.

۳ــ از موتان مراقبت کنید و از هر شانه و برس زدن یا دست کشیدن غیر ضروری اجتناب کنید.

۴ــ از آب داغ، خشک کننده های خیلی گرم یا شکل دهنده های مو که سبب استرس مو می شود خودداری کنید.

۵ــ هفته ای یکبار ماساژ پوست سر دهید تا سلولهای مو تحریک شوند.

۶ــ یک سری درمانهای مداوم روغن های گرم را انجام دهید تا از تیزشدن سر مو جلوگیری شود.

۷ــ مرتباً مو را کوتاه کنید تا موخوره (دو شاخه شدن انتهای مو) زدوده شود و مو فرصت رسیدگی و سالم شدن را پیدا کند.

۸ــ استراحت و خواب کافی به بدن اجازه می دهد تا مو به خوبی رشد کند.

pezeshkan.org

  نظرات ()
چند مطلب درباره مو 1 نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠

بررسی مو و چگونگی ریزش مو


هر شاخه از موی سر انسان دارای یک سیکل رشدی می باشد که به طور ژنتیکی برای آن طراحی شده و این سیکل شامل رشد، پیری و ریزش است به طور متوسط روزانه ۵۰ تا ۱۰۰ مو میریزد

هر شاخه از موی سر انسان دارای یک سیکل رشدی می باشد که به طور ژنتیکی برای آن طراحی شده و این سیکل شامل رشد، پیری و ریزش است به طور متوسط روزانه ۵۰ تا ۱۰۰ مو میریزد البته در افراد مختلف متفاوت است همچنان که یک مو میریزد موی جدید جای آن را می گیرد. مشکل زمانی آغاز میشود که موهای ریزش یافته بیشتر و سریع تر از موهای رویش یافته جدید باشد و یا رشد موهای جدید ضعیف شود در این حالت بعد از مدتی از تعداد کل موها کاسته شده و فرد متوجه کاهش حجم موهایش می شود . این علت اصلی ریزش مو می باشد عوامل مختلفی می توانند روی سیکل رشد مو اثر کنند و باعث ریزش موقت و یا دائمی شوند شامل:

تلوژن افلوویوم یا ریزش با تاخیر ناشی از استرس
استرس میتواند عامل مهمی ریزش مومحسوب شود. به طور طبیعی ۱۰-۵ % از موهای سر در مرحله استراحت به سر میبرند یک استرس شدید باعث میشود درصد زیادی از موها در یک زمان وارد مرحله تلوژن شوند و رشدشان متوقف میشود.چند ماه بعد از استرس وارد شده موهای در حال استراحت دچار ریزش شده و این ریزش به حدی شدید میباشد که باعث نگرانی فرد میشوداین استرس میتواند شامل: یک ضربه روحی ناگهانی (مرگ یکی از نزدیکان ، از دست دادن شغل ، جدایی) یا بیماری (تب شدید، عفونت، آنفلوآنزاو…) یا خستگی شدید ناشی از کار زیاد ، داشتن جراحی.
چون این حادثه چند ماه قبل اتفاق افتاده فرد ریزش موی خود را به آن نسبت نمی دهد این یک شرایط موقتی میباشد و طی چند ماه موهای جدید با سیکل طبیعی شروع به رشد میکنند ودر سیکل آینده درصد زیادی از موها وارد مرحله استراحت نمی شوند .

آناژن افلوویوم یا ریزش ناگهانی
آناژن افلوویوم شرایطی است که درصد زیادی از موهای در حال رشدبه طور ناگهانی ریزش پیدا میکنند. شیمی درمانی و رادیو تراپی در درمان سرطان عامل پر قدرتی است که باعث توقف فاز رشد و ریزش مو میشود .شیمی درمانی و رادیو تراپی روی سلولهایی از بدن که به سرعت تقسیم میشوند مثل سلولهای سرطانی اثر کرده و باعث از بین رفتن آنها میشودمتاسفانه چون سلولهای ناحیه فولیکول موسرعت تقسیم بالایی دارند این داروها روی آنها هم اثر کرده و باعث از بین رفتن فولیکولها میشود. البته این حالت هم موقت بوده و چند ماه بعد از توقف شیمی درمانی موها شروع به رشد میکنند.

تغذیه نامناسب
بعد از مدتی تغذیه نامناسب بدن با کمبود ویتامین ، پروتئین و آهن مواجه شده و هر کدام از این کمبودها میتوانند باعث ریزش شدید مو شوندالبته اثر آنها میتوانند موقت باشند و در صورتی که کمبودها اصلاح شوند ریزش مو طبیعی میشود.

فاکتورهای شیمیایی
مواد شیمیایی که در رنگ کردن موها ، فر کردن ، صاف کردن و دکلره استفاده میشوند میتوانند باعث خشک شدن و خورد شدن موها شده وریزش موقت ایجاد کنند در مواردی این ریزش موها دائم شده و موهای ریخته شده دوباره رشد نمیکنند.

عدم تعادل هورمونها
به هم خوردن شرایط درونی و هورمونی بدن باعث ریزش موی شدید میشود این موارد شامل: دیابت کنترل نشده، بیماری تیروئید، کلیه ، کبد، لوپوس، سندرم تخمدان پلی کیستیک
در این شرایط تا درمان کامل بیماری اصلی ریزش مو ادامه خواهد داشت.بنابراین یافتن علت اصلی ریزش مو مهمترین قدم در درمان آن میباشد.

طاسی آندروژنتیک
معمولترین علت ریزش مو در آقایان عامل پر قدرت آندروژنتیک می باشد.همانگونه که از نام آن مشخص میباشد دو فاکتورمهم هورمون آندروژن و ژنتیک نقش اصلی را در این ریزش مو دارند .درخانمها هم این نوع ریزش مو ایجاد میشود ولی معمولا باعث نازک شدن مو وریزش منتشر در سر میشود. در آقایان بعد از بلوغ به دنبال آفزایش سطح هورمونهای آندروژنی نازک شدن موها و عقب رفتن موهای ناحیه پیشانی شروع میشود.

تستوسترون چه نقشی درایجاد طاسی مردانه دارد؟
هیچ شکی وجود ندارد که هورمون تستوسترون نقش مهمی در رشد ، نحوه پراکندگی موهای بدن دارد. در زمان بلوغ رشد موهای ثانویه در نواحی زیر بغل وشرمگاهی وهمچنین رشد مو در صورت آقایان و موهای کوتاه و نازکتر در بدنشان به دلیل افزایش هورمون مردانه تستوسترون می باشد.در سلولهای خاصی از بدن هورمون تستوسترون به هورمون قوی تر دی هیدرو تستسترون تبدیل میشود البته این کار توسط آنزیم ۵- آلفا ردوکتاز انجام می شود . درمال پاپیلای فولیکول مو گیرنده های زیادی برای این هورمون دی هیدرو تستسترون داشته و این هورمون اثر مخرب برای فولیکولهای سر دارد و باعث ضعیف شدن آنها شده و موهای درآمده نازک تر به نظر میرسند تا اینکه دیگر مویی از آن فولیکول رشد نمی کند

کوچک سازی یا مینیاتوری شدن
دی هیدرو تسترون از طریق کوتاه کردن سیکل رشد مو باعث میشود موی ضخیم در فولیکولهای حساس موی سر به موی کرکی و نازک تبدیل شود این کار باعث میشود یک فولیکول قبل از رسیدن به مرحله آخر رشد به طور زودرس وارد فاز استرحت شده و رشد بیشتر آن متوقف میشود.تصویر زیر یک فولیکول مویی که از نظر ژنتیکی حساس به آندروژن می باشد را نشان میدهد ازفاز آناژن به تلوژن رسیده و سپس وارد مرحله آناژن جدید شده در حالی که کوچکترو نازک تر و کمرنگ تراز قبل به نظر می رسد در صورتی که این سیکل رشد معیوب چند بار تکرار شود یک موی ضخیم به موی کرکی تبدیل شده و سرانجام دیگر موی قابل رویتی از این فولیکول رشد نخواهد کرد فولیکول مو مرده و طاسی کامل می شود این پدیده کوچک سازی یا مینیاتوری شدن مو نامیده میشود.  

ژنها چه نقشی در ریزش مو دارند؟
بر اساس برخی از مطالعا ت ژن طاسی روی کروموزوم اتوزومال قرار گرفته و روی کروموزوم جنسی نیست. جایکاه دقیقی که روی کدام یک از کروموزومهای اتوزومال شماره ۱ تا ۲۲می باشد مشخص نشده .این ژن در مردان به صورت اتوزومال غالب و درزنان اتوزومال مغلوب ظاهر میشود.در مرحله تشکیل جنین ژن طاسی باعث می شود یک سری از فولیکولهای مو نسبت به دی هیدرو تستوسترون حساس شوندو بعد از بلوغ به دنبال افزایش سطح هورمونهای آندروژنی این فولیکولهای حساس وارد مرحله کوچک سازی شده و از بین میروند .

 

 

مشکلی به نام پر مویی و موهای زاید


با موهای زائد چه باید کرد

موهای زاید یا ناخواسته، یکی از مشکلات شایع زیبایی در هر دو جنس زن و مرد است. البته پر مویی در زن و مرد دو مفهوم متفاوت دارد.

در مردان رویش ریش و سبیل امری طبیعی و مطلوب است، در حالی که در خانم ها رشد موی صورت و بدن یک امر ناخواسته و بسیار رنج آور و باعث به وجود آوردن مسایل روحی و اجتماعی برای دختران در سن بلوغ می شود.
با توجه به شیوع پُرمویی در خانم های ایرانی، مراجعات روزمره زیادی به پزشکان متخصص صورت می گیرد.
از بدو تولد، به طور کلی سه نوع مو بر روی بدن انسان وجود دارد که شامل انواع زیر است:
۱- موی کرکی یا لانوگو: که به صورت کرک روی جنین در شکم مادر وجود دارد و پس از تولد می ریزد.
۲- موهای نازک یا ویلوس: که از هنگام تولد تا بلوغ تقریبا اکثر نقاط بدن را می پوشاند. این موها بسیار نازک و کمرنگ هستند و رشدی ندارند، به طوری که دیده نمی شوند. مثلا صورت خانم ها به اندازه موی سرشان پیاز مو دارد، ولی دیده نمی شود و این پیاز مو در تمام قسمت های بدن، به جز کف دست و پا دیده می شود.
۳- موهای ترمینال یا نهایی: که در زمان بلوغ در اثر تبدیل موهای نازک به موهای ضخیم و پر رنگ ایجاد می شوند. چنانچه در خانم ها میزان آندروژن (هورمون مردانه) بیش از حد باشد، یا حساسیت بیش از حد گیرنده های آندروژنی موجود باشد، ممکن است رشد موهای ترمینال در قسمت هایی از بدن زنان دیده شود که معمولا در مردان بالغ دیده می شود؛ مثل چانه، بالای لب، گردن، سینه و یا موهای کلفت بدن که به آن بیماری هیرسوتیسم می گویند.
مراحل رشد مو
رشد مو دارای سه مرحله زندگی است که شامل:
- مرحله ی رشد یا آناژن (ANAGEN) که بستگی به وضعیت فولیکول، جریان خون و مقدار هورمون در دسترس دارد.
- مرحله ی ریزش سریع یا کاتاژن(CATAGEN)
- مرحله ی نهفته مو یا تلوژن(TELOGEN) یا فاز استراحت، است. (در تصویر بالا این مراحل نشان داده شده است. روی آن کلیک کنید.)
در نقاط مختلف بدن این مراحل متفاوت است، مثلا در ساعد فاز استراحت بیشتر و در موهای سر فاز رشد بیشتر است.
از جنبه دیگر موها به دو دسته کلی تقسیم می شوند:
الف) موهای معمولی که هورمون ها اثر زیادی روی آنها ندارند، مثل موهای ابرو، پلک و موهای زیر لب.
ب) موهای جنسی که به هورمون های جنسی پاسخ شدید می دهند و بیشتر در صورت، گردن، پایین شکم، فقسه سینه، سینه ها و ناحیه شرمگاهی هستند.
اگر هورمون مردانه در بدن زنان زیاد شود، موهای سر آنها ریزش می کند، ولی موهای جنسی بیشتر رشد می کند و ضخیم و پررنگ تر می شود و پُرمویی شدید ایجاد می کند. بنابراین اگر خانم ها دچار پرمویی در نقاط دیگر بدن هستند، باید قبل از درمان، علت پُرمویی توسط پزشک متخصص تشخیص داده شود. اگر همراه موهای زائد، علایم دیگری مثل ریزش موی سر، آکنه یا جوش و غرور جوانی، اختلالات قاعدگی ، چاقی ، فشار خون بالا، بیماری قند، کلفت شدن صدا و نازایی وجود داشت، بسیار مهم و قابل بررسی است.
در این بیماران بایستی آزمایشات مربوط به تخمدان ها، غدد فوق کلیوی، تیروئید ، آزمایشات قند و انسولین صورت گیرد و اگر آزمایشات در محدوده ی طبیعی بود، ممکن است بیمار مبتلا به هیرسوتیسم ایدیوپاتیک یا ناشناخته باشد که گیرنده های هورمونی در این افراد حساسیت بیشتری به آنزیم ۵- آلفاردوکتاز دارند.
مصرف بعضی داروها از قبیل داروهای ضد صرع ، کورتون، ACTH، آنابولیک ها، دانازول و سیکلوسپورین ممکن است باعث افزایش موهای زائد بدن شود.
پرمویی صورت پس از یائسگی ، مخصوصاً در زنان نژاد مدیترانه ای نسبتا شایع است. به علت نارسا شدن تخمدان ها در تولید هورمون زنانه و افزایش هورمون مردانه در این افراد، موهای کرکی صورت در نقاط لب فوقانی، چانه و اطراف صورت تیره تر، ضخیم تر و زبرتر می شوند.

 

 

 

انواع موی سر و روشهای شستشوی آنها

 

انواع موی سر و روشهای شستشوی آنها

موی سر حالات مختلفی دارد به شرح آن خواهیم پرداخت . مو از نظر ارگانیسم ساختمانی د رهمه یکسان است و فرقی با همدیگر ندارد .

 آن تفاوت ظاهری که د رموهای آدمیان می بینیم فقط حالت موها است که با یکدیگر متفاوت می باشد .

برای شناخت حالات مختلف مو فقط در میزان چربی و خشکی درآن است و ازاین نظر موها را به سه دسته ی کلی تقسیم می باشند. مثلا

موهای چرب : چرب ، چرب شدید ، چرب معمولی
موهای عادی : چرب عادی ، خشک عادی
موهای خشک :خشک معمولی ، خشک و خشک شدید

تقسیماتی که برای حالات مو در نظر گرفته شده مولود پوست می باشد که خود ناشی از فعالیت غدد چربی زیر پوست است که نوع و حالت موها را مشخص می سازد . حالت مو که مدیون پوست سر ممی باشد چربی و خشکی پوست نیز بستگی مستقیم به ترشح غدد چربی در پوست دارد .

به همین جهت لازم است که درباره غدد چربی به توضیح بیشتری داده شود .

درهر سانتی متر مربع پوست سر در حدود ۵ عدد غدد چربی وجود دارد . کار این غده ها ترشح چربی می باشد . این ضمایم پوستی از جایی چربی نمی گیرند بلکه خود عامل مستقیم تولید آن هستند .

وقتی غده ها چربی را می سازند از طریق لوله ی مجاری آنرا به خارج پوست بدن که احتیاج به این چربی دارد هدایت می کنند. زیرا در نبود آن پوست ترکیده و قابلیت ارتجاعی خود را از دست می دهد و کمبودش را به هر طریق که شده باید جبران کرد ، در غیر اینصورت خطراتی در بر خواهد داشت .

زیادی چربی نیز  باعث مزاحمت می گردد بطوریکه روی پوست سر جاری شده و این عمل موجب می شود که روی  روزنه های پوستی را بپوشاند و عمل تنفس پوستی اکسیژن گیری را مختل می سازد و محیط  نامناسبی را برای موها فراهم کند و سرانجام ریزش شدید موها را سبب میگردد .

اگر چربی پوست سر زیاد باشد می گویند  پوست سر چرب است و چنانچه غدد در کار خود کم کاری کنند می گویند پوست سر خشک است واگر غده ها فعالیت عادی و طبیعی داشته باشند می گویند پوست سر معمولی است و این حالت ایده آل  برای پوست و مو می باشد. 

 شستشوی موی سر

منظور از شستشوی موی سر تمیزی و بهداشت آن به نظر می آید و معنای شستشو هم همین است ولی اگر به ژرفای مطلب بیشتر تعمق کنیم به این نتیجه می رسیم که نظافت سر را می توان با روشی انجام داد که هم موها تمیز شود و هم بر وفق مراد پوست و موی سر باشد .

می دانیم که حالات موها با بکدیگر متفاوت است و چنانچه قبلا توضیح داده شد در اصل سه حالت برای موها وجود دارد، چرب ، طبیعی و خشک .

اگر چنین فکر کنیم که هر سه این حالات را به یک نوع باید شست اشتباه کرده ایم ، زیرا یک نوع شستن موی سر فقط می تواند یکی از این سه نوع را در بر گیرد و در مورد دو نوع دیگر آن درست درنمی آید و تازه معلوم نیست که این نوع اول روش درستی باشد.

به هنگام نظافت موها باید نوع آنرا در نظر داشت و همینطور مواد پاک کننده ی آنرا و مهمتر اینکه روش شستشو باید بر مبنای اصولی و صحیح انجام شود تا علاوه بر شستشو باید بر مبنای اصولی و صحیح انجام شود تا علاوه بر شستشو و بهداشت بتوانیم پوست سر و موها را به حالت دلخواه کنترل کرده چربی و خشکی موها را به سوی نرمال سوق دهیم و همینطور برای شستشوی مو های سر باید جدول زمانی دقیق تنظیم نماییم .

اغلب مشاهده شده که بعضی ها به هر شکلی که دوست دارند سرشان را می شویند نه مراعات زمان را می کنند و نه به مواد شستشو اهمیت می دهند و نه روش صحیح شستن را به کارمی گیرند . اینان موهایشان بیشتر در معرض خطر ریزش قرار دارد. سر را حتما یک روز درمیان بدون خشونت ، بدون چنگ زدن و بدون برس کشیدن ، بدون ماساژ دادن شستشو داد ،

در موقع شستشو باید موها را در کف دستها قرار داد ، و بطور دورانی آنها را شست . این طرز شستشو یک قانون کلی است و کسانیکه از این روش پیروی کنند حداقل از نظر شستشو ریزش غیر طبیعی نخواهند داشت .

الف ـ طریقه شستشوی موهای چرب

به طور تقریب در حدود نود و پنج درصد مردم دارای پوست سر چرب می باشند و بالا بودن این آمار بستگی به همان روش غلطی دارد که از دوران طفولیت آغاز می شود . این نوع موها را فقط یک روز در میان بدون چنگ زدن ، ماساژ دادن ، برس کشیدن باید سشتشو داد بدین ترتیب که موها را در کف دستها قرار داده و بطور دورانی پوست سر را می شویم بی آنکه ناخنها و یا نوک انگشتان پوست سر تماس حاصل کند دو دست شستشو در هر بار استحمام کافی می باشد .

ب ـ  طریقه شستشوی موهای خشک

بطور تقریب دو درصد مردم دارای پوست سر خشک می باشند و از خشکی بیش از اندازه موها رنج می برند برای رفع این مشکل از نظر شستشو به ترتیب زیر عمل می کنیم.

برای نظافت و شستشوی این  موها می توان دو روز درمیان موها را شست ولی بهتر آن است از قاعده کلی استفاده کرده و همان یک روز درمیان بدون خشونت و به آرامی سر را شستشو داد ، البته با ماساژ بسیار آرام و بدون چنگ زدن و برس کشیدن موها پوست سر را باید شست دو بار شستشو در هر وهله استحمام کافی می باشد .

ج ـ طریقه شستشوی موهای عادی

موهای معمولی را که پوست سر نه چرب و نه خشک است بین روش شستشوی موهای چرب و خشک عمل می شود . مطلبی که باید تذکر داد اینست که کسانیکه به عللی موهایشان را از دست داده اند و یا طاس شده اند و یا موها را که از ته ماشین کرده انده اند می توانند با کف دستها به آرامی و بدون خشونت و تاکید پوست سر را کاملا بشویند.

روشهایی که گفته شد برای شستشوی انواع موهای سر می باشد و هر کس به علم به اینکه دارای چند نوع مویی می باشند می توانند از روشهای ذکر شده استفاده  نمایند .

 

 

جلوگیری از ریزش مو

 

برای جلوگیری از ریزش مو چه باید کرد؟


ریزش و نازک شدن مو همیشه در طول تاریخ برای مردان مسئله ایدر خور توجه بوده است. علت یابـی و درمـان ریزش مو بصورت یک موضوع بحث برانگیـزدرآمـده اسـت.

درمان ریزش مو دارای رموز و اسرار ثابت نشـده فراوانـی می باشد وتلاشهای بسیاری برای یافـتـن عـلل و طـرق درمانی آن انجام گرفته است.

آشنایی با موی سر
در پوست سر یک فرد معمولی ۱۰۰ هزار تار مو، در افراد با موهای قرمز ۹۰ هزار، درافراد با موهای مشکی ۱۱۰ هزار و افراد با موهای بلوند ۱۵۰ هزار تار مو موجودمیباشد. در سـر بچـه در هــر سانتی متر مربع سر ۱۱۰۰ پیاز مو وجود دارد کـه ایـن تعـداد در سـن ۲۵ ســالگی به ۶۰۰ و در سن ۳۰ الـی ۵۰ سـالـگـی بـه ۲۵۰ الـی ۳۰۰تـار مـو کـاهــــش مـییابد.

از هر پیاز مو در حدود ۲۵ تار مو (پس از ریزش تـار موقبلی) در طول حیات فرد رویش می کند که هر کدام از آنها سالها باقی می ماند.

مو ازپروتئـیـنـی بـنـام کـــراتین تشکیل یافته است این همان ماده ای است که سـازنــدهپر پرندگان، ناخن، سم و چنگـال حیوانات می بـاشد. خود کـراتـیـن عـمدتـا از اسـیـدآمــینه سیستئین (CYSTEINE) تشکیل یافته است. همـچنین مـو حـاوی رنـگدانه مــلانینمیباشد. دو نوع ملانین در مو تولید میـگردد

یکی اوملانین (EUMELANIN) که ایجادکننده رنـگ قـهوه ای و مشــــکیاست و فئوملانین (PHAEOMELANIN) که ایجاد کنندهرنگ قرمز می باشد. تـرکـیــب این دو دو نوع رنگدانه رنگهای متنوع مو را پدید میآورند.

قطر مو ۰.۱ میلی متر می باشـد. مو بطور متوسط در روز ۰.۳۵ میلی متر و در ماه ۱ سانتی متر رشد می کـــند. رشد مو در تابستان از زمستان بیشتر بوده و همچنین رشدمو در مردان انــدکی سریعتر از زنان میباشد. حداکثر طول مو در سر ۷۰ الی ۹۰ سانتیمتر میباشد. در بـــدن انسان ۳ نوع مو رشد میکند:

۱- لانوگو (LANUGO):

موی نازک، بی رنگ و فاقد مغز میانی که کرک مانند بوده و تمام بدن جنین را در رحم میپوشاند اما یک ماه پیش از بدنیا آمدن کودک این موها ریزش پیدا میکنند .
۲- ولوس (VELLUS):

تمام سطح پوست بدن جز کف دست و پا و لبها را پوشانده.این مو نیز کرک مانند بوده و فاقد رنگدانه است.لطیف، نرم و نازک و فاقد مغز میانی میباشد .

۳- ترمینال (TERMINAL):

موهای بلند و ضخیم و زبری می باشند که ابــروهـــا، مـوی سر، مژه ها، ریش و سبیل و موهای نواحی تناسلی را تشکیل میدهد .

در بدن موهای ولوس قادر به تبدیل به موهای ترمینال میباشند ( بـا تـحریک هورمونهای مردانه ).

استحکام موی شما به پروتئین کراتین بستگی دارد. یک تار مو میتواند تا ۲۵ درصد طول طبیعی خود پیش از آنکه پاره گردد کشیده شود. ایـن مـقـدار در تــار مــوی خیس به ۵۰ درصد میرسد!

هر تار مو پیش از آنکه پاره گردد قادر به تحمل ۱۰۰ گرم بار می بـاشد به عبارتی اگر مـوهای سر را بریده و بصورت طناب درآوریم آن طنـاب قـــادر به تحمل ۱۰ تن بار خواهد بود! استحکام موی سر شما برابر با استحکام یک مفتول مسی بـــا قطر برابر با تار مو میباشد!

مراحل رشد مو به قرار زیر است :

۱- مـرحله رشد فعال و یا آناژن (ANAGEN):

دراین مرحله سلولهای فولیکول مرتبا رشد کرده و تقسیم شده و شاخی میـگردند وساقه مـو را
تشکیل میدهند.

۲- مـرحله انتقالی و یا کاتاژن (CATAGEN):
در ایـن مــرحـــله رشد مو کند شده و مو به ۶/۱ طول خود چروکیده میشود .

۳- مرحله ریزش مو و یا تلوژن (TELOGEN):

در ایـن مرحله رشد مـو مـتـوقف شده و ارتباط قاعده فولیکول با مو سست شده و در اثر فشار تار موی جدید در حال رشد، تـــار موی قدیمی میریزد. این مرحله، مرحله استراحت مو نیز نامیده میگردد .

مرحله آناژن معمـولا در سر ۶ سـال به طـول مـی انــجامد و ۸۵ درصد موهای سر در این مرحله قرار دارند .

مـرحـــله کاتاژن در موهای سر در حدود ۱۰ روز بطول می انجامد و تنها ۱ درصد مـوهـای سر در این مرحله قرار دارند

مرحله تلوژن در موهای سر معمولا ۱۲ هفته بطول می انجامد و ۲۵ درصد مـوهــای سر در این مرحله قرار دارند .

دوره سیکل کامل رشد و ریزش مو حدود ۳ الی ۴ سال به طول می انجامد اما این مدت برای مژه ها ۴ ماه است.

مدت رشد و استراحت موهای نواحی دیـگر بـدن بـــه قــرار زیر میباشد :

۱- ابـرو:

مـدت اسـتـراحـــت: ۱۲ هفته/ مدت رشد: ۸-۴ هفته/ تـعـداد پـیـاز مــو در هــر سانتیمتر مربع پوست: ۳۵۰ / سرعت رشد در روز: ۰.۶۱ میلی متر

۲- ریش صورت:

مدت استراحت: ۱۰ هفته/ مدت رشد: ۱ سال/ تـعداد پــیـاز مو در هر سانتی متر مربع: ۵۰۰ در چانه و ۸۰۰ در گونه/ سرعت رشد: ۰.۳۲ میلی متر

۳- سبیل:

مدت استراحت: ۶ هفته/ مدت رشد: ۱۶ هفته/ تعداد پیاز در هر سانتیــمـتر مربع: ۵۰۰/ سرعت رشد: ۰.۳۸ میلی متر

۴- زیر بغل:

مـدت اسـتـراحــت: ۱۲ هفـتـه/ مـــدت رشد: ۱۶ هفته/ تعداد پیاز مو : ۶۵ / سرعت رشد: ۰.۳ میلی متر

۵- موهای پا:

مدت استراحت: ۲۴ هفته/ مدت رشد: ۱۶ هفته/ تـعـداد پـیـاز مــو: ۶۰ / سرعت رشد: ۰.۲۱ میلی متر

۶- موهای نواحی تناسلی:

مدت استراحت: یک هفته/ مدت رشد: چندین ماه/تعداد پیاز مو: ۷۰ / سرعت رشد: ۰.۳ میلی متر

علت آن کـه موهای سر همواره در حال رشد می بـاشـد امـا مثـلا مـوهـای ابرو تا اندازه مشخص بلند میگردد، در کنترل ژنتـیـکی آنهـا بـوده کـه مـدت زمـان آنـاژن و تلوژن آنها را تعیین می کـند. مثلا در موی سر در آن واحد ۸۵ درصد موها در حال رشد بوده و تنها ۱۳ درصد مـوها در حال استراحت میباشند. اما در ابرو تنها ۱۰ درصد موها درحال رشد و ۹۰ درصد موها در حال استراحت هستند .

ریزش ۵۰ الی ۱۰۰ تار مو از موهای سر در روز طبیعی میبـاشد.

شـکل مو و یا صاف و یا مجعد بودن مو به ۲ عامل بستگی دارد :

۱- جهتی که تارهای مو از فولیکول و پوست سر خارج میگردد .

۲- شکل خود فولیکول. هنگامی که سطح مقطع تار مو گرد یاشد و مـو عمود بر پوست سر بروید موها صاف میشوند. هـنگامی که سطح مقطع تار مو بیضی شکل و با اندکی زاویه از پوست سر خارج می گردد، موها موج دار می شـوند.

هنگامی که سطح مقطع موها بیضی کشیده باشد و با زاویه تیزی از پوست سر برویند موها مجعد میشوند .

پر مویی در زنان و درمان آن، مو خوره، چگونگی فر کردن و صاف کردن مو

 

pezeshkan.org

 

  نظرات ()
جراحی‏ های انکساری نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠

 

جراحی‏ های انکساری

جراحان چشم حدود ۱۰۰ سال است که جراحی‏ های انکساری را برای درمان میوپی، هیپروپی و آستیگماتیسم را انجام می‏دهند. اما دهه گذشته شاهد رشد سریع و بهبود روش‏ های جراحی و استفاده از لیزر برای اصلاح عیوب انکساری بوده است.

 

جراحی های انکساری شامل چندین روش جراحی میباشد که برای کاهش یا حذف نیاز به عینک طراحی شده‏ اند. در این روش ها انحنای قرنیه تغییر داده می شود در نتیجه برای اصلاح نزدیک بینی انحنای قرنیه کمتر می شود و برای اصلاح دوربینی اغنای قرنیه افزایش می یابد. به طور کلی روش های اصلاح عیوب انکساری را می توان به چهار دسته کلی تقسیم کرد:

تراش قرنیه (Ablation): در این روش ها با استفاده از لیزر اکسایمر بخشی از بافت قرنیه برداشته می شود. این روش ها شامل لیزیک (Lasik) لیزر (PRK)، لیزک یا لازک (LASEK) می باشند که برای اصلاح دوربینی، نزدیک بینی و آستیگماتیسم کاربرد دارند.

قرار دادن Implant در قرنیه: مانند رینگ های داخل قرنیه که در محیط قرنیه و در ضخامت آن قرار داده می شود و بدین شکل می توان نزدیک بینی را اصلاح کرد. با این روش نمی توان دوربینی را اصلاح نمود. بیشترین کاربرد این روش برای نزدیک بینی خفیف و همچنین بیماران دچار قوز قرنیه خفیف تا متوسط می باشد که استفاده از لیزر اکسایمر در آن ها ممنوع است.

روش های حرارتی: مانند Conductive Keratoplasty یا CK که در این روش محیط قرنیه با پروب CK حرارت داده می شود که باعث کوتاه شدن الیاف کلاژن تشکیل دهنده بافت قرنیه شده باعث اصلاح دوربینی خفیف و متوسط می گردد. همچنین برای اصلاح پیرچشمی هم این روش مورد استفاده قرار گرفته است اما در نزدیک بینی کاربردی ندارد.

روش ها برشی (Incisionnal): مانند RK که با انجام برش های رادیال در قرنیه نزدیک بینی و آستیگماتیسم اصلاح می گردد. این روش به دلیل عوارض بیشتر (به خصوص دوربینی پیشرونده) و دقت بالای لیزر اکسایمر امروزه کمتر مورد استفاده قرار می گیرد.

دسته دیگری از روش های اصلاح عیوب انکساری وجود دارد که بر خلاف روش های قبلی بر روی قرنیه انجام نمی شود. این روش ها شامل قرار دادن لنز داخل چشمی در بیماران دچار نزدیک بینی، دوربینی و آستیگماتیسم بسیار شدید می باشد که کاندید مناسبی برای لیزر یا لیزیک نمی باشند. همچنین در بیمارانیکه دچار نازکی قرنیه می باشند از این روش ها برای اصلاح عیوب انکساری با مقادیر کمتر هم استفاده می گردد. قرار دادن لنزهای داخل چشمی در افراد جوان بدون انجام عمل آب مروارید انجام می شود اما در افراد مسن با توجه به احتمال شیوع بیشتر آب مروارید پس از انجام عمل آب مروارید لنز داخل چشمی با شماره مناسب قرار داده می شود تا عیوب انکساری قبل از عمل از بین رفته و این بیماران پس از عمل نیاز به عینک های قطور نداشته باشند، اگر چه ممکن است برای انجام کارهای دقیق مانند مطالعه، رانندگی در شب نیاز به استفاده از عینک نازکی داشته باشند. در حال حاضر موفق‏ترین روش‏ ها شامل لیزیک، PRK (لیزر) و گذاشتن لنز های داخل چشمی است.

pezeshkan.org

  نظرات ()
اصلاح رفتارهایی که موجب پیری می شود نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠

 

جراحی زیبایی ممکن است سریعترین راه زنده کردن ظاهر جوان و سالم باشد، اما تنها راه نیست. اگر برای اصلاح رفتارهایی که به سال های عمر شما اضافه می کند و به سلامتی صدمه می زند کوشش کنید، می توانید ساعت های رفته عمر را برگردانید. بهتر است نسبت به اصلاح رفتارهایی که بیشتر متخصصان ضدپیری بر آنها تأکید می کنند و در اصل به نحوه اصلاح رفتارهای خودمان بیشتر فکر کنیم.
● احساس استیصال با تنش
از زمان انسان غارنشین ثابت شده است که تنش اضافی ایمنی را می کاهد، خطر بیماری قلبی را افزایش می دهد و عموماً موجب می شود که احساس بی حسی و بی حوصلگی کنیم، اما هم اکنون دانشمندان ثابت کرده اند که تنش بسیار زیاد «پیر شوی» زود رس سیستم ایمنی را به دنبال دارد.
● استراحت کردن
اولین مرحله درک اینکه در شرایط تنش هستید، ملاحظه کردن علائم است. ممکن است ضربان تند قلب را احساس کنید یا خیس عرق شوید. راحت ترین راه برای کاستن از تنش، نفس کشیدن عمیق، آنچه که تنفس دیافراگمی می نامیم، است .
● حرکت بیش از حدکم
نداشتن فعالیت اعتیادی است که بیشتر ما داریم در حالی که مقدار کمی فعالیت می تواند عمر ما را طولانی کند، شانس ابتلا به اضافه وزن و تنش راکاهش دهد و حتی ممکن است بیماری آلزایمر را دور کند. اولین مرحله برای ترک کم تحرکی فقط تصمیم گرفتن به فعالتر بودن است.
● خوردن چربی اشباع شده بیش از حد زیاد
چربی های اشباع شده در گوشت مرغ، شیر، کره و غیره می تواند کلسترول بد بدن را تقویت کرده و شما را در معرض بیماریهای قبلی قرار دهد. بهتر است ذائقه خود را برای ترجیح دادن چربی های غیراشباع شده در روغن هایی چون کانولا، زیتون، بادام زمینی و دانه گیاه کتان آماده کنید.
● تنفس هوای آلوده
آلودگی هوا می تواند موجب سرفه کردن و سوزش چشم ها، حملات تنگی تنفس و بیماریهای تنفسی شود. بهتر است زمانی که سطوح آلودگی بالا است، در حد ممکن بیشتر در منزل بمانید.
● بیش از حد در برابر آفتاب بودن
هر ساله، بیش از یک میلیون نفر در آمریکا به سرطان پوست مبتلا می شوند و ۵۵ هزار نفر دیگر متوجه می شوند که به مرگبارترین شکل سرطان پوست یعنی ملانوما (melanoma) مبتلا هستند.
در برابر آفتاب قرار نگرفتن و مصرف کرم ضدآفتاب با SPF، خطر سرطان پوست و نیز چروک انداختن پوست را دست کم تا ۱۵ درصد کاهش می دهد.
● کم خوابی
بی خوابی یا از خواب محروم بودن در گذشته نماد افتخار شمرده می شد، اما هم اکنون کمبود خواب را با ابتلای به چاقی، بیماریهای قند یا فشار خون بالا و مشکلات حافظه، حتی در بزرگسالان کم سن ارتباط داده اند. بهتر است تلویزیون و سایر وسایل تفریح را از اتاق خواب خارج کنید و تا حد ممکن محل خواب خود را تاریک نگه دارید.
● سنگینی و خوردن قند زیاد
وزن اضافی شانس ابتلا به بیماریهای قلبی، قند و حتی سرطان را افزایش می دهد.قند اضافی می تواند منجر به اضافه وزن و احتمالاً بیماری قلبی شود. متخصصان تغذیه محدود کردن مصرف شکر را در غذا و شیرینی ها را تا ۱۲ قاشق چایخوری در هر روز توصیه نکرده اند.

مهرنگار توژی
روزنامه ایران

  نظرات ()
مهمترین علت شیوع کمردرد نشستن بیش از ۱۵ دقیقه است نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠
مهمترین علت شیوع کمردرد نشستن بیش از ۱۵ دقیقه است رئیس انجمن فیزیوتراپی ایران گفت:‌ مهمترین علت شیوع کمردرد در کشور نشستن‌ طولانی بیش از ۱۵ دقیقه بدون استراحت و حرکت است. اسماعیل ابراهیمی در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی خبرگزاری فارس با اشاره به اینکه بیشترین کمردردها را کارمندان جامعه و آنهایی که مجبور به نشستن طولانی‌مدت و بدون تحرک هستند مبتلا می‌شوند اظهار داشت: میزان شیوع کمردرد در بین این افراد حتی از کسانی که کارهای سنگین می‌کنند بیشتر است؛ لذا در صورت نشستن بیش از ۱۵ دقیقه تغییر بیولوژیکی در ستون فقرات ایجاد می‌شود که قابل جبران نیست. وی در باره پیشگیری از کمردرد با علت نشستن طولانی روی صندلی گفت: افراد حتماً باید قبل از ۱۵ دقیقه از صندلی بلند شده و حرکتی داشته باشند و سپس به کار خود ادامه دهند و علاوه بر آن ارگونومی نشستن، صندلی و میز کار خود را نیز باید تغییر دهند. ابراهیمی درباره تفاوت‌های نشستن روی زمین و صندلی خاطرنشان کرد: در هنگام نشستن روی زمین گودی کمر کاملاً از بین می‌رود و فشار به دیسک زیاد شده و شانس پارگی دیسک زیادتر می‌شود. بنابراین اگر کسی ۱۵ تا ۲۰ دقیقه روی زمین بنشیند به مراتب خطرناک‌تر از نشستن روی صندلی است. این دکترای فیزیوتراپی افزود: در صورت نشستن روی صندلی گودی کمر حفظ شده و شانس صدمات و فشار روی دیسک را کمتر می‌کند ضمن اینکه فشار روی زانوها نیز کاهش می‌یابد. /pezeshkan.org
  نظرات ()
راه‌حلی جدید برای مشکل بی‌مویی نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠


راه‌حلی جدید برای مشکل بی‌مویی
ظاهر هر فرد نقشی اساسی در ایجاد حس اعتماد به نفس او دارد و در این میان داشتن موهای زیبا و انبوه نشانه‌ای بارز از زیبایی به شمار می‌رود. هرچند همه مردم جامعه از این نعمت بهره‌مند نیستند و ۳۰ تا ۴۰ درصد مردان جهان گرفتار کم مویی‌های پیشرفته طاسی‌اند. البته این مشکل مختص مردان نیست و زنان هم کم و بیش با این عارضه دست به گریبان هستند.
در سال‌های اخیر پیشرفت‌های چشمگیری در زمینه پیوند مو حاصل شده‌است و همه آنها نشان می‌دهند که اگرچه این جراحی به ظاهر ساده است، ولی عملی بسیار ظریف و حساس محسوب می‌شود و رعایت نکات زیادی لازم است تا بتوان به بهترین نتیجه رسید.
بنابراین اگر شما هم داوطلب پیوند مو هستید، اولین گام مهم یافتن یک جراح باتجربه است تا در قبال صرف وقت و هزینه جراحی بتوانید به نتیجه رضایت‌بخش برسید.
دکتر مجتبی امیری، متخصص پوست، مو و زیبایی از جدیدترین روش‌های پیوند مو و تفاوت‌های پیوند موی طبیعی و مصنوعی می‌گوید.
چرا مو دچار ریزش می‌شود و آیا برای تمام افرادی که دچار ریزش موی برگشت‌ناپذیر می‌شوند، درمانی یا چاره‌ای وجود دارد؟
مو نقش مهمی در زیبایی انسان دارد. این عضو همانند بقیه اعضا بدن می‌تواند دچار بیماری‌ها و مشکلات متعدد شوند. عوامل بیماری‌زای مختلفی باعث ریزش مو می‌شوند. البته تعدادی از این انوع ریزش‌ها برگشت‌پذیر و با درمان دارویی یا از بین بردن عامل زمینه‌ای قابل برگشت هستند. به عنوان مثال، ریزش مو در خانم‌ها ۳ تا ۴ ماه پس از زایمان و ریزش مو بدنبال استرس‌های شدید یا بر اثر اختلالات هورمونی و آندروژنتیکی. اما در مواردی پیاز یا فولیکول مو از بین می‌رود و رشد مجدد مو غیرممکن می‌شود و با هیچ درمان دارویی هم قابل برگشت نیستند؛ مثل سوختگی‌ها، محل‌های جراحی، رادیوتراپی، تروما. سردسته همه اینها ریزش موی هورمونی ژنتیکی است که اگر در مراحل اولیه درمان نشوند یا اگر فرد به درمان دارویی پاسخ ندهد قابل برگشت نخواهند بود.
در این میان همیشه دانشمندان در این فکر بودند که راهی برای جایگزینی موهای از دست رفته پیدا کنند و هیچ راهی بهتر از این نیست که موی طبیعی از بدن خود فرد گرفته شود.
این کار قدمتی در حدود ۶۰ ‌۵۰ سال دارد. در شروع کار از تکنیک‌هایی استفاده می‌شد که نتیجه کار زیاد رضایت‌بخش نبود و نمای زیبایی نداشت، مثلا با پانچ‌های ۴ تا ۵ میلی‌متری از نواحی پشت‌سر فولیکول مو برداشته می‌شود وبه همان صورت در محل مورد نظر پیوند می‌زدند و در نتیجه اگرچه پیوند انجام می‌شد؛ اما موها نمایی مصنوعی و عروسکی پیدا می‌کرد. از حدود ۱۵ سال پیش بحث میکروگرافت و فولیکولار یونیت)FUT( در حوزه پیوند مو مطرح شد. در این روش بعد از برداشت، فولیکول‌های مو را به صورت تک‌تک و با همان حالت طبیعی که در ناحیه اهداکننده که معمولا ناحیه پشت‌سر و بالای‌گوش‌است برداشته شده و در ناحیه مورد نیاز به همان حالت طبیعی پیوند زده می‌شوند. در نتیجه مو پس از ۲-۳ ماه استراحت، شروع به رشد مجدد می‌کند و به همان حالت طبیعی قبلی برمی‌گردد. نتیجه این کار ایجاد موهای طبیعی خود فرد در محل مورد نیاز است.
طبیعتا این کار بسته به وسعت منطقه مدنظر طی یک تا ۲ جلسه انجام می‌شود.
به نظر می‌رسد روش جدیدی که عنوان کردید، باتوجه به ظرافت کار برای سطوح وسیع قابل استفاده نباشد و محدود به بخش‌های کوچک‌تر باشد. ضمن این که بالاخره این موها باید از یک جای دیگر سر تامین شوند.
ناحیه‌ای در سر به نام ناحیه اهدا کننده وجود دارد که فولیکول‌های آن هیچ وقت تحت تاثیر هورمون‌های مردانه قرار نمی گیرد و در نتیجه دچار ریزش نمی‌شوند. به همین دلیل، حتی مردان طاس هم در ناحیه حاشیه و پشت سر مو دارند، در واقع فولیکول‌های مو در این نواحی به گیرنده هورمون حساس نیستند. پس اگر ما بتوانیم این فولیکول‌ها را از ناحیه اهداکننده به صورت سالم برداریم و با یک نمای طبیعی در محل گیرنده پیوند بزنیم، در محل جدید شروع به رشد مجدد می‌کنند. مویی که در این روش پیوند زده می‌شود دایمی است، هیچ وقت نمی‌ریزد و نیاز به هیچ روش نگهداری خاصی هم ندارد. در این روش هر چه بتوانیم فولیکول‌های بیشتری را برداریم ، بدون صدمه به محل گیرنده منتقل و به صورت هنرمندانه به نمای طبیعی نزدیک‌تر کنیم کار پیوند مو با موفقیت بیشتری انجام می‌شود.
پس ظرافت، مهارت و دقت برای حصول نتیجه‌نهایی دلخواه در پیوند مو الزامی هستند.
به طور کلی، تاکنون چه روش‌هایی برای پیوند مو در دنیا ارائه شده‌اند و هر کدام چه عوارض و محدودیت‌هایی دارند؟
برای انجام پیوند موی طبیعی۲‌روش وجود دارد. یکی روش قدیمی‌تر که بهFIT معروف است و همان طور که اشاره کردم، با پانچ‌های مخصوص پیاز مو را برداشت میکنیم . در این روش بعلت محدودیت دربرداشت در هر جلسه نیاز به جلسات متعدد برای ایجاد حداقل تراکم مورد نیاز است.بعلاوه در افرادی که تراکم موی زیادی در ناحیه اهداکننده دارند ، با این روش ۲۰ تا ۳۰ درصد‌فولیکولهای مو از بین میروند. بنابر این این روش تنها برای کسانی کاربرد دارد که میزان کمی مو برای پیوند احتیاج دارند یا فاصله موها در پشت سرآنقدر زیاد است که بخوبی می توان آنها را از هم جدا کرد یا در حالتی که بخواهیم از فولیکول‌های تنه که ازهم فاصله دارند برداشت کنیم. در روش استاندارد جدید که تقریبا تمام شرایط یک پیوند موی ایده‌آل را دارد و به FUT معروف است یک نوار به عرض ۱ تا ۵/۱ سانتی‌متر و به طول ۲۰ تا ۳۰ سانتی‌متر از پوست پشت سر برداشت می‌شود. سپس با استفاده از میکروسکوپ و لوپ‌های مخصوص ، فولیکول‌های آن بصورت تک تک جدا می‌شوند و با همان ظرافتی که جدا شده اند در ناحیه گیرنده با ایجاد برش‌هایی در حد یک میلی‌متر پیوند زده می‌شود. در روشFUT درهر جلسه پیوند مو بسته به تراکم مو ودرجه شلی یا الاستیسیته پوست ناحیه اهداکننده بین ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ گرافت که معادل ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ تار مو می‌باشد برداشت می شود. این مقدار مو تقریبا نصف یک سر طاس را پوشش مناسب میدهد و اگر فردی طاسی پیشرفته هم نداشته باشد، با همین یک جلسه درمان می‌شود.
این عمل با بی‌حسی موضعی انجام می‌شود، بنابر این در افرادی که مشکل سلامتی نداشته باشند محدودیت سنی ندارد و حتی در کودکی که دچار سوختگی یا بیماریی که منجر به ریزش مو شده است، می‌تواند تحت درمان قرار گیرد. این نوع پیوند احتیاجی به استراحت و گذراندن دوره نقاهت در منزل ندارد. در ضمن موی پیوندی پس از۲ تا ۳ ماه شروع به رشد می‌کند و مادام‌العمر به رشد خود ادامه می‌دهند.
پیوند مو به روشFUT برای چه افرادی توصیه می‌شود و آیا در بین مراجعه‌کنندگان ممکن است افرادی شرایط لازم برای این نوع جراحی را نداشته باشند؟
در بحث پیوند مو انتخاب بیمار خیلی مهم است. باید دید فردی که می‌خواهد تحت پیوند قرارگیرد، آیا واقعا به این درمان احتیاج دارد یا خیر؟ در ریزش موی اسکارینگ یا برگشت ناپذیر پیوند مو تنها راه درمان محسوب می شود و در ریزش موهای هورمونی- ژنتیکی هم معمولا در افرادی که در فاز ریزش شدید مو هستند توصیه نمی‌شود و در واقع بیشتر به افرادی توصیه می‌شود که ۵۰درصد یا بیشتر از موهای خود را از دست داده باشند و تراکم موها در حدی باشد که بتوانیم لابه‌لای آنها پیوند بزنیم. خانم‌هایی که به هر دلیل دچار این مشکل شده‌اند هم به راحتی می‌توانند از این روش برای پرپشت شدن موهایشان استفاده کنند.
مویی که در روشFUT پیوند زده می‌شود، دائمی است هیچ‌وقت نمی‌ریزد و نیاز به هیچ روش نگهداری خاصی نداردبرای کسانی که پشت سر پرمویی دارند روش استانداردFUT پیشنهاد می‌شود، ولی در کسانی که موی پشت سر به هر دلیلی کم پشت باشد یا از ناحیه تنه برداشت ‌شوداز روشFIT استفاده می شود. البته چون الگوی رشد موی تنه با موی سر متفاوت است در صورتی که موی سر آنقدر کم باشد که نتوانیم پوشش مناسب ایجاد کنیم از ناحیه تنه برداشت میکنیم. اما معمولاً ناحیه اهدا کننده سر در بیشتر افراد آنقدر موی ذخیره دارد که بتوانیم نقص موجود را مرتفع کنیم.
آیا روشFUT به عنوان جدیدترین روش پیوند مو در جهان مطرح است یا این که روش‌های پیشرفته‌تری در‌کشورهای دیگر برای پیوند ارائه می‌شود؟
بله، آخرین تکنیک پیوند مو روشFUT است که با ظرافت کامل و حداکثر نتیجه در حال انجام است. متاسفانه تبلیغات‌ اغراق آمیز و غیر واقعی روی تعداد گرافت‌ها یا تارهای مویی که در هر جلسه پیوند زده می شوند صورت می گیرد.
واقعیت این است که مقدار مویی که در هر جلسه برای هر فرد پیوند زده می‌شوند به ۳ عامل عمده وابسته است.اول میزان تراکم موی فرد است. برخی از افراد ۵۰ فولیکول و برخی دیگر ۱۰۰ تا ۱۲۰ فولیکول در یک سانتی متر مربع دارند. دومین عامل بستگی به میزان شلی یا الاستیسیته پوست سر فرد دارد. به همین دلیل، در برخی بیماران تنها می‌توان به عرض ۸ میلی‌متر از پوست برداشت کرد؛ اما درفرد دیگری ۵/۱ سانتی‌متر برداریم. طول هم به همین نسبت متغیر است بنابراین میزان مویی که در هر جلسه برای هر فرد پیوند زده می‌شود، به میزان ذخیره موی فرد و به تبحر و تجربه تیم پیوندمو بستگی دارد.
با توجه به همه محاسنی که شما درخصوص پیوند موی طبیعی با روشFUT عنوان کردید، اما همچنان مراکز پیوند مو که تعداد آنها در کشور ما کم هم نیست، موهای مصنوعی را به قیمت‌های گزاف برای متقاضی پیوند می‌زنند. سوال من این است که چرا با وجود امکان پیوند طبیعی در ایران، این مراکز همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهند.
معمولاپیوند موی مصنوعی به کسانی توصیه میشود که امکان انجام پیوند موی طبیعی در آن ها وجود ندارد و به همین دلیل استقبال کمتری از آن می شود. پیوند موی مصنوعی بیشتر توسط افرادی انجام می‌شود که در حوزه پزشکی تخصص ویژه‌ای ندارند.
اما چه مراحل و پروسه‌هایی طی شده‌اند تا این که در حال حاضر پیوند مو با این ظرافت انجام شود،‌ آیا فناوری خاصی به این قضیه کمک کرد؟
طبیعت علم پیشرفت وترقی است و تحقیقات مداومی که روی این کار انجام شده باعث جایگزینی روش‌های جدید ودقیق‌تر شده است. در ابتدا تصور بر این بود که هر چه تعداد فولیکول‌های مو هم بیشتر باشد، احتمال زنده ماندن بیشتری دارند؛ اما پس از گذشت سال‌ها امکان جدا کردن گرافت‌های کوچک‌تر و زنده ماندنشان فراهم شد و آخرین تحقیقات نشان میدهد که فولیکول مو به همان صورت که در سر وجود دارد پیوند زده ‌شود. در این راه استفاده از میکروسکوپ خیلی کمک کننده است تا با ظرافت کامل بتوان فولیکول‌ها را از یکدیگر جدا کرد.
بدن بیماران به موهای پیوندی که واکنش نشان نمی‌دهد؟
حسن پیوند موی طبیعی در واقع همین است. با توجه به این که عضو پیوندی از بدن خود فرد تهیه میشود احتیاج به نگهداری و مراقبت‌های درمانی ندارد. خالق هستی این ذخیره را قرار داده تا ما بتوانیم از آن برای جبران بخش های دچار کاستی استفاده کنیم بدون این که در ناحیه اهداکننده پشت سر تغییر اساسی مشاهده کنیم.
با توجه به استفاده از سلول‌های بنیادی برای درمان خیلی از بیماری‌ها آیا تلاشی برای تکثیر مو از این طریق انجام شده است؟ و اگر خیر، آیا می‌توان امیدوار بود که در آینده‌ای نزدیک این کار صورت گیرد؟
این ایده در واقع طرح آینده پیوند مو است و همان پدیده کلونینگ و بحث سلول‌های بنیادی است. سلول‌های فولیکول های موی حیوانات آزمایشگاهی کشت داده شده‌اند و در نتیجه از یک تکه ۳ میلی‌متری پوست هزاران فولیکول جدید ایجاد میشود، اما نکته‌ای که باعث شده است استفاده از این روش برای انسان محدود شود، این است که هنوز مشخص نیست فولیکولی که از این طریق فراهم می‌شود آیا در آینده سرطانی می‌شود یا نه، چون فولیکول مو جزو نواحی محسوب می‌شود که رشد سریعی دارد و وقتی در آزمایشگاه رشد داده می‌شود موادی برای افزایش تقسیمات سلولی به آنها اضافه می‌شود. بنابراین مدت زمان طولانی همراه با تحقیقات بیشتر لازم است تا از ایمن بودن این تکنیک اطمینان کامل حاصل شود.

بهاره صفوی
جام‌جم آنلاین (www.jamejamonline.ir)

  نظرات ()
سولاریوم یا اتاقک‌های برنزه باعث سرطان می گردد نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/۱٠

روزگاری بود که در سینمای هالیوود فیلمنامه‌نویس‌ها تنها در صورتی که می‌خواستند نقشی پست در فیلم بگنجاند سراغ خلق یک قهرمان رنگین پوست می‌رفتند، زیرا که درغیر این صورت هیچ کارگردانی فیلمنامه‌ای که نقش اول آن را باید یک سیاهپوست بازی می‌کرد را روی پرده نمی‌برد. اما حالا سالهاست که جنبش‌های ضد آپارتاید و نابرابری نژادی دیگر از فرم‌های کاریابی و پرده سینما هم فراتر رفته و به دنیای مد راه یافته است.

 

حالا اغلب جوانانی که روزگاری اجدادشان به خون پاک سفید و موهای بورشان می‌نازیدند به هر راهی تن می‌دهند تا پوست سفیدشان را تنها کمی به رنگ پوست ستاره دورگه سینما نزدیک کنند. آنقدر که دیگر کار از حمام آفتاب و استفاده از روغن‌های برنزه‌کننده گذشته است و دستگاه‌های سولاریوم به قیمت ابتلا به بیماری‌های پوستی پا به میدان گذاشته‌اند.
سولاریوم که به نام بسترهای آفتاب یا اتاقک‌های برنزه نیز معروف است، در واقع راه خوبی جهت دست یافتن به پوست شگفت انگیز برای مدت‌کوتاه است. در واقع سولاریوم وسیله‌ای است که اشعه‌های اولترا ویوله را جهت برنزگی آرایشی ساطع می‌کند. سولاریوم اغلب به عنوان راهی جهت «مقدمه برنزه شدن» برای تابستان تعریف می‌شود که پوست شما را از سوختن در آفتاب محافظت می‌کند. سولاریوم‌ها نه تنها به برقراری برنزگی در تمام طول سال کمک می‌کنند بلکه برخی بیماری‌ها را درمان می‌کنند و ظاهر پوست را بهبود می‌بخشند. طرفداران این شیوه معتقدند که برنزه شدن با سولاریوم کمتر از برنزه شدن با آفتاب خطرناک است، اگر چه حمام آفتاب بی‌خطر وجود ندارد. سولاریوم برای هر نوع پوستی مناسب است، به‌جز افراد با پوست‌های حساس. نسبت بین اشعه‌های UVA و UVB متعادل است که خطر آسیب را به حداقل کاهش می‌دهد. این دسته از متخصصان استفاده از سولاریوم را برای ۵ تا ۲۰ دقیقه مفید می‌دانند. با این حال تحقیقات سازمان جهانی بهداشت نشان می‌دهد، استفاده از سولاریوم راه مناسبی برای برنزه کردن پوست نیست. این روش هیچ‌گونه مصونیتی در مقابل سرطان پوست ندارد. در حقیقت استفاده از سولاریوم صدمات جبران ناپذیری را به پوست وارد می‌سازد. اتاقک سولاریوم از یک تشک خورشیدی ساخته شده است که در آن لامپ‌های UVA و UVB قرار داده شده‌اند و از بالا و پایین به بدن اشعه تابانده می‌شود. حتی مقدار ناچیزی از UVA و UVB می‌تواند به پوست آسیب برساند، به این ترتیب که فرآیند پیرشدگی را تسریع بخشیده و همچنین سبب بروز سرطان نیز می‌شود. سازمان استاندارد جهانی نیز یک رهنمود کاربردی در مورد سولاریوم منتشر کرده است. با توجه به استانداردهای این سازمان کلیه مراکزی که خدمات سولاریوم ارائه می‌دهند به هیچ وجه اجازه ندارند در تبلیغات خود از واژه‌های «سالم و بی‌خطر» استفاده کنند. استفاده از سولاریوم برای کودکان زیر ۱۵ سال ممنوع اعلام شده است و همچنین برای نوجوانان زیر ۱۸ سال نیز وجود رضایتنامه کتبی از سوی والدین الزامی است. از سوی دیگر به مراجعان توصیه شده از مصرف دستگاه‌هایی که زیر نظر مستقیم یک متصدی مجزا نیستند، خودداری کنند.
این سازمان به هیچ وجه استفاده از سولاریوم را توصیه نمی‌کند؛ اگر شما استفاده از سولاریوم را انتخاب می‌کنید باید به دقت به تمام ریسک‌ها و تاثیرات جانبی منفی آن آگاه باشید. متصدیان سولاریوم باید اطلاعات صحیحی در مورد خطرات ناشی استفاده از این دستگاه در اختیار شما قرار دهند. اگر احساس می‌کنید که به اندازه کافی از خطرات ناشی از آن اطلاع ندارید و یا به حرف‌های متصدی نمی‌توانید اعتماد کنید، بهتر است از سولاریوم استفاده نکنید. برنزه شدن بدون آفتاب یا سولاریوم یک تجارت بزرگ است. بر اساس گزارشات منتشر شده در مورد تجارت دستگاه‌های برنزه‌کننده سولاریوم، این صنعت چیزی در حدود ۲ بیلیون دلار در سال تنها در آمریکا سوددهی دارد. طبق آمار گرفته شده سالانه ۲۸ میلیون آمریکایی از ۲۵ هزار سالن زیبایی دارنده این دستگاه‌ها در سراسر کشور استفاده می‌کنند. در حقیقت، مطالعات اخیر نشان داده است که تنها ۱۰ هزار نفر از این افراد نوجوانان هستند و آمار استفاده از این دستگاه در میان دختران جوان آمریکایی رو به افزایش است. این آمارها برای سلامت عمومی خبر خوبی نیست. در سال ۱۹۹۴میلادی، محققان سوئدی دریافتند که زنان ۱۸ تا ۳۰ سالی که بیش از ۱۰ بار در سال از اتاق‌ها یا تخت‌های سولاریوم استفاده کرده‌اند، ۷ بار بیشتر از زنانی که از این دستگاه‌ها استفاده نکرده‌اند در معرض خطر ابتلا به سرطان پوست قرار دادند. همچنین در تحقیقات دیگری دریافتند افرادی که ۱۰ جلسه به طور کامل از این دستگاه‌ها استفاده کرده‌اند صدمات جبران‌ناپذیری به روند پروتئین سازی پوست خود وارد کرده‌اند. این صدمات اغلب هنگامی که در مقابل تابش مستقیم نور آفتاب هستیم، به وجود می‌آید. بر اساس این تحقیقات اشعه ماوراء بنفش دستگاه‌های سولاریوم به اندازه اشعه ماوراءبنفش آفتاب خطرناک و زیان‌آور است. در سال ۲۰۰۲ محققان دانشگاه پزشکی دارتموث به این نتیجه رسیدند که دستگاه‌های سولاریوم ۵/۱ تا ۵/۲ برابر خطر ابتلا به ۲ نوع سرطان پوستی مهلک را افزایش می‌دهند و اما هنوز حتی با شواهد مبنی بر مضر بودن این دستگاه‌ها، سالن‌های زیبایی و ورزشگاه‌ها از داشتن این دستگاه‌ها پشیمان نیستند. صنعت برنزه شدن بدون آفتاب یا سولاریوم بر مبنای ۲ ادعای غلط استوار است ؛ اول اینکه از آن جایی که ملانین دلیل اصلی ‌ آفتاب‌سوختگی است برنزه شدن کنترل شده راهی است برای کمک به جلوگیری از تغییر رنگ شدید ملانین و آفتاب‌سوختگی. دوم این که اشعه ماوراء بنفش باعث تولید ویتامین D در پوست می‌شود که همین مانع از ابتلا افراد به سرطان‌های سینه، پروستات و روده بزرگ و دیگر بیماری‌ها می‌شود.
متخصصان این ادعاها را رد کرده‌اند، آنها می‌گویند رژیم روزانه غذایی ما به طور کلی تمام ویتامین D مورد نیاز بدن ما را تامین می‌کند. علاوه بر این آفتاب گرفتن برای تغییر رنگ، رنگ دانه‌های پوست و برنزه شدن چیز دیگری است. برنزه کردن پوست مثل آفتاب سوختگی سبب به وجود آمدن صدمات زیادی به سلول‌های پوستی می‌شود. دکتر جیمز اسپنسر، جراح پوست از مرکز پزشکی مونت سینایی در نیوریورک سیتی می‌گوید: شما نمی‌توانید با صدمه رساندن به پوستتان از آن محافظت کنید. برنزه شدن نه تنها خطر ابتلا به انواع سرطان‌های پوست را افزایش می‌دهد؛ بلکه باعث پیر شدن سریع‌تر پوست می‌شود. تلاش‌های زیادی برای کنترل این صنعت از طرف گروه‌هایی مثل سازمان سلامت جهانی انجام شده که موفقیت چندانی نداشته است. دکتر اسپنسر می‌گوید: تولیدکنندگان این دستگاه‌ها و سالن‌های دارنده این دستگاه‌ها با مفید نشان دادن این دستگاه‌ها، سعی در کاهش محدویت‌های اتخاذ شده توسط FDA و سایر سازمان‌های وابسته به آن دارند، او یکی از افراد موثر در نوشتن قانون برنزه شدن سریع در کالیفرنیا بود ؛ قانونی که در سال ۱۹۸۸ نوشته شده است ؛ ولی متاسفانه این قانون هیچ کمکی در شناسایی و ثبت سالن‌های دارنده سولاریوم یا قیمت‌های آنها ندارد. بر اساس این قانون، افراد در هنگام استفاده از دستگاه باید حتما عینک محافظ در برابر اشعه ماوراء بنفش به چشم بزنند یا حتما تمام بدنشان زیر دستگاه باشد. باید برچسبی را به بدنه دستگاه بچسبانند که روی ‌آن نوشته شده باشد که این دستگاه خطر ابتلا به بیماری‌های پوستی را افزایش می‌دهد. این مقررات هر چه باشد دلیلی بر موافق بودن سازمان‌های سلامت جهانی با این دستگاه یا تایید آنها نیست.
از جولای سال ۲۰۰۳ گروهی که بر روی مضرات سولاریوم کارمی کردند، دفترچه راهنمایی را مبتنی بر اطلاعات ضروری در زمینه استفاده از سولاریوم در اختیار عموم قرار داده که از جمله مهم‌ترین موارد آن می‌توان به گزینه‌های زیر اشاره کرد:
کودکان زیر ۱۵ سال به هیچ وجه حق استفاده از سولاریوم را ندارند.
نوجوانان بین ۱۵ تا ۱۸ سال برای استفاده از سولاریوم حتما باید رضایتنامه کتبی والدین خود را در اختیار داشته باشند.
هشدارهای لازم در مورد قرار گرفتن در معرض اشعه UVA و UVB باید حتما در نظر گرفته شود.
فرم رضایت مراجعین باید حتما پیش از استفاده از سولاریوم توسط خود فرد پر شود.
هر فردی که قصد استفاده از سولاریوم را دارد تنها می‌تواند برای یک جلسه این کار را انجام دهد و نه بیشتر.
تکرار این عمل در کمتر از ۴۸ ساعت توصیه نمی‌شود.

pezeshkan.org

  نظرات ()
روشهای درست نگهداری از موهایتان نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

اون موی سفید را نکن، بیشتر می‌شه... موهات را کوتاه‌کن تا پرپشت بشه... برس‌کشیدن موها را تقویت می‌کنه.

 

همه ما از این مدل توصیه‌ها در زندگی روزمره زیاد شنیده‌ایم. حتی خیلی وقت‌ها خودمان هم همین‌ها را به بقیه توصیه می‌کنیم. در حالی که اغلب نمی‌دانیم که آیا این حرف‌ها واقعیت هم دارند و یا افسانه‌هایی هستند که مثل بقیه افسانه‌ها، دهان به دهان از مادربزرگ‌هایمان به ما رسیده‌اند. این مطلب به شما می‌گوید که پشت آن موهای بلند، چه واقعیت‌های ساده‌ای پنهان شد‌ه‌اند.


7
افــــسانه معـروف در‌‌مورد‌‌‌‌‌مو


افسانه اول: کوتاه‌کردن زود به زود موها باعث می‌شود موها سریع‌تر رشد کنند.


واقعیت: موهای شما در هر ماه، 1 تا 5/1 سانتی‌متر رشد می‌کند، چه آنها را قیچی کنید و چه به حال خود رهایشان کنید. البته ممکن است در تابستان موها اندکی سریع‌تر رشد کنند ولی شما نمی‌توانید با کمک قیچی آرایشگری کاری بکنید که سرعت رشد موهایتان افزایش یابد.

 

در واقع، کوتاه‌کردن موها یک کار انجام می‌دهد: انتهای خراب و دو شاخه موهایتان را حذف می‌کند و باعث می‌شود موهایتان ظاهر بهتری پیدا کنند.

افسانه دوم: اگر یک موی سفید را بکنید، به جای آن دو سه تار موی سفید جدید درمی‌آید.


واقعیت: اگرچه این مطلب یک افسانه است و حقیقت ندارد ولی کندن موها عادت بدی است. کندن موها به ریشه آنها آسیب می‌زند و باعث ایجاد عفونت یا اسکار (جوشگاه) می‌شود، یعنی جای آن باقی مانده و مویی در آنجا رشد نمی‌کند.

افسانه سوم: شستشوی موها با آب سرد پس از شامپو زدن، باعث درخشندگی موها می‌شود.


واقعیت: این کار ممکن است خواب را از سر شما بپراند ولی تاثیری در درخشندگی موهای شما ندارد.

افسانه چهارم: برای اینکه موهایتان واقعا تمیز شود، باید چند بار آنها را شامپو بزنید و بشویید.


واقعیت: یک بار شامپوزدن و شستشوی درست هم همین کار را می‌کند.

افسانه پنجم: اگر در روز 100 بار موهایتان را برس بزنید، برای موها خیلی مفید است.


واقعیت: برس زدن فقط برای این است که به موها حالت بدهید. برس‌زدن زیادی، موها را از فولیکو‌ل‌های‌شان بیرون می‌کشد و تارهای مو را ضعیف می‌کند. همچنین برای موهای چرب، مناسب نیست چون موجب چرب شدن بیشتر مو می‌شود.

افسانه ششم: با کمک برخی محصولات آرایشی، می‌توان انتهای دو شاخه موها را ترمیم کرد.

واقعیت: وقتی موها دو شاخه می‌شوند، دیگر این اتفاق افتاده و تنها کاری که شما می‌توانید انجام دهید، این است که قیچی را بردارید و آنها را ببرید.

البته برخی آرایشگران با کمک مواد آرایشی خاصی که حاوی موم هستند، کاری می‌کنند که انتهای دوشاخه موها به هم چسبیده و کمتر جلب توجه کند. اما عقل می‌گوید که همان قیچی‌کردن، کار راحت‌تری است.

افسانه هفتم: استرس باعث ریزش موها می‌شود.


واقعیت: موهای شما همیشه در حال ریزش هستند و به‌طور طبیعی روزانه 50 تا 120 تار موی شما می‌ریزند ولی این امکان وجود دارد که وقتی شما به طرز وحشتناکی دچار استرس هستید (یعنی یک چیزی در حد طلاق گرفتن یا از دست دادن شغل) چند تار مو بیشتر بریزد.

 

 البته بارداری و مصرف برخی آنتی‌بیوتیک‌ها هم همین اثر را دارند ولی مهم این است که بعد از گذشت چند هفته، وقتی اوضاع رو به راه شد، این موها دوباره رشد می‌کنند.

مواردی که ذکر شدند، همگی افسانه بودند ولی در عالم واقعیت خیلی‌وقت‌ها، شما با دست خودتان بلاهایی بر سر موهایتان می‌آورید که دیگر نمی‌توانند کمر راست کنند! چطور است با این بلاها هم آشنا شویم؟

 

هفت بلایی که با دست خودتان سر موهایتان می‌آورید

 

سشوارکشیدن به موهایی که هنوز از آنها آب می‌چکد:


 
با این کار، نه تنها حالت دادن به موها دشوار می‌شود بلکه آسیب حرارتی زیادی به موهایتان وارد می‌کنید، زیرا موهای شما باید مدت زیادی زیر سشوار بمانند تا خشک شوند. روش درست این است که سشوار را روی موهای مرطوب، نه موهای خیس، استفاده کنید. بنابراین توصیه می‌شود وقتی از حمام خارج شدید، موهایتان را به مدت پنج دقیقه در حوله بپیچید و بعد از آن پنج دقیقه دیگر هم اجازه دهید تا در هوای آزاد خشک شود. پس از آن می‌توانید از سشوار استفاده کنید.

شانه کشیدن موهای خیس، از فرق سر تا نوک مو:
 
درست است که برای موهای خیس، استفاده از شانه راحت‌تر از برس است و خیلی از خانم‌ها در حین استحمام یا پس از آن از شانه‌های دانه درشت استفاده می‌کنند اما اگر شانه را از پوست سر تا نوک مو با فشار بکشید، موهایتان دچار شکستگی می‌شود.

 

بنابراین ابتدا گره‌های مو را تا حد امکان باز کنید و سپس از قسمت‌های انتهایی موها شروع به شانه کشیدن کنید و کم‌کم به قسمت‌های بالاتر (نزدیک به پوست سر) بروید.

استفاده از برس نامناسب:


 
استفاده از برس نامناسب، نه تنها باعث می‌شود که نتوانید مدل موی مطلوبتان را درست کنید بلکه ممکن است مدام در موهای شما گیر بیفتد و آزارتان دهد.

 

 به‌طور کلی توصیه می‌شود هرچه موهای شما بلندتر است، از برس‌هایی استفاده کنید که قطر بیشتری دارند. همچنین برای حجم دادن به موهایتان‌، از برس گرد کمک بگیرید و برای صاف کردن موها از برس پارویی شکل استفاده کنید.

برس کشیدن مداوم برای درخشش بیشتر مو:


 
دکتر آمی مک مایکل، استادیار بیماری‌های پوست و مو در دانشگاه ویک فارست آمریکا می‌گوید: «تنها چیزی که شما برای درخشان‌تر شدن موهایتان نیاز دارید، چند بار برس‌کشیدن برای حالت دادن به مو و سپس استفاده از روغن‌های طبیعی است.

 

هر چیزی بیشتر از این غیر ضروری است و می‌‌تواند به شکنندگی موها منجر شود

بستن نادرست موها:


به طور معمول خانم‌ها عادت دارند موهای‌شان را از یک نقطه جمع کنند و ببندند و همین مساله، خطر آسیب ‌موها و شکنندگی آنها را در این ناحیه افزایش می‌دهد.

 

بهتر است محل بستن موهایتان را هر روز تغییر دهید و یا یک سانتی‌متر بالا و پایین کنید. در ضمن استفاده از کش سر‌های یک‌پارچه (بدون درز) آسیب کمتری به موهایتان وارد می‌کند.

فراموش کردن پوست سر:


برای رشد موهای سالم، پوست سر شما نیاز به تغذیه مناسب دارد. نباید فراموش شود که یکی از آسان‌ترین کارهایی که می‌توانید انجام دهید، این است که پوست سرتان را با نوک انگشتانتان ماساژ دهید.

 

 این کار باعث بهبود جریان خون در پوست سر شما می‌شود و در نتیجه مواد مغذی بیشتری به پوست سر می‌رسد.


پنهان کردن شوره‌های سر:


تلاش برای پنهان‌کردن شوره‌های سر با کمک کرم‌های آرایشی مرطو‌ب‌کننده، روغن یا پماد فقط یک اقدام موقتی است، در حالی که شوره در واقع نوعی بیماری پوست سر است و باید درمان شود.

 

 استفاده از شامپوهای حاوی سالیسیلیک اسید، زینک پیریتیون، سلنیوم سولفاید و تار، از روش‌های درمانی رایج برای از بین بردن پوست سر است.

  نظرات ()
مسواک و نخ دندان، موثرترین راه برای کاهش بوی بد دهان نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

 

دکتر مجید رحمانی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفت وگو با ایسنا ، با بیان این که بوی بد دهان به عوامل مختلفی بستگی دارد، تصریح کرد: رژیم غذایی و یا نخوردن چند وعده غذایی باعث ایجاد بوی ناخوشایند دهان می‌شود. همچنین کاهش جریان بزاق و خشکی دهان نقش مهمی در بوی بد دهان دارد.

 

وی با تاکید بر این مطلب که عدم رعایت بهداشت دهان و دندان، شایع‌ترین علت بوی بد دهان است، گفت: محیط دهان به طور طبیعی پر از میکروارگانیسم‌های مختلف است، این میکروارگانیسم‌ها شروع به تجزیه خرده ریزه‌های مواد غذایی که در محیط دهان باقی مانده‌اند کرده به طوری که نتیجه آن محصولات گازدار مختلف است.

 

رحمانی ادامه داد: پوسیدگی دندان و لثه‌های ملتهب و متورم، محیط مناسبی برای تجمع مواد غذایی هستند. همین امر باعث ایجاد محیط‌های مناسبی برای تولید گازهای نامطبوع که حاصل عملکرد میکروارگانیسم‌ها بر روی غذاهای باقی مانده است، می‌شود.

 

این عضو هیأت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران افزود: همچنین نواحی‌ای که تمیز کردن آن با مسواک و نخ دندان مشکل است مانند ناحیه دیواره پشتی دندان عقل، ناحیه سطح زبان بخصوص قسمت پشتی آن و زیر پرکردگی‌های نامناسب و پروتزهای ثابت از دیگر محیط های مناسب برای تجمع باکتری‌ها و ایجاد بوی بد دهان هستند.

 

وی اظهار داشت: استفاده از مواد غذایی مانند پیاز، ماهی، غذاهای ادویه دار، نوشابه‌های الکلی، رژیم‌های پر چربی و رنگ‌های غذایی باعث استشمام بوی مخصوص به خود از دهان می‌شوند.

 

دکتر رحمانی ادامه داد: استفاده از سیگار باعث بوی نامطبوعی در دهان می‌شود که تا مدت زیادی باقی می‌ماند.

 

وی در خصوص افرادی که دچار لوزه‌های بزرگ و شیاردار هستند، گفت: در این افراد مواد مصرفی مانند آجیل در این شیارها جا گرفته و بوی بدی را ایجاد می‌کنند که حتی با قرقره کردن معمولی هم برطرف نمی‌شود.

 

این دندانپزشک در ادامه تصریح کرد: بیماری‌های سیستمیک از قبیل آبسه‌های ریه، دیابت، ناراحتی‌های گوارشی و همچنین استفاده بعضی از داروها در ایجاد بوی بد دهان تأثیر دارند.

 

دکتر رحمانی در خصوص درمان بوی بد دهان گفت: اولین قدم موثر در کاهش بوی بد دهان، مسواک زدن دندان‌ها، لثه و زبان و استفاده از نخ دندان است.

 

وی در ادامه تصریح کرد: استفاده از دهان شویه‌ها اثر موقتی در کاهش بوی بد دهان دارد و ممکن است بیماری عمومی را از دید دندانپزشک مخفی نگه دارد که این مناسب نیست و باید درمان بیشتر معطوف به درمان علت اصلی باشد.

 

این متخصص دندانپزشک در پایان جهت کاهش بوی بدهان توصیه کرد: بهتر است، افراد از میوه‌های تازه و سبزیجات استفاده کنند و در حد امکان از سیگار کشیدن، نوشیدن نوشابه‌های بو دار، خوردن غذاهایی با ادویه زیاد، غذاهای گوشتی، غذاهای معطر شده، پیاز و سیر، افراط در مصرف مواد چربی دار به خصوص کره و روغن‌های مختلف اجتناب شود.

 

به علاوه نوشیدن آب زیاد در کاهش بوی بد دهان تأثیر بسزایی دارد.

  نظرات ()
گروه خونى چیست؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

قطعاً با آنچه بسیارى از جوانان در صحبت هایشان استفاده مى کنند و مى گویند فلان چیز به گروه خون «فلان شخص» نمى خورد فرق دارد! اصلاً خوردن و نخوردن گروه خونى چیست؟ آیا اجزاى سازنده خون افراد با هم فرق دارد ؟

خون از چه چیز ساخته شده است؟
۱- یک فرد بالغ در بدن خود ۶ـ۴ لیتر خون دارد. خون تمام افراد از سفیدپوست تا سیاه پوست ترکیبى از سه نوع سلول عمده مشاور در مایعى زردرنگ و چسبناک است. (پلاسما) ۱ـ گلبول قرمز (RBC) نوعى سلول که در حدود ۱۲۰ روز در بدن ما زنده است و ۲۰ ثانیه طول مى کشد تا هر کدام آن تمام بدن را دور بزند و ۴۰% خون را تشکیل مى دهد.
۲ـ گلبول سفید (WBC) که مسؤول جنگ با عفونت ها و مواد بیگانه در خون است (مطلب مربوط به آلرژى را به خاطر آورید.)
۳ـ پلاکت ها (PLT) که کوچکترین سلول خونى هستند و در امر انعقاد خون نقش اساسى دارند و پلاسما نیز جزو اصلى خون است که ۹۵ % آن را آب و ۵% باقیمانده را هورمون، پروتئین و مواد غذایى تشکیل مى دهد.
اگر تمام موارد ذکر شده در خون همه ما در حدود معین و مشخصى وجود دارد پس چه چیز باعث مى شود بین خون افراد تفاوت عمده اى به نام «گروه خون» به وجود آید؟!
عامل تفاوت گروه خونى افراد «وجود یا عدم وجود ملکول هاى پروتئینى مشخصى به نام آنتى ژن و آنتى بادى» است.
«آنتى ژن ها» (در صورت حضور) بر سطح گلبول قرمز و «آنتى بادى ها» داخل پلاسما یا همان مایع خون هستند. پس خون من و شما از نظر کلیات آن یکسان است و آنچه باعث مى شود ما امکان اهداى خون به یکدیگر را داشته یا نداشته باشیم همین پروتئین هاى ذکر شده است.

«گروه خونى» هر فرد به طور مستقیم به پدر و مادر و آنچه از آنان به او ارث مى رسد، ارتباط دارد. یکى از روش هاى معمول و مهم ارزیابى تفاوت بین انواع خون ها، سیستم (ABO) است. به طور قطع شما فردى با گروه خونى O - B - A یا AB هستید و راه فرارى هم ندارید (حتى اگر موجودى فضایى باشید یا بچه پایین ترین یا بالاترین نقطه شهرتان باشید فرقى نمى کند!)
براساس این سیستم دسته بندى خون و با توجه به آنچه در مورد آنتى ژن و آنتى بادى گروه خونى گفته شد:
۱ـ اگر شما گروه خونى (A) داشته باشید به این معناست که بر سطح گلبول هاى قرمزتان آنتى ژن A و در پلاسماى خونتان آنتى بادى B دارید.
۲ـ گروه خونى B با کمى توجه متوجه خواهید شد وضعیت افراد این گروه کاملاً برعکس گروه قبل است آنها در سطح گلبول هایشان آنتى ژن B و در پلاسما آنتى بادى A دارند.
۳ـ فرد گروه خونى AB بر روى گلبول قرمزش هر دو نوع آنتى ژن A و B را دارد و واضح است که در پلاسما هیچ مخالفى نداشته باشد و آنتى بادى موجود نباشد.
۴ـ و نهایتاً گروه خونى O به دلیل نداشتن هیچکدام از آنتى ژن هاى A و B بر سطح گلبول، آزادانه هر دو نوع آنتى بادى Aو B را در پلاسما دارد.
اما بحث گروه خونى و تفاوت هاى آن به همین جا ختم نمى شود و براى مثال اگر گروه خون شما (A) باشد در کنار آن از کلمه مثبت و منفى هم استفاده مى کنید! (خیلى ساده یا مثبت هستید یا منفى اصلاً هم دست خودتان نیست و این یکى کاملاً ، کاملاً به پدر و مادرتان ربط دارد!)
گروه خون شما به فاکتور دیگرى به نام (Rh) بستگى دارد. یک فرد (Rh+) فردى است که بر روى سطح گلبول هاى قرمز خود آنتى ژن این فاکتور را دارد. (پس طبیعى است که در پلاسماى او آنتى بادى Rh دیده نشود! درست مانند همان داستان گروه خونى ABO)
از طرفى افراد (Rh-) بر روى گلبول قرمز خود چنین فاکتورى را ندارند، (این افراد ۱۵% کل مردم هستند.)
حالا متوجه شده اید که شما به طور یقین ناگزیر هستید یکى از گروه هاى خونى زیر را داشته باشید.

 تشخیص گروه خونى:
در آزمایشگاه تشخیص طبى براساس آنچه گفته شد، پس از نمونه گیرى از بیمار، خون کامل او را (خونى که ضد انعقاد دارد و شامل تمام سلول هاى خونى و پلاسما است) به طور قطرات مجزا با معرف هاى مختلف (آنتى A - آنتى B و آنتى Rh) مجاور مى کنند و چسبیدن یا نچسبیدن گلبول ها در مجاورت با قطرات معرف را بررسى مى کنند و گروه خونى مشخص مى شود.
بعد از یک تزریق خون نامتجانس، در بدن نیز همان روند تجمع گلبولى (که در شرایط آزمایشگاهى بین خون و معرف ایجاد مى شود) پیش مى آید. به همین خاطر باید پیش از تزریق خون سازگارى خون بین دهنده و گیرنده آن از نظر سیستم ABO و Rh به خوبى بررسى شود. چرا که در اثر عدم هماهنگى گلبول هاى شخص گیرنده خون به هم مى چسبد و به دنبال این چسبندگى رگ هاى خونى بسته شده سرانجام خون به سایر نقاط بدن نمى رسد.

از طرف دیگر این سلول هاى بهم چسبیده که حاوى هموگلوبین (پروتئین حمل کننده اکسیژن) هستند. محتویات خود را که در خارج از سلول سمى است به داخل بدن مى ریزند و حاصل آن درنهایت مرگ گیرنده خون است (پس زدن خون دریافتى)
تمام نکته مربوط به انتقال خون در یک جمله خلاصه مى شود. «براى انتقال خون از شخصى به دیگرى باید هیچ آنتى بادى مخالف بین دو فرد نباشد.»
افراد گروه خونى (AB) با توجه به توضیح ذکر شده به علت نداشتن هیچکدام از آنتى بادى هاى A و B در پلاسماى خون قادرند (در شرایط خاص) از تمام گروه هاى خونى، خون دریافت کنند اما تنها به هم گروه هاى خود خون مى دهند (امیدواریم در سایر امور اینگونه خسیس نباشند) اما افراد گروه خونى (O) که دست و دلبازتر از سایر گروه ها هستند به دلیل داشتن هر دو نوع آنتى بادى A و B فقط از هم گروه هاى خود، خون مى گیرند ولى دهنده عمومى هستند.
مشکل ناسازگارى گروه هاى خونى تا سال ۱۹۰۱ جان بسیارى از افراد را گرفت تا آنکه دانشمندى به نام (Karl Landsteiner) با کشف گروه هاى خونى این مشکل را برطرف کرد و در سال ۱۹۳۰ موفق به دریافت جایزه نوبل پزشکى شد.
سؤال عمده اى که براى بسیارى از جوانان خصوصاً در مواقع ازدواج و انتخاب همسر پیش مى آید تفاوت گروه خونى است (البته این بار گروه خونى پزشکى، نه گروه خونى اجتماعى! که برخلاف تصور آنها اختلاف گروه خونى دوم در این مورد خاص خطر بیشترى نسبت به گروه خونى اول دارد و تشخیص آن هم خیلى ساده است معرف آن منطق است که در حضور احساس، عمل نمى کند!)

درواقع اگر گروه خونى شما و همسر آینده تان از نظر (ABO) تفاوت داشته باشد مشکلى ایجاد نمى شود و تنها تفاوت سیستم Rh بین زن و شوهر است که مى تواند بعد از زایمان اول زن براى فرزند یا فرزندان بعدى آنها ایجاد مشکل کند (آن هم فقط در شرایطى که مادر آینده (Rh-) و پدر بعد از این با (Rh+) باشد.

(که البته این مشکل هم با تزریق آمپول معروفى به نام «روگام» پس از زایمان اول به کلى حل شده است و مشکلى نمى ماند مگر همان تفاوت گروه خون اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و … موفق باشید و همگروه خوبى داشته باشید!!

  نظرات ()
فیزیولوژی ورزشی نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

 

بدن انسان برای اینکه بتواند نقش خود را به طور مؤثر در زندگی ایفا کند باید از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشد یعنی به طور مداوم انرژی لازم را در اختیار داشته باشد تا بتواند وظایف خود را به نحو احسن انجام دهد.

به گزارش خبرنگار سایت پزشکان بدون مرز به نقل از سایت پزشکان ایران  ،  وقتی سخن از آمادگی جسمانی به میان می آید مقصود از آن داشتن چنان قلب ، عروق خونی و ریه ها و عضلاتی است که بتوانند وظایف خود را به خوبی انجام دهند و با شور و نشاط تمام در فعالیت ها و تفریحات سالمی شرکت کنند که افراد عادی و غیر فعال از انجام آنها ناتوانند.

عوامل متعددی در آمادگی جسمانی مؤثر است اما چهار عامل بیش از عوامل دیگر در این میان ایفای نقش می کنند این عوامل عبارتند از (قدرت عضلانی، استقامت عضلانی، انعطاف عضلانی و استقامت قلبی ریوی)

 قدرت عضلانی
همانطور که می دانید حدود ۴۰ درصد وزن بدن را عضلات تشکیل می دهند این عضلات در خود تولید انرژی می کنند که این نیرو قدرت عضلانی نامیده می شود که البته قابل اندازه گیری نیز هست. مهمترین عامل شناخته شده در آمادگی جسمانی استعداد و توانایی عضلات در وارد کردن نیرو یا مقاومت در برابر آن است.

تمرینات قدرتی از عواملی است که سبب حجیم شدن تارهای عضلانی می شود و توانایی فرد را در کاربرد نیروی تولید شده افزایش می دهد. قدرت عضلانی اهمیت بسیاری در ورزشهای مختلف و البته فعالیت های روزانه دارد بسیاری از مردان و حتی زنان از عضلات بازو و سرشانه ضعیفی برخوردار هستند که باعث ضعف در فعالیت های ورزشی و روزانه و ایجاد درد و بیماری در سنین بالا می شود.
 استقامت عضلانی
عضلات در خود انرژی ذخیره می کنند. این عمل به ماهیچه ها امکان می دهد که مدت زیادی به فعالیت خود ادامه دهند. این عمل عضلات را استقامت عضلانی گویند. استقامت عضلانی عبارت است از ظرفیت یک عضله یا گروهی از عضلات برای انقباض مداوم.

معمولاً استقامت عضله را با قدرت عضلانی اشتباه می گیرند ولی باید توجه کرد که معمولاً استقامت عضلانی عبارت است از توانایی در کاربرد قدرت و نگهداری این توانایی برای مدت نسبتاً طولانی. برای مثال در فعالیت هایی چون: برف پارو کردن، چمن زدن، نظافت و یا حرکات ورزشی چون دراز و نشست، بالا کشیدن بدن در حالت بارفیکس و . . . استقامت عضلانی نقش اساسی دارد که می شود با تمرینات منظم ورزشی آن را افزایش داد.

 انعطاف عضلانی
توانایی در کاربرد عضلات در وسیعترین دامنه حرکت آنها به دور مفصلها را انعطاف پذیری گویند. این عامل در آمادگی جسمانی از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

با تمرینات ورزشی میزان توانایی مفاصل بدن در خم شدن و چرخیدن بیشتر می شود و در نتیجه کارایی عضلات بهبود می یابد اگر مفاصل از انعطاف کمی برخوردار باشند محدودیت حرکتی برای بدن ایجاد می شود.

 انعطاف پذیری در فعالیت های روزانه چون باغبانی، خانه داری، فعالیت های ورزشی که احتیاج به نرمی و انعطاف پذیری دارند مؤثر است. که البته این نقش در فعالیت های ورزشی چون ژیمناستیک ، دو میدانی و . . . پر رنگ تر می شود.

 استقامت قلبی و ریوی
بسیاری از دانشمندان و صاحب نظران ورزشی عقیده دارند که عامل استقامت قلبی ریوی در آمادگی جسمانی بیش از عوامل دیگر اهمیت دارد و بعضی دیگر دقیقاً بر عکس این نظریه مهر تأیید زدند. اما تجربه نشان داده است که استقامت قلبی ریوی از عوامل اساسی آمادگی جسمانی است و با تمرینات استقامتی شدید و سنگین می توان آن را ارتقاء بخشید.
 فیزیولوژی عضلات
عضلات دستگاهی هستند که مواد غذایی را از صورت شیمیایی به صورت انرژی مکانیکی یا کار تبدیل می کنند. می دانیم که حرکات بدن از انقباض عضلات حاصل می شود بدین معنی که عضلات مخطط که به استخوانهای بدن متصلند با اراده فرد منقبض می شوند و حرکت جابجایی را در بدن میسر می کنند.

در بدن انسان سه نوع عضله وجود دارد (عضلات مخطط یا اسکلتی ـ عضلات صاف و عضله قلب) که ما در این بخش فقط عضلات مخطط را بررسی می کنیم. عضلات مخطط حاوی ۷۰ درصد آب،۲۰درصد پروتئین و ۱۰ درصد کربوهیدراتها و چربی و نمکهای معدنی و املاح است که البته ترکیبات عضله در اعضای مختلف بدن تغییرات وسیعی دارند.

در بخش عضلات مخطط ۲ مطلب را بررسی می کنیم :

 ۱- انقباض عضله، ۲- منابع انرژی عضله.

انقباض عضله :

اگر طول عضله به هنگام انقباض تغییر نکند این انقباض را (هم طول) می گویند. در این نوع انقباض جسم مقاوم جابه جا نمی شود تمام انرژی حاصل از انقباض به حرارت تبدیل می شود. ولی اگر انقباض عضله به کوتاه شدن آن منجر شود آن انقباض را (هم تنش) می گویند که باعث می شود جسمی که در برابر عضله قرار می گیرد جابه جا شود.

سرعت انقباض عضله با مقدار وزنه ای که در مقابل آن قرار می گیرد رابطه عکس دارد. اگر هیچ نیرویی در برابر عضله قرار نگیرد عضله سریعاً منقبض می شود ولی اگر به تدریج نیروی مخالف افزایش می یابد از سرعت انقباض کاسته می شود. تا اینکه اگر میزان نیروی مخالف برابر با نیروی عضله شود سرعت کوتاه شدن یا انقباض به صفر خواهد رسید.
 منابع انرژی
عضله برای آنکه به حالت انقباض درآید احتیاج به انرژی دارد. منبع اصلی انرژی عضله آدنوزین تری فسفات ATP است که به مقدار کمی در عضله وجود دارد ولی به مقدار زیادی انرژی آزاد می کند. کراتین فسفات CP منبع انرژی دیگری است که در سلولهای عضلانی ذخیره می شود.

اگر مقدار ATP در سلول بیش از اندازه لازم باشد انرژی اضافی صرف تولید CP می شود و در نتیجه مقدار بیشتری از انرژی ذخیره خواهد شد. به مجرد ذخیره ATP در عضله CP موجود به سرعت و سهولت به ATP تبدیل می شود و در نتیجه CP باعث ثابت ماندن مقدار ATP عضله می شود.

انرژی حاصل از CP و ATP برای مدت کوتاهی انرژی لازم را تأمین می کنند پس در فعالیت های شدید بدنی که بیش از چند دقیقه طول می کشد باید منبع دیگری از انرژی وجود داشته باشد. این انرژی از تجزیه گلیگوژن حاصل می شود و چون این واکنش در مجاورت اکسیژن قرار می گیرد آن را هوازی یا (با اکسیژن) می گویند.

اگر اکسیژن به اندازه کافی برای این واکنش های شیمیایی وجود نداشته باشد در عضله اسیدلاکتیک تولید می شود. قسمت اعظم این اسیدلاکتیک مجدداً به گلوکز و گلیگوژن تبدیل می شود و مقداری از آن در عضله بر جای می ماند.

در ورزشهای سخت و طولانی و مخصوصاً افرادی که از آمادگی جسمانی کمی برخوردارند خستگی عضلات بعد از ورزش مربوط به اسیدلاکتیک باقی مانده در عضله است، میزان خستگی با مقدار اسیدلاکتیک موجود در عضله رابطه مستقیم دارد.

تولید انرژی در بدن به ۳ طریق انجام می گیرد که ۲ طریق آنها برای تولیدATP نیاز به اکسیژن ندارند (بی هوازی) و در سومین طریقه وجود اکسیژن کاملاً ضروری است که به آن (هوازی) گویند:
 سیستم ATP-CP
در ورزشهایی چون: پرتاب نیزه ، پرتاب دیسک ، دو ۱۰۰ متر و شیرجه یا فعالیتهایی که زمان اجرای آن بسیار کم است (حدود ۱۰ ثانیه) و با حداکثر شدت انجام می شوند انرژی مورد نیاز را از این سیستم تأمین می کنند. ATP وCP موجود در عضله به صورت ذخیره وجود دارند و به هنگام فعالیت انرژی مورد لزوم را تهیه می کنند. در این سیستم برای تأمین انرژی احتیاجی به حضور اکسیژن نیست (بی هوازی)
 سیستم اسیدلاکتیک
در ورزشهایی که زمان اجرای آنها بین ۱ تا ۳ دقیقه طول می کشد انرژی مورد نیازشان را از این طریق تأمین می کنند مثل دوهای ۴۰۰ و۸۰۰ متر وکشتی. هنگام اجرای این فعالیت ها اکسیژن به قدر کافی در عضله موجود نیست لذا گلوکز موجود در عضله به اسیدلاکتیک و ATP تبدیل می شود. در حقیقت در این سیستم گلوکز عامل اصلی تأمین کننده انرژی عضله است.
 سیستم هوازی
هر موجود زنده ای برای ادامه زندگی و فعالیت احتیاج به اکسیژن دارد. بعد از چند دقیقه که اکسیژن به بدن نرسد، نه ATP در بدن ساخته می شود و نه انرژی وجود دارد و در نتیجه زندگی پایان می یابد. در ورزشهایی که بیش از ۳ دقیقه طول می کشد عضلات انرژی مورد احتیاج را از تجزیه مواد غذایی در مقابل اکسیژن بدست می آورند.

در دوهای ماراتن، کوهنوردی و. . . ATP مورد نیاز عضلات از این طریق تأمین می گردد. پروتئین ها، گلیگوژن و چربیها از جمله مواد غذایی هستند که در این سیستم مورد استفاده قرار می گیرد و بیشترین مقدار تولید ATP را نیز دارد.
 برگشت به حالت اولیه و وام اکسیژن (ریکاوری)
همانطور که گفته شد برای اینکه بدن از حالت استراحت به حالت فعالیت درآید فعل و انفعالات متعددی در عضله صورت می گیرد تا انرژی لازم کسب شود. همچنین برگشت بدن از حالت فعالیت به حالت استراحت نیز بسیار مهم است که آن را برگشت به حالت اولیه (Recavery) گویند.

ذخیره اکسیژن بدن هنگام فعالیت های شدید به مصرف سوخت و ساز بدن می رسد؛ در نتیجه هنگام استراحت مقدار اکسیژنی که از ذخیره بدن گرفته شده است باید دوباره به بدن باز گردد و اسیدلاکتیک جمع شده در عضلات نیز باید از سلول های عضلانی خارج شودکه البته هر دو نیز هوازی هستند.

انرژی از دست رفته بدن را وام اکسیژن (Oxygen Debt) گویند. مقدار وام اکسیژن برابر است با مقدار اکسیژن مورد نیاز در هنگام فعالیت؛ اگر نوع فعالیت شخص ملایم، طولانی و یکنواخت باشد بدن می تواند انرژی مورد نیاز را از هوا بگیرد و وام اکسیژن به وجود نمی آید والی اگر فعالیت شخص شدید باشد به طوری که او مجبور باشد با کمبود انرژی به فعالیت خود ادامه دهد مبتلا به وام اکسیژن می شود.

مدت زمانی که طول می کشد تا بدن به حالت اول برگردد بستگی به مدت، شدت و آمادگی جسمانی فرد دارد؛ بعد از فعالیت ها در ۲ یا ۳ دقیقه اول مصرف اکسیژن به شدت پایین می آید اما از این شدت به تدریج کاسته می شود تا به حالت یکنواخت برسد. اگر شخص بعد از فعالیت ورزشی خود، به جای استراحت، کار ساده ای مثل راه رفتن یا دویدن آرام (سرد کردن) را انجام دهد اسیدلاکتیک موجود در بدن زودتر از بین می رود (در این مورد در فصل علم تمرین به طور کامل توضیح داده شده است)
 فیزیولوژی گردش خون
دستگاه گردش خون از رگها و قلب تشکیل شده که خون تیره و روشن در آنها جریان دارد. قلب به صورت تلمبه ای قوی خون روشن را از راه سرخرگ آئورت و سرخرگ ششی به بدن می فرستد و از طرفی سیاهرگهای اجوف فوقانی و تحتانی خون تیره را از بدن به قلب بر می گردانند. به استثنای سیاهرگ ششی که خون روشن و تیره را از ششها به قلب بر می گرداند.

سلولهای بدن پیوسته در حال فعالیت اند و برای ادامه حیات و فعالیت خود موادی را می سوزانند و مواد دیگری را دفع می کنند دستگاه گردش خون عهده دار رساندن مواد سوختنی به سلول ها و خارج کردن مواد زائد است. قلب از چهار حفره تشکیل شده است.

دو حفره در طرف راست و دو حفره در طرف چپ. دو حفره بالایی را دهلیز و دو حفره پایینی را بطن می گویند. بطن باعث به حرکت درآمدن خون در بدن می شود و اگر بطن از انقباض بیفتد خون از گردش خواهد ایستاد. شکل قلب شبیه مخروطی است که قاعده آن در بالا و نوک آن در پایین در انتهای بطن ها است.

در موقع ضربان دو دهلیز با هم منقبض می شوند و بعد از مدت نسبتاً کوتاهی دو بطن منقبض می شوند بعد از این انقباض توقف بیشتر و طولانی تری وجود دارد که به منزلة استراحت قلب است. مدت انقباض بطن ها در افراد بالغ ۳/۰ ثانیه و مدت انبساط آنها ۵/۰ ثانیه طول می کشد روی هم رفته یک دوره کامل قلبی ۸/۰ ثانیه طول می کشد بنابراین در هر دقیقه تقریباً ۷۰ دورة قلبی صورت می گیرد و این رقم را تعداد ضربان قلب گویند. همانطور که می دانید در حدود تا وزن بدن را خون تشکیل می دهد یعنی یک شخص معمولی با وزن در حدود۷۰ کیلوگرم دارای ۵ تا ۶ لیتر خون است قسمت اعظم خون را گلبولهای قرمز تشکیل می دهند.

کمبود اکسیژن معمولاً موجب افزایش گلبولهای قرمز خون می شود به همین دلیل است که در ارتفاعات زیاد ورزشکاران استقامتی قادر نیستند رکوردهای جهانی از خود به جا بگذارند چون در مکان های مرتفع فشار نسبی اکسیژن در هوای تنفسی کم است و شخص ورزشکار قادر نیست به راحتی اکسیژن مورد نیاز را در هنگام ورزش از هوا کسب کند لذا این امر در کارایی او اثر نامطلوب می گذارد.
 فیزیولوژی تنفس
طبق تعاریفی که در کتاب های فیزیولوژی انجام شده، تنفس عبارت است از جذب اکسیژن و دفع انیدریدکربنیک به وسیلة سلول زنده، خواه این سلول حیوانی باشد، خواه نباتی.

عمل تنفس طی ۲ مرحله متمایز انجام می شود : تنفس خارجی: که عبارت است از حرکت هوا به داخل ریه ها، انتقال اکسیژن از ریه ها به خون و انتقال انیدریدکربنیک از خون به ریه ها. تنفس سلولی یا داخلی: که شامل جذب اکسیژن و تولید انیدریدکربنیک توسط سلولها می شود. انقباض حجاب حاجز یا دیافراگم و پایین آمدن در محوطه شکم باعث بزرگ شدن قفسه سینه از بالا به پایین می شود.

همزمان با این عمل عضلات شکم بتدریج شل می شود و با انقباض عضلات بین دنده ای، دنده ها به بالا کشیده می شود و استخوان جناغ را به جلو می راند این عمل قفسه سینه را از جلو به عقب می برد و از طرفین بزرگ می کند؛ با بزرگ شدن حجم قفسه سینه فشار موجود در ریه ها از فشار جو کاهش می یابد و باعث حرکت هوا به داخل ریه ها می شوند این عمل آنقدر ادامه پیدا می کند تا فشار هوا در ریه ها با فشار جو برابر گردد. کلیه اعمال بالا را دم گویند.

اما عمل بازدم در نتیجه شل شدن عضلات دمی و بازگشت ریه ها به حالت قبل صورت می گیرد با بالا رفتن عضله دیافراگم و بازگشت حجم قفسه سینه به حالت استراحت، فشار هوا در ریه ها از جو بیشتر می شود و آن قدر هوا از ریه ها خارج می شود تا فشار ریه ها دوباره با فشار جو برابر گردد.
 حجم جاری و تهویه ریوی
حجم هوایی که با هر بار حرکت به داخل ریه ها جریان می یابد را حجم جاری می نامند و مقدار آن بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلی لیتر است و تهویه ریوی عبارت است از حجم جاری ضرب در تعداد حرکات تنفسی در دقیقه که معمولاً بین ۱۰ تا ۲۰ بار در حالت استراحت است.

در هنگام ورزش تعداد حرکات تنفسی افزایش پیدا می کند و عمیق تر می شود تا جایی که در فعالیتهای شدید ورزشی عضلات دمی و بازدمی فعال می شوند و تهویه ریوی تا حدود ۱۰۰ لیتر در دقیقه افزایش می یابد.

حداکثر تهویه ریوی ممکن است به ۱۵۰ لیتر در دقیقه هم برسد ولی افزایش تهویه ریوی اگر از ۱۰۰ لیتر در دقیقه بیشتر شود به افزایش جذب اکسیژن کمکی نمی کند زیرا به نظر می رسد که انتقال اکسیژن بیش از این مقدار به بافتها، توسط عضلات قلب و عضلات تنفس محدود می شود.

 

www.pezeshk.us

  نظرات ()
آشنایی با هورمونهای جنسی زنان نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

غدد هیپوتالاموس و هیپوفیز در مغز، با کنترل عملکرد تخمدان، سطح هورمونهای جنسی زنان را تنظیم می‌نمایند.
  
- با توجه به شیوع بالای نازایی در زوجهای سراسر جهان، یکی از آزمایشهای اولیه در بررسی نازایی، سنجش هورمونهای جنسی زنانه است.
- مقادیر غیرطبیعی هورمونهای جنسی بطور شایع دیده می شود و لزوماً به معنی نازا بودن نمی‌باشد.
- در طی هر دوره قاعدگی، سطح هورمونهای جنسی زنانه بشدت تغییر پیدا می‌کند بهمین دلیل، هنگام بررسی پاسخ آزمایش، دانستن زمان چرخه قاعدگی اهمیت بسیاری دارد.
- هنگام نزدیک شدن به سن یائسگی، مقادیر برخی از این هورمونها (FSH LH,) بالا می‌رود. از این آزمایشها می توان جهت تایید تشخیص فرارسیدن سن یائسگی استفاده کرد.
- توجه داشته باشید که مقادیر طبیعی ذکر شده در ذیل، تقریبی هستند و در آزمایشگاههای مختلف، متفاوت می‌باشند.

 

آزمون

مقادیر طبیعی

توضیح

LH

۲۰-۵ در خانمهای بالغ

در میانه چرخ قاعدگی سه برابر میزان اولیه است.

افزایش شدید آن در میانه چرخه قاعدگی، منجر به تحریک تخمک‌گذاری می‌شود. پس از آن بمدت یک هفته بالا می‌ماند تا باعث ترشح پروژسترون از جسم زرد گردد.

FSH

میانه چرخه قاعدگی

۶۰-۱۰

در دوره بارداری

ناچیز

پس از یائسگی

بیشتر از۳۰

FSH باعث رسیدگی تخمکها و ترشح استرادیول در نیمه اول چرخه قاعدگی می‌شود.

estradiol

استرادیول

پس از یائسگی

۵-۲۵

قبل از یائسگی

۴۰۰-۲۰

همزمان با تحریک تخمدان و بلوغ تخمکها، میزان آن بالاتر می‌رود. در بررسی تخمدانها، جفت و غدد فوق کلیه دارای کاربرد است.

progesterone

پروژسترون

ng/ml

قبل از تخمک‌گذاری

در میانه چرخه قاعدگی

۲۰-۵

پس از تخمک‌گذاری، پروژسترون داخل رحم را جهت بارداری آماده می‌کند. در اوایل بارداری، سطح پروژسترون، همچنان بالا می‌رود.

prolactin

پرولاکتین

کمتر از ۵۰۰

mU/Lit

از غده هیپوفیز ترشح می‌شود و مسئول نمو پستانها و ترشح شیر است. در بیماریهایی مثل آدنوم هیپوفیز، استرس و کم‌کاری تیروئید میزان آن بالا می‌رود.

  نظرات ()
چه راهکاری انتخاب کنم تا حامله شوم؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

 

تخمک گذاری چیست؟
تخمک گذاری به زمانی گفته می شود که یک تخمک (یا در برخی موارد نادر بطور طبیعی بیشتر از یک تخمک) از تخمدان آزاد می شود و این زمان را “دوره باروری” در سیکل قاعدگی می نامند. هر ماه، یک تخمک در درون تخمدان شما به بلوغ می رسد. هنگامی که اندازه آن به حد معینی رسید، تخمک از تخمدان آزاد شده و درونِ لوله های فالوپ، به طرف رحم حرکت می کند. اینکه در هر بار، کدام تخمدان یک تخمک آزاد می کند، نسبتا نامشخص است. آنچه مشخص است این است که وظیفه تخمک گذاری در سیکلهای قاعدگی به صورت منظم و یکی در میان، بین تخمدانها تقسیم نمی شود.

چگونه زمان بیشترین باروری، با تخمک گذاری مشخص می شود؟
برای اینکه بهترین نتیجه را بگیرید و حامله شوید، باید در مدت یک تا دو روز پیش از تخمک گذاری تا ۲۴ ساعت پس از آن، آمیزش داشته باشید. دلیل این امر آن است که اسپرمها می توانند دو تا سه روز زنده بمانند، اما تخمک نمی تواند بیشتر از ۲۴ ساعت پس از تخمک گذاری به حیات خود ادامه دهد مگر اینکه لقاح صورت پذیرد.

اگر در حوالی زمان تخمک گذاری نزدیکی داشته باشید، احتمال حامله شدن شما افزایش می یابد و شما می توانید خوشحال باشید، زیرا شانس با شما همراه است: در زوجهای معمولی که می توانند به صورت طبیعی بچه دار شوند، در هر دوره ۲۰% احتمال بارداری وجود دارد. حدودا ۸۵% از خانمهایی که بدون استفاده از یکی از روشهای جلوگیری از بارداری آمیزش دارند، ظرف یکسال حامله می شوند. شما می توانید با تعیین زمان دقیق تخمک گذاری، همچنین با افزایش آگاهی خود در مورد تغییرات هورمونی و فیزیکی که در هر ماه در بدن شما رخ می دهد، احتمال حامله شدن خود را افزایش دهید.

همچنین شما می توانید از این اطلاعات استفاده کرده و با خودداری از آمیزش در نزدیکی زمان تخمک گذاری، از بارداری جلوگیری کنید. البته توجه داشته باشید که این روش، بهترین روش جلوگیری از بارداری نیست و استفاده از آن ممکن است موفقیت آمیز نباشد.

چگونه می توانم زمان تخمک گذاری و حداکثر آمادگی برای بارداری را تشخیص دهم؟
زمانی را که دوره پریود بعدی شما آغاز می شود در نظر بگیرید، سپس ۱۲ تا ۱۶ روز از آن کم کنید. این چند روز، همان محدوده زمانی است که احتمال تخمک گذاری شما در آن بسیار زیاد است. برای خانمهایی که یک دوره کامل آنها ۲۸ روز طول می کشد، چهاردهمین روز معمول روز تخمک گذاری است. برای استفاده از این روش، شما باید بدانید که دوره کامل شما معمول چند روز طول می کشد.

با این حال، بهترین روش برای تعیین زمانی که احتمال باروری شما در آن حداکثر است این است که به وضعیت بدنی خود توجه کنید و روش تشخیص نشانه های تخمک گذاری را فرا بگیرید.

تغییر در ترشحات دهانه رحم: هر چقدر روزهای بیشتری از دوره شما بگذرد، حجم این ترشحات افزایش پیدا کرده و بافت آنها نیز تغییر می کند. این تغییرات، بیانگر افزایش سطح هورمون استروژن در بدن شما است. هنگامی که این ترشحات شفاف، لیز و چسبنده باشد، احتمال باردار شدن شما به حداکثر می رسد. به نظر بسیاری از خانمها، ترشحات در این دوره مانند سفیده تخم مرغ است.

این ترشحات در حالت طبیعی به عنوان یک سد محافظ عمل می کنند، اما در زمان اوج توانایی باردار شدن در شما، این ترشحات به اسپرم اجازه می دهند تا از مجرای رحم عبور کرده و به سمت رحم بروند، سپس به طرف لوله های فالوپ حرکت کنند تا با تخمک شما برخورد نمایند.

افزایش دمای بدن: پس از تخمک گذاری، دمای بدن شما ممکن است بین ۰/۴ تا ۱/۰ درجه افزایش پیدا کند. شما این تغییر را احساس نخواهید کرد، اما می توانید با استفاده از یک دماسنج، “دمای پایه بدن” یا BBT خود را اندازه گیری کنید.

دمای پایه بدن یعنی دمای بدن در هنگام صبح و پس از بیدار شدن از خواب، پیش از آنکه هرگونه فعالیتی انجام دهید. این افزایش دما بیانگر آن است که تخمک گذاری در بدن شما انجام شده است، زیرا آزاد شدن یک تخمک منجر به تحریک و افزایش تولید هورمون پروژسترون می گردد، که دمای بدن را افزایش می دهد.

زمان حداکثر توانایی شما برای باردار شدن، دو تا سه روز پیش از این است که دمای بدن شما افزایش پیدا کند. برخی از متخصصان بر این باورند که ۱۲ تا ۲۴ ساعت پس از مشاهده اولیه افزایش دما نیز شما شانس باردار شدن را دارید، اما اکثر آنها اذعان می کنند که این زمان برای حامله شدن خیلی دیر است.

پس از تخمک گذاری، یک تا دو روز طول می کشد تا سطح هورمون پروژسترون به حدی برسد که دمای بدن شما را افزایش بدهد. اما از آنجا که تخمک تنها حداکثر ۲۴ ساعت می تواند زنده بماند، هنگامی که دمای بدن افزایش پیدا می کند، دیگر برای باردار شدن خیلی دیر شده است،.

به همین دلیل، متخصصان توصیه می کنند که دمای بدن خود را برای چند ماه دقیقا زیر نظر گرفته و نموداری برای آن طراحی کنید تا بتوانید الگوی افزایش دما را تشخیص داده و زمان احتمالی تخمک گذاری خود را مشخص کنید. در این صورت می توانید به گونه ای برنامه ریزی کنید که دو تا سه روز پیش از موعد افزایش دمای بدن خود، آمیزش داشته باشید.

درد در ناحیه پایین شکم: حدودا ۲۰% از خانمها می توانند تخمک گذاری و فعالیت مربوط به آن را احساس کنند، که نشانه های آن می تواند از درد ملایم تا تیر کشیدن های شدید و ناگهانی باشد. این حالت، که به آن میتل اشمرز ی mittelschmerz گفته می شود، ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت طول بکشد.

تستهای پیش بینی کننده تخمک گذاری چگونه کار می کنند؟
این تستها که در داروخانه ها یا فروشگاههای دیگر موجود بوده و بدون نسخه نیز به فروش می رسند، افزایش هورمون LH را، که دقیقا قبل از تخمک گذاری رخ می دهد، در ادرار شما تشخیص می دهند. استفاده از این تستها ساده تر بوده و نتایج آنها نیز دقیق تر از دماسنجهای BBT است و می توانند تخمک گذاری را ۱۲ تا ۳۶ ساعت زودتر تشخیص داده و احتمال بارور شدن شما را در همان ماه اولی که از این تستها استفاده می کنید به حداکثر برسانند.

اما این دستگاهها خالی از اشتباه نیز نیستند. در مواردی نادر، آنها وجود LH را ثبت می کنند. در واقع پاسخی که دستگاه به شما می دهد، یک جواب “مثبت” یا “منفی” است، نه یک عدد. به این ترتیب نمی توان تضمین کرد که در صورت مثبت بودن پاسخ، حتما تخمک گذاری انجام خواهد شد؛ در واقع میزان هورمون LH می تواند با یا بدون آزاد شدن تخمک، افزایش پیدا کند. همچنین ممکن است افزایش میزان این هورمون به صورت کاذب نیز اتفاق بیفتد، که دوباره سطح آن کاهش یافته و پس از آن کمی مانده به تخمک گذاری مجددا افزایش پیدا می کند.

برای به دست آوردن حداکثر دقت، راهنما و دستورالعمل تست را به دقت مطالعه و پیگیری کنید. با این حال، اگر راهنمای تست به شما می گوید که اولین ادرار خود در طول روز را تست کنید، ممکن است بهتر باشد که دومین ادرار خود را تست کنید. ادرار شما در طول شب غلیظ می شود، که در نتیجه ممکن است نتیجه تست “مثبت” ولی “کاذب” باشد.

دوره شما از اولین روزی که پریود آغاز می شود، محاسبه می گردد. در صورتی که دوره شما ۲۸ روزه باشد، تست را از روز یازدهم آغاز کرده و به مدت ۶ روز ادامه دهید؛ یا تست را به تعداد روزهایی که شرکت تولید کننده دستگاه توصیه کرده است، ادامه دهید. در صورتی که دوره شما بین ۲۷ تا ۳۴ روز است، روز تخمک گذاری شما ممکن است بین روزهای سیزدهم تا بیستم باشد. تست را از روز یازهم آغاز کرده و تا روز بیستم ادامه دهید. در صورتی که دوره شما نامنظم است، ممکن است به این نتیجه برسید که استفاده از این تست نمی تواند آزمون مناسبی برای تشخیص زمان تخمک گذاری در شما باشد.

اگر بخواهم حامله شوم، چه زمانی برای آمیزش بهتر از سایر اوقات است؟
برای حامله شدن، زمان بندی دقیق بیشتر از هر چیز دیگری اهمیت دارد. اسپرم می تواند دو تا سه روز زنده بماند، اما تخمک فقط ۱۲ تا ۲۴ ساعت زنده خواهد ماند. برای افزایش احتمال حامله شدن، باید در حوالی زمان تخمک گذاری، بیشتر از یکبار آمیزش داشته باشید. همچنین نزدیکی یک تا دو روز پیش از تخمک گذاری و سپس انجام آمیزش مجدد در روز تخمک گذاری نیز مناسب است. در این حالت، احتمالا تعداد بیشتری از اسپرمهای سالم در لوله های فالوپ، آماده رها شدن تخمک خواهند بود.

البته، زمان دقیق رها شدن تخمک در خانمها، مشخص نیست و به طول دوره قاعدگی آنها بستگی دارد. تخمک گذاری در خانمها معمولا ۱۴ روز پیش از آغاز پریود بعدی انجام می شود. دقت کنید که این زمان، بر خلاف باور عموم، دقیقا در وسط دوره ماهیانه آنها قرار ندارد. اگر دوره شما ۲۸ روزه باشد (که متوسط سیکل قاعدگی در خانمها همین مدت است)، آنگاه می توان گفت که تخمک گذاری تقریبا در وسط دوره انجام می شود. اما اگر مثلا دوره شما ۳۵ روزه باشد، تخمک گذاری در روز بیست و یکم انجام خواهد شد، نه روز هفدهم که وسط دوره است.

چگونه می تواتم بفهمم که در حال تخمک گذاری هستم؟
برخی از خانمها متوجه تخمک گذاری می شوند و برخی دیگر، تغییر خاصی را مشاهده نمی کنند. اگر به فکر بارداری هستید، دوره ماهیانه خود را برای چند ماه متوالی زیر نظر بگیرید. برخی از نشانه های ظریف تخمک گذاری عبارتند از:

حساس شدن پستان ها
درد خفیف در ناحیه پایین شکم
افزایش ترشحات واژن و تبدیل شدن این ترشحات به ماده ای شبیه به سفیده تخم مرغ.
اندکی افزایش (در حدود ۰/۴ تا ۱ درجه) در دمای پایه بدن یا BBT: شما می توانید دمای بدن خود را هر روز صبح پیش از آنکه از رختخواب خارج شوید اندازه گیری کنید؛ این افزایش دما، دو روز پس از تخمک گذاری صورت می گیرد. در صورتی که نمودار دمای بدن خود را به مدت چند ماه ترسیم کنید، می توانید زمان تقریبی تخمک گذاری را پیش بینی کنید.
اگر پریودهای من منظم نباشند، حامله شدن برایم سخت تر خواهد بود؟
اکثر خانمها ۱۲ بار در سال پریود می شوند، اما برخی از آنها ممکن است کمتر پریود شده یا حتی اصلا پریود نشوند. استرس، تمرینهای سنگین ورزشی، افزایش یا کاهش شدید وزن و مواردی دیگر، از جمله عواملی هستند که می توانند بر پریود شما اثر بگذارند. هر چقدر پریود شما نامنظم تر باشد، تشخیص زمان دقیق تخمک گذاری مشکل تر می شود. در صورتی که زمان تخمک گذاری را در چند ماه متوالی زیر نظر بگیرید، می توانید چند روزی را که بیشترین احتمال حامله شدن وجود دارد، تشخیص دهید.

فرض کنید سه دوره متوالی شما به ترتیب ۲۸، ۲۱ و ۳۲ روزه باشد. سیکل قاعدگی خود را برای چند ماه متوالی در نظر گرفته و یادداشت نمایید. سپس عدد ۱۷ را از کوتاهترین دوره ماهیانه، و عدد ۱۱ را از طولانی ترین دوره ماهیانه کم کنید. تعداد روزهای مابین این دوعدد، روزهایی هستند که احتمال باردار شدن شما در آنها بیشتر از سایر روزها است. اگر دوره های شما نامنظم بوده و بیشتر از ۳۵ روز نیز طول می کشند، با یک متخصص مشورت نمایید تا علت این بی نظمی را مشخص کند. علت آن می تواند یکی از موارد زیر باشد: سندرم تخمدان پلی کیستیک یا PCOS یا به زبان ساده تر کسیت تخمدان، اختلال عملکرد تخمدان، اختلال تیروئید، کاهش وزن شدید، یا افزایش میزان پرولاکتین.

آیا ممکن است آمیزش را امتحان کنیم تا ببینیم حاملگی اتفاق می افتد یا نه؟
مسلما لازم نیست که هر روز دمای بدن خود را اندازه گیری کرده یا موارد متعددی را یادداشت کنید. حتی رسیدن به اوج لذت جنسی نیز برای حامله شدن لازم نیست. حداقل دو بار در هفته آمیزش داشته باشید، شاید شانس به کمک شما بیاید.

تستهای تشخیص حاملگی خانگی

چگونه باید از تستهای حاملگی خانگی استفاده کرد؟
تستهای حاملگی خانگی، وجود یکی از هورمونهای نشانگر حاملگی به نام “گونادوتروپین جفتی انسان” یا hCG را در ادرار نشان می دهد. این هورمون که توسط سلولهای جفت تولید می شود، ابتدا هنگامی که تخمکِ بارور شده، در رحم جای می گیرد (تقریبا شش روز پس از حامله شدن)، در جریان خون شما وارد می شود. سپس میزان هورمون hCG در طی هفته های بعدی در بدن به سرعت افزایش پیدا کرده و مقدار آن هر دو روز دو برابر می شود.

 ۱۴ روز پس از حاملگی (یعنی تقریبا همان زمانی که شما انتظار دارید پریود بعدی شروع شود)، برخی از تستهای حاملگی ممکن است بتوانند این هورمون را در ادرار شما تشخیص داده و نتیجه مثبت برای حاملگی را اعلام کنند. اما بر خلاف ادعاهای تهیه کنندگان آنها، این تستها غالبا آنقدر دقیق نیستند که بتوانند حاملگی را در این مرحله تشخیص دهند. در واقع، اگر یک هفته دیگر هم (پس از زمانی که انتظار داشته اید پریود بعدی آغاز شود) صبر کنید، می توانید امید داشته باشید که نتیجه دقیق تری از این تستها به دست آورید.

اگر در اولین روزی که انتظار پریود شدن را داشته اید اما پریود نشده اید از این تستها استفاده کنید، نتیجه تا چه حد دقیق خواهد بود؟
اکثر این تستها ادعا می کنند که بیش از ۹۹% دقت دارند، یعنی به طور ضمنی بیان می کنند که شما همین که زمان پریود بعدی تان فرا رسید اما پریود نشدید، می توانید از این تستها استفاده کنید؛ اما تحقیقات نشان داده است که این ادعاها چندان هم صحیح نیستند. واقعیت این است که میزان hCG در ادرار در روزهای پس از لقاح، در افراد مختلف متفاوت است.

ممکن است از انواع تست های موجود در بازار، یک یا تعداد کمی از آنها به اندازه کافی دقیق باشد که بتواند در اولین روز از پریود بعدی، سطح هورمون hCG را تشخیص داده و نتیجه مثبت بدهد. در واقع علت اصلی این است که حساسیت برخی از این تستها بقدری نیست که بتواند به آن مقداری از این هورمون که در ادرار خانمهای حامله در اولین روز از پریود بعدی شان وجود دارد، واکنش نشان دهد.

اکثر این تستها در روز اول از موعد پریود بعدی، تنها قادرند ۱۶% از حاملگی ها را تشخیص دهند؛ هر چند یک هفته بعد از موعد پریود بعدی، اکثر این تستها می توانند نتیجه مثبت حاملگی را ارائه دهند.

پس چگونه این تستها می توانند ادعای دقت در همان روزهای اول باردار شدن را داشته باشند؟
در واقع آنها چنین ادعایی ندارند. آنها صرفا ادعا می کنند که در مجموع “بیش از ۹۹% دقت دارند”، سپس به طور جداگانه می گویند که می توانید در اولین روز از موعد پریود بعدی، از این تستها استفاده کنید. در صورتی که تهیه کنندگان یک تست بخواهند از برچسب “دقت بیش از ۹۹%” بر روی تست حاملگی خانگی خود استفاده کنند باید نشان دهند که نتیجه این تست در آزمایشگاه، مشابه با نتیجه سایر تستهای موجود یا حتی بهتر از آنها است.

از آنجا که تستهای موجود دقیق تر از تستهای قدیمی هستند، تعجبی ندارد که بتوانند به این ادعاهای خود جامه عمل بپوشانند؛ اما توجه داشته باشید که این تستها ممکن است نتوانند حاملگی را در اولین روز از موعد پریود بعدی تشخیص دهند در حالیکه با گذشت زمان این امکان وجود دارد.

چگونه می توانم تشخیص دهم که کدام تستها بهتر و دقیق تر هستند؟
به سادگی نمی توان به این سوال پاسخ داد. هر روزه محصولات جدیدی به بازار می آیند و تستهای فعلی نیز پیشرفته تر می شوند.

به همراه برخی از این تستها، اطلاعاتی نیز در مورد میزان “حساسیت” و “دقت” تست ارائه شده است. میزان حساسیت تست بدین صورت ارائه می شود: حداقل میزان غلظت hCG (بر حسب میلی واحد در یک میلی لیتر از ادرار) که تست قادر به تشخیص دادن آن است. به عنوان مثال، تست حاملگی که ادعا می کند می تواند میزان ۲۰ mIU/ml از hCG را تشخیص دهد، باید دقیق تر از تستی باشد که می گوید می تواند میزان ۵۰ mIU/ml را تشخیص دهد.

متأسفانه باید گفت که نمی توان به این اطلاعات چندان اعتماد کرد، زیرا انواع مختلفی از hCG وجود دارد و این اعداد لزوما بیانگر توانایی تشخیص نوعی از hCG نیست که در اوائل بارداری در ادرار دیده می شود.

چگونه می توانم از تست حاملگی خانگی استفاده کنم؟
ابتدا تاریخ انقضاء محصول را نگاه کنید، خصوصا اگر مدتی از خرید آن گذشته است، تا مطمئن شوید که هنوز می توانید از آن استفاده کنید. اگر محصول را در محل مرطوب یا گرم مانند حمام نگهداری کرده باشید، ممکن است فاسد شده و دیگر امکان استفاده از آن وجود نداشته باشد؛ پس بهتر است آن را دور بیندازید و یک تست جدید بخرید. هنگامی که می خواهید از تست استفاده کنید، دستورالعمل نحوه استفاده از آن را به دقت مطالعه کنید، زیرا نحوه استفاده از محصولات مختلف ممکن است متفاوت باشد. در اکثر این قبیل از تستها باید نمونه ادرار خود را در یک ظرف بریزید و سپس نوار کاغذی مخصوص را در آن فرو کنید.

ممکن است در برخی دیگر با استفاده از قطره چکانی که در کنار محصول به شما داده شده است، چند قطره از آن را در سوراخی که روی دستگاه تعبیه شده است، بریزید. در برخی دیگر از تستها می توانید مستقیما روی کاغذ مخصوص ادرار کنید. در بعضی هم می توانید از هر کدام از دو روش که مایل هستید استفاده کنید.

همچنین نحوه نمایش نتیجه نیز در این تستها متفاوت است: برخی از آنها نوارهای باریک صورتی یا آبی رنگ را بر روی کاغذ تست نمایش می دهند، اما برخی دیگر ممکن است علامت مثبت یا منفی را بر روی یک پنجره نمایش دهند. در اکثر این تستها، یک نشانگر کنترل نیز وجود دارد که نشان می دهد آیا نتیجه تست معتبر است یا نه. اگر این نشانگر تغییر رنگ ندهد بیانگر آن است که نتیجه تست معتبر نیست.

شاید به علت فاسد شدن یا دلایلی از این قبیل باشد و ممکن است نتیجه بارداری به دست آمده از آن واقعا اشتباه باشد. در صورتی که چنین اتفاقی افتاد، می توانید با فروشنده کالا تماس گرفته و بخواهید که یک تست جدید برایتان بفرستند، هر چند ممکن است رسیدن این تست جدید مدتی طول بکشد و شما نتوانید به سرعت از آن استفاده کنید.

اکثر تستها عنوان می کنند که نتیجه تست ظرف ۵ دقیقه مشخص می شود، هرچند که ممکن است برای گرفتن نتیجه مثبت مجبور باشید تا ۱۰ دقیقه نیز صبر کنید.

آیا ممکن است نتیجه تست منفی باشد، اما باردار باشید (یعنی نتیجه منفی کاذب به دست بیاید)؟
در صورتی که نتیجه تست منفی باشد و در صورتی که هنوز پریود نشده اید، چند روز یا یک هفته دیگر صبر کرده و مجددا از تست استفاده کنید. شاید تخمک گذاری دیرتر از زمانی که تصور می کرده اید انجام شده باشد و در نتیجه هنوز برای انجام تست حاملگی بسیار زود باشد.

برای به دست آوردن بهترین نتیجه باید از اولین ادرار خود در صبح استفاده کنید، زیرا ادرار در آن زمان بیشترین غلظت را دارد.

توجه داشته باشید که نتیجه منفی لزوما به معنای حامله نبودن نیست. در صورتی که در موعد مقرر پریود نشدید، ممکن است حامله شده باشید؛ پس بهتر است از مصرف دارو و سایر کارهایی که در دوران حاملگی خطرناک است خودداری کنید. در صورتی که تا یک هفته بعد پریود نشدید و نتیجه تست هم هنوز منفی بود، بهتر است به ملاقات پزشک خود بروید تا علت این امر مشخص شود.

آیا ممکن است نتیجه تست مثبت باشد، اما باردار نباشید (یعنی نتیجه مثبت کاذب به دست بیاید)؟
بله؛ نتیجه مثبت کاذب هم ممکن است مشاهده شود و این یعنی نتیجه تست مثبت باشد، اما شما حامله نباشید.

در صورتی که شما نتیجه مثبت زودهنگام از تست بگیرید و کمی بعد هم پریود شوید، ممکن است دچار عارضه “حاملگی شیمیایی” شده باشید. این بدان معناست که یک تخمک بارور شده به رحم منتقل شده و سپس به اندازه ای رشد کرده است که هورمون hCG تولید کند؛ اما پس از آن، رشد تخمک بنا به دلایلی متوقف شده است. این اتفاق برای ۲۰ تا ۵۰ درصد از تخمکهای بارورشده می افتد، که دلیل آن ممکن است غیرطبیعی یا ناسالم بودن تخمک یا عدم توانایی آن برای رشد و تبدیل شدن به جنین، باشد.

در این حالت، شما دوباره پریود خواهید شد، هرچند این دوره پریود ممکن است کمی دیرتر شروع شده و خونریزی شما نیز بیشتر از حد معمول باشد. در گذشته که تستهای حاملگی به اندازه امروز دقیق نبودند، این حاملگیهای شیمیایی هیچ وقت تشخیص داده نمی شدند. به همین دلیل، برخی از متخصصان بر این باورند که بهتر است تا یک هفته پس از موعد مقرر پریود بعدی خود نیز صبر کنید و سپس تست حاملگی را انجام دهید تا نتیجه دقیق تری به دست بیاورید.

توجه داشته باشید که در “بارداری خارج رحمی” (یعنی زمانی که تخمک بارور شده در جایی غیر از دیواره رحم قرار گرفته باشد)، ممکن است نتیجه مثبت یا منفی از تستهای حاملگی به دست بیاید. در صورتی که درد در ناحیه شکم یا خونریزی غیرطبیعی مشاهده کرده اید (صرف نظر از نتیجه تست حاملگی)، با پزشک خود تماس بگیرید.

تستهای حاملگی خانگی با تستهایی که در مطب پزشکان یا ماماها انجام می شود، چه تفاوتی دارند؟
در برخی از کلینیکها، دقیقا از همان تستهای خانگی استفاده می شود. پزشکان و ماماها، زمانی که می خواهند مقدار دقیق hCG در خون شما یا تغییرات مقدار آن در طول زمان را بدانند، مثلا زمانی که به سقط جنین مشکوک باشند، از آزمایش خون بارداری استفاده می کنند. در این آزمایش تنها به یک جواب مثبت یا منفی اکتفا نمی شود و مقدار دقیق نوعی از hCG بنام “بتا” در خون اندازه گیری می شود.

تست حاملگی خانگی را از کجا می توانم خریداری کنم؟
شما می توانید این تستها را از اکثر داروخانه ها تهیه نمایید، و برای خریداری آنها به نسخه پزشک نیاز نخواهید داشت. اما دقت کنید که در برخی بسته ها ممکن است بیشتر از یک تست وجود داشته باشد که اگر آنها را بخرید، معامله بهتری انجام داده اید!

چه مدت طول می کشد تا حامله شوم؟

تعیین اینکه چه مدت طول می کشد تا یک نفر باردار شود، دشوار است. عواملی مانند سن، سلامت عمومی و سلامت دستگاه تناسلی، زمان آمیزش و لقاح، همگی بر احتمال حامله شدن شما تاثیر می گذارند..

با این حال، آمارهای کلی زیر می تواند تا حدودی بیانگر مدت زمان لازم برای حامله شدن باشد. زوجهای طبیعی و سالم در هر دوره یک ماهه، ۲۵% احتمال باردار شدن دارند؛ که اگر یک دوره یکساله را برای آنها در نظر بگیرید، شانس حامله شدن آنها (در طول دوازده ماه) بین ۷۵ تا ۸۵ درصد می شود. با این حال، این مدت ممکن است برای برخی از زوجهای کاملا سالم و طبیعی، بیشتر از یکسال نیز طول بکشد.

شما می توانید با تعیین زمان دقیق تخمک گذاری، همچنین با افزایش آگاهی خود در مورد تغییرات هورمونی و فیزیکی که در هر ماه در بدن شما رخ می دهد، احتمال حامله شدن خود را افزایش دهید.

 ۱۰ نشانه اصلی که بیانگر بارداری احتمالی است.

آیا حامله شده اید؟ به احتمال زیاد تا موعد اولین پریود بعدی یا حتی یکی دو هفته بعد از آن، نشانه خاصی را مشاهده نخواهید کرد.

در صورتی که در چند ماه اخیر وضعیت قاعدگی خود را به دقت زیر نظر نداشته اید، یا اگر پریود شما نامنظم بوده و هر ماه تغییر می کرده است، ممکن است نتوانید موعد دقیق قاعدگی بعدی خود را مشخص نمایید. اما اگر برخی از نشانه های زیر در شما ظاهر شدند و تا مدتی هم پریود نشدید، ممکن است باردار شده باشید. دقت کنید که همه خانمهای حامله این نشانه ها را مشاهده نخواهند کرد. در این حالت می توانید از تستهای حاملگی خانگی استفاده کنید تا مطمئن شوید!

توجه کنید که این نشانه ها به ترتیب عکس اهمیت چیده شده اند و شماره ۱۰ کم اهمیت ترین و شماره ۱ مهمترین علامت هستند.

۱۰- تورم و حساسیت در پستانه
یکی از نشانه های اولیه حاملگی، حساس و دردناک شدن پستانها به علت افزایش سطح هورمونها است. درد پستانها ممکن است شبیه به درد آنها در هنگام پریود، یا کمی شدیدتر باشد. این عارضه پس از سه ماهه اول حاملگی و با عادت کردن بدن به تغییرات هورمونی، تا حد زیادی از بین می رود.

۹- خستگی
ناگهان احساس خستگی می کنید؟ یا نه، احساس کوفتگی و ضعف عمومی شدید دارید؟ هیچ کس به درستی نمی داند که علت بروز این خستگی های ناگهانی در اوائل حاملگی چیست، اما احتمالا افزایش ناگهانی سطح هورمون پروژسترون می تواند یکی از عوامل بروز خواب آلودگی باشد.

با ورود به سه ماهه دوم حاملگی احتمالا سرحال تر شده و احساس انرژی بیشتری خواهید کرد، اما احساس ضعف و خستگی در اواخر دوران حاملگی دوباره باز خواهد گشت، زیرا در آن دوران وزن نسبتا زیادتری را باید حمل کرده و همچنین به علل مختلف ممکن است خواب کافی نداشته باشید.

۸- خونریزی ناشی از لانه گزینی
برخی از خانمها در حدود روزهای یازدهم یا دوازدهم پس از باردار شدن (یعنی تقریبا همزمان با زمان پریود بعدی)، مقدار کمی خونریزی یا لکه بینی مشاهده می کنند. این خونریزی ممکن است ناشی از ورود تخمکِ بارور شده به بافت پر خونِ رحم شما باشد، اما کسی دلیل قطعی آن را نمی داند. حرکت تخم لقاح یافته به سمت رحم، ۶ روز پس از بارور شدن آغاز می شود و هنگامی که می خواهد در دیواره رحم، محلی را برای استقرار خود برگزیند، مختصر خونریزی اتفاق می افتد.

این خونریزی بسیار کم و اغلب به صورت لکه های قرمز یا قهوه ای مایل به قرمز خواهد بود و تنها یک یا دو روز طول خواهد کشید. در صورت مشاهده خونریزی یا لکه بینی، خصوصا اگر همراه با درد باشد، پزشک خود را در جریان بگذارید؛ زیرا این موارد ممکن است نشانه های حاملگی خارج رحمی باشند.

۷- تهوع یا استفراغ
در اکثر خانمها، تهوع صبحگاهی تا حدودا یک ماه پس از باردار شدن رخ نمی دهد. حتی برخی از خانمها آنقدر خوش شانس هستند که هیچ گاه این عارضه را تجربه نمی کنند. اما احساس تهوع در تعدادی از خانمهای حامله، بسیار زودتر آغاز می شود؛ همچنین این تهوع ممکن است فقط در صبحگاه رخ ندهد. عارضه ویار بارداری ممکن است صبح، ظهر یا حتی شب هنگام بروز کند.

تقریبا نیمی از خانمهایی که به این عارضه دچار می شوند، با آغاز سه ماهه دوم حاملگی، به کلی بهبود پیدا می کنند. شدت این عارضه در بقیه خانمها نیز غالبا در ماه چهارم یا پنجم حاملگی کاهش می یابد.

۶- افزایش حساسیت نسبت به بوه
اگر در اوائل دوران حاملگی به سر می برید، ممکن است احساس خوشایندی نسبت به برخی بوها، مثلا بوی ساندویچ یا حتی یک فنجان قهوه نداشته باشید؛ و حتی ممکن است برخی بوهای خاص موجب بروز حالت تهوع در شما شوند. این امر ممکن است ناشی از افزایش سریع میزان هورمون استروژن در بدن شما باشد، اما این صرفا یک احتمال است و کسی از علت قطعی آن خبر ندارد. همچنین ممکن است مشاهده کنید برخی از غذاهایی که قبلا بسیار دوست داشته اید، اکنون حال شما را به هم می زنند؛ این هم کاملا طبیعی است!

۵- نفخ شکم
تغییرات هورمونی در اوائل حاملگی ممکن است موجب بروز حالت نفخ در شما بشوند؛ که این حالت مشابه با همان وضعیتی است که برخی از خانمها پیش از آغاز پریود ماهانه خود تجربه می کنند. به همین دلیل، حتی در اوائل حاملگی که رحم شما هنوز هم بسیار کوچک است، ممکن است احساس کنید که اندازه دور کمر لباسها برای شما کوچک شده است!

۴- تکرر ادرار
اندکی پس از باردار شدن، ممکن است احساس کنید که به طور مرتب نیاز به ادرار کردن دارید. چرا؟ علت عمده این مطلب آن است که در دوران حاملگی، حجم خون و مایعات در بدن شما افزایش پیدا می کند، که در نتیجه حجم بیشتری از مایعات به کلیه ها و در نتیجه مثانه شما وارد می شود.

این عارضه ممکن است از هفته ششم حاملگی آغاز شده و در طول دوران حاملگی ادامه پیدا کرده یا حتی وخیم تر شود، البته رحم در حال رشد شما نیز فشار بیشتری بر مثانه وارد خواهد کرد.

۳- تاخیر پریود
اگر پریود شما معمولا منظم بوده اما این بار به موقع شروع نشده است، می توانید پیش از آنکه سایر نشانه های فوق را مشاهده کنید، از تست حاملگی استفاده نمایید. اما اگر قاعدگی شما منظم نبوده یا اینکه زمان پریودهای قبلی خود را یادداشت نکرده اید، تهوع، حساسیت پستانها یا افزایش دفعات استفاده از دستشویی می توانند نشانه های حاملگی باشند.

۲- دمای پایه بدن شما بالا مانده است
اگر دمای پایه بدن خود را یادداشت می کرده اید و اکنون مشاهده می کنید که این دما به مدت ۱۸ روز در مقدار بالاتر از معمول باقی مانده است، احتمالا حامله شده اید.

و نهایتا:

۱- تست حاملگی خانگی که نتیجه مثبت بدهد
علی رغم تبلیغاتی که روی جعبه های این تستها دیده می شود، اکثر آنها تنها یک هفته پس از موعد پریود بعدی می توانند حاملگی را تشخیص دهند. پس اگر زودتر از این موعد از این تستها استفاده کرده و نتیجه منفی گرفتید، بهتر است چند روز بعد دوباره تست را تکرار نمایید. البته اگر هنوز پریود نشده باشید!

پس از اینکه یکی از این تستها نتیجه مثبت داد، با پزشک خود قرار ملاقات بگذارید. هنوز هم قطعی ترین روش اثبات بارداری، حداقل در ایران، انجام آزمایش خون و اندازه گیری -hCGβ است. شاید هم پزشک شما ترجیح دهد برای پیگیری های آینده، از حالا مقدار آنرا اندازه گیری کند.

www.pezeshk.us

  نظرات ()
فشار خون پایین را چگونه کنترل کنیم ؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

 

فشار خون شامل طیف وسیعی است. مثلاً فشار بالا هنگام کار قلب (مرحله انقباض) می تواند در محدوده ۹۰ تا ۲۴۰ میلی متر جیوه باشد. حدود یکصد سال قبل تشخیص داده شد که فشار بالای خون یکی از دلایل عمده سکته و حملات قبلی می باشد.

در آن زمان تصور این بود که فشار خون پایین یک عامل اصلی افسردگی و خستگی می باشد. تعداد زیادی از مردم در انگلستان در سالهای ۱۹۰۰ بطور اشتباه درمان می شدند. هرچند دلیل محکم که فشار خون پایین دلیل این دو بیماری ( افسردگی و خستگی ) است وجود ندارد.

تنها گروه اندکی از مردم دارای فشار خون پایین زیر مقدار  ۹۰/۶۶ میلی متر جیوه می باشند که درمان و مداوا لازم دارند. اکثر مردم دارای فشار خون پایین خیلی خوش شانس هستند، زیرا در میانگین(بطور متوسط) دارای عمر طولانی تر و بودجه بازنشستگی بهتر (بدلیل خرج کمتر جهت درمان) می باشند.

این مقاله «فشار خون پایین» برای قوت قلب و روحیه دادن به آنهایی است که دارای فشار خون پایین هستند و در عین حال باید مراقب آن نیز باشند و در تعداد بسیار کمی از آنها با دلیل ارثی است که این بیماری نیازمند مداوا و پیگیری پزشکی می باشد.

فشار خون چیست؟

قلب شما خون را به تمام بدن از طریق شبکه ای از رگها و مویرگها پمپ می کند و سپس خون از طریق سیاهرگها به قلب برمی گردد. وقتی قلب  منقبض می شود فشار خون در رگها  در حد بالایی است که آنرا فشار سیستولیک می نامند و هنگامی که قلب منبسط شده و از خون دوباره پر می شود فشار در رگها افت کرده و آنرا فشار دیاستولیک می نامند. هنگامی که فشار خون را اندازه گیری می کنند هر دو فشار فوق را اندازه می گیرند.

تغییرات فشار خون با مقدار بالا به این بستگی دارد که چه کاری انجام می دهد. پایین ترین فشار خون هنگامی رخ می دهد که شما خواب یا در حال استراحت کامل هستید. حالت سر پا بودن و ورزش کردن یا نگرانی و اضطراب سبب افزایش فشار خون می شوند.

در یک روز شاید هر یک از فشار خون های حد بالا (سیستولیک) و حد پایین شما (دیاستولیک) ممکن است حدود ۳۰ تا ۴۰ میلی متر جیوه تغییرات متناسب با یکدیگر داشته باشد. به همین دلیل هنگامی که شما قصد دارید فشار خون را سنجیده و ارزیابی کنید باید اندازه گیری ها در شرایط یکسان انجام شود.

فشار خون بالا معادل ریسک و خطر بالا برای بیماری قلبی و سکته می باشد. برای مثال اینکه یک فرد با فشار خون ۱۲۰/۸۰ میلی متر جیوه دارای خطر پذیری بالاتری نسبت به یک فرد با فشار خون ۱۱۰/۷۰ می باشد.

به همین دلیل این بسیار اهمیت دارد که یک فرد تلاش نماید که فشار خون پایین و سالمی داشته باشد. تحقیقات موجود نشان می دهد که اگر فشار خون شما کمتر از ۱۰۰/۷۰ باشد خطر پذیری شما برای سکته و حملات قلبی بسیار پایین بوده و به همین دلیل بهترین فشار خون زیر مقدار ۱۰۰/۷۰ می باشد.

فشار خون نرمال چقدر است؟

تا همین اواخر، فشار خون نرمال شامل میانگین فشار خون مردم بود برای مثال در انگلستان میانگین فشار خون افراد بزرگسال حدود ۱۲۵/۸۰ میلی متر جیوه می باشد، اگر چه این فشار خون(۱۲۵/۸۰) یک فشار خون نرمال و ایده آل نیست.

مثال دیگر اینکه در قوم یامومامو هندی ها که در جنگلهای گرمسیری ونزوئلا زندگی می کنند و همچنان به همان سیاق هزار سال پیش انسانها، با رژیمی شامل میوه، سبزی ها و ریشه ها با مقدار کمی گوشت زندگی می کنند. آنها دارای میانگین فشار خون ۹۶/۶۲ میلی متر جیوه هستند و با افزایش سن آنها این فشار خون افزایش نمی یاند. البته آنها دارای یک کلسترول میانگین حدود ۳/۱ میلی مول بر لیتر هستند و هیچ عارضه عروقی برای آنها ندارد.

فشار خون پایین چیست؟

اگر قوم یامومامو دارای یک فشار خون میانگین ۹۶/۶۲ و دارای نهایت سلامتی و تندرستی هستند، پس تعیین میزان میانگین فشار خون پایین مشکل می باشد. بسیاری از مردمی که دارای این فشار خون پایین مثلاً ۹۰/۶۰ هستند کاملاً نرمال و خوش شانس هستند بدین دلیل که از تمامی چیزهایی که مانند پرخوری، نخوردن میوه کافی و سبزی و چاقی و غیرفعالی سبب افزایش فشار خون می شود محافظت شده اند. هر چند تعداد کمی از مردم با فشار خون پایین وجود دارند که دلیل اساسی برای آن وجود دارد.

تقریباً در تمامی این موارد فشار خون هنگام بلند شدن بخصوص بلند شدن ناگهانی بسیار پایین می آید. این افت فشار هنگام ایستادن و یا بلند شدن احتمالاً از نشانه های سرگیجه و ضعف می باشد.

عموماً هنگامی که شما بلند می شوید خون تمایل به حرکت و جمع شدن در رگهای پاها دارد. و این عمل زمانی متوقف می شود که رگهای پاها منقبض شده و خون کافی به سمت قلب برگشت داده می شود و کاهشی در مقدار خون خروجی قلب بوجود نمی آید.

اینجاست که خون برای مغز آماده و ارسال می شود. به هر حال اگر در رگهای شما خون ذخیره شود، مقدار خون کمتری توسط قلب پمپ شده و خون کمتری به مغز می رسد. این دلیل سرگیجه و در بعضی مردم ضعف و غش می باشد. این مثال دقیقاً در محلهایی که مردم برای مدت زیادی سرپا هستند مثل رژه و تظاهرات و… اتفاق می افتد. شما می توانید این حالت را زمانی که بصورت چمباتمه و یا هنگام نگاه کردن طبقه پایین کتابها و سپس بلند شدن ناگهانی امتحان کنید.

بنابراین اگر شما دارای فشار خون پایین و همچنین نشانه هایی از سرگیجه و ضعف هنگام بلند شدن ناگهانی دارید، باید فشار خونتان را در دو حالت ایستاده و خوابیده چک نمایید. افت فشار خون هنگام بلند شدن را فشار خون پایین وضعیتی(postural heypotension) می گویند.

دلایل فشار خون پایین چیست؟

دلایل شایع عبارتند از:

ــ بیماری حاد و پیشرفته مثل خونریزی و یا عفونت شدید:

بسیاری از بیماریهای حاد با خونریزی شدید، از دست دادن مایع بدن، عفونت یا ضربه به قلب می تواند دلیل فشار خون پایین و فشار خون  خیلی پایین هنگام نشستن و یا ایستادن باشد. هنگامی که این بیماریها وجود داشته باشند اندازه گیری میزان فشار خون بیمار بسیار مهم است.

ــ داروهای کاهنده فشار خون :

تقریباً تمامی داروهای کاهنده فشار خون هیچ تأثیری بر کاهش فشار خون  هنگام بلند شدن ندارند.تنها گروه دارویی که بر روی فشار ایستادن اثر می گذارد آلفا بلاکرها هستند که در انگلستان دوکسازولین نمونه ای است که استفاده می شود. اگر شما از این دارو استفاده می کنید باید فشار خونتان را هنگام ایستادن اندازه گرفته و ببینید که آیا افت فشار خون دارید یا خیر.

اگر فرد مسن و یا دارای بیماری دیابت هستید شما دارای زمینه افت فشار خون هنگام ایستادن هستید و قرص ها و داروهای مدرن ممکن است اندکی آنرا بدتر و وخیم تر کند. اگر دچار مسمومیت غذایی و یا اسهال شده اید مقدار زیادی از مایع بدنتان کم شده است و ممکن است قرص های مصرفی فشار خونتان را بیشتر دچار افت نماید. اگر دچار مسمومیت غذایی شدید این بسیار مهم است که اگر فشار خونتان زیر ۱۱۰/۷۰ میلی متر جیوه است خوردن قرصها را ترک نمایید.

اگر دچار افت فشار خون هنگام بلند شدن هستید و از قرص و دارو استفاده می کنید، بلند شدن آهسته می تواند شما را کمک کند. برای مثال اینکه اگر در حالت خوابیده و درازکش هستید، ابتدا بنشینید و سپس با استفاده از گرفتن یک تکیه گاه بلند شوید.

ــ بیماری نادری که به عصبهای کنترل کننده رگها مربوط می شود.

 

www.pezeshk.us

  نظرات ()
آشنایی با دستگاه های بدن نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

دستگاه گوارش
 

دستگاه گوارش از لوله گوارش و اعضای مرتبط با آن تشکیل می شود. لوله گوارش یک لوله پیچ خورده به طول حدود۷ ‌متر است که غذا در حین هضم شدن از آن عبور می کند. این لوله شامل دهان، حلق، مری، معده، روده های کوچک و بزرگ، راست روده و مقعد است.

اعضای گوارشی مرتبط عبارتند از۳ ‌جفت غده بزاقی، کبد، لوزالمعده و کیسه صفرا. دستگاه گوارش، غذا را به قطعات کوچکتر تبدیل می کند تا به وسیله سلول های بدن قابل استفاده شوند و مواد باقیمانده را به شکل مدفوع، دفع می‌کند.
صفاق
یک غشای چین خورده به نام صفاق، سطح درونی جدار شکم و تمامی اعضای گوارشی را می پوشاند.
دهان و مری
فرایند گوارش در دهان آغاز می شود. عمل دندان ها و زبان در طول جویدن، غذا را برای بلع به قطعات نرم و کوچکتر تبدیل می کند و از طرفی مواد موجود در بزاق، کربوهیدارت های موجود در غذا را تجزیه می کنند. در هنگام بلع، زبان لقمه غذا را از گلو به مری می راند. در همین زمان، کام نرم حفره بینی را می بندد و اپی گلوت که یک زایده کوچک غضروفی در پشت زبان است، حرکت کرده، حنجره را می بندد و به این ترتیب غذا وارد بینی یا حنجره نمی شود.
معده
غذا از مری به داخل معده می رود. آنجا ممکن است به هم خوردن و تجزیه جزئی آن به وسیله مایعات گوارش کننده تا ۵ ساعت طول بکشد تا تبدیل به یک ماده نیمه مایع به نام سوپ معدی شود. مایعات بلعیده شده مثل آب و الکل از معده و روده مستقیماً‌ در عرض چند دقیقه عبور می کنند.

روده کوچک
سوپ معدی وارد دوازدهه (قسمت اول روده کوچک) می شود و به وسیله مایعات گوارش کننده کبد و لوزالمعده باز هم تجزیه می شود. مرحله نهایی هضم در بقیه روده کوچک صورت می پذیرد. در روده کوچک، مایعات گوارش کننده ای که از جدار روده آزاد می شوند، مواد غذایی را به واحدهای شیمیایی کوچکی تبدیل می کنند به طوری که بتوانند از جدار روده وارد شبکه رگ های خونی اطراف آن شوند.

روده بزرگ
پس از جذب مواد غذایی در روده کوچک، مانده باقیمانده وارد روده بزرگ می شود. بیشتر آب موجود در این مواد به داخل بدن بازجذب می شود و ماده دفعی نیمه جامد باقی مانده، مدفوع نامیده می شود. مدفوع وارد راست روده می شود و در آنجا تا زمانی که با یک حرکت روده ای خارج شود نگهداری می شوند.

کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده
کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده، به تجزیه شیمیایی غذا کمک می کنند. کبد از محصولات گوارش برای ساخت پروتئین هایی مثل پادتن ها (که به مقابله با عفونت ها کمک می کنند) و عوامل لخته کننده خون استفاده می کند. کبد همچنین سلول های خونی فرسوده را تجزیه می کند و مواد اضافی را به صورت صفرا دفع می کند که درکیسه صفرا ذخیره می شوند و در گوارش چربی ها نقش دارند.

ورود غذا به دوازدهه (اولین قسمت روده کوچک) کیسه صفرا را تحریک می کند تا از طریق مجرای صفراوی، صفرا را به درون دوازدهه بریزد. لوزالمعده،‌ مایعات گوارش کننده قدرتمندی را ترشح می کند که در هنـگام ورود غذا به دوازدهـه، وارد آن می شوند. این مایعات، همراه با مایعات گوارش کننده ای که به وسیله سطح داخلی روده تولید می شوند، کمک می کنند تا مواد غذایی به موادی تجزیه شوند که جذب خون شده، به کبد برده می شوند.

اعضای گوارشی
کبد، کیسه صفرا و لوزالمعده که در قسمت فوقانی شکم قرار دارند، مایعات گوارش کننده را به درون دوازدهه ترشح می کنند. صفرا از کبد و یک صفرا وارد مجرای صفراوی می شود و ترشحات لوزالمعده نیز مستقیماً‌به دوازدهه می ریزد.
حرکات دودی
غذا در طول لوله گوارش به وسیله توالی مداوم انقباضات عضلانی که حرکات دودی نام دارند، به جلو رانده می شود. دیواره های لوله گوارش با عضلات صاف پوشیده شده اند. برای راندن لقمه غذا به جلو، عضلات پشت غذا منقبض و عضلات جلوی آن شل می شوند. موج دودی برای حرکت دادن غذا در طول لوله گوارش، عضلات جداره ها با یک توالی به نام موج دودی منقبض و شل می شوند.

دستگاه دفع ادرار
دستگاه ادراری، مواد دفعی را از خون پاک کرده، آنها را به همراه آب اضافی با ادرار دفع می کند. همچنین غلظت مایعات بدن را تنظیم و تعادل اسید ـ باز بدن را برقرار می کند.

این دستگاه از یک جفت کلیه، مثانه، حالب که کلیه را به مثانه وصل می کند( و پیشابراه )لوله ای که از طریق آن ادرار بدن خارج می شود تشکیل می شود. کلیه ها اعضایی لوبیایی شکل و به رنگ قرمز مایل به قهوه ای هستند که در پشت شکم و در دو طرف ستون فقرات قرار دارند. آنها حاوی واحدهایی به نام نفرون هستند که خونی را که از کلیه ها می گذرد، تصفیه و ادرار تولید می کنند.

سپس ادرار از حالب ها به سمت مثانه پایین می رود. مثانه به وسیله یک حلقه عضلانی (اسفنکتر) که دور خروجی پایینی آن قرار دارد، بسته می ماند. این عضله می تواند به طور ارادی شل شود و اجازه خروج ادرار از پیشابراه را بدهد. پیشابراه مرد، بزرگتر از پیشابراه زن بوده، به عنوان محل خروج مایع منی(مایعی که حاوی اسپرم است و در حین فعالت جنسی خارج می شود) عمل می کند. از آنجا که پیشابراه زن کوتاهتر است و نزدیک به مهبل و مقعد باز می شود، زنان بیش از مردان، مستعد عفونت های ادراری هستند.
ساختار کلیه
کلیه شامل۳ ‌ناحیه است: قشر (لایه خارجی)، مدولا(لایه میانی) و لگنچه کلیوی (ناحیه داخلی). قشر حاوی واحدهای کارکردی به نام نفرون است. هر نفرون شامل یک گلومرول (مجموعه ای از مویرگ های تخصص یافته که خون در آنها تصفیه می شود و یک لوله کلیوی که از آن مایعات دفعی حاصله عبور کرده، به ادرار تبدیل می شوند) است. مدولا شامل گروهی از مجاری جمع کننده ادرار اسـت. ادرار از این مجـاری وارد کالیس های کوچک و سپس کالیس های بـزرگ مـی شود که به لگنچه کلیوی باز می شوند. از اینجا ادرار وارد حالب می شود.
ادرار چگونه ساخته می شود؟
ادرار از موادی تشکیل می شود که در نفرون ها بر اثر تصفیه خون ایجاد شده اند. هر کلیه حدود یک میلیون نفرون دارد. هر نفرون از مجموعه ای از مویرگ های باریک به نام گلومرول و لوله ای به نام لوله کلیوی تشکیل می شود. این لوله ۳ قسمت دارد: لوله پیچیده نزدیک، قوس هنله و لوله پیچیده دور. خون ابتدا از گلومرول عبور می کند.

دیواره های مویرگ ها، منافذی دارند که اجازه عبور آب و ذرات کوچک (مثل نمک ها ) را می دهند، ولی ذرات بزرگتر مثل پروتئین ها و گلبول های قرمز از آنها عبور نمی کنند. مایعی که از خون گرفته شده است و ماده تصفیه شده نام دارد، وارد لوله کلیوی می شود و در آنجا آب و سایر مواد مفید آن مثل گوکز و نمک ها در صورت لوزم به داخل جریان خون بر می گرداند.

دوران کودکی
زمانی است که رشد و نمو جسمی، ذهنی و اجتماعی قابل توجهی  روی می دهد و در طی آن شخص از یک شیرخوار وابسته، به انسان بالغ و خودکفا تبدیل می شود.

علاوه بر آن کودک مهارت هایی را می آموزد که به او امکان می دهد به افراد دیگر و با محیط کنش متقابل ایجاد نماید.

سرعت رشد در سال اول زندگی بیش از سایر زمان هاست و دوره دیگری از رشد سریع هم در دوران بلوغ رخ می دهد که دوران گذرا از کودکی به بزرگسالی است. کودکان بسیاری از مهارت های ضروری جسمی، ذهنی و اجتماعی را در۵ ‌سال اول زندگی کسب می کنند، اما فرآیند آموختن تا پایان عمر ادامه می یابد.

چگونگی رشد و نمو استخوان ها
در هنگام تولد، بیشتر اسکلت از بافت غضروفی تشکیل شده است و استخوان صرفاً در تنه استخوان های دراز وجود دارد. در طی کودکی، به تدریج استخوان جایگزین غضروف می شود که به این روند استخوان سازی می گویند.

در استخوان های بلند اندام ها، نواحی موسوم به صفحه رشد وجود دارند که برای دراز شدن استخوان مرتب غضروف تولید می کنند و سپس این غضروف به استخوان تبدیل می شود. با شروع دوران بزرگسالی، استخوان سازی خاتمه می یابد و اسکلت هم به بزرگترین اندازه ممکن خود رسیده است.

استخوان های بلند درکودکان
رشد و استخوان سازی (تشکیل استخوان) در انتهای استخوان های بلند انجام می شود.
استخوان های بلند در بزرگسالان
همه غضروف موجود در استخوان، استخوانی شده است. یک لایه غضروفی از انتهای استخوان محافظت می کند.
رشد و استخوان سازی (تشکیل استخوان) در انتهای استخوان های بلند انجام می شود.
چگونگی تکامل مغز و جمجمه
مجموعه نورون های نوزاد (سلول های عصبی) کامل است، اما شبکه مسیرهای بیـن سـلولـی در نـوزاد هنوز تکامـل نیافتـه اند. در ۶ سـال اول زنـدگی مغز رشـد مـی کند و شبکه عصبی (اعصاب) به سرعت پیچیده تر شده و در نتیجه یادگیری انواع رفتارها و مهارت ها برای کودک ممکن می شود.

برای آن که بزرگ شدن مغز ممکن شود، کرانیوم (بخشی از جمجمه که مغز را می پوشاند) هم در فضاهای نرم موسوم به ملاج و در فواصـل بیـن استخوان های جمجه موسوم به درز رشد می کند. این نواحی به تدریج تبدیل به استخوان می شوند. در طی بقیه دوران کودکی، مغز، شبکه عصبی و جمجمه با سرعت آهسته تری رشد می کنند.

مغز و جمجمه در هنگام تولد
شبکه عصبی کاملاً تکامل نیافته است. استخوان‌های جمجه‌ را درزها و ملاج‌ها از هم جدا نگه می‌دارند.
مغز و جمجه در۶ ‌سالگی
مغز تقریباً اندازه نهایی خود را یافته است و شبکه عصبی متراکم تر شده است. ملاج ها بسته شده اند و استخوان های جمجمه در محل درزها ثابت شده اند.
مغز و استخوان بزرگسلان
مغز و جمجه به حداکثر اندازه نهایی خود دست یافته اند. شبکه عصبی کمال یافته است؛ هرچند که با ادامه دادن یادگیری فرد، آن هم ممکن است به نمو خود ادامه دهد.
رشد بدن
رشد دوران کودکی را هورمون ها کنترل می کنند و علاوه بر آن، عواملی همچون رژیم غذایی و سلامت کلـی فرد هـم بر آن تأثیر می گذارند، بدن کودک مدام در حال رشد است.

اما میزان این رشد بسته به مرحله زندگی متفاوت است. روی هم رفته رشد در دوران شیرخوارگی و دوران بلوغ سریع تر از همه دوران های دیگر است. علاوه بر آن بعضی از اعضای بدن هم سریع تر از قسمت های دیگر رشد می کنند که این امر منجر به تغییر نسبت های بدنی کودک در حین رشد تغییر می۰شود. در هنگام تولد، اندازه سر، یک چهارم طول کل بدن است و تا۶ ‌سالگی نیز به سرعت به رشد خود ادامه مــی دهد.

خصیصه هـای صورت نیـز در طـی کودکی تغییـر مـی یابند؛ بدین ترتیب که صورت بزرگتر از باقی جمجمه می شود. اندام ها دردوران شیرخوارگی نسبت به سایر اجزای بدن کوچک تر هستند و با رشد کودک طویل تر می شوند که به ویژه این طویل شدن در دوران بلوغ سریع تر است. نهایتاً بدن در حدود‌۱۸ سالگی به اندازه نهایی خود می رسد. در این زمان، اندازه سر تقریباً یک هشتم طول کل بدن است در حالی که اندازه پاها نصف اندازه بدن است.
کسب مهارت‌ها در۵ ‌سال اول زندگی
نوزادان قادرند ببینند، بشنوند، اعمال بازتاب گونه داشته باشند (مثل مکیدن) و برای جلب توجه مادرخود گریه می کنند. از هنگام تولد تا حدود ۵ سالگی، خردسالان انواعی ازدیگر مهارت های ضروری را فرا می گیرند. مهارت های جسمی، چیره دستی، زبان و رفتار اجتماعی چهار جنبه مهم تکامل کودک هستند. کسب این مهارت ها طی مراحل مشخص موسوم به »شاخص های نمو« روی می دهد.

این مراحل به ترتیب خاصی روی می دهند و زمان آن را به صورتی نه چندان دقیق می توان پیش بینی کرد. هر چند که سن دقیق دستیابی به این مهارت ها در هر کودکی متفاوت است. توانایی یادگیری مهارت های خاص مثل کنترل ادرار و مدفوع به بلوغ دستگاه عصبی کودک بستگی دارد. علاوه بر آن قبل از یادگیری مهارت های پیچیده مشخص، ابتدا لازم است که کودکان توانایی های ساده تری را کسب کنند؛ برای مثال کودک باید قبل از آن که بتواند راه برود، باید بتواند بایستد. مهارت‌های جسمی مهمترین مهارت ها، کنترل یافتن بر وضعیت بدن،‌تعادل و حرکت است.

 شیرخوار ابتدا یاد می گیرد چگونه سرش را بلند کند و بچرخاند. سپس سرش را بلند کنند و بچرخاند سپس می نشیند. پس از آن یاد می گیرد که چگونه روی زمین بخزد، بایستند، راه برود و بدود. چیره دستی و بینایی کودکان یاد می گیرند که چگونه حرکات دست و بینایی خود را هماهنگ کنند. تا بتوانند اعمالی همچون برداشتن اشیا و نقاشی کردن را انجام دهند.

شنوایی و زبان در ابتدا کودکان فقط به سمت صدا برمی گردند و با بغ بغو کردن به آن پاسخ می دهند. در یک سالگی کودک اولین کلمه خود را به زبان می آورد و به تدریج معنی کلمات را می فهمد و پـس از آن یـاد مـی گیرد جمـله سازی کند. رفتار اجتماعی و بازی لبخند زدن اولین مهارت اجتماعی است که کودک فرا می گیرد. بعدها یاد می گیرد که با دیگر کودکان بازی کند و جدایی از والدین را تحمل کند. کودکان مهارت های عملی از قبیل تغذیه و لباس پوشیدن (به تنهایی) را نیز یاد می گیرند.

دستگاه تنفس
تنفس فرایندی است که از طریق آن،‌ بدن اکسیژن کسب می کند (برای تولید انرژی) و دی اکسید کربن (محصول دفعی اصلی) را دفع می کند. هوا از طریق بینی یا دهان وارد شده، از طریق نای (لوله هوا) به طرف برونش ها (راه های هوایی تحتانی) و برونشیول ها (راه های هوایی کوچکتر) در ریه ها می رود.

 برونشیول ها به کیسه هایی به نام آلوئول ختم می شوند که در اطراف آنها رگ های خونی قرار دارد. اینجا اکسیژن وارد خون و دی اکسید کربن وارد ریه ها می شود تا به خارج دمیده شود.

تنفس توسط دیافراگم (یک عضله) و عضلات بین دنده ای انجام می شود. دستگاه تنفسی شامل حلق (گلو)، حنجره و اپی گلوت نیز هست. لوزه ها و آدنوئیدهـای واقع در حـلق به مبارزه با عفونت ها کمـک می کنند. حنجره، حاوی طناب های صوتی است که برای تولید صدا به لرزش در می آیند. اپی گلوت در طول بلع، نای را می بندد تا غذا وارد ریه ها نشود

  نظرات ()
متابولیسم آهن نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩
چون آهن برای تشکیل هموگلوبین ، میوگلوبین و مواد دیگر از قبیل سیتوکرومها ، سیتوکروم اکسیداز ، پرکسیداز و کاتالاز اهمیت دارد، لذا ضروری است که روش مورد استفاده قرار گرفتن آن در بدن درک شود. مقدار کل آهن بدن بطور متوسط ۴ تا ۵ گرم است که حدود ۶۵ درصد آن به شکل هموگلوبین وجود دارد. حدود ۴ درصد دیگر آهن به شکل میوگلوبین ، ۱ درصد به شکل ترکیبات مختلف هِم که موجب پیشبرد اکسیداسیون داخل سلولی می‌شوند و ۱ درصد به صورت ترکیب با پروتئین ترانسفرین در پلاسمای خون وجود داشته و ۱۵ الی ۳۰ درصد آن بطور عمده در سیستم رتیکولوآندوتلیال و سلولهای پارانشیم کبد عمدتا به شکل فریتین ذخیره می‌شود. ● انتقال و ذخیره آهن انتقال ، ذخیره و متابولیسم آهن به این ترتیب است که ، هنگامی که آهن از روده کوچک جذب می‌شود بلافاصله در پلاسمای خون با یک بتاگلوبولین موسوم به آپوترانسفرین (Apotransferin) ترکیب شده و ترانسفرین را تشکیل می‌دهد و سپس در پلاسمای خون انتقال می‌یابد. آهن به صورت بسیار سستی با مولکول گلوبولین ترکیب شده و در نتیجه می‌تواند در هر نقطه از بدن به هر یک از بافتها آزاد شود. مازاد آهن در خون در تمام سلولهای بدن بخصوص در سلولهای کبدی و به مقدار کمتر در سلولهای رتیکوآندوتلیال مغز استخوان رسوب می‌کند. آهن درسیتوپلاسم سلول با پروتئینی به نام آپوفریتین ترکیب شده و فریتین را تشکیل می‌دهد. آپوفریتین دارای وزن مولکولی ۴۶۰۰۰۰ بوده و مقادیر متغیری آهن می‌تواند به صورت دستجاتی از رادیکالهای آهن با این مولکول بزرگ ترکیب شود. بنابراین فریتین می‌تواند محتوی فقط مقدار اندک و یا مقدار زیادی آهن باشد. این آهن ذخیره شده به صورت فریتین موسوم به آهن ذخیره‌ای است. ▪ در پلاسمای خون: ترانسفرین <—————پوترانسفرین + آهن ▪ در سیتوپلاسم سلول: فریتین<—————-آپوفریتین +آهن ذخیره ای مقدار کمتری آهن در منبع ذخیره به یک شکل فوق‌العاده نامحلول به نام هموسیدرین ذخیره می‌شود. این موضوع بویژه هنگامی صدق می‌کند که مقدار کل آهن موجود در بدن بیش از مقداری باشد که مقدار کل آپوفریتین می‌تواند در خود جای دهد. هموسیدرین دستجات بزرگی در سلولها تشکیل می‌دهد و لذا می‌توان با تکنیکهای معمولی بافت شناسی آن را رنگ کرده و به صورت ذرات بزرگ در مقاطع بافتی مشاهده کرد. فریتین را نیز می‌توان رنگ کرد، اما ذرات فریتین آنقدر کوچک و پراکنده هستند که معمولا فقط با میکروسکوپ الکترونی می‌توان مشاهده کرد. هنگامی که مقدار آهن در پلاسما بسیار کم شود، آهن کاملا به آسانی از فریتین ، اما با سهولت کمتری از هموسیدرین گرفته می‌شود. سپس آهن به شکل ترانسفرین در پلاسما به قسمتهایی از بدن که مورد نیاز است انتقال می‌یابد. یکی از مشخصات منحصر به فرد مولکول ترانسفرین آن است که بطور محکم به رسپتورهای موجود در غشای سلولی اریتروبلاستها در مغز استخوان می‌چسبد. سپس ترانسفرین همرا با آهن موجود در آن به روش آندوسیتوز به داخل اریتروبلاستها می‌رود. در داخل سلول ترانسفرین آهن خود را مستقما به میتوکندریها می‌دهد که در آنجا مولکول هم ساخته می‌شود. در افرادی که دارای مقادیر کافی ترانسفرین نیستند، ناتوانی در انتقال آهن به اریتروبلاستها به این روش موجب بروز آنمی شدید یعنی کاهش تعداد گویچه‌های سرخ که محتوی هموگلوبین کمتری از حالت طبیعی هستند، می‌شود. ● دفع روزانه آهن روزانه حدود یک میلیگرم آهن در مردها بطور عمده از راه مدفوع دفع می‌شود. هرگاه خونریزی حادث شود، مقادیر اضافی آهن از بدن دفع می‌گردد. در زنها دفع خون قاعدگی ، میزان متوسط دفع آهن را به حدود ۲ میلیگرم در روز می‌رساند. ● جذب آهن از لوله گوارش آهن از تمام قسمتهای روده کوچک بطور عمده با مکانیسم زیر جذب می‌شود. کبد مقادیر متوسطی از آپوترانسفرین را به داخل صفرا ترشح می‌کند که از این طریق مجرای صفراوی به داخل دوازدهه جریان می‌یابد. آپوترانسفرین در روده کوچک با آهن آزاد و نیز با بعضی ترکیبات آهن دار از قبیل هموگلوبین و میوگلوبین گوشت یعنی دو تا از مهمترین منابع آهن در رژیم ترکیب می‌شود. این ترکیب موسوم به ترانسفرین است. ترانسفرین به نوبه خود جذب رسپتورهای موجود در غشای سلولهای اپیتلیال روده شده و به آنها می‌چسبد. سپس مولکول ترانسفرین با روند پینوسیتوز در حالی که آهن را با خود حمل می‌کند به داخل سلول اپیتلیال جذب شده و بعدا در طرف خونی این سلولها به شکل ترانسفرین پلاسما آزاد می‌شود. سرعت جذب آهن فوق‌العاده آهسته بوده و حداکثر آن فقط چند میلی گرم در روز است. این بدان معنی است که هنگامی که مقادیر عظیمی آهن در غذا وجود دارد، فقط قسمت اندکی از آن می‌تواند جذب شود. ● تنظیم آهن کل بدن هنگامی که بدن از آهن اشباع شود، بطوری که عملا تمام آپوفریتین موجود در نواحی ذخیره کننده آهن با آهن ترکیب شده باشد، میزان جذب آهن از روده فوق‌العاده کاهش می‌یابد. از طرف دیگر هنگامی که منابع ذخیره آهن کاملا آهن خود را از دست داده باشند، سرعت جذب می‌تواند فوق‌العاده زیاد شود و به ۵ برابر هنگامی که منابع ذخیره آهن اشباع شده‌اند و یا بیشتر از آن برسد. به این ترتیب آهن کل بدن تا حدود زیادی بوسیله تغییر سرعت جذب آن تنظیم می‌شود. ● تخریب هموگلوبین هموگلوبین آزاد شده از گویچه‌ها هنگام پاره شدن آنها تقریبا بلافاصله توسط ماکروفاژها در قسمتهای متعددی از بدن ، بویژه در کبد ، طحال و مغز استخوان فاگوسیته می‌شود. در جریان چند ساعت تا چند روز بعد ماکروفاژها مجددا آهن از هموگلوبین به داخل خون آزاد می‌کنند و این آهن توسط ترانسفرین یا برای تولید گویچه‌های سرخ جدید به مغز استخوان حمل می‌شود یا برای ذخیره شدن به شکل فریتین به کبد و سایر بافتها می‌یابد. قسمت پورفیرین هموگلوبین توسط ماکروفاژها پس از طی یک سری مراحل به پیگمان بیلی‌روبین تبدیل می‌شود که به داخل خون آزاد شده و بعدا توسط کبد به داخل صفرا ترشح می‌گردد
  نظرات ()
رفتار سلول طبیعی و سلول سرطانی نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

کنترل و تنظیم بیان ژن یا میزان تولید یک فرآورده ژنی در سطوح مختلف مانند رونویسی و ترجمه، عملکردی پایه ای و ضروری برای تمام موجودات به شمار می آید.

این فرآیند کلیدی، بسیار دقیق و پیچیده، به عنوان یک پیش نیاز (مقدمه واجب) برای تولید و ابقا یا نگاهداری (نسبی) انواع فراوان تیپ های متفاوت بافتی و سلولی، برای یک موجود ضروری است.
 زیبایی های شگفت انگیز مدیریت و اقتصاد سلول در تنظیم بیان ژن
«مشاهده قطره آبی که من در زیر میکروسکوپ می بینم و دورترین ستاره ای که با تلسکوپ تماشا می کنم، مرا به حیرت و اعجاب وامی دارد، به قدری نظم و ترتیب در عالم طبیعت وجود دارد که ممکن است برای آن قوانین محکم و ثابت وضع کرده و حکم هر پدیده را قبل از حدوثش بیان نمود. اینکه بشر عمر خود را برای کشف قوانین طبیعی صرف می کند فقط از این جهت است که به وجود و صحت آن قوانین مطمئن است و بدون این اطمینان تفحصات علمی بی فایده می شدند.

اگر فرض کنیم که پیدایش پدیده تابع قوانین طبیعی نبوده و تابع تصادف باشند همه تجربه ها بی فایده خواهند شد. زیرا در تکرار تجربه ای معین، نتایج مختلف به دست خواهد آمد و به معلومات بشر چیزی افزوده نخواهد شد.

پس در پشت این نظم باید قادر متعالی باشد چون بدون یک حکمت عالیه، وجود نظم و ترتیب امکان پذیر نیست. در همه جا قدرت خدایی مشهود است و هر قانون طبیعی که کشف می شود با صدای بلند می گوید: «خدا واضع من است و بشر کاشف من.» » «دکتر سیسیل بویس هامان (زیست شناس)».
هر یک از سلول های بدن هر موجود پیشرفته و از جمله آدمی در درون هسته خود حاوی دستورالعمل خارق العاده ای است که ژنوم (Genome) نامیده می شود و فعالیت آن را رقم می زند. ژنوم که از الفبای چهار حرفی آدنین (A)، گوانین(G)، سیتوزین (C) و تیمین (T) تشکیل شده و در شکل یا ترکیب نوکلئوتیدها نوشته شده است دربردارنده عموم نشان ویژگی های فیزیکی و بسیاری از خصوصیات رفتاری هر فرد است که از نظر زیست شناختی جایگاه تک تک افراد را در میان آدمیان متمایز می سازد.
هر موجود زنده به طور معمول در اثر فرآیندهای تنظیم کننده تمایز، از یک سلول تخم نخستین بر اثر تقسیمات متوالی و بی شمار میتوزی ایجاد می شود. از لحظه شکل گیری این سلول، تا مراحل بلوغ و سرانجام مرگ زیستی موجود، سلول های جاندار از جنبه های متعدد و متنوع مانند شکل شناسی، فیزیولوژی، بیوشیمیایی و تقسیم کار متمایز می شوند و تفاوت های شکلی، عملی و رفتاری برجسته ای را نشان می دهند.

ایجاد تمایز و تخصص در سلول ها در شرایطی است که به طور معمول در هسته تمام سلول های یک جاندار، تمام ژن های فرد وجود دارد. مسیری را که اطلاعات وراثتی و هریک از ژن ها در شرایط طبیعی طی می کنند تا- با همکاری عامل های فراوان- فنوتیپ یک جاندار را رقم زنند، مسیری بسیار پیچیده، فوق العاده دقیق و کاملاً حساب شده است.
کنترل و تنظیم بیان ژن یا میزان تولید یک فرآورده ژنی در سطوح مختلف مانند رونویسی و ترجمه، عملکردی پایه ای و ضروری برای تمام موجودات به شمار می آید. این فرآیند کلیدی، بسیار دقیق و پیچیده، به عنوان یک پیش نیاز (مقدمه واجب) برای تولید و ابقا یا نگاهداری (نسبی) انواع فراوان تیپ های متفاوت بافتی و سلولی، برای یک موجود ضروری است. تنظیم بیان ژن، در دو دسته موجودات (پروکایوت ها و یوکاریوت ها)، به رغم شباهت های اساسی، تفاوت های متعدد نیز دارد.
گرچه هر سلول سوماتیک دارای دستور کار یکسانی است، اما انواع مختلف سلول ها _ مانند پوست، کبد و ریه- با مکانیسم های تنظیمی بسیار دقیق و ظریف، برای تعیین و انجام عملکردهای فرد، بخش های متفاوتی از این دستورالعمل را به کار می برند. به بیان دیگر در هر زمانی تمام ژن های موجود در هسته سلول یک جاندار _ که در انسان رقمی در حدود۳۰ هزار ژن ساختاری برآورد شده است فعال نیست. بلکه در هر بافت درصد ناچیزی از ژن های مشخصی فعالیت دارند.

بنابراین صرف نظر از ژن های ویژه _ مانند ژن های مربوط به ایجاد rRNA ها و tRNAها- که به دلایلی روشن باید در همه سلول ها فعال شوند درصد بسیار بالایی از ژن ها در بافت های مختلف به شیوه ای متفاوت- از جمله برای دوره کوتاهی از زمان و در مرحله ویژه ای از زندگی موجود- فعال می گردند. نکات مورد اشاره در بالا و تاکید دوباره بر این نکته مهم که ژن های بی شمار موجود در هسته سلول های یک فرد، فعالیت ها، عملکردها و رفتارهای بسیار متنوع از خود بروز می دهند، به صراحت بر حضور یک سیستم بسیار منظم، دقیق، منسجم، هماهنگ و در عین حال پیچیده از تنظیم ژنتیکی در خلال دوره زندگی یک موجود دلالت می کنند.
اطلاعات موجود در دستور کار یا ژنوم که به

 یک تخمک لقاح یافته این امکان را می دهد که بتواند مراحل مختلف جنینی را سپری کرده و به یک نوزاد و سپس یک فرد بالغ تبدیل شود، در واقع یکی از برجسته ترین رویدادهای زیست شناسی سلولی و مولکولی به حساب می آید.

در این باره بیشتر توضیح می دهیم:
یک ژن _ ساختاری _ ناحیه ویژه ای از DNA با طولی مشخص از نوکلئوتیدها است که اطلاعات لازم را برای تولید یک پروتئین معین دارا است. سلول ها هزاران نوع پروتئین مختلف می سازند. بیان ژن فرآیندی است که در خلال آن اطلاعات موجود در DNA در فرآیندی پیچیده، دقیق و زمان بندی شده به پروتئین تبدیل می شود. بر فرآیند بیان ژن شبکه های تنظیمی دقیق و کنترل بسیار شدید، هماهنگ و منسجمی حاکم است. یادآوری می نماید که چنین کنترل انتخابی و حساب شده بیان ژن هاست که موجودات پرسلولی (پیشرفته) را به تمایز و دارا بودن سلول ها و بافت های مختلف قادر می سازد، زیرا که به طور کلی تمام سلول های بدنی (سوماتیک) یک فرد دارای اطلاعات ژنتیکی یکسانی هستند. این مکانیسم های کنترلی به موجودات ابتدایی نیز اجازه می دهند تا خود را با تغییرات محیط پیرامون خود به سرعت وفق دهند.
چگونگی بیان هریک از ژن های بی شمار ساختاری و در نتیجه تولید پروتئین های متنوع از جمله عناصر کلیدی است که به طور مثال موجب تشخیص یک سلول مغزی از یک سلول ماهیچه ای _ با وظایف متفاوت- می شود.
برای بهتر نشان دادن پیچیدگی تنظیم عملکرد ژن ها، ارائه نمونه هایی _ به عنوان مشتی از خروار- خالی از فایده نیست: در برخی از موارد پروتئین های تنظیم کننده نقش بازدارندگی دارند. این پروتئین های ویژه با اتصال به مکان یا مکان های خاصی از یک ژن، بیان آن را سد می کنند و در مواردی دیگر به مثابه افزایش دهنده، بیان ژن را تشدید می نمایند. هر پروتئین تنظیمی نیز دارای ژن خاص خود است و چنین است که یک ژن بر بیان ژنی دیگر تاثیر می گذارد.
از این منظر، شناسایی دقیق تمام عامل های کنترلی، نقش هر یک و چگونگی مدیریت سلول در تنظیم بیان ژن از جمله اصلی ترین صحنه های تلاش هیجان انگیز زیست شناسان مولکولی را تشکیل داده است. در واقع مکانیسم های تنظیم کنندگی بیان ژن، نیازمند انواع فراوانی از ردیف های خاص نوکلئوتیدی و نیز پروتئین های فراوانی برای تشخیص این ردیف ها است.
● مولکول DNA، مرکز ثقل علوم زیستی
برای درک بهتر مفاهیم اساسی تنظیم عملکرد ژن ها، اشاره ای گذرا بر کالبدشکافی برخی از رخدادهای کلیدی که به عنوان مقدمات واجب مطرح هستند خالی از فایده نیست: تمام نشان ویژگی های موجود زنده بر ماده وراثتی آن متکی است و به زبان زیست شناسی هیچ ماده ای به این اهمیت وجود ندارد. مولکول DNA مرکز ثقل و قلب تپنده علوم زیستی است. این ماده است که ویژگی های بیوشیمیایی، فیزیولوژیکی، تشریحی و رفتارهای زیستی خاصی را در جاندار پدید می آورد.

تاثیر ژنتیک در سراسر قلمرو زندگی جانداران موجب شده است که این رشته شیرین و جالب از اهمیت راهبردی برخوردار شود. مولکولDNA براساس برنامه ریزی همه جانبه، منسجم و منظم علاوه بر دارا بودن کلید معماری پروتئین ها یعنی تعیین دقیق ساختار و عملکرد آنها و از جمله آنزیم ها، دربردارنده تمام دستورالعمل های مربوط به اعمال حیاتی و فرآیندهای زیستی موجود زنده مانند رشد، تمایز، تقسیم و تولید مثل است. در پژوهش های راهبردی مهندسی ژنتیک نیز اسیدهای نوکلئیک و به ویژه مولکولDNA دارای نقش کلیدی و مرکزی است.
اطلاعات ژنتیکی موجود در مولکول DNA، طی فرآیندی به نام رونویسی به مولکولRNA انتقال می یابد. در این فرآیند فوق العاده دقیق، درکنار دیگر شرایط و عوامل لازم، دسته ای از آنزیم ها به نام RNA پلیمرازها به طور حساب شده ایفای نقش می کنند. برخی از RNA های حاصله-rRNA ها و tRNAها- دارای نقش ساختاری و عملکردی مشخص به خود هستند.

 اما بسیاری از آنها به صورت mRNA بوده و تولید تمام پروتئین های سلولی را برعهده دارند. mRNAها در واقع بین مولکولDNA و پروتئین ها نقش واسط دارند. به بیانی دیگر وظیفه رهبریDNA و ژن ها در تولید پروتئین ها را برعهده دارند.
در موجودات پیشرفته، مولکول های اولیه RNA واقع در هسته سلول باید ردیفی از عملیات خاص، دقیق، متوالی و پیچیده را پشت سر نهند و مورد تغییرات متنوع شیمیایی قرار گیرند تا سرانجام مولکول mRNA در شکل بالغ و کامل خود با مهاجرت از هسته به سیتوپلاسم سنتز پروتئین را آغاز کند. چگونگی سنتز پروتئین نیز فرآیندی دقیق و پیچیده است و اجزا و عوامل ضروری متعددی در تحقق آن مشارکت دارند به نحوی که فقدان یا کاستی در هریک از آنها، انجام فرآیند ترجمه را با دشواری مواجه ساخته یا ناممکن می نماید.
● از شگفتی های تنظیم بیان ژن
پروتئین ها که کلید معماری آنها در دست ژن ها است دارای نقش های حیاتی متنوع و فراوانی هستند. به طور نمونه، این مولکول ها از یک سو به عنوان «مصالح ساختاری» در مجموعه های حیاتی برای گردهمایی سلول یا برپایی موجود زنده وارد هستند و از دیگر سو به مثابه معمار این مجموعه ها ایفای نقش می کنند. و از طرفی با ماموریت هایی مانند پیام رسانی و گیرندگی پیام «بین معمار و مصالح»، وظیفه خطیر تنظیم و کنترل فرآیندهای حیاتی سلول مانند بیان ژن ها و چگونگی این بیان را نیز برعهده دارند. به علاوه، آنزیم ها که خود از جمله مهمترین پروتئین ها به حساب می آیند، تمام واکنش های شیمیایی را کاتالیز و امکان پذیر می سازند.
آنچه مسلم است روابط بین DNA، RNA و پروتئین بسیار حساب شده و پیچیده است و مستلزم همکاری تنگاتنگ، سازماندهی همه جانبه و دقتی شگرف است.

شایان تاکید است که بین مقدار یک پروتئین ویژه در یک سلول معین و میزان mRNA موجود در آن سلول، رابطه مستقیمی وجود دارد. نیز در موارد نسبتاً زیادی، یک ژن منفرد ممکن است رموز ژنتیکی بیش از یک پروتئین را دارا باشد یعنی از اطلاعات ژنتیکی محدود و مشخصی، چندمنظوره استفاده شود. این امر به ویژه نیازمند سلسله عملیات متفاوتی است که در مسیر پردازش و ویرایش - رونوشت اولیه RNA.
(hnRNA)_ اینگونه ژن ها رخ می دهد. اندکی تامل در این رخدادها به روشنی نشان می دهد که چنین ماموریت هایی تا چه اندازه باید حساب شده باشد.

به بیان دیگر، در این موارد، اینکه کدام پروتئین در کدام زمان، و در کدام سلول ایجاد شود، رویکردی است که براساس مکانیسم های تنظیم سلولی و مبتنی بر مقتضیات و نیازهای (کوتاه مدت، میان مدت و درازمدت) سلول شکل می گیرد. این رخدادها، به نوبه خود، نیز ویژگی های متفاوت سلول های یک موجود منفرد را به روشنی تبیین می کند.
تاکید می نماید که تنظیم ژنی در واقع موجب تخصصی شدن سلول ها می شود و حدود ۲۵۰ سلول مختلف که از نظر ساختاری و عملکردی با هم تفاوت دارند، در بدن آدمی شکل می گیرد و چنین است که یک سلول کبد هرگز سلول ماهیچه ای نمی شود (و برعکس). بنابراین برای تعیین هویت و سرنوشت هر سلول، در رخداد تمایز نیز نمایشی شگرف از همکاری حساب شده، پیچیده و تنگاتنگ ژن ها به صورت آبشاری از رخدادهای مرحله ای و پلکانی حضور و نمودی ممتاز دارد. در این مسیر اگرچه هنوز بی خبری های قابل توجهی داریم، اما شمار فراوانی از ژن های تنظیم کننده و پروتئین های دخیل در آن شناسایی شده است.
پژوهش های بسیار گسترده نشان داده است که اکثریت بسیار بالایی از تصمیمات، ویژه بافتی است که مقرر می دارد در هر بافتی، پروتئین های معینی تولید می شود. این سطح از تنظیم در محدوده رونویسی است و تنظیم در این سطح است که ظاهراً بیشترین اثر را بر روی فنوتیپ فرد می گذارد. این سخن نافی رویکردهای تنظیمی در سطوح متعدد پس از رونویسی نیست. درک دقایق و جزئیات چگونگی این انتخاب و تصمیم سازی ها در گرو به بار نشستن پژوهش های وسیع در دست انجام است.
اینکه برخی از فرآورده های ژنی در تمام طول حیات سلول ضروری است و چنین ژن هایی باید همواره بیان شوند و به اصطلاح تعطیل بردار نیستند، اینکه عملکرد شماری از ژن ها در عموم سلول ها مشاهده می شود، اینکه بسیاری از ژن ها نقش تخصصی تری دارند و در واقع، حسب ضرورت، در زمان های معینی در سلول- برای یک بار و یا به طور متناوب _ بیان می شوند و… همه و همه بر نظمی شگرف و هدفدار در عملکرد ژن ها و سلول ها تاکید دارد.
بنابراین سطوح یا مکانیسم های کنترل بیان ژن، در یکی از اصلی ترین کارکردهای خود، کنترل کننده مقدار فرآورده مورد نیاز سلول است که میزان آن دست کم به دو عامل کلیدی وابسته است: میزان ساخته شدن (یعنی چند مولکول از فرآورده ژن در واحد زمان مورد نیاز است) و تجزیه و تخریب (یعنی چند مولکول در واحد زمان شکسته می شود، این میزان ظاهراً نسبتاً ثابت باقی می ماند). برآیند و نتیجه این کارکرد شگرف، یک تراکم یا غلظت پایدار اما متفاوت برای هر فرآورده ژنی در سلول ایجاد می کند. رخداد تنظیم ژنی به طور مشخص در موجودات یوکاریوت، این امکان را نیز فراهم می آورد که در بسیاری از موارد یک ژن به منظور بهینه کاری از انعطاف پذیری فوق العاده ای برخوردار باشد. به طور مثال، برحسب نیازها و مقتضیات زمانی و مکانی سلول، با حذف متفاوت اینترون ها از یک ژن واحد، شکل های متفاوتی از mRNA ایجاد شود که طبیعتاً فرآورده های متفاوتی در پی خواهد داشت. به طور مثال، رونوشت اولیه ژن کالسی تونین دارای ۶ اگزون است که به دو صورت پیرایش می شود: اگزون های ۴-۱ در تیروئید، کالسی تونین را تولید می کند و تمام اگزون ها (به استثنای اگزون ۴) در هیپوتالاموس، پروتئین شبه کالسی تونین را ایجاد می کند. همچنین با رخداد فوق العاده دقیق ویرایش RNA، راهکاری ارزشمند برای تولید دو یا بیشتر پروتئین متفاوت از یک ژن در اختیار مدیریت اقتصاد سلول قرار می گیرد.
ژن های موجودات پیشرفته به طور کلی از ردیف های بازی با عملکردهای متفاوت ساخته شده اند که به طور یک در میان در طول ژن قرار دارند.

 بخش هایی که به نام اگزون ( Exon) خوانده می شوند، در واقع اطلاعات لازم برای سنتز پروتئین را در خود دارند و بخش هایی که اینترون (Intron) نامیده می شوند (و قسمت اعظم ردیف های بازی یک ژن را شامل هستند)، به ندرت رمزی برای سنتز پروتئین ندارند و ظاهراً به طور معمول در مولکولmRNA رونویسی نمی شوند. جزئیات این مطلب، نیازمند فرصت مستقلی است. کشف اینترون ها در بهار ۱۹۷۷ به کمک روش ها و فنون مهندسی ژنتیک، زیست شناسان مولکولی را کاملاً شگفت زده کرد. این کشف، درک آدمی از ساختار و عملکرد ژن در موجود پیشرفته را به طور بنیادی متحول ساخت و بر آنچه که تا پیش از آن زمان پذیرفته شده بود در پهنه وسیعی خط بطلان کشید.
طبیعتاً چنین سیما و ماهیت مولکولی از ژن، نیازمند عملیات پیچیده، ماهرانه و بسیار دقیق از تنظیم، ویرایش و پردازش است. زیرا هرگونه اشتباه هرچند ناچیز حتی در یک نوکلئوتید ممکن است موجب شود پروتئینی که سرانجام حاصل می شود فاقد هرگونه کارایی طبیعی باشد و در صورتی که این پروتئین از اهمیت راهبردی و حیاتی برخوردار باشد، حتی می تواند مرگ موجود را در پی داشته باشد. اگرچه که تنظیم در این سطح مهم ترین و ابتدایی ترین سطح تنظیم به شمار می آید، اما سطوح متعدد تنظیم دیگر نیز وجود دارد.
● تنظیم ژن در سرطان و ویژگی های سلول سرطانی
چنانچه تاکید شد در یک موجود زنده طبیعی، فرآیندهای زیستی مانند رشد، نمو، توسعه، تکوین و تکثیر سلولی رخدادهای کاملاً تنظیم شده اند. این تنظیم در پاسخ به نیازهای طبیعی بدن به طور بسیار دقیق، هماهنگ و حیرت انگیز صورت می گیرد و از مهمترین وقایع ژنتیکی و فیزیولوژیکی موجود زنده به حساب می آید. هریک از انواع فراوان سلول های تخصص یافته در یک فرد، در یک تعادل تنظیم یافته بسیار دقیق قرار دارد.

فرآیند تکثیر سلولی با فرآیند مرگ سلولی در حال تعادل است. به طور مثال در یک فرد جوان، زایش سلول های جدید از مرگ سلول های پیر بیشتر است، این رخداد منجر به افزایش اندازه بدن موجود می شود. در یک فرد بالغ تعادل بین تولید و مرگ سلولی، شرایط پایداری را ایجاد می کند. در سلول های تمایزیافته، به تدریج سرعت تقسیم و ادامه چرخه سلولی کم شده، به حداقل یا صفر می رسد. تکثیر سلولی یا توقف رشد هردو در گرو تصمیم سلول است. سلول براساس قانونمندی های طبیعی حاکم بر خود، تصمیم مناسب را حسب مقتضیات خود اتخاذ می کند. کنترل و تنظیم رشد سلول نیز با این تصمیم گیری هماهنگ است یعنی سلول طبیعی رشدی را می طلبد که کنترل شده باشد. این تعادل شگفت آمیز توسط سیستم فوق العاده دقیق علائم درون سلولی تدارک می شود. در وضعیت های ویژه ای، تعادل مورد اشاره به هم می خورد و سلول بدون کنترل و بی اعتنا به فرامین عامل های تنظیم کننده رشد، بی رویه تکثیر می یابد و وضعیتی را ایجاد می کند که تومور یا سرطان نامیده می شود.
در تومورها، سلول حتی بی آنکه علائم مربوط به رشد را دریافت کند، تکثیر می یابد. نیز به علائم طبیعی برای توقف رشد توجهی ندارد. تمام سلول های یک تومور قادر هستند به طور نامحدود رشد کنند و وضعیت توموری از سوی تمام سلول های دختر به زاده های آنها منتقل می شود. بنابراین سرطان یک بیماری ژنتیکی است که در موارد اندکی (حدود ۱۵ درصد) موروثی نیز هست، اما همیشه دربردارنده آسیب ژنتیکی است.

نقص ژنتیکی معمولاً به سلول های سوماتیکی _ و نه سلول های ژرمینالی یا جنسی- مربوط است. نواقص مربوط به سلول های ژرمینالی نیز گزارش شده است که با افزایش احتمال نواقص ژنتیکی سوماتیکی، در پیدایش دست کم شماری از سرطان ها، نقش ایفا می کند.
در سرطان، به دلیل انجام مجموعه ای از تغییرات پایه در سلول، رفتار سلولی از جنبه های فراوان دستخوش تغییر و انحراف می شود. سلول سرطانی، در واقع از منظر محتویات سلولی، بیشتر یک سلول نابالغ است. انواع متفاوتی از سلول های بدن می توانند سرطانی شوند.
سلول سرطانی با همتای طبیعی خود از جهات فراوان تفاوت های آشکار نشان می دهد. این تغییرات بر کنترل رشد سلول، شکل شناسی، ارتباطات متقابل سلول ها، ترکیبات غشای سلولی، ساختار اسکلت سلولی، ترشح پروتئین، بیان ژنی و… و مرگ سلولی اعمال می شود.
●● جمع بندی
براساس آنچه به اشاره بیان شد، کارکرد ژن ها حتی در ساده ترین موجودات_ مانند ویروس ها و باکتری ها- با تنظیمی اعجاب انگیز، برابر برنامه ای منظم، منسجم، هماهنگ، اختصاصی، با اعتدالی حیرت انگیز و بدون ذره ای افراط و تفریط در خلال فرآیندهای رشد، توسعه، تمایز و در واقع از لحظه تشکیل سلول تخم تا هنگام مرگ زیستی فرد صورت می گیرد. تا در مسیر سازماندهی خارق العاده ساختاری، تشکیلاتی، عملکردی و تنظیمی طبیعی مجموعه منسجم سیستم زیستی، در هر سلول، هر ژن بسته به نقشی که برعهده اش نهاده شده است، حساب شده و مقصودمند در زمان یا زمان های مناسب به ایفای وظیفه پرداخته، روشن و خاموش شود.

در واقع، در هریک از انواع بی شمار سلول های یک فرد، هر ژن کار خود را برابر برنامه ای به شدت دقیق انجام می دهد تا مواد مورد نیاز هر مقطع از حیات زیستی سلول و بافت تامین شود. آنچه به روشنی مورد تاکید است اینکه در هر موجود زنده، هر یک از ژن ها حضوری مجرد و انتزاعی ندارد که چون «جزیره ای مستقل» رفتار کند. در وضعیت طبیعی، حتی تصور کوچکترین خودکامگی در جزء جزء سلول و طبیعتاً در کل موجود زنده، محلی از اعراب ندارد. قوانین دقیق زیستی با نوعی اقتصاد اصولی فطری حیرت انگیز و مافوق تصور ملازم است که براساس آن روند «اقتصادگونه» در شرایط طبیعی، یک ژن معین در سلولی خاص از موجودی مشخص، در زمانی ویژه و در رابطه ای تنگاتنگ با کل موجود، امکان فعالیت و بیان می یابد.
به راستی اگر در وظایف ژن ها و موجود زنده، قوانین حساب شده و مقصودمندی حاکم نبود (مانند وضعیت سرطانی) و به طور مثال با لجام گسیختگی، در هر زمانی در همه سلول ها، تمام ژن ها به شکل فعال درمی آمدند، بر سر موجود زنده چه می آمد؟ نیز اگر فعالیت و تجلی ژن ها در زمان های نامناسب رخ می داد، چه می شد؟ یا اگر عملکرد ژن ها در سطح نازلی می بود، به نحوی که پاسخگوی نیازها و مقتضیات سلولی نبود(مانند وضعیت سرطانی) چه؟ و…؟؟

سرانجام کار جاندار به کجا می کشید؟ پاسخ این پرسش های فرضی آن قدر روشن هست که نیازی به کمترین توضیح یا استدلال ندارد. قدر مسلم در شرایط طبیعی، سلول ها و کل موجود زنده براساس قانونمندی های هدفدار، به نحوی فوق تصور از هرگونه افراط و تفریط، بدکاری، کم کاری و تنبلی، فرصت طلبی، خودکامگی، استفاده های سوء و تجاوز و از این نوع مشابهات به دور است.هر سلول از بخش هایی تشکیل یافته است که از لحاظ ساختاری و عملکردی با سایر بخش های همان سلول ارتباط تنگاتنگ و پویایی دارد. این واقعیت کلید درک چگونگی عمل ده ها هزار پروتئین را که ساختار آدمی بر پایه آن بنا شده است، به شدت تسهیل کرده است. به همین دلیل هم هست که از منظر زیست شناختی در عین کثرت، یکنواختی شگفت انگیزی بین تمام موجودات زنده وجود دارد.

www.pezeshk.us

  نظرات ()
آشنایی با پوست بدن نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩
پوست یک ارگان حیاتی است که بدون آن هیچ موجودی قادر به ادامه حیات نیست. پوست بعنوان وسیعترین عضو زنده بدن، درحقیقت یکی ار پیچیده ترین، جالبترین و پرکارترین اعضاء نیز به شمارمی آید. دستاوردها و تحقیقات انجام شده در زمینه شناخت ساختار و عملکرد پوست در بدن طی دهه گذشته از مجموعه مطالعات دو قرن اخیر بیشتر و مؤثر تر بوده است . وظایف پوست : - بدن را در مقابل آسیبهای مکانیکی ، حرارت وتابش شدید نور محافظت می کند(سیستم دفاع مکانیکی). - از نفوذ مواد شیمیایی و ورود میکروبها و میکرو ارگانیسمها به بدن جلوگیری می نماید(سیستم دفاع ایمونولوژیکی) . - برخی از مواد مضر حاصل از فعالیتهای متابولیسمی در سیستم گوارشی و کبد را دفع میکند.- هورمونها و آنزیمها را درداخل بدن حفظ می کند. - به عنوان یک عضو لامسه خارجی ، پیامهای حسی را از طریق اعصاب به مغز و مراکز عصبی منتقل می کند . - به کمک سلولهای لانگرهانس ، نقش مهمی را در سیستم ایمنی بدن ایفا می نماید . - نشان دادن نژاد هر فرد (سیاه پوست-سفید پوست و غیره) - نشان دادن جنسیت هر فرد (مرد و زن ( - مانع از تبخیر شدن آب بدن. تنظیم حرارت بدن و سدی در برابر از دست دادن دمای داخلی بدن. اجزا و ساختمان پوست : در هر اینچ مربع از پوست ، با ضخامت متغیر بین ۱mm تا ۴mm ، اجزا ی متعددی را می توان مشاهده نمود که با تعداد شگفت آوری در کنار هم به ایفای نقش خود می پردازند. ۶۵۰ غده مترشحه عرق, ۶۵ فولیکول مو, ، ۱۹ یارد مویرگهای ظریف خونی ، هزاران سلول لامسه ، پایانه عصبی و سلولهای لانگرهانس در هر اینچ مربع از پوست در کنار هم قرار دارند که علاوه بر آنها سلولها ی ملانو سیت و آنزیمهای تیروزیناز ( سازنده ملانین ) را نیز باید اضافه نمود . به طور کلی دو نوع غده در داخل پوست وجود دارند : ۱- غدد مترشحه چربی ۲- غدد مترشحه عرق معمولا دهانه هر کدام از غدد چربی به یک فولیکول مو باز می شود ، اما در بعضی از موارد در پای هر فولیکول مو چند غده چربی وجود دارد که سبب تجمع چربی) (sebum بر روی پوست می گردد. غدد عرق عمیقا “ در داخل لایه های زیرین پوست ( دوم) به صورت پایانه های فنری شکل ریشه دوانده اند که توسط یک لوله تو خالی جهت دفع عرق از لایه های بالاتر (اپیدرم ) عبور کرده و دهانه کوچک آن در سطح پوست باز می شود . شایان ذکر است تعریق سبب پاکسازی پوست که همانا خروج آلودگیها از خلال دهانه کوچک مزبور می باشد ، نمی گردد. لایه های پوست : سطح پوست از تجمع سلولهای مرده تشکیل شده است . زیر این سطح، سه لایه جداگانه بسیار نازک به شرح ذیل وجود دارند : ۱) اپیدرم ۲) درم ۳) هیپودرم اپیدرم : اپیدرم که ضخامتش از ۰/۰۴ تا ۱/۶ میلی متر متغییر می باشد ،لایه مهمی است .سلولهای لانگرهانس که ایمنی پوست را برعهده دارد ، ملانوسیتها و آنزیم تیروزیناز که عهده دار تولید رنگدانه های ملانین و تنظیم رنگ پوست است ،در این لایه قرار دارند. محصولات آرایشی و بهداشتی نظیر پاک کننده ها ،لایه بردار ها ، ترمیم کنند ه ها یا مرطوب کننده ها نیز بر این لایه تاثیر می گذارد . چرا اپیدرم مهم است ؟ - اپیدرم مسئول زیبایی و شادابی ظاهری پوست است . - پوست را در مقابل خشک شدن ( از دست دادن رطوبت ) ، نفوذ مواد شیمیایی مضر ومیکروبها حفاظت می نماید . - اپیدرم یک لایه فعال متابولیکی است که سنتز چربیها (لیپیدها ) را برعهده دارد . - اولین سد دفاعی در مقابل حمله مواد اکسید کننده در بدن به شمـار می رود. - عوامـل مقـابله کننـده با رادیـکالـهای آزاد نظـیـر ویـتامـین E وC و Superoxide Dismutase در این لایه رار دارند. - قابلیت نگهداری مقادیر متنابهی از سرامیدها و glycosaminoglycons را دارا می باشد . - اپیدرم حاوی مقدار زیادی آب است . هرچه بدن جوانتر باشد ، آب بیشتری در پوست وجود دارد .با افزایش سن ظرفیت نگهداری آب در پوست کاهش می یابد و در نتیجه پوست به سمت خشک و چروک شدن متمایل می گردد . - اپیدرم ، علاوه بر این ، اولین سد دفاعی بدن در مقابل هجوم میکروبی محیط اطراف بدن به شمار می آید که در این میان عملکرد خود را مدیون حضور سلولهای لانگر هانس می باشند . سلولهای لانگرهانس بسیار به تابش اشعه ماوراء بنفش حساسند .حتی تابش خفیفی از اشعه ماوراء بنفش قادر است سلولهای لانگرهانس را از بین ببرد که این مسئله می تواند به کاهش ایمنی سطح بدن منجر شود .همچنین با افزایش سن ، به طور طبیعی تعداد این سلولها کاهش می یابد که این خود می تواند دلیلی برای افزایش شیوع سرطان در افراد مسن نسبت به جوانان باشد . در سطوح تحـتانی لایه اپیـدرم ، سلولـها از طریق تقسیم میتـوزی ، تکثیر می یابند . هر سلول ، با حفظ سلول والد توانایی تولید یک سلول جدید را نیز دارا می باشد . سلول جوانتـر در جای خـود باقی مانده و سلول پیـرتر از لایـه های اپیدرم رد شده و به سطح می رسد . این سلولها ضمن حرکت خود به سطوح بالاتر با ماده ای به نام کراتین پرمی شوند وآب و چربی خود را از دست می دهند .فسفولیپید موجود در آنها به گلیکـو لیپید ، کلستـرول و سرامیدها تبدیل می شود .در پایان حرکت به صورت لایه ای از سلولها ی مرده روی سطح پوست قرار می گیرند . از سوی دیگر سلولهای جایگزین، سلولهای بزرگ ، جوان ونرم هستند که حاوی مقدار زیادی آب می باشند .با افزایش سن ، این لایه نازک شده و نگهداری رطوبت را برای پوست دچار مشکل می کند . سرامیدها یک نقش حیاتی در قابلیت نگهداری رطوبت توسط پوست بازی میکنند که این مسئله می تواند در سنین کهولت و نیز در مقابل تابش مستقیم خورشید ، پوست را محافظت نماید . در لایه اپیدرم یک عامل مرطوب کننده طبیعی به نام NMF وجود دارد . تماس طولانی مدت با مواد پاک کننـده قوی و تغییر شرایط آب و هوایی می تواند به کاهش میزان NMF منجر شده و پوست را شکننده و خشک کند . برای پوستهای مسن و آسیب دیده ، موادی نظیر آلفا هیدروکسی اسیدها(AHA) ، می تواند ظاهرسالمتر و شادابتر ی به آن ببخشد . درم : لایه دوم یا درم ۵ تا ۷ برابر ضخیمتر از اپیدرم است و به وسیله یک غشاءپیوندی پایه به آن متصل شده است.درم از یک غشاء ضخیم ارتباطی تشکیل شده است که در حقیقت شبکه بهم بافته ای است از مویرگها ی خونی و لنفی ، رشته ها وپایانه های عصبی وحسی ، کلاژن و فیبرهای پروتئینی الاستینی که وظیفه آنها نگهداری و حفظ رشته های عصبی می باشد .فولیکول های مو ، مویرگهای خونی ، غده های چربی و عرق نیز در این لایه قرار دارند . وظیفه اصلی این لایه حفظ استحکام و ارتجاع پوست می باشد . چرا درم مهم است ؟ - اپیدرم را به کمک شبکه وسیع وظریف مویرگها ی خونی خود ، تغذیه می کند . - به کمک شبکه محکمی از کلاژن و رشته های پروتئینی الاستین، سبب استحکام بافت پوست می شود . - خاصیت ارتجاعی و کشسانی پوست را تامین می کند . - به عنوان یک منبع دخیره آب عمل می کند . - پوست را در مقابل آسبهای مکانیکی محافظت می کند . - نقش مهمی به عنوان یک گیرنده حسی ویک تنظیم کننده داخلی بازی می کند . هیپودرم : هیپودرم ،سومین و آخرین لایه پوست ،پوست را به بافتهای ماهیچه ای متصل می نماید. این لایه به دلیل فراوانی سلولهای چربی، خاصیت ارتجاعی بسیار داشته و به عنوان ضربه گیر (مثل عملکرد فنرها در اتومبیل ) عمل می کند . ضربه گیری این لایه ، نقش بسیار مهمی در حفظ و نگهداری مویرگهای خونی و پایانه های عصبی دارد . تفاوت پوست مر دان و زنان : بدن انسانها عموما“ شباهت زیادی بهم داشته و تنها در موارد جزئی با هم متفاوت می باشد .پوست نیز از این مقوله مستثنی نمی باشد . جنسیت، مهمترین عامل ایجاد تفاوت در پوست است. - ترشحات غدد جنسی مردانه ، بر ضخامت پوست و استحکام لایه های درم می افزاید . - پوست مردان پر موتر و زبرتر از پوست زنان است. - غدد عرق ریز مردان بیشتر از زنان است . - ملانین بیشتری در سلولهای پوست مردان وجود دارد که به همین دلیل ، پوست مردان غالبا“ تیره تر از پوست زنان است . - پوست مردان به علت تولید بیشتر مواد مترشحه غدد چربی ، چربتر است . - مواد شیمیایی مترشحه از غدد زنانه ، پوست را صافتر و لطیفتر می کند. - موی بدن زنان کمتر ونازکتر از مردان است اما موی سرشان از نظر طول قابلیت رشد بیشتری دارد . - مردان به نسبت زنان ریزش موی بیشتری دارند . در سنین کهولت ، قسمتهایی از موی مردان کم پشت شده و بقیه به سفید یا خاکستری می گراید. - نژاد ، اثر بسیار اندکی بر روی پوست انسانها دارد و تنها تفاوت آن به پراکندگی غدد داخل پوست منحصر می شود .رنگ تیره بر سلولهای خاصی در پوست باز می گردد که تقریبا“ تعداد آنها در تمامی انسانها مشابه است در بعضی از نژادها ، سلولها بزرگتر بوده و تولید ملانین بیشتری می نماید. - سایر عوامل نظیر رنگ مو و میزان لطافت پوست موروثی است . www.pezeshk.us
  نظرات ()
قلب انسان چگونه کار می کند ؟ نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩

قلب یک تلمبه عضلانی است که در سینه قرار دارد و بطور مداوم در حال کار کردن و تلمبه زدن است. قلب بطور شبانه روزی خون را به سرتاسر بدن تلمبه می‌کند. در حدود ۱۰۰۰۰۰ بار در روز قلب ضربان می‌زند. برای اینکه قلب بتواند این کار سنگین را انجام دهد نیاز دارد که توسط شریانهای کرونری ، به عضله خودش هم خونرسانی مناسبی صورت پذیرد.
* آناتومی قلب

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه‌ای عضلانی تقریبا در وسط فضای قفسه سینه (کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه‌ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است. ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود ۶×۹x۱۲ سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود ۳۰۰ و در خانمها حدود ۲۵۰ گرم (یعنی حدود ۰/۴ درصد وزن کل بدن) می‌باشد.

قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می‌شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازکتر به دو حفره فرعی تقسیم می‌شوند.

حفره های بالایی که کوچکتر و نازکتر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می‌باشند. حفره‌های پایینی که بزرگتر و ضخیم‌ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می‌کنند. پس قلب متشکل از چهار حفره است: دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین (بطنهای راست و چپ).
* شریانهای کرونری
شریانهای کرونری از آئورت بیرون می‌آیند. آئورت ، شریان یا سرخرگ اصلی بدن می‌باشد که از بطن چپ ، خون را خارج می‌سازند. شریانهای کرونری از ابتدای آئورت منشا گرفته و بنابراین اولین شریانهایی هستند که خون حاوی اکسیژن زیاد را دریافت می‌دارند. دو شریان کرونری (چپ وراست ) نسبتا کوچک بوده و هر کدام فقط ۳ یا ۴ میلیمتر قطر دارند.

این شریانهای کرونری از روی سطح قلب عبور کرده و در پشت قلب به یکدیگر متصل می‌شوند و تقریبا یک مسیر دایره‌ای را ایجاد می‌کنند. وقتی چنین الگویی از رگهای خونی قلب توسط پزشکان قدیم دیده شد، آنها فکر کردند که این شبیه تاج می‌باشد به همین دلیل کلمه لاتین شریانهای کرونری (Coronary یعنی تاج) را به آنها دادند که امروزه نیز از این کلمه استفاده می‌شود.

از آنجایی که شریانهای کرونری قلب از اهمیت زیادی برخوردار هستند، پزشکان تمام شاخه‌ها و تغییراتی که می‌تواند در افراد مختلف داشته باشد را شناسایی کرده‌اند. شریانهای کرونری چپ دارای دو شاخه اصلی می‌باشد که به آنها اصطلاحا نزولی قدامی و شریان سیرکومفلکس یا چرخشی می‌گویند و این شریانها نیز به نوبه خود به شاخه‌های دیگری تقسیم می‌شوند.

این شریانها ، باعث خونرسانی به قسمت بیشتر عضله بطن چپ می‌شوند. بطن چپ دارای عضلات بیشتری نسبت به بطن راست می‌باشد زیرا وظیفه آن ، تلمبه کردن خون به تمام قسمتهای بدن است. شریانهای کرونری راست ، معمولا کوچکتر بوده و قسمت زیرین قلب و بطن راست را خونرسانی می‌کند .

وظیفه بطن راست تلمبه کردن خون به ریه‌ها می‌باشد. شریانهای کرونری دارای ساختمانی مشابه تمام شریانهای بدن هستند اما فقط در یک چیز با آنها تفاوت دارند که فقط در زمان بین ضربانهای قلب که قلب در حالت ریلکس و استراحت قرار دارد، خون دراین شریانها جریان می‌یابد.

وقتی عضله قلب منقبض می‌شود، فشار آن به قدری زیاد می‌شود که اجازه عبور خون به عضله قلب را نمی‌دهد، به همین دلیل قلب دارای شبکه موثری از رگهای باریک خونی است که تمام نیازهای غذایی و اکسیژن رسانی آن را به خوبی برآورده می‌کند.

 در بیماران کرونری قلب ، شریانهای کرونری تنگ و باریک می‌شوند و عضلات قلب از رسیدن خون و اکسیژن به اندازه کافی محروم می‌گردند. (مانند هنگامی که که یک لوله آب به دلایل مختلفی تنگ شود و نتواند به خوبی آبرسانی کند).

 در این صورت ، در حالت استراحت ممکن است اشکالی برای فرد ایجاد نشود ،, اما وقتی که قلب مجبور باشد کار بیشتری انجام دهد و مثلا شخص بخواهد چند پله را بالا برود، شریانهای کرونری نمی‌توانند بر اساس نیاز اکسیژن این عضلات ، به آنها خون و اکسیژن برسانند و در نتیجه شخص در هنگام بالا رفتن از پله‌ها دچار درد سینه و آنژین قلبی می‌گردد.

در چنین مواقعی اگر فرد کمی استراحت کند، درد معمولا از بین خواهد رفت. اگر یک شریان کرونری به علت مسدود شدن آن توسط یک لخته خون ، به طور کامل جلوی خونرسانی‌اش گرفته شود، قسمتی از عضله قلب که دیگر خون به آن نمی‌رسد، خواهد مرد و این یعنی سکته قلبی.

 

www.pezeshk.us

  نظرات ()
سرطان معده دومین سرطان کشنده در دنیا نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩
همه ما کم و بیش با اختلالات گوارشی، بیماری های دستگاه گوارش، سندروم روده تحریک پذیر و احیانا یکی از انواع سرطا ن های دستگاه گوارش آشنایی داریم. متاسفانه در کشور ما به علت عادات بد غذایی از قبیل مصرف نمک فراوان، مصرف چربی های مضر، گرایش به مواد غذایی ناسالم مثل انواع فست فودها و سوسیس و کالباس، مصرف نوشابه های گازدار، اختلالات گوارشی در تمامی طبقات اجتماعی و تمامی سنین دیده می شود. اطلاع رسانی رسانه ها درباره خطرات این عادات بد غذایی می تواند در ارتقای سلامت عمومی جامعه تاثیرگذار باشد. تلاش صفحه خانواده و سلامت اطلاع رسانی به روز و مکرر درباره تهدیداتی است که سلامت جامعه را به خطر می اندازد و در اغلب موارد به خصوص درباره اختلالات گوارشی، کلید تغییر این عادات در دست خود مردم است. حال اگر بدانید آمار یکی از خطرناک ترین سرطان های دستگاه گوارش یعنی سرطان معده در کشور افزایش چشمگیری یافته است، بی گمان اهمیت موضوع برای شما دوچندان خواهد شد. دکتر پیام آزاده، متخصص سرطان گوارش و دبیر همایش انجمن سرطان ایران، با اشاره به آمارهای سازمان بهداشت جهانی درباره چند سرطان عمده در دنیا و ایران که شیوع چشمگیری دارد، به ما می گوید: سرطان معده به چند دلیل برای ما بسیار مهم است؛ اول این که در ایران بالاترین آمار ابتلا به سرطان ها به سرطان معده اختصاص دارد. دوم این که یکی از عمده ترین دلایل مرگ و میر ناشی از سرطان است و از نظر شیوع در دنیا پس از سرطان ریه و سینه در رتبه سوم قرار دارد. سرطان معده از نظر کشندگی دومین رده را در دنیا به خود اختصاص داده است. هرچند که طی چند دهه اخیر میزان کشندگی و بروز آن در دنیا با روش های پیش گیری و کنترل عوامل خطر کاهش پیدا کرده است. نکته قابل توجه این است که این آمارها چه در ایران و چه در جهان پس از سرطان پوست است. یعنی آمار سرطان پوست با توجه به این که کشنده نیست، چه در ایران وچه در سراسر دنیا، بسیار بیشتر از سرطان های کشنده ای مثل سرطان معده است. دو عامل اصلی ایجاد سرطان، عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی است که این عوامل محیطی قابل کنترل و پیش گیری است و از زمان اطلاع رسانی، کنترل و پیش گیری ۲ تا ۳ دهه طول می کشد تا آمار یک سرطان را کاهش دهیم. در کشورهای پیشرفته چند دهه قبل راهکارهای پیش گیری انجام شد و هم اکنون آمار برخی سرطان ها کاهش پیدا کرده است. دکتر آزاده ادامه می دهد: سرطان معده هم اکنون در نقاط مختلف ایران شایع ترین سرطان است. این سرطان بالقوه در مراحل انتهایی بسیار خطرناک است و از سویی اولین جایی است که با مواد غذایی و سموم در ارتباط است و به این دلیل قابل کنترل و پیش گیری است. در کشورهای پیشرفته پس از اطلاع رسانی و کنترل و پیش گیری، نه فقط آمار مبتلایان بلکه مرگ و میر آنان نیز کاهش پیدا کرد. بدین معنا که با تشخیص زودهنگام ۹۰ درصد مبتلایان کاملا معالجه می شوند. همین موضوع اهمیت اطلاع رسانی درباره سرطان معده را دوچندان می کند، زیرا فقط با کنترل و پیش گیری و تشخیص زودهنگام می توان آمار سرطان معده را در کشور کاهش داد. همین سرطان در مراحل پیشرفته به یک بیماری غیرقابل علاج و کشنده تبدیل می شود. براین اساس شناخت و اصلاح فاکتورهای خطر، پیشگیری، غربالگری، تشخیص و درمان به موقع سرطان معده تنها راه کاهش آمار مبتلایان به سرطان معده است. این سرطان به دلایل مختلف از جمله سیگار، الکل، مصرف غذاهای مانده و شاید هورمون های مردانه، در مردان بیشتر دیده می شود و میزان کشندگی آن نیز در مردان بیشتر است. دبیر همایش انجمن سرطان ایران با اشاره به افزایش روزافزون سرطان معده در ایران و شباهت علایم آن به بیماری های خوش خیم دستگاه گوارش و دشوار بودن تشخیص آن در مراحل اولیه تاکید می کند: اصلاح فاکتورهای خطر و غربالگری مهم ترین راهکارهایی است که ما برای مبارزه با سرطان معده پیشنهاد می کنیم. بنابراین اصلاح عوامل خطر محیطی که قابل دسترسی و زمان بر است، در اولویت می باشد. یکی از بیماری های پیش زمینه سرطان معده، گاستریت مزمن و زخم معده است. محققان دریافته اند هم زمانی ابتلای فرد به سرطان معده و گاستریت و زخم معده عموما ناشی از آلودگی فرد به باکتری هلیکو باکتری پیلوری است و درمان آن با آنتی بیوتیک و روش های جدید با کاهش قابل توجه سرطان معده همراه است. هم چنین یکی از مهم ترین علل کاهش سرطان معده و گاستریت ها درمان به موقع و به روز و جدی هلیکوباکتری پیلوری است. هرچند این باکتری در تداخل با دیگر عوامل نیز به سرطان منجر شده است. یکی دیگر از عوامل ایجاد سرطان معده، مصرف بالای نمک است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث ایجاد سرطان می شود. در کشور ما نه فقط مصرف نمک بسیار بالاتر از استاندارد جهانی است بلکه موادغذایی نمک سود شده نیز بیش از حد مصرف می شود. هم چنین کمبود ویتامین C در سبد غذایی یکی از عوامل به وجودآورنده سرطان معده است و این ویتامین تنها ویتامینی است که کمبود آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد سرطان نقش دارد. این ویتامین به صورت مستقیم با تغییراتی که در دستگاه گوارش ایجاد می کند و به صورت غیرمستقیم با تداخلی که در هلیکو باکتری به وجود می آورد، با سرطان های دستگاه گوارش به ویژه سرطان معده در ارتباط است. این ویتامین از تبدیل نیتروزها به مواد سرطان زا در بدن جلوگیری می کند. وفور ویتامین C در موادغذایی مثل سبزیجات، میوه جات تازه و شیر با کاهش ۲ تا ۳ برابر سرطان معده در نقاط مختلف جهان ثابت شده است، توجه داشته باشید که منظور میوه و سبزی تازه و سالم است زیرا سبزیجات پخته فاقد ترکیبات مفید است و مانند سبزیجات تازه موثر نیست. موضوع حساس ترکیبات نیتروز در مواد غذایی دیگر موضوع مهمی است که دکتر آزاده به آن می پردازد و توضیح می دهد: شاید مهم ترین عاملی که در دنیا در ایجاد سرطان معده شناخته شده و با اصلاح آن در کشورهایی مثل آمریکا آمار سرطان معده کنترل شده، ترکیبات نیتروز است. این ترکیبات به صورت طبیعی در بسیاری از مواد وجود دارد اما وقتی از درصدی بالاتر می رود به ترکیبات خطرناکی تبدیل می شود که سرطا ن زاست. این ترکیبات که ارتباط مستقیمی با سرطان معده دارد، متاسفانه کارکردهای متفاوتی دارد. در کالباس و سوسیس استفاده می شود و عطر و بوی خوبی به آن می دهد. این مواد به عنوان ماده نگهدارنده در بسیاری از موادغذایی استفاده می شود. هم چنین استفاده بیش از حد از سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی که به صورت روتین در کشاورزی استفاده می شود، حاوی نیترات و سرطان زاست، بنابراین حداقل کاری که به هنگام مصرف میوه ها و سبزیجات باید انجام داد این است که آن ها را با ماده لغزنده ای شست وشو داد تا سطح میوه از مواد آلاینده پاک شود. نیترات مورد استفاده در مزارع، آب را آلوده می کند و میوه های غده ای مثل پیاز و سیب زمینی به راحتی نیترات را جذب می کند. به همین دلیل است که بسیاری از میوه ها و سبزیجات، طعم و خاصیت گذشته را ندارد. مصرف بی رویه این کودها سلامت مردم را به خطر می اندازد که مسئولان باید راهی برای آن بیابند. بنابراین باید برای مصرف کودهای فسفره، کودهای اوره، نیترات و کادمیم فکری کرد؛ زیرا یکی از عوامل خطر هشداردهنده ای است که باید برای کاهش ابتلا به سرطان معده محسوب می شود. توصیه اکید این متخصص سرطان گوارش این است که مردم توجه داشته باشند سیب زمینی خیلی درشت، پیاز خیلی درشت، سیبی که گاز می زنیم و بلافاصله کدر می شود احتمالا با کود بی رویه پرورش داده شده است. از این رو به هنگام خرید دقت کنند که ۱۰-۸ سیب زمینی یک کیلو شود. با وجود اشاره های مکرر به سیگار و نقش آن در ابتلا به سرطان نمی توان از کنار سیگار به راحتی گذشت. طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی ۱۸ درصد سرطان های معده در دنیا به صورت مستقیم به سیگار ارتباط دارد و تشخیص بیماری سرطان در افراد سیگاری مبتلا به سرطان معده دیرتر از غیرسیگاری ها صورت می گیرد و همراهی آن با دیگر علایم دستگاه گوارش یک فاکتور خطر محسوب می شود. سوءهاضمه و دل درد یک فرد سیگاری همراه با کاهش وزن، بی گمان یک فاکتور خطر است که باید جدی گرفته شود. سیگاری ها به علل ناشناخته آمار مرگ و میر بالاتری نسبت به غیرسیگاری ها بر اثر ابتلا به این سرطان دارند. سابقه خانوادگی نیز در سرطان معده نقش اساسی دارد و این مسئله غیر از مسائل ژنتیکی است. اگر یکی از اعضای خانواده به ویژه خانم سرطان معده داشته است، دیگران بیشتر در خطر قرار دارند.
  نظرات ()
سرطان معده دومین سرطان کشنده در دنیا نویسنده: علی - ۱۳۸۸/٦/٩
همه ما کم و بیش با اختلالات گوارشی، بیماری های دستگاه گوارش، سندروم روده تحریک پذیر و احیانا یکی از انواع سرطا ن های دستگاه گوارش آشنایی داریم. متاسفانه در کشور ما به علت عادات بد غذایی از قبیل مصرف نمک فراوان، مصرف چربی های مضر، گرایش به مواد غذایی ناسالم مثل انواع فست فودها و سوسیس و کالباس، مصرف نوشابه های گازدار، اختلالات گوارشی در تمامی طبقات اجتماعی و تمامی سنین دیده می شود. اطلاع رسانی رسانه ها درباره خطرات این عادات بد غذایی می تواند در ارتقای سلامت عمومی جامعه تاثیرگذار باشد. تلاش صفحه خانواده و سلامت اطلاع رسانی به روز و مکرر درباره تهدیداتی است که سلامت جامعه را به خطر می اندازد و در اغلب موارد به خصوص درباره اختلالات گوارشی، کلید تغییر این عادات در دست خود مردم است. حال اگر بدانید آمار یکی از خطرناک ترین سرطان های دستگاه گوارش یعنی سرطان معده در کشور افزایش چشمگیری یافته است، بی گمان اهمیت موضوع برای شما دوچندان خواهد شد. دکتر پیام آزاده، متخصص سرطان گوارش و دبیر همایش انجمن سرطان ایران، با اشاره به آمارهای سازمان بهداشت جهانی درباره چند سرطان عمده در دنیا و ایران که شیوع چشمگیری دارد، به ما می گوید: سرطان معده به چند دلیل برای ما بسیار مهم است؛ اول این که در ایران بالاترین آمار ابتلا به سرطان ها به سرطان معده اختصاص دارد. دوم این که یکی از عمده ترین دلایل مرگ و میر ناشی از سرطان است و از نظر شیوع در دنیا پس از سرطان ریه و سینه در رتبه سوم قرار دارد. سرطان معده از نظر کشندگی دومین رده را در دنیا به خود اختصاص داده است. هرچند که طی چند دهه اخیر میزان کشندگی و بروز آن در دنیا با روش های پیش گیری و کنترل عوامل خطر کاهش پیدا کرده است.

نکته قابل توجه این است که این آمارها چه در ایران و چه در جهان پس از سرطان پوست است. یعنی آمار سرطان پوست با توجه به این که کشنده نیست، چه در ایران وچه در سراسر دنیا، بسیار بیشتر از سرطان های کشنده ای مثل سرطان معده است.

دو عامل اصلی ایجاد سرطان، عوامل ژنتیکی و عوامل محیطی است که این عوامل محیطی قابل کنترل و پیش گیری است و از زمان اطلاع رسانی، کنترل و پیش گیری ۲ تا ۳ دهه طول می کشد تا آمار یک سرطان را کاهش دهیم. در کشورهای پیشرفته چند دهه قبل راهکارهای پیش گیری انجام شد و هم اکنون آمار برخی سرطان ها کاهش پیدا کرده است.

دکتر آزاده ادامه می دهد: سرطان معده هم اکنون در نقاط مختلف ایران شایع ترین سرطان است. این سرطان بالقوه در مراحل انتهایی بسیار خطرناک است و از سویی اولین جایی است که با مواد غذایی و سموم در ارتباط است و به این دلیل قابل کنترل و پیش گیری است. در کشورهای پیشرفته پس از اطلاع رسانی و کنترل و پیش گیری، نه فقط آمار مبتلایان بلکه مرگ و میر آنان نیز کاهش پیدا کرد. بدین معنا که با تشخیص زودهنگام ۹۰ درصد مبتلایان کاملا معالجه می شوند. همین موضوع اهمیت اطلاع رسانی درباره سرطان معده را دوچندان می کند، زیرا فقط با کنترل و پیش گیری و تشخیص زودهنگام می توان آمار سرطان معده را در کشور کاهش داد. همین سرطان در مراحل پیشرفته به یک بیماری غیرقابل علاج و کشنده تبدیل می شود. براین اساس شناخت و اصلاح فاکتورهای خطر، پیشگیری، غربالگری، تشخیص و درمان به موقع سرطان معده تنها راه کاهش آمار مبتلایان به سرطان معده است.

این سرطان به دلایل مختلف از جمله سیگار، الکل، مصرف غذاهای مانده و شاید هورمون های مردانه، در مردان بیشتر دیده می شود و میزان کشندگی آن نیز در مردان بیشتر است.

دبیر همایش انجمن سرطان ایران با اشاره به افزایش روزافزون سرطان معده در ایران و شباهت علایم آن به بیماری های خوش خیم دستگاه گوارش و دشوار بودن تشخیص آن در مراحل اولیه تاکید می کند: اصلاح فاکتورهای خطر و غربالگری مهم ترین راهکارهایی است که ما برای مبارزه با سرطان معده پیشنهاد می کنیم. بنابراین اصلاح عوامل خطر محیطی که قابل دسترسی و زمان بر است، در اولویت می باشد.

یکی از بیماری های پیش زمینه سرطان معده، گاستریت مزمن و زخم معده است. محققان دریافته اند هم زمانی ابتلای فرد به سرطان معده و گاستریت و زخم معده عموما ناشی از آلودگی فرد به باکتری هلیکو باکتری پیلوری است و درمان آن با آنتی بیوتیک و روش های جدید با کاهش قابل توجه سرطان معده همراه است. هم چنین یکی از مهم ترین علل کاهش سرطان معده و گاستریت ها درمان به موقع و به روز و جدی هلیکوباکتری پیلوری است. هرچند این باکتری در تداخل با دیگر عوامل نیز به سرطان منجر شده است.

یکی دیگر از عوامل ایجاد سرطان معده، مصرف بالای نمک است که به صورت مستقیم و غیرمستقیم باعث ایجاد سرطان می شود. در کشور ما نه فقط مصرف نمک بسیار بالاتر از استاندارد جهانی است بلکه موادغذایی نمک سود شده نیز بیش از حد مصرف می شود. هم چنین کمبود ویتامین C در سبد غذایی یکی از عوامل به وجودآورنده سرطان معده است و این ویتامین تنها ویتامینی است که کمبود آن به صورت مستقیم و غیرمستقیم در ایجاد سرطان نقش دارد.

این ویتامین به صورت مستقیم با تغییراتی که در دستگاه گوارش ایجاد می کند و به صورت غیرمستقیم با تداخلی که در هلیکو باکتری به وجود می آورد، با سرطان های دستگاه گوارش به ویژه سرطان معده در ارتباط است. این ویتامین از تبدیل نیتروزها به مواد سرطان زا در بدن جلوگیری می کند. وفور ویتامین C در موادغذایی مثل سبزیجات، میوه جات تازه و شیر با کاهش ۲ تا ۳ برابر سرطان معده در نقاط مختلف جهان ثابت شده است، توجه داشته باشید که منظور میوه و سبزی تازه و سالم است زیرا سبزیجات پخته فاقد ترکیبات مفید است و مانند سبزیجات تازه موثر نیست.

موضوع حساس ترکیبات نیتروز در مواد غذایی دیگر موضوع مهمی است که دکتر آزاده به آن می پردازد و توضیح می دهد: شاید مهم ترین عاملی که در دنیا در ایجاد سرطان معده شناخته شده و با اصلاح آن در کشورهایی مثل آمریکا آمار سرطان معده کنترل شده، ترکیبات نیتروز است. این ترکیبات به صورت طبیعی در بسیاری از مواد وجود دارد اما وقتی از درصدی بالاتر می رود به ترکیبات خطرناکی تبدیل می شود که سرطا ن زاست. این ترکیبات که ارتباط مستقیمی با سرطان معده دارد، متاسفانه کارکردهای متفاوتی دارد. در کالباس و سوسیس استفاده می شود و عطر و بوی خوبی به آن می دهد. این مواد به عنوان ماده نگهدارنده در بسیاری از موادغذایی استفاده می شود. هم چنین استفاده بیش از حد از سموم دفع آفات و کودهای شیمیایی که به صورت روتین در کشاورزی استفاده می شود، حاوی نیترات و سرطان زاست، بنابراین حداقل کاری که به هنگام مصرف میوه ها و سبزیجات باید انجام داد این است که آن ها را با ماده لغزنده ای شست وشو داد تا سطح میوه از مواد آلاینده پاک شود.

نیترات مورد استفاده در مزارع، آب را آلوده می کند و میوه های غده ای مثل پیاز و سیب زمینی به راحتی نیترات را جذب می کند. به همین دلیل است که بسیاری از میوه ها و سبزیجات، طعم و خاصیت گذشته را ندارد. مصرف بی رویه این کودها سلامت مردم را به خطر می اندازد که مسئولان باید راهی برای آن بیابند. بنابراین باید برای مصرف کودهای فسفره، کودهای اوره، نیترات و کادمیم فکری کرد؛ زیرا یکی از عوامل خطر هشداردهنده ای است که باید برای کاهش ابتلا به سرطان معده محسوب می شود.

توصیه اکید این متخصص سرطان گوارش این است که مردم توجه داشته باشند سیب زمینی خیلی درشت، پیاز خیلی درشت، سیبی که گاز می زنیم و بلافاصله کدر می شود احتمالا با کود بی رویه پرورش داده شده است. از این رو به هنگام خرید دقت کنند که ۱۰-۸ سیب زمینی یک کیلو شود.

با وجود اشاره های مکرر به سیگار و نقش آن در ابتلا به سرطان نمی توان از کنار سیگار به راحتی گذشت. طبق آمارهای سازمان بهداشت جهانی ۱۸ درصد سرطان های معده در دنیا به صورت مستقیم به سیگار ارتباط دارد و تشخیص بیماری سرطان در افراد سیگاری مبتلا به سرطان معده دیرتر از غیرسیگاری ها صورت می گیرد و همراهی آن با دیگر علایم دستگاه گوارش یک فاکتور خطر محسوب می شود. سوءهاضمه و دل درد یک فرد سیگاری همراه با کاهش وزن، بی گمان یک فاکتور خطر است که باید جدی گرفته شود.

سیگاری ها به علل ناشناخته آمار مرگ و میر بالاتری نسبت به غیرسیگاری ها بر اثر ابتلا به این سرطان دارند. سابقه خانوادگی نیز در سرطان معده نقش اساسی دارد و این مسئله غیر از مسائل ژنتیکی است. اگر یکی از اعضای خانواده به ویژه خانم سرطان معده داشته است، دیگران بیشتر در خطر قرار دارند.

  نظرات ()
مطالب اخیر عناوین مطالب وبلاگ معرفی ماهی Pangasius پنگوسی گیاهخوار معرفی Raphael Catfish / گربه ماهی رافائل معرفی Common Walking Catfish / گربه ماهی راه رونده معرفی ماهی Brochis splendens / کوری زمردی معرفی ماهی Brochis multiradiatus / بروچیس باله بلند معرفی ماهی Corydoras similis / کوری خال سیاه تغذیه مناسب برای افزایش میل جنسی مروری بر افسانه جومونگ سندرم مرگ ناگهانی کودک چیست؟
کلمات کلیدی وبلاگ عکس (٩٢) هنرمندان و بازیگران (٤٥) فیزیک (۳۸) پزشکی (۳٦) خبر (۳۱) روانشناسی (۳٠) الکترونیک و رباتیک (٢٥) نجوم (٢٤) اتومبیل (٢٢) سخت افزار (٢۱) کامپیوتر (٢٠) تغذیه (۱٩) سلامت (۱٩) فلسفه (۱۸) تکنولوژی و ارتباطات (۱٧) ماهی و آکواریوم (۱٦) معماری (۱٥) هواپیما (۱٤) حیوانات (۱٤) اموزش (٧) غیره (٧) نانو (٦) جدیدترین اسلحه ها (٦) نقاط دیدنی و توریستی دنیا (٦) فضانوردی (٤) سرگرمی (٤) موبایل (٤) دامپروری (۳) زمین شناسی (۳) دامپزشکی (٢) مشاهیر (٢) ورزش (٢) بانوان (٢) بورس (٢) شیمی (۱) جملات زیبا از بزرگان (۱) دینی و مذهبی (۱) بازیهای رایانهای (۱)
دوستان من عناوین مطالب وبلاگ جامع ترین مرکز راهنمای خرید انواع مدلهای لباس عروس راهنمای خرید لوازم خانگی و کامپیوتر اخبار فناوری اطلاعات طراح قالب